يادداشتي در مذمت دروغگويي: «کلام» دروغ، «زيبا» نيست!
ـ۱۴ کلیک
www.etemaad.com
وقتي که پاسخ هفته پيش آقاي دکتر زيباکلام را نگاه کردم، در تعجب فرو رفتم که خب که چي؟ ايشان بر کرسي وعظ و خطابه نصايحي پدرانه فرموده اند، اما چرا به نام پاسخ به نوشته من؟ اين کار بيشتر شبيه دفاعيه متهمي است که به جاي پاسخ به اتهام خود، از زمين و زمان سخن مي گويد جز مورد اتهام، و طبيعي است که نتيجه هرچه باشد تبرئه نيست. در فکر اين معضل بودم که از دست اندرکاران محترم ويژه نامه اعتماد تماس گرفتند و پرسيدند آيا مي خواهم جواب دهم. گفتم به چي؟ ... ولي آقاي زيباکلام گفته اند چون نوشته آقاي عبدي شخصيت ايشان را هدف قرار داده (نقل به مضمون) بنابراين ابتدا بايد اين پاسخ را مکتوب دهند. و من مي خواهم درباره همين نکته متذکر شوم که بله نوشته من مي توانست بالقوه حمله بسيار شديدي به شخصيت ايشان باشد... اما متاسفانه همان طور که پيش بيني کرده بودم، شجاعت اخلاقي پذيرش اين اشتباه را نداشتند و از آن بدتر اينکه کلمه يي هم درباره دروغگويي خود مطلبي ننوشتند. دروغي که خيلي روشن و واضح بود ... البته متهم کردن کسي به دروغگويي اتهام بسيار بزرگي است و شخصيت متهم را، اگر نتواند خود را مبرا کند نابود مي کند، اما اگر کسي دروغ بگويد، چاره يي جز متهم کردن او نيست و من نمي دانم چه کلمه ديگري بايد به کار مي بردم که ايشان ناراحت نشوند ... در هر حال وقتي ديدم در جامعه ما آقاي زيباکلام که استاد دانشگاه آن هم در علوم سياسي است، حاضر به اصلاح دروغ هاي مکرر خويش نيست، از يک مقام اجرايي چه انتظاري مي رود؟ ... اي کاش افسانه پينوکيو درست بود و دماغ دروغگو بزرگ مي شد، در اين صورت جامعه ما پر از دماغ مي شد ...

https://balatarin.com/permlink/2008/6/27/1338498#comments