احمد باطبی عزيز! اين رسم مردانگی نيست ـ۱۴۹۴ کلیک
jomhour.org
چند ساعت پیش یکی از دوستانی که مهندس را در پرواز تا تهران همراهی کرده بود زنگ زد و گفت در راه که ایشان را به آپارتمانش درشهرک اکباتان تهران می رسانده شنیده است که سند خانه ی ايشان برای آزادی احمد باطبی در اختيار دادگاه است. در اين باره میثمی با دلشكستگی گفته است که با درخواست همسر سابق احمد سند را گرو گذاشته و حالا که احمد فرار کرده امکان دارد خانه را از او بگیرند. كمتر فعال دانشجویی است كه احمد باطبی را دوست نداشته باشد. او نماد نسل جدید مبارزان ایران است. نماد 18 تیر و شاید همه زخم های فروخورده این سالها. اما نمی شود لطف الله میثمی را بشناسی و روح بلند و انسانیت و مردانگی اش را درک کرده باشی و در برابر این اتفاق همه ایمانت به مبارزه دچار چالش نشود. مهندس براستی یک «مجاهد خلق» اصیل و تمام عیار است. مردی که در مبارزه در زمان شاه هر دو چشم از دست داد و یک دستش هم از مچ قطع شد و پس از انقلاب نيز از زندان بي بهره نبود. اما از پای ننشست و همچنان مبارزه می کند. مجله «چشم انداز ایران» بخش کوچکی از فعاليت های میثمی است. فرار احمد باطبی به آمریکا و آنچه پس از این می کند و می گوید به خود او ارتباط دارد و بس. اما آنچه قرار است برای مهندس میثمی اتفاق بیفتد به همه انسانهای آزاده و آزادی خواه مربوط است.
توجه: ۳ کاربر بر این باورند که این لینک مشکل «نقض حریم خصوصی» دارد.
bidad yozpalangh OASiS saidpar AnnaMaria N_a_V_i_D vartan58 denepr11 youlio Na_viD arianjoon Virtual Farhad_59 rezar mollah alihassani sahand57 alireza2008 zanroz kermani northland jadidian Rhye poorpp fardaa moofooli binam_binam0 nazinazi manifest alimcgill kargadan Rambod_swiss khorashad amirahmadi nasoot inchieinchie sl0th Godfather NaQQad daanial
++++++++++++++++++++
+++++++++++++++++++
يكي ازآقايون مشاركتي كه سينه چاك جنبش داشنجويين هم كافيه
ملت نميخواد
اينا واسشون پولي نيست
مهندس ميثمي و ملي مذهبي ها هميشه جور اين به اصطلاح اصلاح طلب هارو كشيدن و هزينه هاش رو دادن!
اون هم حق زندگي داره تا كي بايد شكنجه بشه؟
تحمل هر كسي هم آستانه اي داره
تا همينجاش هم همه ما مديونش هستيم.
اما كسان ديگه اي كه خودشون رو پرچم دار ميدونن بايد فكر كنن.
مهندس ميثمي كم زحمت نكشيده كه حالا اخر عمري .......
چه عرض کنم. لطف الله میثمی هر چی داشته به پای این ملت داده. نمی دونم از نزدیک دیدش یا نه، چه پیرمرد نازنینیه، چه انسان با شرفی. اصلا درست نیست اینجوری بشه. حتما می شه یه کاری کرد.
آنا مارياي عزيز شما مهندس ميثمي رو ميشناسين؟؟؟
بنده يكبار افتخار همنشيني با ايشون رو داشتم.
بقول شاملو شيرآهن كوه مردي از اينگونه عاشق.....
واقعا توصیف خوبیه.
+
ای بابا، شما چرا همه چیز رو قاطی می کنی. حالا مثلا باطبی کیه که داری بی جهت ازش دفاع می کنی؟! پرنده افتخاراتشو رو کن ما هم آشنا شیم! خوشگل بودن و دستگیر شدن و شکنجه شدن که نشد افتخار...از این افتخارات زیاد داریم تو این مملکت. کی اینجا زیر آب باطبی رو زده که یهو شما غش کردی؟ اون که رفته پی زندگیش. این پیرمرد بیچاره مونده که فداکاری کرده و هیچ ادعایی هم نداره. اینا رو هم مهدی محسنی داره مطرح می کنه و کار درستی هم می کنه، دستش درد نکنه. باالخره یکی باید فکر این بیچاره هم باشه. یه عمره داره هزینه میده.
به نظرمن شما زیاده روی و عجله میکنید که به این راحتی عنوان نامردی به آقای باطبی میدهید. هنوز خبر تازه است و شما هم از قول کسی دیگر حرف آقای میثمی را نقل میکنید که یک نگرانی را ابراز کرده اند.
با تفصیلاتی که شما از فضایل آقای میثمی کرده اید شاید حتی ایشان هم به این سرعت آقای باطبی را به نامردی متهم نکنند. پس چرا شما؟ بگذارید طرف دیگر ماجرا را از باطبی هم بشنویم. ما هم مثل دادگاههای دیگر سریع و یکطرفه او را محکوم نکنیم. او هم شاید در اولین فرصتی که پیدا کند با کمک بقیه در صدد رفع این مشکل برآید. چرا به جای فکر کردن به رفع شرافتمدانه این مشکل از طریق مثلا درخواست کمک از خیرین و.... سریع به حمله و هجمه بپردازیم.
چرا حالا که احمد باطبی بالاخره در جای امنی است و اولین فرصتی است که میشود مرهمی بر زخمش گذاشت بجایش زخم بزنیم. کمی مهربان باشیم و فکر کنیم.
برام جالبه که چهار تا دیوار خونه ای که صاحبش با رغبت گروش گذاشته خیلی خیلی مهم تر از جون جوونیه که همه بهش بدهکارن. بابا ای ولله به مرام ایرانی! زیر علم هز جریان داغی که مطرح می شه سینه می زنه، فرداش یادش می ره...
نگفته نامرد گفته این رسم مردانگی نیست. خرج کردن از حساب آقای میثمی هم برای فرار باطبی بی انصافی محضه. اینایی که سنگشو به سینه می زنن برن پول بدن سند رو بگیرن و از زیر بار منت(!) بیان بیرون!
شناخت جالبي دارين از لطف الله ميثمي
در نوع خوش قابل توجهه
من در حد شما ايشون رو نميشناسم
ببخشين. شرمنده
موافقم اما
منم نظرم اينه كه اون حق داره بره. گفتم ما تا عمر داريم مديونشيم. اما خيلي ها هستن كه ميتونن جور اين سند رو بكشن و آب هم از آبشون تكون نخوره.
ايشون -مهندس ميثمي- بزرگتر از اينن كه بيان و داد بزنن كه آي من موندم و حوضم! اين مطلب هم اگر بخونيد درد دلي بوده از ايشون با يكي از همراهانشون كه خب به اينجا رسيده....
+++++++
نخیر بنده تو دهاتمون داشتم کشاورزی می کردم زمانی که شما تو کافی شاپ با احمد باطبی اسنک می خوردین و عکس یادگاری می گرفتین. :))
اما همین قدر می دونم که باطبی خیلی اتفاقی شد نماد و پرچم جنبش دانشجویی. اگه اون روز اون پیراهن رو بالا نمی بود. اگر اون عکس منتشر نمی شد و هزار و یک اگر دیگه، باطبی هیچ کس خاصی نبود. منتظرم یکی از افتخارات این آقا رو قبل از بلند کردن پیرهن خونی بگی. گوش می دیم. بفرمایید!
اتفاقا الان که باطبی آزاد شده و رفته پی زندگیش وقتشه از خودمون بپرسیم چرا باطبی نماد جنبش دانشجوییه؟ من مشکلی اب باطبی ندارم، اما به نظرم آدم خاصی نیست در مقابل این همه فعال دانشجویی که تو این سالها زندان رفتن و شکنجه شدن و بعضا کشته شدن.
شکنجه هایی هم که شد اتفاقی بود؟
شکنجه مال بعد از دستگیریه. من آدمایی رو میشناسم که اتفاقی و اشتباهی دستگیر شدن و کشته هم شدن! شکنجه که چیزی نیست. به نظر من بعضی از ملت دانشجو به باطبی به چشم ممدرضا گلزار نگاه می کنن. اصلا درکی از جنبش دانشجویی و شکنجه و ... ندارند. فقط حرف. وگرنه می دونستن که لطف الله میثمی خیلی بیشتر از امثال باطبی هزینه دادن واسه این جنبش.
بحثي در اون نيست. باطبي هزينه داده كسي هم شك نداره. اما بحث به كامنت يكي از دوستانه.
قياسه باطبي و ميثمي امكان پذير نيست. اين كجا و ميثمي بزرگ كجا. اصلا نميشه بحث كرد.!
اين كاربر عزيز ايشون اومدن بخاطر اين گله اي كه مهندس كردن كلا ايشون و تمام سوابق و فداكاري ها و مبارزاتشون رو زير سوال بردن
هر کس برام اثبات کنه که نماد شدن باطبی اتفاقی نبود، از جمع عذر خواهی می کنم و شخصا به نمایندگی از همه دوستان با آقای محسنی هم تماس می گیرم و ازش درخواست می کنم که اون هم از حرفش برگرده. اما مدرک بیارین لطفا.
+++
رنده باد مشکل منم همین بود :)
به جز قسمت خاک بر سر با بقیش موافقم :)
باید هر فردی رو منصفانه به قضاوت گذاشت. نباید بی جهت کسی رو به آسمون برد و بی جهت دیگری رو به خاک کشید.
کم میدانم و کم می گویم
باطبی یک دانشجو در صفدانشجویان معترض بود، چون حکمش اعدام شد معروف گشت و انصافن تا کنون از این موقعیت ابزاری برای خود نساخته و این گرانقدر است
میثمی نیز شناخته شده است آنچنان که درد و رنج او را کتمان نتوان کرد
اما نمی توانم قبول کنم رفتار باطبی فیرپلی بوده است، حرفه ایی گری شاید و در مصافهای مهم حرفه ایی گری اگر زیاد باعث مخدوش شدن فیرپلی نشود مهم نیست.
اکنون بزرگان قوم می توانند با حل مشکل مثمی عزیز حرفه ایی گری باطبی را با فیرپلی خود به سمتی هدایت کنند تا رسم جوانمردی نمیرد
دوست عزیز وقتی همه جمع می شن از مهندس میثمی دفاع می کنند این یعنی این وسط باطبی داره کوبیده می شه. خودت بی طرف یک بار دیگه منصفانه به قضیه نگاه کن.
خيلي سنگ دلي يوليو
اينو خود باطبي هم تو مصاحباتش گفته وهيچ ادعايي نداره
مهم اينه كه خواسته يا نخواسته وارده راهه آزادي شد وبدل سنگيني داد شكنجه ها كشيد
قبول دارم هستند اكبرمحمديهايي كه دراين راه كشته شدن
خيليا سختيهاي خيلي بيشتري تحمل كردن اما اين دليل نميشه اينقدر بي انصافانه به باطبي حمله كنيم كه هووووي تو فكر كردي كي هستي
اين خيلي سنگينه حتي سنگين تر از شكنجه ئ شكنجه گر
نمی دونستم. خوشحال می شم ایشون از مبارزاتشون پیش از 18 تیر بگن. (زمانی که بنده در شهرستان بودم و خبر نداشتم). فعلا وقتتون بخیر.
یولیوجان، کمی تند نرفتی؟برای مهندس میثمی احترام فراوان قائلم و احمد را مسوول میدانم در وفای به عهد (هر جور که خودش میداند).
به هر حال تصادف و اتفاق را نمیتوان نادیده گرفت ولی باطبی پیشزمینه هم داشته. ادامه نظرم را ببین لطفا.
بجا بود و نيكو
+++++++++++
آن حادثه یک پسزمینه ای داشت که خیلی ها آن را نمی دانند. برای همین حالا می خواهم چیزی را به شما بگویم که آن اوایل نمی توانستم بگویم. من قبل از ۱۸ تیر، سه بار سابقه دستگیری در همین حوزه فعالیت های دانشجویی داشتم. دستگیری اولم بر می گشت به یک تجمع اعتراضی برای زندانیان سیاسی. ۱۵ اسفند ۷۷ بود. بار دوم در یک تجمع اعتراضی دانشجویی دستگیر شدم. ۱۵ اردیبهشت ۷۸.بار سوم هم در ۴ خرداد ۷۸ دستگیر و ۱۰ تیر آزاد شدم. تا ۱۸ تیر. لذا یکی از دلایلی که این حادثه برای من به آن شکل اتفاق افتاد، و برخورد آنها با آن شدت همراه شد، همین پسزمینه بود. من را شناخته بودند و آمادگی برخورد را داشتند. منطقا هم نباید یک نفر به خاطر یک تصویر تا این حد مورد توجه و فشار نیروهای قضایی و نهادهای امنیتی قرار گیرد. مجموعه ارتباطاتم در آن دوره با دفتر تحکیم وحدت، جریانات دانشجویی، مرحوم فروهرها، رفت و آمد به دفتر ایران فردا… هم مزید بر علت شد.
منبع
نه اون آيديه احمد باطبي نبود جعلي بود
خیلی بهتر. من مصاحبه رو نشنیدم هنوز. اینترنت ذغالی ما کفاف نمی ده.
خطاب من باطبی نبود. افرادی بود که نه باطبی رو میشناسن و نه میثمی رو. فقط سه تا عشق دارن : ممدرضا گلزار، بهرام رادان، احمد باطبی. و تفاوتی برای این 3 قائل نیستن.
اعتقاد دارم باطبی آدم خاکی و بی ادعایی بوده و هست.
به قول یوزی
و مخاطب حرفهای من نیست. بحث بحث بی احترامی به میثمی بود که حقیقتا هیچ ادعایی نداره و گناهی هم نکرده. انتظار من اینه که آقای بازبی اگر واقعا با سند منزل ایشون آزاد شده، این موضوع رو اعلام کنه یا حداقل هر چه سریعتر پیگیری کنه. و انتظارم از دوستانی که گفتم، اینه که یه کم با تاریخ جنبش دانشجویی آشنا شن و فکر نکنن چون اسم باطبی رو شنیدن می دونن تو این جنبش 54 ساله چه گذشته.
هرگز همچین چیزی نگفتم. باطبی که ادعایی نداره، یه عده بی خودی راه افتادن واسش سینه می زنن. من آنم که رستم بود پهلوان! فقط عرض کردم که ایشون یک نفر از این جنبش چندین هزار نفریه و در بین شکنجه شده ها یک از هزاران و هیچ برتری ای به آقای میثمی نداره.
اگه دارین به آنا طعنه می زنید اون سوابق کسی رو زیر سوال نبرد. اتفاقا من هم با اون بخش صحبتش که می گفت مردم به وقتش حافظه شون کار نمی کنه و با جریان روز به جلو می رن موافقم. شما از میثمی دفاع کردید اون هم نظرش رو درباره باطبی گفت. ولی متاسفانه شما و یولیوی عزیز اولین کاری که کردید مسخره کردن بود.
این حساب منظورم بود. ازین بیشتر نمیدانم.
این مصاحبه اش رو دیدم و به نظرم پسر مودبی اومد که خوبم حرف میزد و از اشاره اش به همه آدمهای خوب همه دوران (اعم از دولتی و غیر دولتی) که به کام voa مطمئنم خوش نیومد لذت بردم
فقط میدونم اون موقع که شما داشتی تو خونه پای تلفن با دوستات فحش به نظام و اینا میدادی تو خیابون بوده که عکسش شده پرچم
دوم هم اینکه دوباره اون دوره که تو وبلاگت به قول خودت خفن ترین چیزای ترسناک رو مینوشتی و گروه دوستای دور و برت میخوندن به به چه چه میکردن بازم تو زندان دهنش سرویس میشده
سوم هم از درستی و نادرستی این خبر که بگذریم ، اون عزیزی که میاد و این بزرگواری رو میکنه خودش عمری خاک این چیزا رو خورده و تا تهش رو رفته 100 بار
شاید تند رفتم. به هر حال علاقه من به میثمی بسیار بیشتر از باطبی ه.می پذیرم که کمی عصبانی شدم.
به شخصه با حضور او در اين بحث مخالفم شبيه محاكمه ميشه!! فكر نكنم در چنين جايگاهي باشيم
اينجا بحث كمي احساسي شده.
ايشون براي اين جنبش هزينه زياد داده و دور از انصافه كه بيخوايم بخاطر كشيدن نفس راحت اينطور اون رو به صلابه بكشيم.
ولي هتك حرمتي بزرگ و فدا كاري چون ميثمي هم دور از انصافه!
دوستان لطفا مطالب رو با هم قاطي نكنن.
اطلاع نداشتم، و اولین بار بود که این مطلب رو می خونم. اگر اینجور بوده باعث خوشحالیه. چیزی که منو سالها آزار می داد و به احترام باطبی به عنوان یک زندانی، تا حالا در باره اش حرف نزده بودم این بود که چرا باید این همه به یک نفر توجه بشه و افرادی که همین الان توی زندان دارن شکنجه میشن مورد غفلت قرار بگیرن.
جالبه که خود باطبی هم به این موضوع اشاره کرده. حقیقتا در جمع دوستانی که می شناختم اعتقاد بر این بود (و نقل شده بود از دوستان قدیمی تر) که ایشون کل سوابقش مربوط به 18 تیر بوده.
بحثم كساني بود كه هزينه اي ندادن و به كناري نشستند و در سايه مخفي شدند! عافيت طلبيدند و در پشت پرده به جنبش خيانت كردندو هر جا رفتند خودشون رو حامي جنبش نشون دادند و وقتي ديدند نمي تونن جنبش رو كنترل كنند!!! اون رو به كج روي و خيلي چيز هاي ديگه اي محكوم كردند!!!
همين آقايون ميتونن حد اقل اينجا كاري انجام بدن!
مصاحبه پارسال نوشابه امیری با احمد باطبی هم خواندنیست. بالاتر یک نقلقول از این مصاحبه گذاشتم.
+++++++++++++++
اگر منظورتون من هستم شاید در موردم کمی اشتباه کنید. من به شخصه تا قبل از خروج از دانشگاه نه وبلاگ می نوشتم و نه پای تلفن فحش می دادم. اصولا خاطرم هست که زمانی که ما با دوستان حرف می زدیم موبایل ها نه تنها خاموش بود که باطری ها را هم در می آوردیم و تلفن را قطع می کردیم و ...
محکومین کمپین یک میلیون امضا،باطبی، میثمی،اسانلو ،بهروز کریمی و امثالهم زندگی عادی خودشون رو خود خواسته وقف مبارزه کردن و فکر کنم راضی تر باشن که ما هرکدوم این حس رو توی خودمون برانگیخته کنیم تا مجیز اونها رو بگیم.اگر دِینی هست دِین ما به شرفمونه.
........
برای مشکل پیش اومده هم همون دوستانی که وثیقه های سنگین دستگیری های سال گذشته رو تامین کردن باز هم با ایجاد کمپین های حمایتی میتونن این کارو کنن. مطرح شدن این قضیه هم از این رو خوب بود که زود تر دست به کار شن و هیچ بعید هم نیست که تا الان شده باشن.ما نباید خودمون رو ناراحت کنیم ! میتونیم همین جا بشینیم و شلوغ بازی در بیاریم!
اما تقريبا اكثر بچه هاي عضو شوراي مركزي انجمن هاي اسلامي سوابقشون خيلي بيشتر از اين حرفاست!!!!
بگذريم آقا ......
به اسم احمد باطبي ساخته شده
اما مشخصات كاربريش قبلا يه چيزه ديگه بود بعد اواخر يهو اسم و مشخصات احمد باطبي رو گذاشت تو پروفايلش
من ازش سوال كردم اما جوابي نداد
نه نه ... اصلا منظورم شما یا کس خاصی نبود
پ ن : باطری رو چرا در میاوردی؟؟
کاملا درسته ولی ما بازم داریم به روش همیشگی ملتمون دنبال کاریزما می گردیم. ای کاش باور کنیم که زمان شخصیتهای کاریزماتیک حتی موقع انقلاب 57 هم رو به پایان بود و ما اخرینشو خلق کردیم و داریم هنوزم تاوان می دیم.
احمد 0 جنبش دانشجویی نیست ولی به نظر شخصی من جهت دهنده اصلی هیچ حرکتی نبوده. به خاطر تمام آزارهایی که دیده باهاش همدردم و شاید پتانسیل بالایی داره الان که یک متفکر بشه ولی این پتانسیل با القاب فرمایشی "سخنگو" و غیره به فعل در نمیاد.
به هر شکل قول دادم که اگر چیزی از مبارزات ایشون قبل از 18 تیر بدست اومد با اقای محسنی تماس بگیرم. قطعا این کار رو خواهم کرد. حداقل در باره عبارت "جوانمردی نیست" میشه می تونن تجدید نظر کنن.
زود می خوای بری :)
و تا جایی که خاطرم هست همیشه در طول فعالیتهام به عنوان یه عضو جنبش دانشجویی از ایشون به احترام یاد کردم.
قبل از اون هم احمد باطبی تو تشکل های و فعالیتهای محدودی که بعد از دوم خرداد شکل گرفته بود شرکت داشت.حضورش هم به نسبه پررنگ بود اما این حضور مختص به چند نفر نمی شد. این حال و هوای اکثر فعالین اجتماعی تو اون روزها بود
والله متخصصین امر باید بگن. ما می گفتن به هر حال وقتی باطری توی موبایل باشه امکان شنود هست. یکی از سربازان گمنام امام زمان هم یه بار در محفلی برای ما از شنود حرف می زد و این موضوع رو تایید کرد. همه دوستان انجمنی و تحکیمی و غیره من دیده بودم که این کار رو می کردن(برای جلسات مهم)...
هرچند بی نتیجه بود و بارها شد که اخباری که تصورش هم نمی رفت به راحتی به دست آنهایی که نباید می افتاد...
به شخصه مخالفم! نميخواستم اينو بگم!
اما چند مورد ميخواي شكنجه بچه هاي انجمن رو برات بيارم؟؟؟
چند مورد زندان؟؟؟
چند مورد اخراج؟؟؟
سوابقي كه شما داري بهش رجوع ميكني و .... خيلي عاديه!! اصلا به حساب نمياد!!
من به شخصه خبر نداشتم و علت کم رنگ شدن این حضور به گمانم مربوط به قدرت فوق العاده و مشارکت بسیار بالای جنبش دانشجویی میشد. افرادی که اسمشون برای ما مقدس بود، چنان گمنام شدن که باورش گاهی سخته، چه برسه به سوابق یک فعال معمولی.
AnnaMaria شما که خیلی به کسی که اتفاقی به زندان افتاده خیلی بدهکاری خوب می رفتی سند خونت رو گرو میگذاشتی و مرام ایرانیت رو نشون میدادی!! چرا همش امثال مهندس میثمی و ملی مذهبیها باید مرام ایرانیشون رو نشون بده و همه زجرها رو بکشن؟!
به هيچ وجه ضايع نكرد
حق مطلب رو گفت
شما اگه تو مبارزات دانشجويي بوده باشي ميبيني كه اينا اصلا سابقه خاصي به حساب نمياد!!! كاملا عاديه!
ولا اون متخصص امری که این حرف رو زده من علاقمندانه حاضرم ... ... ... ببینمش
نگفتن پلاستیکشم توش پودر سرم حقیقت داره
پ ن : زیرکی یوزی تو این هیری ویری بسیار ظریف بود
نه عزیز من ضایع چرا؟ من گفتم :
هنوز هم می گم و خود باطبی هم باور داره که اتفاقی بود. من فقط یه چیز رو اشتباه می کردم که تصورم این بود که فعالیت ایشون صفر بوده که نبوده. اما قبل از 18 تیر باز هم یه فعال عادی محسوب می شده. کسانی که تو اون دوران بازداشت شدن تعدادشون خیلی بیشتر از این حرفاست دوست من.
اینوری ها مثل اونوری ها نیستن تصور می کنی همه مثل رزمندگان حزب الله لبنان هستند که خون ملت ما را می مکند
تگاهي به كامنتات و طعنه هات بنداز!! بعد حرف بزن!
نميدونتسم بيان حقيقت تعصبه!
شما نظر ديگه اي داري بگو
گوش ميكنيم
تکبیر
بخسد من کجا طعنه زدم؟ من که اولین کامنتم این بود: به هيچ وجه ضايع نكرد
حق مطلب رو گفت
شما اگه تو مبارزات دانشجويي بوده باشي ميبيني كه اينا اصلا سابقه خاصي به حساب نمياد!!! كاملا عاديه!
شما اشتباهت اینه که با هر کی که باهات مخالفه و نظرش با شما فرق می کنه یا برخود بد می کنی یا بهش طعنه می زنی. نتیجه درست از گفت و گو به دست میاد عزیز من نه سرکوب و بیرون کردن کسی که مثل تو فکر نمی کنه. این لینک مثل هزار لینک دیگه می ره پی کارش و این بحث ها تموم می شه. مهم اینه که بعدش ما دوباره بگردیم و ببینیم کجا تعصب نشون دادیم. کجا ناداوری کردیم. کجا حرف درست زدیم و زدن تو دهنمون و کجا بی طرف بودیم.
اتفاقا بحث همینه. من معتقدم بسیاری از فعالین دانشجویی خصوصا توی شهرستانها در کنار نام باطبی ها گم شدند! همین الان باطبی از اکبر محمدی شناخته شده تره. امثال اکبر محمدی زیادن، اما چرا باطبی باید برای بعضی اهمیت ویژه داشته باشه، بحث من رو در باره ممدرضا گلزار بخونین :)
اکبر محمدی که زیر شکنجه مرد و چه بسا که سوابق فعالیتش در جنبش دانشجویی بیشتر از باطبی بود.
من همچین حرفی نزدم. بیداد هم نزد. هر کس زده بیاد جواب بده. من پذیرفتم که از توهین به میثمی (و زیر سوال بردنش) عصبانی شدم، اما به هیچ کس توهینی نکردم. مواظب باش شما خودت داری تو جو حرف می زنی.
بحث من به اين بود عزيز
از موقعی که یادم میادبه درو دیوار بدهکار بودیم.همه از ما طلب داشتند.
اقا این چه صحبت ی است که شما می کنید؟من با نظر شما موافق نیستم.
اول انکه القا کردن اینکه چون سند یک خانه به گرو گذاشته شده پس فرد می بایست مقید به ماندن و عذاب کشیدن باشد
دوم انکه کسی که سند را گذاشته قاعدتا پیش خود چنین وضعی را حتما در نظر گرفته و با این تعریف هایی که شما می کنید از اقای میثمی چه بسا حتی راضی به این عمل هم بوده باشد
سه انکه اون دادگاه دیوث اگر بخواهد خانه ایشان را ضبط کند با توجه به شهرت اقای میثمی .بیشتر از هر چیز مایه ابروریزی بیشتر برای این حکومت خواهد بود
چهار انکه چه بسا بنا به شهرت و وضعیت خاص ایشان که قطعا اجازه حمایت و جانبداری خیل وسیعی از اصلاح طلبانو افرادی که ته مانده نفوذی در حکومت را دارند را به نفع ایشان و ازاد کردن سند را می دهد
شاید ملحوظ کردن دلایل سه و چهار در تصمیم باطبی ملحوظ بوده باشد
حال فرض کنیم که موثر نباشد و خانه هم ضبط گردد
اول اینکه با بنا به شهرتی که ایشان دارند حتما مورد حمایت خیل بسیار وسیعی از ملی-مذهبیون واصلاح طلبان و کار گزاران (که مبلغ ان خانه رقمی برایشان محسوب نمی گردد)قرار خواهد گرفت.
دو انکه چه بسا جبران هزینه اصلا توسط خانواده باطبی و یا خود باطبی و مثلا با استفاده از بودجه400 میلیون دلاری امریکا برای حمایت از تحولات در ایران صورت گیرد.
سه اگر هم دو دسته فوق نتوانند جبرا این خسارت کنند خیل جمعیت ایرانی شرافتمند(و البته همیشه و به همه کس بدهکار )جبران خواهند کرد.
چهار انکه اصلا شاید خودشان با توجه به سابقه ایثار و فداکاری که گفتید راضی بوده باشند که با...
چهار انکه اصلا شاید خودشان با توجه به سابقه ایثار و فداکاری که گفتید راضی بوده باشند که با صرف پول باعث رهایی ان فرد شده اند
پنج اصلا به شما چه ربطی دارد برای ان بنده خدا که تازه از این نکبت در رفته چنین تیتری می زنی و سعی در به گند کشیدن اورا داری؟و درد دل به قول خودت خصوصی یک فرد را به این صورت سوژه می کنی؟
ششم اینکه اگر خانواده خود باطبی در صوریکه امکان داشتند سند بگذارند و می گذاشتندایا باز هم شما چنین دلسوزی را برای بر باد رفتن خانه شان می کردید و دیگران هم چنین حمایتی از خانواده ایشان می کردند؟اگر واقعا اینجور است کدام یک از این عده ای که با گرو گذاشتن سند و به طور مشروط ازاد شدند و در رفتند سر سوزنی بابت جبران ضرر مالی مربوطه از کسی شنیده نشده است؟
بنا بر این تصمیم باطبی را من بر خلاف انجه شما نا جوانمردانه خواندید من معقول و منطقی می بینم
شاید پیامی باشد برای هزینه هایی که افراد دیگر و خانواده هایشان پرداخت کرده و می کنند تا فرزندانشان خلاص شوند.
اخر انکه با این وضعیت خر تو الاغی که تهدید هزار بلا و ویرانی و جنگ برای کل کشور الان هست چه بسا بسیاری ازخانه ها ی این ملت بدبخت بر سرش خراب گردد بحث سند و غیره چندان به جا به نظر نمی اید
:))
من یه چمدون گرفتم. جای شما خالی :)
ای بی مرام 50 / 50
من به چمدون خالیشم راضیم، ای کفر بیا در آغوشم، آغوش من باز ِ باز است
يه چمدون چي؟؟؟
اي بي مرام!!
33.33333به 33.33333 به 33.33334
مال يوليو بيشتره!
=))
این بایرامی هم بی تقصیر نبوده ها! البته بیچاره چقدر عذاب وجدان داشت به خاطر ای عکس. فکرش رو هم نمی کرد.
این واقعا طعنه نبود من نظرم رو گفتم. حالا شما اگه به مذاقت خوش نمیاد من چکار کنم. همه ما اومدیم اینجا که بحث کنیم و از نظرات هم مطلع بشیم. اگه قرار باشه هر کی که چیزی غیر از اون چیزی که شما میخوای بشنوی بگه، و شما باهاش این قدر عصبی برخورد کنی چندان درست نیست. اگه همه شما رو تایید کنن که دیگه گفت و گو نیست. همش می شه تایید.
:))
چه گيري دادي من اصلا عصبي نيستم به خدا!
شايد بد نوشته باشم همچين فكري كردين
شما ببخشين
جدي دارم ميگم
++
جمشید بایرامی نفع مالی برد از این عکس و شهرتی که برایش به همراه آورد.
باطبی:
من هیچ وقت در هیچ تشکل دانشجویی عضویت نداشتم ولی آن موقع با دفتر تحکیم وحدت کار می کردم؛ مثلا به عنوان انتظامات.
من فكر ميكنم تو اين جملش گفته كه نقشي بيشتر از انتظامات داشته
البته يوليو جان مد نظر داشته باش كه زماني كه اين مصاحبه رو انجام ميداده هنوز درگيره زندان بوده طبعا خيلي راحت نميتونسته مصاحبه كنه
ahmadbatebi
احمد باطبی . متولد1356 شیراز - دانشجوی رشته جامعه شناسی - عکاس و روز نامه نگار
اقا اینو تو پروفایلش نوشته
youlio
شرط اولش داشتن دوتا خایه درشته که کسی در آن لحظه آن پیراهن را بالا کنه، که من و شما نداریم...
حالا چون رفت آمريکا اسمش شد فرار
خجالت بکش
نگران اون سند هم نباش
اولاً که جون احمد واجب تر از سند همه خونه های تهرانه
دوماً هنوز اتفاقی برای اون خانه نيفتاده و شما معلومه داری لحظه شماری ميکنی که يه اتفاقی براش بيفته
وگرنه از رو مطلب نميشه بدون هيچ شبهه ای مستقيم به نامردی و این چيزا رسيد
شما تو عمرت شکنجه شدی؟
متاسفم که گویا در اینجا فردی مسئولیت تخریب شخصیت احمد باطبی را در حالی به عهده گرفته که احمد پس از سالها که به جرمی مضحک در زندان بوده موفق شده نفسی راحت بکشد. راستی چرا ما هنری جز تخریب شخصیت یکدیگر نداریم و فکر می کنیم تخریب شخصیت ها هنر است؟!
اگر کار سیاسی نکرده اید لطفاً با نظرات بی جای خود شخصیت احمد را خراب نکنید. مخارج احمد تنها یک سند خانه نیست و اگر در جریان باشید می دانید که مسائل غیر مادی دیگری مثل همسر و مسائل مربوط به خانواده خودش و...وجود دارد که برای همه آنها برنامه ریزی شده و به زودی همه چیز به خوبی تمام می شود...
البته احمد تنهاست و دیگر همسری ندارد...
نه مساله این نیست. افرادی که کمی سابقه فعالیت در جنبش دانشجویی داشته باشند آگاهند که بالا بردن یک پیرهن خونی دلیلی برای بازداشت و صدور حکم اعدام نیست. مساله اصلی مربوط به چاپ این عکس روی جلد اکونومیست بود. بدیهیه که شجاعتش قابل تحسینه، اما...
كاش حماقت حدى داشت ... هرچه فكر ميكنم چه ميشه گفت به يك مقاله اى مثل اين ، كلام قاصر ميمونه متاسفانه .
نخیر. مگه بنده همچین ادعایی کردم؟ ارزش گزاری رو اعضای جنبش دانشجیی به صورت درونی انجام می دن.هیچ فعالی رو در جنبش دانشجویی نمی شناسم که برای باطبی ارزشی فراتر از یک زندانی سیاسی قائل باشه. هر کسی توی جنبش دانشجویی ارزش و احترام مشخصی داره.
برای من باطبی قهرمان نیست، ما به قهرمان نیاز نداریم، باطبی یک دانشجوی تحت شکنجه و زندانی بود که خوشبختانه الان نیست. ما نیاز نیاز به افرادی آگاه و آگاهی بخش داریم.
"بدبخت ملتی که نیاز به قهرمان دارد."
تخریبی بر علیه کسی صورت نگرفته. بیان واقعیت ها تخریب نیست. برای اولین بار بعد از واقعه 18 تیر آقای باطبی را نقد کرده اند. متاسفانه از او چنان قدیس و امام معصومی ساخته اید که دسترسی به او ناممکن به نظر می رسد. این عمل هیچ تفاوتی با قدیس کردن خمینی و ممنوعیت نقد او ندارد.
هیچ کس معصوم و غیر قابل نقد نیست.
امیدوار حکومت کونت بزاره تا بفهمی آدم بدبختی مثل باطبی... زیر شکنجه... جونی فنا شده و همه چیزهایی که میدونیم نمیتون فکر یه سند زپرتی باشه...
خاک بر سرت که جون یه جون برات از خشت و گل کم ارزش تره...
خوک کثیف....
برو به جـــهـــنم آشـــغـــال....
رفیق تند نرو...
شما در ذهن خود چیز بی خودی ساخته اید و آن را به احمد باطبی نسبت می دهید و بعد از آن انتقاد می کنید!
احمد باطبی کی ادعا کرده که یک پدیده خاص است؟! آیا ایشان نظریه ای برای مبارزه ارائه کرده اند که اینجا آن نظریه را نقد کنیم یا آیا آمده در تلویزیون و از مردم خواسته که بریزند در خیابان یا...؟؟
راستش احمد برخلاف خیلی ها اصلاً جنجال به پا نکرد و ادعایی هم نکرد و ندارد و شما بی خود و بی جا ادعاهای خود را به او نسبت می دهید. احمد برای مردم و مخصوصاً دانشجویان اهمیت دارد چون نماد ستمگری جمهوری اسلامی است در حق قشر دانشجو. احمد همان کسی است که چون پیراهنی را بالای سر برده به اعدام محکوم می شود!! و بعد تخفیف می دهند و حبس ابد و بعد 15 سال و...احمد مهم است چون نشان زنده این احکام ضد عقلانی و ضد انسانی است...
من آنم که رستم بود پهلوان...
حالا دیگر آنقدر گند مسلک شده ایم که برای نشان دادن خود می گوییم:
من آنم که احمد باطبی بود "بد، بد، بد"!!!
دوست عزیز!
این بار اول نیست که احمد موقتاً از زندان بیرون آمده و بار اول هم نیست که قصد فرار داشته...احمد در تلاش سوم خود موفغق به خروج از کشور شد و شک نکنید کسی هم که برای او سند می گذارد به خوبی این مسائل را می داند و البته این را هم می داند که قرار نیست اگر منزل مصادره شد احمد به روی خودش هم نیاورد...همانطور که گفتم احمد کارهای دیگری هم دارد و به زودی همه مسائل هم حل خواهد شد...
من خواهش می کنم اینقدر کودکانه کسی را متهم نکنید...
به نظرم گاهخی لازمه آدم سرشو بکوبه به دیفال تا اعصابش اروم شه!
دوست من، عزیز من، برادر من، رفیق من ...
من، یولیو، نه در طول دوران دانشجوییم و نه در بالاترین نگفتم
من گفتم
خوب کامنت ها رو بخونین بعد نظر بدین و در باره ادم قضاوت کنین. درست نیست به پیر، به پیغمبر، به مارکس، به...! که حرف منو برعکس می کنین!
آفرین احسنت. مثال بسیار خوبی هم زدین:
بنده هم همین رو عرض کردم. بعضی ها اینجا اعتقاد دارند چون احمد باطبی شکنجه شده قابل نقد نیست. چه حرفیه. مثلا بعضی از دوستانم که شدیدا باهاشون اختلاف فکری داشتم، وقتی می رفتن زندان با همه توانم ازشون حمایت می کردم. از زندان که در میومدن دوباره همون آش و کاسه :) منظور اینکه وقتی یه جا لازمه از کسی دفاع قاطع کنیم این کار رو می کنیم ولی نباید تقدیس و تطهیر شه، به موقع می شه نقدش کرد.
اینها یعنی چه؟:
و در نهایت حرف من هم فقط با شما نبود....دیدم برخی دوستان اینجا هرچه در چنته داشته اند را نثار احمد باطبی کرده اند در حالی که احمد اگر مهم شده در ذهن مردم است نه به واسطه ادعای خودش یا خواست خودش یا...
اینکه به خیلی دانشجویان سیاسی بهای لازم داده نشده دلیل نمی شود که از بهای احمد کم کنیم...
ببینید اینجا بحث یک فرد نیست...اتفاقاٌ خیلی کم هستند که این فرد را واقعاً بشناسند...مساله نمادیست که از احمد باطبی ساخته شده و حفظ آن اهمیت دارد. حتی به نظرم احمد در برابر آن نماد مسئول است...
این یعنی ما مقصریم که یک نفر را بزرگ و مقدس می کنیم و بسیاری را گمنام و نیازمند کمک رها کرده ایم.
آقای باطبی ارزش و احترام لازم را در بین جامعه جنبش دانشجوی و مردم ایران دارند. مهم است که پس از سالهای بت ساختن های غلط این رسم را تغییر دهیم. اگر از باطبی بت بسازیم و چشم و گوش بسته تاییدش کنیم خود به خود او را به یک رهبر مطلقه تبدیل کرده ایم. بدیهی است که خود ٱقای باطبی هم از چنین کاری نفرت دارد.
اگر فردا باطبی دچار انحراف و لغزش شد یا به دلیلی نتوانست این پرچمی را که در دست دارد نگه دارد، کل جنبش دانشجویی زیر سوال خواهد رفت و کل دانشجویانی که در این سالها هزینه دادند و زندان و شکنجه و کمیته انظباطی و تعلیق و اخراج و تهدید و ... را تحمل کردند.
و به همین دلیل باید نقد پذیر باشد. به دلیل مسئولیت. کاملا موافقم که احمد مسئول است. اما متاسفانه هیچ اطمینانی وجود ندارد که احمد راهی را نرود که افشاری رفت. بگذارید به حساب بدبینی من. اما به نظرم همین بزرگ کردن ها و شعار های توخالی دادن و حمایت های بی حساب و کتاب بارها باعث خطای پرچمداران و رهبران جنبش ها شده است.
قدم اول، همین قضیه خانه و شند است که باید تکلیفش مشخص شود.
گفتم که شما یک سری چیزهایی که وجود ندارند را نقد می کنی! چه کسی از باطبی بت ساخته؟! این که مردم برای او احترام قائل هستند اصلاً به این معنا نیست که از او بت ساخته شده است و این شما هستید که تصور می کنید از او بت ساخته شده...مگر می شود از یک نفر هیچ اندیشه ای متصاعد نشود و از او بت ساخته شود؟!! و چطور است از امروز هر کسی را که نزد مردم مورد احترام بود را متهم به بت بودن بکنیم؟! مردم تنها برای همان نمادی که پیشتر اشاره کردم "احترام" قائلند...
1- زمان بسیار نامناسبی را برای نقد انتخاب کرده اید. آیا این مساله را قبول دارید؟! مثل اینست که روز تولد کسی همه انتقادات را برایش لیست کنیم! بگذارید یک حرفی، نظری مطرح کند بعد برویم سراغ نقد کردن ...
2- من خیلی موافق نیستم که افشاری اشتباه کرده باشد و برای همین هم هست که یک حس بدبینی نسبت به کسانی دارم که ادعا می کنند در بدنه جنبش دانشجویی و تشکل های دانشجویی حضور دارند چون اگر حضور داشتند از کارهایی که افشاری در آن سو انجام داده به خوبی آگاهی داشتند.
چه ربطی داشتند شهدا به باطبی رفیق؟! اکثر ما و تقریباً همه ما ارادت داریم خدمت همه کسانی که برای پاسداری از این خاک جان خود را هدیه کردند اما اگر نگاه کنی می بینی اینجا بحث در مورد یک شخص است و نه شهدا و نه جنگ...به شیوه شما اگر پیش برویم باید انتظار داشته باشیم یک نفر هم بیاید و بگوید که کیارستمی در سینمای ایران هرز رفت و چرا کسی از او یاد نمی کند! پس لطفاً جوگیر نشوید
نازنين دوست اين اتهام خيلي سنگين است و البته قابل ، احمد باطبي شخصي نيست كه اينكاره باشد به يقيين نكته اي در اين بين وجود دارد شايد خود مهندس با اطلاع قبلي و به اصرار از احمد باطبي خواسته كه اين كار را بنمايد چيزي كه هست همه ما به احمد باطبي بدهكاريم اما هيچكدام از ما به وظيفه خود عمل نكرده ايم اما گويا تنها مهندس به اين وظيفه عمل نموده است.
پاينده باشيد مهربان دوست
افشاری خودش می داند چه کرده و چه نکرده، بنده اطلاع دقیقی ندارم و پیگر اخبارش هم نیستم. مقصود من بازتاب های عمل این افراد است. در بدنه جنبش دانشجویی هم، میدانی و می دانیم که عده ای دوست دارند سر به تنش نباشد و بسیاری او را بسیار محترم و ارزشمند می دانند. بحث من این است که کسی که به جایگاهی ویژه در جنبش دانشجویی می رسد مسئولیتش سنگینتر است و نباید بهانه دست آنهایی بدهد که در پی نابودی این جنبش پنجاه و اندی ساله اند. اشاره ام به موضوع خاصی نیست، کلی گفتم و قصدم مثال زدن بود.
قصد نداشتم به همین زودی این باب باز شود. اما احساس کردم بعضی ها برایشان مفاهیم چون نقد "قهرمانان شان" بی معنی باشد و یک سری حرفهایی زده شد و پاسخ هایی که رد و بدل شد که شاید نباید اکنون این اتفاق می افتاد، شاید. اما باطبی امروز متولد نشده است. باطبی به بلوغ (سیاسی) خویش رسیده است، او بسیار تجربه اندوخته و بسیار هزینه داده، و اکنون جایگاه مستحکم و دسترسی به رسانه های آزاد دارد، پس نمی توان او را به کودک تازه متولد شده تشبیه کرد.
بحث اصلی هم این نبود، متاسفانه کمی بحث به حاشیه رفت. پیرمرد فداکار و بیچاره ای که بسیاری نگرانش بودند به ناگاه متهم به جو گیر شدن و دو رویی و ... شد متاسفانه، و اینگونه بحث به آشوب کشیده شد.
هنوز پاش نرسیده می خوان خوردش (بت شکنی) کنند که احیانا ، شاید ,ممکنه، که با احتمال 1 درصد "بت" بشه یا بت باشه. قربون منطق خوشکلتون بشم هرکی که معروف شد _اونم به خاطر ظلمی که بهش شده واینکه خدایی خوشتیپه وشجاعانه ایستادگی کرده شانسی عکسش خیل خوب در اومد_ ربطی به این نداره که به دیگران _اونهایی که همان اندازه رنج و ایستادگی توی کارنامه اشون هست_ که معروف نشدند یا نیستند ظلم شده. معروف شدن کیلویی نیست که هرکی رنج بیشتری برده باید معروفتر باشه . معروفیت ربط به (بد) شانسی داره و تلاش من وتو برای حمایت وسپاسگذاری از کسی که از عمرش و جونیش را برای بهبود وطنش مایه گذاشته و می گذارد. درود بر تمامی این مبارزان گمنام یا معروفی که به خاطر ستیز با ظلم و جهل در کشور ما ایران دارن رنج میبرند و بردند.
"در زندان که بودم در فاصله مرخصی هایی که بیرون می آمدم آدم های زیادی به من لطف داشتند؛ ایشان هم یکی از همان ها بود. بعد از مدتی من پیشنهاد ازدواج دادم و ایشان هم پذیرفت. من در سال دو سه بار مرخصی می آمدم. در یکی از همین مرخصی ها که ۵ روزه بود رفتیم و با خانواده ایشان هم صحبت کردیم. مراسم خاصی هم نگرفتیم. یک عقد ساده. زندگی خاصی هم نداشتیم. بعد وقتی من از زندان فرار کردم، مدتی با هم فراری بودیم. از این شهر به آن شهر. بعد من دستگیر شدم. در دوره جدید زندان من، ایشان مجبور بود کارهای مرا پیگیری کند. ارتباطات گسترده ای هم برقرار کرد که برایش دردسر ساز شد. بعد او را هم دستگیر کردند. در زندان خیلی هم به وی فشار آوردند. از زندان که آمدیم بیرون ایشان اعلام کرد این شرایط زندگی برایش قابل تحمل نیست. بعد با وجودی که من خیلی هم به ایشان علاقه داشتم و ایشان هم خیلی برای من زحمت کشیده بودند، از هم جدا شدیم. ولی باید بگویم من در زندگی با ایشان خیلی خوشبخت بودم." +
درود بر خيابان بهشت عزيز
دوست عزيز حتي اگر نكته اي هم درميان باشد نبايد گفته شود!
مهندس ميثمي به اندازه كافي منفور رژيم هست. بي شك اگر مدركي براي اين گفته شما پيدا شود اوضاع وي نگران كننده خواهد بود.
و شما هم زود قضاوت نكنيد. كسي كه داره نقد ميكنه جواب كامنتهاي دوستان رو داده و چيزي كه در ذهن دوستان ساخته شده رو به چالش كشيده
ب
جنبش دانشجويي از اين پولا نداره برادر! نكنه شما هم قصيه چمدون رو باور كردي؟؟
ضمنا احمد هم قرار نيست كاري بكنه.اندازه كافي كرده. نوبت ديگرانه.
شما چه ميدوني كه اينجا كي چكارس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از كجا ميدوني كي چقدر هزينه داده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بايد اينجا با حكم و عكس قضاوت كرد؟؟؟؟؟؟؟
از كجا ميدوني كي چقدر هزينه داده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بايد اينجا با حكم و عكس قضاوت كرد؟؟؟؟؟؟؟
شما دارید سرمایه بزرگی را به گند می کشید
سرمايه دانشجوهايي هستند كه با وجود اين وضع افتضاح هنوز در حال فعاليتند نه يك عكس!
سرمايه كساني هستند كه با اين خفقان هنوز دارن راه رو ادامه ميدن و نيرو سازي ميكنن.
كساني كه پرچم جنبش رو هنوز بالا گرفتن.
با اين نوع دفاع از باطبي فقط خرابش ميكنيد.
این جنبش نیاز به تاریخ دارد. با این لینک شما تاریخ دور و نزدیک این جنبش را به تمسخر گرفته اید.
آقای میثمی مسلما می دانند چه می کنند و اگر فعالیت باطبی در خارج از کشور ثمری داشته باشد، این هزینه برای آقای میثمی در مقابل هزینه هایی که تا امروز کرده اند چیزی نخواهد بود.
در واقع تیتر شما نهایت ناجوانمردیست نه کار باطبی
می تونی تیترهای بهتری برای لینک هات انتخاب کنی
دوستی نویسنده این بلاگ با میثمی مثل دوستی خاله خرسه است، در قالب دلسوزی دارد او را تحقیر می کند. امیدوارم این مردانگی را داشته باشد که بلاگ خود و نظریات داده شده را برای آقای میثمی بخواند و نظر ایشان را همینجا ذکر کند تا روشنگری و حسن ختامی باشد برای این مبحث. فکر می کنم به خاطر تحقیری که نادانسته به میثمی روا داشته این بدهی را به ایشان داشته باشد.
که البته فکر نمی کنم اینگونه باشد .
رسم مردانگی را که در کوزه بگذار دوست عزیز.
باطبی رسم انسانیت را با 9 سال در زندان ماندن ادا کرد ، نوبت مدعیان مردانگی است که قدم پیش گذارند .
البته معنیه بی ادعا بودن را به راحتی می توانیم در نامرد خواندن باطبی مشاهده کنیم .
باطبی هیچ فرقی با میثمی ندارد ، حتی اگر تنها پرونده اش 18 تیر باشد و حتی اگر تنها جرمش بالا بردن پیراهن خونین باشد .
او همان قدر مظلومیت و حقانیت را نشان داد که دیگران با کلمات درشت خود
نمی گم چی گفت.خودتون می تونین حدس بزنید.
موافقم اما نه با این شدت. درسته باطبی هزینه های زیادی داده ولی من نمی فهمم علت این همه هزینه چی بوده؟ این هزینه ها چقدر به پیشرفت دموکراسی در کشور کمک کرده؟ چقدر از این مردم با این هزینه هایی که باطمی و امثالهم پرداخت کردند آگاهی دارند؟ و چقدر برای چنین هزینه هایی ارزش قائلند؟ نمی خوام ناآگاهی مردم رو توجیه کنم ولی واقعیتی است که باید پذیرفت. تنها اسمی که می شه روی اینگونه هزینه ها گذاشت، کله خریه! با همه احترامی که برای باطبی به عنوان یه انسان دردکشیده قائلم ولی نمی شه اسمی بهتر برای هزینه ای که داده گذوشت.
ارادت مند احمد باطبی
با شما موافقم که این رسم مردانگی نیست که باوجود لطف استاد گرامی و انسان شریف من بخواهم که اقدامی به این شکل کنم . اما من قبل از خروج از ایران پیامی را به آقا لطف الله عزیز فرستادم که گویا به ایشان نرسیده که از من دلگیر شدند.
اما این را برای شما مینویسم و خواهش میکنم خودتان به ایشان برسانید . که از بابت ضمانت نگران نباشند. در صورت بروز مشکل تدابیر لازم اندیشیده شده و مشکلی برای ایشان پبش نمی آید . سلام و عرض ارات و دست بوسی من را به ایشان برسانید.
با سپاس ، احمد باطبی.»
کار آقای میثمی در وثیقه گذاشتن خانه اش برای رهایی احمد باطبی بیقین کار باارزشی بوده و صدمه وارده به ایشان مایه تاسف است و نشان دیگری از ستم و توحش این حکومت . اما دوستان ضایعه از دست رفتن خانه ، حتی اگر ثمره عمری کار و تلاش بوده باشد را چگونه با ارزش جان یک انسان یکی میکنید؟ حتی با باطبی کاری نداشته باشیم اگر دانشجوی گمنامی هم باشد که جایگاه اجتماعی و مردمی ویژه ای هم نداشته باشد، آیا میشود جان انسانها را با ملک و املاک و مادیات دیگر سنجید؟
از نظر من قیاس این دو زیان واقعا قیاس مع الفارق است.
مواظب چاك دهنت باش
در مورد كسي كه نميشناسي درست حرف بزن
مرسی
دقیقا
در چند روز گذشته بعضی از عاشقان و پا بوسان درگاه ولایت فقیه بدنبال خراب کردن اقای احمد باطبی و گرفتن ماهی از آب گل آلود بوده و با ارسال پستهای تخریب کننده و نوشتارهای غرض آلود بر علیه جنبش دانشجویی و مسخره کردن آن تلاش زیادی کردند که وظایف خود را در قبال کمک به حفظ و تثبیت حکومت اشغالگر اسلامی بر ایران انجام دهند .با نگاه کردن به این لینک از وبلاگ بیلچه(یونس)به آسانی به دیدگاه و شخصیت ارسال کننده پست(احمد باطبی نباید از ایران میرفت) با ID WindowsLab در بالاترین میتوانید آشنا شوید. آیا براستی این فرد ارزشی برای مبارزات دانشجویی قائل است؟http://balatarin.com/permlink/2008/7/4/1344019
اما به هر حال ممنون از اینکه وارد بحث شدین و وقت گذاشتین