من در نقش چهار شخصیت ماجرای دانشگاه زنجان !
ـ۴۱۰ کلیک
shatot.wordpress.com
از وبلاگ غرش به یک بازی وبلاگی دعوت شدم در مورد قضایای دانشگاه زنجان به اینصورت که بنویسم ( البته صادقانه ) اگر به جای شخصیت هایی که در این ماجرا دخیل بوده اند میبودم چه عکس العملی انجام میدادم . البته من فکر میکنم صادقانه نوشتن با شعارگونه نوشتن و احساساتی شدن خیلی تفاوت داره ! کلا ما ادمهایی هستیم که از شعار و هیجان کاذب خوشمون میاد نه از واقعیت ! بگذریم …. به کسی برنخوره لطفا ! شخصیت ها عبارتند از : ۱- وزیر علوم / بنده اگر به جای وزیر علوم بودم شخصا موضوع رو پیگیری میکردم و تا تکمیل پرونده و رسیدگی کامل از طریق مراجع قضایی شخص خاطی را از کار تعلیق و در صورت اثبات گناه ایشون رو از دانشگاه اخراج میکردم . ۲- معاون دانشجویی دانشگاه زنجان / اینکه بگم اگه بجای ایشون بودم چه میکردم از همه سخت تره … بیاید صادق باشیم ! تنها بودن با دختری جوان که به ندای شما لبیک گفته و به اتاق خلوتی امده … روسری از سر برداشته ! ( شعار ندید لطفا …
yozpalangh negarak _sd_ yekiyedone WATERS diana Fesenjoon maktoobat Invisible daneshvar rezara59 Borzo AnnaMaria shapal gajamoo jimbolak sadegh56 youlio sherwood hasankababi Soleil harfehesaab kaochi0 MIMODONA b3hzad satch sam_ra Islamic_Re crimsondevil kargadan baoba Karbafoo key payiz naghdali shampilix seta Roadrunner amirreza HillBilly casper farzad shatot mirzakasra sinabalkan simon2bar 122333 furogh2007 rahaa barbapapa021 mhep222 sahand vlad Barge-sabz albalooina fozolbashi shab_tarik goog10 herati00 marmooz st-behesht bidad -senjed- farzad_b67 picolo Vahid Online Kamangir pourya artahermes entezare nathan mehr72 sina4403 MoSoweb emanifard atosa amirahmadi kamoon
درسته وبلاگم خاليه ولي بالاخره وبلاگ دارم ديگه ...
قابل توجه عزیزانی که از این به بعد قرار است بنویسند
واقعا همه مرد هاي ايراني مثله شاتوت فكر مي كنند؟!
من كه نا اميد سدم ازت صادقانه ميگم...
:O
واي خدا چرا اين جملت هضم نميشه شاتوت!!!!!!! :(
دیانای عزیز اینطور نیست
می توانی مطلب من را هم بخوانی البته کریمسون عزیز نیز در این رابطه نوشته اند و مطلبشان مخصوصن تحلیل آخر بسیار جالب بود
رودرانر عزیز نیز به جای تحلیل نفر به نفر نکته ایی اساسی را دستاویز پست خود کرده است
باشه حالا ميرم يه پارچ آبي چيزي مي خورم شايدم هضم شد ;)
شما هم تشریف بیاورید زیباتر شود
:)
;)
سه روزه دارم روی شعارهای اوایل انقلاب کار میکنم .یک چیز تک و البته بی مشتری
شعارهایی که توی عمرتون نشنیدید
coming soon
من كه نا اميد سدم ازت صادقانه ميگم...
اگه بخوام صادقانه بگم ، با حرف های شاتوت تا حدودی موافقم .
اگه بخوام صادقانه بگم ، با حرف های شاتوت تا حدودی موافقم .
---edit---
سپاس رفیق
مگه دست خودته :D
یکی از رفقا محبت کنه دعوتش کنه
دقیقن
شاتوت جان صادقانه نوشتن از چیزی که از آن اطلاعی نداری چه معنایی دارد؟! صادقانه یک قصه روایت کردی نه؟!
دوست عزیز...رفیق! اولاً بهتر است اصل جریان را از دوستان در دفتر تحکیم پیگیری کنید. من قبول دارم که ما هم در تحکیم حداکثر بهره را از این ماجرا بردیم اما شما هم بدانید که قضیه دروغ نبوده و آقای مددی برای بار چندم سعی در سوء استفاده از مقام خود داشته اند که در همه موارد قبلی هم موفق شده اند(حدود 10 بار را دوستان در جریان هستند). یعنی این دو مساله را با هم قاطی نکنید که 1- مددی سعی داشته از موقعیت خود برای برقراری ارتباط جنسی سوء استفاده کند(و قبلاً هم اینکار را کرده) 2- وقتی دوستان در تحکیم مطلع می شوند با یک نقشه حساب شده با یک تیر دو هدف می زنند...
اصلاً جالب نیست که برای تکمیل ژست صداقت و این حرفها واقعیات را تحریف کنیم...
اگر هم از دوستان در تحکیم سوال نکردید لطف کنید و از خود بپرسید که چگونه ممکن است یک دختر برای اجرای نقشه یک گروه سیاسی خود را درمعرض چنین خطر و رسوایی قرار دهد؛ به خود "صادقانه" پاسخ دهید...
البته باید بگم کل ماجرا (حدافل در اون حدی که من شنیدم) اصلا اینجوری نبوده که شما به اسم صادقانه سعی در تعریفش کردین. اما فقط این نکته رو به شما باید یاد آور بشم که صداقتتون رو کنار بذارین وقتی با دختر زیبایی تنها شدین سعی کنین که دچار هیجان نشین. توی دانشگاه های این ور دنیا که دختر و پسرای دانشجو حتی توی استخر هم با هم هستند ولی هیچ وقت هیجان زده نمی شن.
بهرحال این هم یکنوع تحریف واقعیات .
با یک روسری فقط؟
اون وقت میگن شیطان گولم زد!
راستی عدم کنترل امیال در هنگام تنهایی با دختری شما را یاد کسی نمیاندازه
تو آسانسور تو دانشگاه و اینها؟ مثل اینکه دانشگاه امیال آدم را تشدید میکنه!
مسعود خان عزیز صحبت از شکار کردن شکارچی نیست، که فرار کردن از دست صیاد است!
شما نه می توانید و نه حق دارید همزمان نقش وکیل مدافع و دادستان را بازی کنید.
با این بازی عمق فاجعه را می پوشانید.
دوست عزیز...رفیق! اولاً بهتر است اصل جریان را از دوستان در دفتر تحکیم پیگیری کنید. من قبول دارم که ما هم در تحکیم حداکثر بهره را از این ماجرا بردیم اما شما هم بدانید که قضیه دروغ نبوده و آقای مددی برای بار چندم سعی در سوء استفاده از مقام خود داشته اند که در همه موارد قبلی هم موفق شده اند(حدود 10 بار را دوستان در جریان هستند). یعنی این دو مساله را با هم قاطی نکنید که 1- مددی سعی داشته از موقعیت خود برای برقراری ارتباط جنسی سوء استفاده کند(و قبلاً هم اینکار را کرده) 2- وقتی دوستان در تحکیم مطلع می شوند با یک نقشه حساب شده با یک تیر دو هدف می زنند...
اصلاً جالب نیست که برای تکمیل ژست صداقت و این حرفها واقعیات را تحریف کنیم...
اگر هم از دوستان در تحکیم سوال نکردید لطف کنید و از خود بپرسید که چگونه ممکن است یک دختر برای اجرای نقشه یک گروه سیاسی خود را درمعرض چنین خطر و رسوایی قرار دهد؛ به خود "صادقانه" پاسخ دهید...
+++++++++++++++++++
و با همین یک جمله است که در دادگاههای ج.ا معمولا زن مقصر اکثر پرونده های تجاوز و تعدی به حقوقش قرار می گیره و شاید برای همین هم هست که چون سیستم قضایی این مملکت اینقدر ناقص و ناعدالت است افراد مجبور میشن که خودشون تاحدی به افشاگری مجرم دست بزنن .
شاید این دختر هم فکر میکرده اگه بره به مقامات بالاتر و قضایی این مملکت بگه که این استاد بهش یک پیشنهاد بی شرمانه کرده به جای اینکه بررسی و احقاق حق بشه ، بیان به این دختر انگ بزنن که تو چه کردی و تو وسوسه کردی برای همین مجبور شده که شواهد کافی برای این که ایشون این پیشنهاد را کرده فراهم کنه
یانای عزیز
ظاهرا یا شما نظر من را بد تعبیر کردید و یا من نتونستم خوب بنویسم ! دوست محترم من وقتی جای مددی قرار گرفتم صلاح بر این دونستم که کمی مثل مددی فکر کنم ... فکر کنم چرا به فکر این افتاد تا به حریم خصوصی یک دختر تجاوز کنه ... من با اگاهی کامل از اینکه این نوع نوشتن من رو مورد هجمه قرار میده اینکار رو کردم تا قضیه از بعد دیگه ای هم مطرح بشه ! وقتی من صحبت از هیجان میکنم معلومه شما درک نمیکنی یعنی چی ... همونطور که وقتی شما از یک حالت زنانه صحبت میکنید من درک نمیکنم ! یک زن میتونه یک عابد هفتاد ساله رو به گناه واداره ...البته تمام این حرفها برای این نیست تا گناه کسی کم بشه ... بلکه بیان علت هاست دوست من ! بنده کار مددی رو بسیار نفرت انگیز و غیر انسانی میدونم !
دیانای عزیز ... قرار نیست شما احساسات مردانه رو هضم کنید و ما احساسات زنانه رو ! و اما از این هیجان لطفا تعبیر بدی نکنید ! این هیجان در افراد مختلف متفاوته ...در بعضی اونقدر ضعیفه که احساس نمیشه ! در بعضی باعث احساسی خوش ایند میشه ... در بعضی احساس شادابی و نشاط ...این هیجان ممکنه بعضی ها رو هم درنده کنه ... ! هر چه فرد در روابط اجتماعی محدود تر باشه ممکنه بیشتر دچار التهاب بشه ...!
ببینید مثلا خدمتتون عرض میکنم چرا یک عابد و زاهد هفتاد ساله وادار به گناه میشه ؟ به نظر من دلیلش دور بودن از جنس مخالفه ...جامعه هر چه باز تر و روابط عادی تر باشه از این هیجانات کاسته میشه و امیال و افکار شیطانی در اون نابود میشه
يه بنده خدايی هم در مورد این مطلب صادقانه نوشته بود
اینقد منفی بهش دادن پشيمون شد
واقعا تو جوگير شدن همتا نداريم..... بدون خوندن يه مطلب فقط مثبت میديم....
شرمنده ها شاتوت جان...منم صادقانه گفتم
سعید جان من همینقدر که برای این اظهار نظر فحش نخوردم تا حالا خدا رو شکر میکنم ... من فقط وقتی جای اونها قرار گرفتم سعی کردم که واقعی تر برخورد کنم ... مثلا وزیر علوم ! شما فکر کن وزیر یک کشور هستی اونوخ میای برای یک غلطی که یک زیر مجموعه شما کرده استعفا بدی یا ترک کار کنی ..! البته ممکنه ایده ال همین باشه اما ما که نمیخوایم رویا پردازی کنیم که ! در مورد مددی هم شعار دادن اسونه ! بارها گفتم که در این شکی نیست کار اون نفرت انگیز و غیر انسانی بوده اما وقتی قرار هست جای اون باشی و اظهار نظر کنی باید یکسری چیزها رو هم در نظر بگیری !
دوست محترم من از زبان فردی حرف زدم که در روابط اجتماعی محدودیت های خاصی داشته ... در ضمن منظور من رو از هیجان متوجه نشدید ...این هیجان در جایی مثل کشور های اروپایی بصورت شورو نشاط بروز میکنه و در جایی مثل ایران بدلیل محدودیتها ممکنه بصورت حیوانی بروز کنه !
3 حالت میشه از این بازی برداشت کرد ، من خودم رو مثال میزنم ، یا من با همین شرایط زندگی و این افکار و این مشخصاتی که دارم الان ازم میپرسن مثلا اگه وزیر علوم بودی چه کار میکردی !! منم که میدونم نیستم میگم خودم رو دار میزدم ! یا استعفا میدادم و عذر خواهی عمومی میکردم و از ایران میرفتم !
یه برداشت دیگه از این بازی این بود که شما مثل اون شخص زندگی کنید و حتی افکارتون هم مثل همون شخص باشه که با این برداشت همین اتفاق هایی میافتاد که الان افتاده بود ،
و برداشت سوم که برداشت من از این بازی بود ، این بود که خودمون رو دقیقا جای اون افراد با اون زندگی قرار بدیم ، فقط طرز فکر در اون لحظه ، فکر خودمون باشه .
مثلا دوستان خودشون رو میزارن جای اون استاد بعد میگن ما خودمون برامون این اتفاق افتاده و مقاومت کردیم !! خوب برای من هم بیفته مقاومت میکنم ولی اگه میخواید خودتون رو جای اون شخص قرار بدید به این توجه کنید این شخص یه بیمار جنسیه مثل خیلی از ایرانی ها همه بچگیش رابطه با یه دختر رو براش زشت میدونستن ، توی جامعه فقط یه مشت زن رو دیده که زیر چادر قایم شدن ، بعد ازدواج حتی زن خودش هم رابطه زن و شوهر رو خیلی خوب نمیدونه !! حالا یه دختر داره براش ناز و ادا میاد ... ( فقط از این دید نگاه کنید نه اینکه خود شاتوت همچین آدمیه )
اینجا نمیخوایم گناه کسی رو پاک کنیم یا واقعیت رو تحریف کنیم ، این بازی مشکل داره و به خاطر اینکه معلوم نیست هر کس چه برداشتی از این بازی داشته این مشکلات پیش میاد .
منم با تو هم عقیده ام سعید جان ...ببین اگر به جای مددی بودم و همچین غلطی کردم یه دفعه نمیتونم یه ادم ادمانگرا و صادق بشم پس عکس العملم باید در حد مددی باشه ... اینکه ما بیایم عکس العمل های ارمانی و ایده ال بنویسیم به نظر من خلط مبحثه !
فقط کسی ساحت دانش را آلوده می کند که اصلاً برایش مهم نباشه دانشگاه چیه، علم چیه ! معتقدم همچین آدمی شایستگی استادی و حضور در دانشگاه را ندارد.
من اگر اونقدر تحریک شده بودم که نمی تونستم جلوی خودم رو بگیرم، حداقل یک اتاق تو هتل می گرفتم، یا هرجای دیگه ای جز دانشگاه.
شاتوت جان چرا ادای احمدی نژاد را در می آوری و مظلومیت هایش را؟! مساله اصلاً این نیست که شما چیزی خلاف خواست من و دیگران نویشته باشید. مساله اینست که شما کل واقعه را تحریف کرده اید. توجه کنید که "واقعیت" چیزی نیست که بتوان استنباط های مختلفی از آن داشت و واقعه چیزی است که اتفاق افتاده و یک صورت هم بیشتر ندارد. برای کشف واقعیت هم از راههای مختلفی می توانید استفاده کنید اما قلب و روح لزوماً شما را به واقعیت نمی رساند!
این مشکل شما نیست، مشکل جامعه ایرانی است که تا می بیند خوانندگان وبلاگش زیاد شده اند فکر می کند باید طور دیگری بنویسد، ژست روشنفکری بگیرد و ساختارها را بشکند. با هیچ کدام از اینها هم مخالف نیستم اما به شرطی که واقعیات تحریف نشوند...
شاتوت فقط اون لحظه رو نوشته و اتفاقی که افتاد ، من منظور شما رو از تحریف نمیفهمم ؛ توی لینک حرفی از کارهای گذشته و آینده زده نشده و فقط در مورد اون لحظه صحبت کرده .
ظاهراً ایشان با مراجعه به قلب و روح و وجدان خود به این نتیجه رسیده اند که کل ماجرا ساختگی بوده و دختر فقط نقشی را بازی کرده که از او خواسته اند و...با این پیش فرضها هم خود را جای شخصیت های مختلف گذاشته اند...
جناب فرزام خان بنده به هیچ وجه به این نتیجه ای که شما فکر میکنید نرسیدم ! احتیاجی هم به ادا در اوردن ندارم اونم ادای چه کسی ! اینجا به من نگفتن بیا واقعیت ها رو بگو دوست عزیز ... نه من مرجعی هستم برای بیان واقعیت ها نه صلاحیتش رو دارم ! در اینجا دختر نقش بازی کرده اما نقش واقعی خودش رو که تحت ظلم قرار گرفته نه یک نقش کاذب و دروغین ...
هی میگی تحریف ...تحریف ... اقا من اگه جایی تحریف کردم شما بیا من رو روشن کن ! انگ ساختار شکنی هم نزن که حالم به هم میخوره ... من نه تو این باغ ها هستم و نه دلم میخواد باشم ! این قضیه اظهر الشمس و روشن و واضحه ...دیگه الان خدا هم نمیتونه اون رو تحریف کنه چه برسه به من بنده ناچیز ...
راستش منم با خوندن متنت یه جاهایی احساس کردم که واقعیت رو داری به شکل دیگه القا می کنی. یعنی فرض کردم اگه من واسه اولین بار می خواستم با این با ماجرا از طریق وبلاگ تو آشنا بشم مسلما برداشت دیگه ای غیر از اون چیزی که از اخبار شنیدم می کردم. مخصوصا اون قسمت مربوط به استاد دانشگاه. تو وقتی خودتو جای اون فرض کردی گفتی که اگه با یه دختری تنها می شدم و روسری شو در می اورد و ناز و ادا می کرد (نقل مفهوم) منم فلان کار رو می کردم. اصلا چیزی در مورد اینکه این آدم از موقعیتش سو استفاده کرده و با قدرتی که داشته اون دختر رو مجبور (و یا حتی ترغیب) کرده که به اطاقش بیاد و تمام این برنامه ها در حقیقت نتیجه نقشه هایی بوده که کشیده نگفتی. به نظر من این دختر نبوده که اون آقا رو کشونده به تله بلکه اون استاد بوده که با اون پرونده انظباطی سعی کرده واسه دختر تله درست کنه. این چیزیه که با دنبال کردن اخبار همه می دونن. حالا شما منابع بهتری داشتین بیاین و لینک بدین تا ما هم متوجه بشیم. ولی در شرایط کنونی چیزی که شما نوشتید تحریف واقعیت هست.
در ضمن زور که فقط ریپ کردن نیست. اگه من به یه نفر بگم من کاری بهت ندارم اصلا هم بهت دست نمی زنم ولی اگه به زبون خوش هر کاری که من می گم نکنی فلان جا بدبختت می کنم به نظر شما من دارم از زور استفاده می کنم یا نه؟
خوب دقیقا مشکل اینجاست ، این پست برای این نبود که شما با این ماجرا آشنا بشی... شما اگه این ماجرا رو نمیدونستی ( خبر نداشتی ) با خوندن این پست هیچی نمیفهمیدی ! چون مساله کاملا برات گنگ بود و برداشتی نمیتونستی از این مساله داشته باشی .
مگه قرار بوده در مورد این ماجرا مطلب بنویسه ؟ شما اصلا جریان این بازی رو میدونی ؟
دوست من این نوشته نه یه "خبر " هستش ، نه یه "تحلیل"
همه ما میدونیم کار این آدم اشتباه بوده و تقریبا اکثر میدونیم چه اتفاقی افتاده همه هم این رو قبول داریم که این شخص اشتباه کرده و باید مجازات بشه ولی چه ربطی به این بحث داره مگه حتی خود شاتوت هم گفته که این شخص با اینکه تحریک شده توی اون شرایط ، نباید مجازات بشه ؟
--
شاتوت جان من فکر میکنم نوشتن این مطلب با توجه به گنگ بودن این بازی وبلاگی و همچنین ناشناخته بودنش یه مقدار کار اشتباهی بود .
edit ..
و اکثرا میدونیم چه اتفاقی افتاده
اگر این بازی و قوائد و محتوای آن را فقط شما و دوستانی که در بازی هستند می فهمند بهتر است از ایمیل برای انجام این بازی استفاده کنند نه جایی که اتفاقاً در موتورهای جستجو هم امتیاز بالایی دارد و خیلی وقتها هم کاربران موقع جستجو در مورد یک مطلب به اینجا کشانده می شوند و اساساً اینجا یک محیط عمومی است.
اما اگر محتوای بازی شما می تواند برای من و دیگران هم مفید باشد لطف کنید و به اندازه فهم و شعور ما این بازی را توسعه بدهید...
من فکر می کنم طرح بازی های وبلاگی در بالاترین باید ممنوع شود.
فرزام جان ، ابتدای این مطلب نوشته شده برای بازی وبلاگی که از طرف وبلاگ غرش دعوت شده
همینطور توی توضیحات لینک .
شما اگه اطلاعی از این بازی نداشتی میتونستی از طریق همون وبلاگ جریان رو دنبال کنی و اگه علاقه ای هم نداشتی میتونستی این لینک رو نبینی
توی بالاترین هر کس میتونه هر لینکی که خلاف قوانین بالاترین نباشه ارسال کنه و دلیلی هم نداره همه از یه لینک خوششون بیاد !
من کاری ندارم که ابتدای مطلب چه نوشته شده، اما توقع دارم مطالب ارسال شده قابل فهم باشند...
بنده هم می توانم یک صفحه از مستندات کاری خود را به بالاترین ارسال کنم که قطعاً معنا و مفهومی نخواهد داشت اما قوانین را هم نقض نکرده ام اما قطعاً شما توقع دارد که مطالب ارسالی همگانی باشند. (دست کم برای اکثریت قابل فهم باشد)
از طرفی در یک پایگاه همگانی کسی نباید به عمد واقعیتی را تحریف کند چون قرار هم نیست که همه با دقت بخوانند که این یک بازی است و محتوای آن دروغ است و این چیزها...ممکن است رجوع کنند و با دیدن خلاصه مطلب برداشت اشتباهی بکنند. در خلاصه هم آورده شده که یک بازی وبلاگی است اما همانطور که من برداشت نکردم که "پس مطالب همه خلاف واقع هستند" ممکن است دیگران هم فکر کنند نویسنده واقعیات را از دید خود طرح کرده است...
همه استدلال های فوق بر این اساس بود که فرض کنیم چون این یک بازی بوده پس می تواند مثل دروغ 13 باشد در حالی که فکر می کنم این شما هستید که زیاد با این بازی های وبلاگی آشنایی ندارید...
شما این کار رو بکنید ! کسی مشکلی نداره
اینجا هر کس میتونه هر لینکی که خارج قوانین نباشه ارسال کنه .
با اینکه هیچ واقعیتی تحریف نشده ولی در جواب شما هر کس آزاده نظر شخصیه خودش رو در چهارچوب قوانین اینجا بنویسه .
چیزی در مورد نظر شخصی میدونید ؟ فرزام عزیز شما هم یه وبلاگ بساز ، در این بازی شرکت کن و هر چیزی خواستی از دید خودت بنویس
من بحث با شما را ادامه نمی دهم چون دوست ندارم سر این چیزها از هم دلخور بشویم و فکر می کنم تا همین جا هم مطالعه نظرات می تواند قضاوت های خوبی را شکل دهد...
فقط در مورد "هر چیزی خواستی از دید خودت بنویس":
در نقد و تحلیل بله من مجازم که نظر شخصی خودم را داشته باشم اما در مورد یک خبر و یک واقعه من حق ندارم به میل خود خبرسازی کنم. من حتم دارم که شاتوت به عمد تحریف نکرده چون به هرحال با شخصیت و نوشته هایش آشنا هستم اما یقین هم دارم که قبل از رسیدن به واقعیت آن را تعریف کرده که این موجب تحریف شده است. من هم اگر تا این حد مطمئن نبودم و در جزئیات این جریان قرار نداشتم شاید تا این حد پافشاری نمی کردم. اما همانطور که گفتم در مورد این واقعه اطلاعات کامل و موثقی دارم.
به هرحال اگر بحث را ادامه ندادم به حساب کم توجهی یا جسارت ما نگذارید و فقط دوست ندارم سر انتقاد از دوستان دلخوری به وجود بیاید.
اما مثلاً بازی وبلاگی که زنها چند وقت پیش شروع کردند به نظرم یک تحول مهم اجتماعی محسوب می شد...
من عادت ندارم بحث ها و حتی دعوا های لینک های مختلف رو به هم ربط بدم .
ولی در جواب این قسمت :
بالاترین یه منفی قانونی داره به اسم خبر غیر واقعی . اگه خبر دروغی باشه شما میتونید منفی بدید و به مطلب اعتراض کنید ولی باز هم میگم این خبر نیست ، تحلیل هم نیست
فقط شاتوت به یه بازی دعوت شده بود و نوشته که اگه به جای اونها بوده چه کار میکرده
توضیحات کامل تر هم توی این کامنت داده بودم که چرا این مشکل و سو تفاهم ها پیش اومده
بهتر است هر كس نظر ديگري دارد همين بازي را بكند. اينطوري منصفانه تر است.