من چون یک سارق پست، به اموال پسر فداکارم هم رحم نکرده ام! ( گوشزد ) ـ۳۲۷ کلیک
gooshzad.blogspot.com
در فرودگاه یکی از کشورهای خارجی پسر بزرگم که 18 سال دارد جلوتر از من در صفی قرار داشت که به سالن سوار شدن به هواپیما منتهی می شد. به او گفتم که وارد سالن که می شوی یک صندلی هم برای من نگه دار. سری تکان داد. وارد سالن نسبتا کوچک خروج که شدم جمعیت همه صندلی ها را اشغال کرده بود و پسرک هم در گوشه ای روی یک صندلی نشسته بود اما برای من صندلی نگرفته بود. چشمش که به من افتاد بلند شد و صندلیش را به من تعارف کرد.پرسیدم مگر وقتی وارد شدی صندلی خالی نبود؟...چرا صندلی کناریت را برای من نگرفتی؟ جواب داد : من رویم نمی شود وقتی بقیه ایستاده اند یک صندلی اضافه برای تو نگه دارم و ترجیح می دهم که صندلی خودم را بهت بدهم تا اینکه زیر نگاه دیگران خجالت بکشم و حق آنان را سلب کنم. می پرسم: این حق دیگران را که می گویی چه کسی یا چه عملی یا چه موقعیتی برای آنان ایجاد کرده است...و اشاره به مردی کردم که روبروی ما قرار داشت و پالتویش را روی یک صندلی و لپ تاپش را روی صندلی دیگری قرار داده بود...جوابم را نداد. در هواپیما غذا را که آوردند در سینی غذای من سس یک بار مصرف وجود نداشت...از یک لحظه غفلتش استفاده کردم و سسش را کش رفتم! چند دقیقه بعد از من خواهش کرد که اگر ممکن است مقداری از سس خود را به او بدهم و من هم با گشاده دستی قبول کردم!
younes mmgh_77 amehrabi goog10 jolie soleimani toltek14 J.V.C combo4u negarak crimsondevil Roadrunner picolo simon2bar Albert

نظر من اینه که از چنین بابای جنس جلبی ، یک پسر مودب و آداب دان و رعایت کننده حقوق دیگران خیلی جالبه ، تبریک میگم به مامانش ;)
منم به هر 2 شون بابت این پسر تبریک میگم ;) . فکر میکنم دکتر میخواد روی رابطه حق و وظیفه ، همچنین جسارت پاسداری از حق (حق گرفتنی است) بحث کنه. فعلا که منتظرم :)
علامت تعجب! انتهای متن به همین دلیل گذاشته شده دیگه. شما توی متن علامت تعجب ندارین ولی چون بصورت مزاح نوشته شده اینجا با علامت تعجب اومده.
چقدر یه آدم می تونه سطحی فکر کنه و بدون مطالعه باشه که این حرفهای بی ربط رو بزنه!!!!
مردمانی که از شدت زوم کردن بر روی درخت از دیدن جنگل عاجزند!
اگه منظورت منم، عذر می خوام بابت کامنت تا حدی تندم.توقع نداشتم یه بلاگر خوب اینقدر با بی احتیاطی از چیزی که ظاهرا مطالعه عمیقی روش نداشته و برخوردش بیشتر تجربی بوده،مطلب بنویسه.من اعتقاد دارم هروقت می خوایم "ایسم" خاصی رو هدف بگیریم،بهتره هم خودش هم نطقه مقابلش رو خوب بشناسیم.
در هر صورت من با هدفگیری شما موافق نیستم و اعتقاد دارم این تمثیل شما یک بحث فراتر از سوسیالیزم است و حتی درون لیبرالیزم هم وجود داره.
ریشه این تمثیل در اخلاقگرایی ست،نه حفظ مالکیت خصوصی. صندلی فرودگاه تحت هیچ شرایط ملک خصوصی شما محسوب نمی شه و قابل تعمیم به فرصت های محدود اشاره شده جهانی (در متن )هم نیست.اگه شما تا اینجا با من موافقید، اعلام کنید تا برگردیم به بحث اخلاقگرایی.
بی خود امیدوار بودی. خوب است از حالا یادبگیری که گاهی خود ِ عصبانی شدن و فحاشی کردن فضیلت است. باعث پررنگ شدن مرزهایت با جانوری میشود که خودش را آدم می شناسد و تو ناچاری هم نام او باشی و بدبختانه از اکسیژنی تنفس کنی که توی ریه های او هم می رود. سگ ِ این عصبانیت می ارزد به تمام پز ِ ریلکس بودن و منطقی حرف زدن. این ها را یاد بگیر.
کاش همین حرف ها را در کامنت دانی وبلاگم می نوشتی تا به عنوان شاهد بر مدعایی که می خواهم نتیجه گیری کنم به کار گیرم.
آقای صداقت عزیز
من بارها در وبلاگم تحت عناوین مختلف این بحث ها را کرده ام و دیگر حوصله از سر گیری مجدد آنها را ندارم.مباحثی تحت عنوان استیلا و قضاوت از 1 تا 7 و بسیاری مباحث دیگر در 2 سال گذشته با صدها کامنت چالش برانگیز به این موضوع پرداخته شده است.
از بابت بی حوصلگی پوزش می خواهم.
اگر می دانستم تو همان دکتر گوشزدی که با آی دی مهرانا :-) ثبت نام کرده ای اساسا شان کلماتم را نگه میداشتم و با تو وارد بحث نمی شدم. جوابت نهایتا همین است: بروبابا.