امروز را به خاطر بسپارید، امروز بالاخره در اجزای قدرت حاکمه شکاف ایجاد شد ـ۵۷ کلیک
patrickestarian.wordpress.com
خوشحالم، خیلی خیلی خوشحالم. خوشحالی من از جنس خوشحالی همان بچه ایست که با هیجان فریاد زد “پادشاه لخت است”. بله، پادشاه واقعن لخت بود و همه هم می دیدند که او لخت است و حتی وقتی بچه فریاد زد “پادشاه لخت است” همه با سرزنش به او نگاه کردند. حتی شاید بعضی ها قصد داشتند او را به پای چوبه دار بکشانند. هر چند همه آنها هم پادشاه را لخت می دیدند ولی باید این گناه را گردن کسی می انداختند. می گویید کودک شادی نکرد؟ من به شما می گویم. او شادی کرد، اوج شادی کودک وقتی بود که بعد از ترس از به دار کشیده شدن، بالاخره همه اعتراف کردند که آنها هم پادشاه را لخت می دیدند و همه دروغ گفته بودند. امروز روز شادی تحریم کنندگان انتخابات است. باید همه ما این روز بزرگ را جشن بگیریم. مطمئن هستم اگر در آن روز دوم خرداد لعنتی، مردم ما فریب روباهی مثل خاتمی را نخورده بودند و مثل یک انسان آزاده از رای دادن سرپیچی کرده بودند و ناطق نوری انتخاب شده بود، امروز حکومت ملاهای خرفت یا به زباله دان تاریخ رفته بود و یا آخرین نفس های متعفن خودش را می کشید. احمدی نژاد بزرگترین نعمت برای ملت بی فکر ما بود. اگر قرار باشد کسی باعث نابودی این حکومت شیطانی شود، فقط فردی مثل احمدی نژاد خواهد توانست این حرکت بزرگ را با تند روی و بی فکری به نتیجه برساند. اگر قرار باشد کسی حیات این حکومت رو به فنا را نجات دهد، فقط و فقط اصلاح طلبان خواهند توانست این مردم بی فکر را دوباره فریب دهند و هر بار 4 سال دیگر زمان برای امثال خمینی و خامنه ای زمان بخرند. دولت مردان کودن ایران بالاخره در تله اقتصادی ابر قدرت ها افتادند، پول باد آورده نفت چشم شان را کور و عقل شان را بیش از پیش زائل کرد و سودای قدرت و مبارزه برای قدرت باعث شکاف در این مجموعه پر قدرت و متحد شد. امید وارم این سگ های ولگرد گرسنه از هر دو سوی اصلاح طلب و محافظه کار به هم حمله کنند و برای این تکه گوشت همدیگر را بدرند. دوستان، امروز را به خاطر بسپارید! امروز روز بزرگی است. امروز شمارش معکوس دولت جمهوری اسلامی شروع شد.
patrick mahour binam7 artahermes abifar2 saidpar kargozar kargadan

یه دفعه که خوب نمی شه. با خاتمی کم کم از همه لحاظ داشت خوب می شد خودتون مقایسه کنید. بیچاره کلی تحت فشار بود ولی خدمت کرد. همه گند ها تقصیر شورای نگهبان و امثالهمه! ما باید اصلاح طلبا رو قدرت مند کنیم تا جلوی این دیکتاتور ها وایسند!
دوست عزيز، با اينكه با درصد اندكي از مطلب لينك موافقم و با درصد قابل توجهي از آن مخالف، اما راي منفي من به دليل مخالفت نيست (كه مخالف نيز بايد نظر خود را بگويد تا شايد من و ديگران هم اشتباه كنيم) ولي راي منفي من به خاطر كلمات ركيك و تند و توهينآميزي است كه در مطلب مثل نخود و كشمش، فراوان ذكر شده است. نه تنها حكومت كه مردم ما نيز لااقل تعدادي قابل توجه تحت اين دو عنوان اصلاحطلب و اصولگرا يا همان چپ و راست ميگنجند؛ براي همين اين نوشته بيشتر از حكومت به مردم توهين كرده است و بيش از همه اين آزادي را زير سؤال ميبرد كه ممكن است مخالف من هم وجود داشته باشد ....
این ترس و وحشت شما دقیقن چیزی است که همه حاکمان بی لیاقت به اون متوسل می شن تا مردم را فریب بدهند.
نمونه خیلی واضحش کاری هست که مدیریت جرج بوش با آمریکا کرد. مردم را از همه چیز وحشت زده کرد و بعد تصمیمات نابخردانه خودش را به مردم فورس کرد.
.
افسوس که این وحشت شما زندگش خفت باری برایتان به ارمغان آورده. سر افکندگی و فلاکت امروز مردم ایران به خاطر همین ترسه. چیزی که باعث میشه با کمال وقاحت فریاد بزنند، من می دانم که این دولت به حقوق من تجاوز می کند ولی همچنان برای ادامه حیاتش تمام تلاشم را می کنم و به این بزدلی خودم افتحار می کنم!
2- در جواب ماهور: دوست عزیز به نظر من لزومی نداشت از منفی دادن خودت دفاع کنی. فکر کردید متن توهین آمیزه، منفی دادید.
و دوست عزيز البته نياز به توضيح داشت چون فقط راي دادن نيست من بايد نظر خودم را هم ميگفتم. چون من با بينام موافقم و انقلاب در طول تاريخ جواب نداده، هرج و مرج هم كه همان است، راي ندادن به اميد سقوط حكومت آن هم در شرايط كنوني امكان ندارد و نيز حمله قدرت خارجي كه نياز به توضيح هم ندارد. نياز و خواسته جامعه هم كه همه ميدانيم چيست. به جرات ميگويم شما درصد بسيار اندكي هستيد كه همانند تعدادي از تلويزيونهاي فارسيزبان خارجي اينگونه توهم سقوط را توسعه ميدهيد. زماني كه انتخاب ديگري نداريد يا نداريم و يا ندارند بايد حركتها آرام آرام باشد تا هم ماندگارتر بشود و هم با كمترين هدر منابع مختلف صورت بگيرد.
پس تك چاره همان اصلاح آرام جامعه است و در نتيجه اصلاح حكومت و استفاده درست از قدرت متمركز جامعه
چرا؟ چطوری؟
جکومت جمهوری اسلامی برای 3 دهه یک پارچه و متحد و پر قدرت در مقابل خواسته های مردم ایستادگی کرد و همیشه این شکاف را بین مردم به وجود آورده. این حکومت با جنگ زرگری (ایجاد احزاب غیر واقعی) همیشه مردم را به چند دسته تقسیم کرد و بقای خودش را تضمین کرد.
این اولین باری است که بعد از بنی صدر بین اجزای قدرت شکاف ایجاد شد. درخواست نمایندگان مجلس برای رسیدگی وزارت اطلاعات به رفتار خاتمی اولین شکاف واقعی قدرت بعد از این همه سال است. پیش از این حتی اگر شکافی هم بود، هرگز مردم نباید مطلع می شدند. این اولین باری است که اجزای قدرت به صورت علنی به جان هم افتادند. این زیاده خواهی قدرت بزرگترین آفت برای این جکومت مقتدر است.
خوشبختانه تمام این اتفاقات زمانی در حال وقوع است که ایران بیش از هر زمان دیگر تحت فشار ریسک اقتصادی قرار دارد. شیب نمودار درآمد نفتی هر روز تندتر و تندتر به سمت بالا می رود و این شیب به زودی با همین سرعت باید به پایین برگردد.
روزی که قیمت نفت به شدت پایین بیاید، این جنگ قدرت به اوج خودش خواهد رسید. هر بخش این نظام برای حفظ قدرت خودش به بخش های دیگر حمله می کند و این یعنی روند نابودی نظام.
درسته
چرا؟
چرا ندارد؟ در صورت رای دادن شما و ادامه این سیستم، این حمله غیر قابل اجتناب است. حتمن فکر نمی کنید که این گربه می تواند تا به ابد به صورت دیگران پنجه بکشد و دندان نشان دهد و تمام سگ ها و گرگ ها بنشینند و از تماشای این صحنه لذت ببرند؟
بله، احمدی نژاد است
دوست من، شما اصلن با من آشنا نیستید. لطفن این عادت تنفر انگیز قضاوت کردن را یک بار برای همیشه دور بریزید. این حرکت نمایندگان مجلس یک حرکت بزرگ بود. توضیح دادم که در تمام این 3 دهه هرگز شکاف قدرتی در سیستم حاکمه ایجاد نشده بوده.
در ضمن استدلال همراه با برچسب زدن (شما مثل احمدی نژاد هستید، شما مثل تلویزیون هستید) یک روش استدلال عامیانه است.
بایدی در کار نیست. اگر هم باشد این شما نیستید که این باید را تعیین می کنید. اگر بایدی باشد، فشار اقتصادی وارد شده از خارج و ایزوله کردن حکومت اسلامی هست که سرنوشت این کشور را تعیین می کند نه شخص شما.
من منظورم در مورد راي دادن و ندادن نبود. كه راي دادن يا ندادن به حمله ربط مستقيم ندارد. اما منظور من اين بود كه حمله قدرت خارجي چيزي را عوض نخواهد كرد. همان ايران 1979 يا عراق 2005، 2006 يا الان پيش خواهد آمد و بدتر خواهد شد.
بله نه من و نه حتي شما هيچكدام بايد را تعيين نميكنيم. من تنها نظر خودم را گفتم
من قصد توهين ندارم و نداشتم و اگر چنين است معذرت ميخواهم اما همه اين حرفهاي توهين آميز و ركيك را آنها هم ميگويند و منظور من اين بود. عاميانه و غيرعاميانه هم قضاوت شما است.
نياز و خواسته مردم هم احمدينژاد نيست. نياز و خواسته مردم حكومت ديني است. اين را از راي دادن آنها ميتوان ديد. نيازي كه شما براي آنها قضاوت كردهايد (احمدينژاد) يك سال ديگر مشخص خواهد شد و وقت آن حالا نيست اما چيزي كه مشخص است اينكه به رغم تقلبهاي احتمالي نظام در رايهاي مردم، اكثريت مردم هم چنانچه قصد و نظر ديگري داشته باشند اين آرا ميتواند نمود ديگري داشته باشد (كه تاكنون نداشته است) و ابتدا بايد جامعه اصلاح شود تا در نتيجه نظام هم اصلاح شود. باز هم ميگويم با توجه به اينكه اكنون انتخاب ديگري وجود ندارد. اگر وجود دارد خوشحال ميشوم بدانم چه جريان يا چه كسي؟
هر کدام از سه کاندید آمریکا که به قدرت برسد مطمئنن تکلیف ایران را یکسره می کند. ایران خیلی وقت پیش از "نقطه بدون بازگشت" (point of no return) گذشته است. آمریکا به هیچ وجه وجود متحدی مثل اسرائیل را در خاور میانه از دست نخواهد داد. برای آمریکا از دست دادن اسرائیل به معنای از دست دادن کل خاور میانه است. در نتیجه حضور یک ایران اتمی به هیچ وجه قابل تحمل نیست. حالا چه خوب و جه بد این واقعیت موجود در دنیای امروز است که خود ایران مسبب آن است. شما چه از این واقعیت متنفر باشید و جه نباشید، تکلیف ایران به زودی روشن خواهد شد.
بر خلاف تصور شما، مردم ما 50 سال دیگر وقت ندارد که آرام آرام 5 درصد تغییر کند.
اگر مردم ایران برای اولین بار در طول تاریخ معاصر مسئولیت رفتار خودشان را به دست نگیرند، قدرت خارجی یک بار دیگر باعث سرخوردگی و شکست این ملت خواهد شد...
امید وارم کمی چرت لذت بخش شما را پاره کرده باشم.
خوب این هم بخشی از همان جنگ زرگریست دیگر!
منظورت حمله نظامیست؟ چون قبلا استدلال میکردی آمریکا به ایران حمله نمیکند.
من هم راي دادن و ندادن خود را در هر زمان ميسنجم و سپس تصميم ميگيرم و معيار من هم بودن يا نبودن اين نظام نيست. برخلاف تصور شما من موافق جمهوري اسلامي نيستم اما مخالف سرسخت و متنفر از آن هم نيستم و براي خودم عالم ذهني كاذب براي خيانت و ... اين نظام ندارم. عقايد من متمايل به چپ است و اصلاحطلب هستم.
با راي ندادن هم، ديگراني كه راي ميدهند (تعدادشان هم اندك نيست) سرنوشت نظام را به دست خواهند گرفت و نهايت كارهايشان نابودي ايران است نه نابودي نظام.
اما به خاطر اينكه نه من خواهم توانست شما را قانع كنم و نه شما من را، از ادامه بحث صرفنظر ميكنم.
نه کرگدن جان. جنگ زرگری یعنی اینکه هر چند بین دو جناح اختلافی دیده می شود ولی هر کدام سهم خودش را دریافت می کند (تا به امروز همینطور بوده)
مگر شکی هم دارید که اصلاح طلبان تمام قدرت خودشان را از دست داده اند؟ فکر می کنید پذیرش این واقعیت برای آنها خیلی ساده است؟ وقتی 8 سال دوره رفسنجانی تمام شد، یک شورایی ساختند و بخشی از قدرت را به او واگذار کردند. اصلاح طلبان 8 سال عمر این حکومت را تضمین کردند و با چنگ و دندان برای بقای خامنه ای تلاش کردند. فکر کنید کسانی که تا دیروز قردت در دستشان بود، امروز احساس می کنند که نه تنها مزد مزدوری شان را نگرفتند بلکه از اعطای قدرت در آینده هم خبری نیست. این دقیقن جایی است که شکاف در قدرت ایجاد می شود.
منظورم تمام آپشن ها حتی حمله نظامی است.
من هرگز استدلال نکردم حمله نظامی در کار نیست. من همیشه گفته ام که شروع حمله نظامی یا توسط دولت آمریکا علنی می شود (مثلن با اولتیماتوم) که در این صورت خبر سری محسوب نمی شود، و یا اینکه اگر قرار باشد حمله قافلگیر کننده ای رخ دهد، این حماقت محض است که فکر کنیم چند وبلاگ نویس مثل کمانگیر یا ... از این برنامه ریزی فوق سری اطلاع دارند!
ببینید، روند سیاسی آمریکا یک روند منسجم است نه یک روند اتفاقی و باری به هر جهت. آمریکا یک کشور کپیتالیست محض است. در واقع آمریکا سمبل قدرت کپیتالیزم است. این یعنی اینکه هدف اصلی پیشبرد اقتصاد است و بس . بنابراین اخلاقیات در این معادله جایی ندارد.
خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل!
واقعن شما فکر می کنید اگر این دولت سرنگون بشود، از بین این 70 میلیون جمعیت حتی یک نفر هم لیاقت مدیریت ندارد؟
من به شما می گویم، اگر این دولت سرنگون شود، کرزای ها و مالکی های زیادی هستند که به یکباره از زیر زمین بیرون می آیند. در واقع از همان جایی می آیند که خمینی آمد. فراموش نکنید که هیچ کس خمینی را تا روز های آخر که به یکباره عکسش در ماه دیده شد نمی شناخت.
با رای ندادن حکومت به سمت استبداد بیشتر پیش میره. اگه به خاتمی رای دادیم روزنامه ها آزاد شدند. از لحاظ فرهنگی هم بهتر شد و آزادی هم بیشتر شد. قدرت خارجی که خیر ما رو نمی خواهد. عراق وضعش خوبه یا افغانستان؟ دموکراسی با مردمی شکل میگیره که سعی میکنند سرنوشت خودشون رو تعیین کنند. حق گرفتنیه و اگه ساکت باشیم هیچ حکومتی حق ما رو نمی ده. به خاطر همین باید رای بدیم. اینها از ترس نیست. علتش رو گفتم بهش فکر کن.
بهتر آن است که همین اصلاح شود.
شما چه بخواهید و چه نخواهید، ایران از نقطه بدون بازگشت گذشته است. هیچ شانسی دیگر برای دموکراسی دینی شما وجود ندارد چون دیگر 30 سال دیگر وقت ندارید که امثال خاتمی را به قدرت برسانید و صبر کنید تا 1 درصد تغییر در طول 8 سال ایجاد شود.
من این متن را 24 ساعت پیش نوشتم وقتی که هنوز حرکات امروز مجلس و ناطق نوری و مابقی را هیچ کدام از ما نمی دانستیم. اخبار امروز، اخبار خوشی بودند. حتی اسم ناطق نوری هم بعد از این همه سال دوباره به اخبار آمده...
حالا باید بنشینیم و ببینیم چه اتفاقی در طول یک سال آینده می افتد. هر چه است، خبری خوبی برای این دولت نیست! از آن بدتر، خبر بسیار بدی در انتظار اصلاح طلبان و در نتیجه رای دهندگان خواهد بود!
فهمیدم!
اگر قصد شومی درباره ایران داشته باشند، قطعا از اصل غافلگیری استفاده میکنند. ولی زمینهچینی برای عادیسازی "حمله برق آسا" از مدتها قبل شروع میشود و الزاما پنهانی نیست.
نظام سرمایهداری بر اساس منطق هزینه- فایده حرکت میکند: ابتدا با "بمباران تبلیغاتی" فضاسازی میکنند. اگر بدون جنگ (با هزینه کم و سود زیاد) به هدف رسیدند چه بهتر، در غیر این صورت "بمباران هوایی" را به عنوان «شر لازم» (با هزینه بالا و سود زیاد) در برنامه قرار میدهند. البته محاسبه هزینه و فایده از دید سرمایهسالاران است و احتمال اینکه اشتباه محاسباتی کنند (مانند عراق) هست ولی در نهایت کشور و مردم ایران متضرر میشوند.
اما من فکر می کنم دین رو می شه با انتخاب افراد درست رفته رفته تضعیف کرد و راه حل دیگه ای برای این منجلاب نمی بینم
کسی که قبل از شنیدن حرف طرف فقط به خاطر لباس طرف حرفش رو نفی میکنه نمیتونه ادعا کنه و به بقیه بگه:
در مورد لینک، عزیز من چه راحت اون ور آب نشستی و نسخه میپیچی و ما رو سرزنش میکنی که به خاطر داشتن حداقل حقوقمون میریم بین بد و بدتر انتخاب میکنیم. از نظر شما ما رای ندیم و یه 10-20 سالی زجر بکشیم، یه سریمون از فقر و نداری بمیرند، یه سریمون افسردگی بگیرند، یه سریمون مثل جناب عالی از کشور برند، یه سریمون به بهانه های مسخره برند زندان، چیه که شاید اون موقع نظام از هم بپاشه، بهترین کار ممکنه؟ ببخشید بسیار مخالفم!
در کوتاه مدت روی کار آمدن افرادیه که حداقل حقوقشون رو رعایت میکنند
در بلند مدت آموزش مردم، گسترش پله به پله تواناییهای سیاسی و پایه های دموکراسی و تربیت و انتخاب شدن نسل جدیدی از سیاستمدارانیست که به مردم و عقایدشون احرتام میذارند
ممکنه شما درست بگید. همونطور که در مورد جنگ عراق، برای مدت زیادی ذهن مردم را حاضر کردند. ولی راستش هیچ دو حرکتی الزامن مثل هم نیستند. در همون خبری که شبکه ام بی سی پخش کرد گفته شده بود که دولت در حال تدارک پیش نویس یک اولتیماتوم است. فکر کنید که به ایران اولتیماتوم بدن و اعلام کنند که هر روزه ایرانی ها دارن سرباز های این ملت را در عراق می کشند. اگر دولت ایران با سرکشی جواب گستاخانه بده (که شک نکنید این کار را حتمن خواهد کرد)، نیازی به هزینه کردن برای آماده سازی مردم نیست. همین حرکت مقام های ایرانی عزم مردم آمریکا را بر می انگیزد! امیدوارم منظور من رو متوجه شده باشید.
واقعن فکر می کنی که آمریکا در مورد عراق دچار اشتباه در محاسبه شد؟ درسته که بیش از 800 میلیارد دلار هزینه شده ولی این پول از جیب آمریکا خارج نشده. فقط از یک جیب به جیب دیگر ریخته شده.
در این بخش صنایع نظامی، خانواده های سرباز ها، و البته شرکت های نفتی سود بسیار بالایی بردند. خیلی سرکت های کوچک و متوسط هم همینطور. من خودم یک آمریکایی را در فرودگاه لندن دیدم که از عراق می آمد. برای یک شرکت مواد غذایی برای سرباز ها کار می کرد و پول سرشاری گیر شرکت شون آمده بود. جالب تر اینکه این پول ها از مالیات معاف هستند. بگذریم که از طرف دیگر عراق هم از حضور آمریکایی ها بی نصیب نیستند.
موجوی عزیز
قبلن هم جواب این حرف را داده ام.
شما می توانید کنج خانه خودتان بنشینید و کلی برنامه ریزی سیاسی و اجتماعی کنید. متاسفم که به عرض تون برسونم که هیچ کدام از این رویا پردازی های شما به وقوع نخواهد پیوست. در دنیای مدرن قرن 21 هیچ مردمی قادر نیستند بدون برقراری ارتباط دوستانه با ابر قدرت ها حتی سطح زندگی خودشان را در حد متوسط زندگی نگه دارند. اثبات این قضیه بسیار بسیار راحته. چند کشوری که در این دنیا با ابر قدرت ها دشمنی دارند را انتخاب کنید و بعد وضع زندگی مردم شان را بررسی کنید. من به شما چند نمونه معرفی می کنم: کوبا، کره شمالی، سوریه، عراق صدام حسین
.
هیچ کدام از این مردم هرگز قادر نبوده اند که از زیر سلطه دیکتاتوری خارج بشوند. چرا فکر می کنید که شما با بقیه این ملت ها فرق دارید؟
همه چیز در رشد اقتصادی خلاصه می شود. وقتی اقتصاد یک جامعه به سرعت رشد کند، خود به خود تحصیلات و رشد فکری جامعه هم به دنبال آن خواهد آمد.
با ادامه حکومت دینی، رشد اقتصادی غیر ممکن است. در نتیجه فقر فرهنگی روز به روز گسترش پیدا می کند (در این قضیه که مردم ایران بعد از انقلاب، حتی در دوره حکومت اصلاح طلبان روز به روز تندرو تر و بی سواد تر شده ان مگر شکی هم باقی مانده؟). فقر فرهنگی ایجاد شده بهشت حکومت دینی است زیرا باعث ادامه حکومت دینی می شود. این حلقه بی انتهای حکومت دینی و بی سوادی و دین زدگی با حضور حکومت دینی هرگز پاره نخواهد شد. مگر اینکه در طول زمان بسیار بسیار طولانی (50 سال یا 100 سال یا بیشتر) عامل بیرونی باعث شکستن این زنجیره شود.
چند توضیح لازم دیدم بدم:
1. شما از ایجاد شکاف در حاکمیت خوشحال شدید،من متوجه نشدم دقیقا روی کدوم واقعه صحبت میکنید اما این شکاف سالهاست که وجود داره؛ همین اصلاح طلبان هم به خاطر این رای اوردند که به نوعی شکاف ایجاد کردند، حالا شکافی کوچک اما به هر حال باعث ایجاد عدم یکدستی شدند. پس شما باید از حضور اصلاح طلبان راضی باشید، اما ظاهرا خوشحالید که امثال احمدی نژاد حکومت کنند و کشور رو به دره سقوط ببرند، و این دولت نمونه بارز یکدستی نظامه، حداقل از موقع خانمی خیلی یکدست تر شده.
2. یک بار دیگر میپرسم از نظر شما مردم داخل ایران تا کی و تا چه اندازه باید هزینه بدند که شاید روزی حکومت از داخل فرو بپاشه؟ شما ببینید مردم از انقلاب کردن چقدر دلسرد شدند که هر بلایی سرشون بیاد، هر کوفتی بهشون بدی متاسفانه نه تو خیابون میریزند نه شعاری بر علیه حکومت به صورت جمعی میدن، پس گزینه انقلاب در ایران تقریبا محاله، گزینه ای که شما پیشنهاد میکنید اینه که ما بریم دوباره احمدی نژاد رو انتخاب کنیم و دوره های بعدی هم امثال او را، تا بعد 20-30 سال زجر کشیدن و هزینه پرداختن به یه جایی برسیم که بزنیم حکومت رو ساقط کنیم. خب این هم روشیست، اما چطور اینقدر راحت مردم داخل رو به پرداختن همچین هزینه ای تشویق میکنید در حالیکه خودتان شاید درصدر کوچکی از آن را نتونید تحمل کنید
3. در مورد ابرقدرتها، حرف شما درسته، و ارتباط لزوما وابستگی شدید نیست. من هم موافقم اما نفهمیدم ارتباطش با باحث من چی بود. شاید نظرتون اینه که ت...
3. در مورد ابرقدرتها، حرف شما درسته، و ارتباط لزوما وابستگی شدید نیست. من هم موافقم اما نفهمیدم ارتباطش با باحث من چی بود. شاید نظرتون اینه که تنها راه نجات مردم، همکاری با و تسلیم شدن به آمریکا میباشد که من مخالفم، گرچه میتوان از کمکهای آنها بهتر استفاده کرد، اما این مثل افتادن از گودال به چاه است.
4. در مورد پیشنهادهای من، باز هم نفهمیدم چرا ربطش دادین به ابرقدرتها، اما پیشنهاد من در مورد کاریه که خودمون باید انجام بدیم، آموزش به مردم، بالا بردن سواد سیاسی و اقتصادی جامعه و قدرتمند کردن تشکلات نظارتی مردمیه.
5. شما دقیقا پیشنهادتون رو مطرح کنید تا بتونیم بهتر بحث کنیم.
برای چندمین بار ازتون خواهش میکنم برای بیان مطلبتان به مردم داخل ایران اهانت نکنید، برداشت شما خیلی کلی است و توهینیست آشکار به مردم داخل.
در مورد این کامنت عرض کنم، اولا اگر قرار بر تندروی و بیسوادی باشد که آنهایی که انقلاب کردند و حکومتشان رو دادند دست یه سری آخوند قاعدتا بای خیلی تندروتر از حال حاضر و بیسوادتر از الان باشند، چون الان مردم نه تندروی انقلابی دارند، نه بیسوادی باور کردن اراجیف یه سری آخوند.
من خودم نه خاتمیست هستم و نه او را خالی از اشکال میبینم، اما کاری که خاتمی کرد برای این کشور هنوز خیلیها درک نکرده اند، اینکه مردم رو از تندروی و سیاه و سفید دیدن برحذر داشت، و سعی میکرد تغییرات تدریجی (در نقطه مخالف تندروی که شاید حتی خودتان طرفدارش باشید با حمایت از تحریم انتخابات یا انتخاب کردن افراد تندرو) رو در جامعه جا بندازه، همچنین دانش سیاسی مردم و شناختشون از دموکراسی در دوره خاتمی بطرز جالبی بالا رفت، حالا اونهایی که انقلاب کردند آیا اصلا درکی از پیچیدگیهای سیاسی همچین حرکتی داشتند خیلی بعیده.
پس میبینی با تندروی در اظهار نظراتت و توهین به افرادی که یا نخواستند یا نتونستند از ایران خراج بشند (بر خلاف شما) حرفت به کرسی نمیشینه
و اما جواب:
واقعیتی که من ازش صحبت می کنم دقیقن تفاوتی هست که بین جنگ زرگری و جنگ قدرت وجود داره که قبلن هم توضیح دادم.
در جنگ زرگری، هر دو طرف در یک بازی فریب آمیز شرکت می کنند به طوری که مشتری بخت برگشته فکر می کند از دعوای بین این دو به تخفیف بیشتری برسد در حالی که در واقع قبلن دو طرف دعوا در مورد سود حاصل به توافق رسیده اند و پس از کلاه برداری از مشتری، سود حاصل را بین هم تقسیم می کنند.
زمانی که خاتمی به قدرت رسید تعهدی داشت به اسم "پایبندی به اصل ولایت فقیه". این تعهد باعث شد که عمر این رژیم ضد انسانی را 8 سال با شیرینی تمام ادامه دهد. این یعنی یک معامله win-win که هر دو طرف معامله خوشحال هستند و این مشتری بیچاره است که جیبش خالی شده.
در مورد شرایط کنونی، به هیچ وجه جنگ زرگری وجود ندارد. محافظه کاران در حال فتح کردن تمام سنگر ها هستند و به هیچ وجه حاضر نیستند از موضع خودشان کوتاه بیایند و بخشی از قدرت با به کسی واگذار کنند.
رای به خمینی؟؟؟
در حالی که یک بازاری سنتی فقط یک اصل را می فهمد: پول را جمع کن و به هیچ عنوان حتی یک سنت هم به کسی نده. دقیقن به همین دلیل است که یک بازاری هرگز حاضر نیست یک تلفن زیمنس 50 سال پیش خودش را دور بیندازد و یک تلفن 5 دلاری جدید بخرد که امکاناتش به مراتب بیشتر است و چه بسا که به تجارت این بازاری کمک بیشتری می کند.
در حالی که در دوم خرداد، یک معامله "سرمایه گذاری" انجام شد (تقسیم قدرت در ازای حفظ قدرت)، محافظه کاران امروز چیزی جز یک بازاری بسیار ثروتمند با ذهنی پوسیده و کپک زده نیستند. اینجا است که زرگر اول به جای توافق روی سود حاصل از کلاه برداری از مشتری، واقعن به مبارزه با زرگر دوم اقدام می کند.
نظر شخصی من اینه که هدف رفاه و شادی مردم است. بعد از سفر کردن به چندین کشور، امروز به خوبی میدانم که دولت های خوب فقط یک خصلت دارند: پیشبرد اقتصادی کشور. در همه کشور های پیشرفته وقتی در مورد مشکلات صحبت می شود، مسئله شماره یک اقتصاد است.
در واقع فقط تنها در کشور های ایده اولوژیک مثل کوبا و کره شمالی و ایران، دولت ها با شستشوی مغزی مردم را با شعارهای ایدو اولوژیک پرورش می دهند تا مردم از دستاوردهای معنوی خودشان خوشنود شوند و از خواسته های اقتصادی خودشان کوتاه بیایند.
همین دیشب گزارش کریستین امانپور در مورد کره شمالی در سی ان ان پخش می شد. بدون استثنا همه افراد از زندگی خودشان ابراز خوشنودی می کردند و رهبر خودشان را پدر مهربان خودشان می دانستند. این در حالی بود که فقر و بد بختی به وضوح در همه جا دیده می شد. به وضوح افسردگی مردم را در چهره هایشان می دیدید و ...
.
مردم امروز ایران به قلدری خودشان در مقابل ابر قدرت ها خوشنود هستند. به خودشان می بالند که می توانند بگویند هیچ کس قدرت در افتادن با ما را ندارد ولی در عین حال شاهد پیشرفت اقتصادی همه همسایه های خودشان هستند و روز به روز در فقر و بدبختی و افسردگی دست و پا می زنند.
برای شما گکه در ایران زندگی می کنید این مسائل اصلن قابل درک نیست. کما اینکه برای من وقتی در ایران زندگی می کردم قابل درک نبود.
هیچ دیکتاتوری در طول تاریخ قدرت با کس دیگری تقسیم نکرده است و مطمئن باشید ولایت فقیه هم هرگز چنین کاری نخواهد کرد.
شما دو انتخاب دارید:
1- تمام اقتصاد و رفاه و شادی خودتان را از دست بدهید ولی در عوض سربلندی کذایی داشته باشید که ما پرقدرت ترین ملت جهان هستیم و هیچ کس هیچ غلطی نمی تواند بکند. روز به روز مردان ما بی کار تر، اعتیاد بیشتر، فحشا بیشتر، فقر بیشتر و امکانات اولیه زندگی کمتر شود.
2- از خیر این سربلندی احمقانه بگذریم و یک دولت سرسپرده (مثل بقیه 99% کشورهای دیگر) بر سر کار بیاوریم که اجازه دهد بازار ایران در اختیار کشور های ثروتمند قرار بگیرد، سرمایه گذاری کلان کنند و نفت ما را به تاراج ببرند. در عوض مردم ما معتاد و فقیر و بدبخت و افسرده نباشند.
.
یک ذهن ایدو اولوژیک اولی را انتخاب می کند و یک ذهن پراگماتیک دومی را.
شاید شما آن زمان هنوز به دنیا نیامده بودید وقتی تمام مدارس و مسجد ها در 12 فروردین سال 1358 فقط دو انتخاب پیش روز مردم گذاشته بودند: آری - خیر!
ممنون بابت جواب، گرچه به خیلی مواردی که اشاره کردم جوابی ندادی، مثلا اینکه الان شعور سیاسی مردم خیلی بالاتر از دوران انقلابه، و اینکه چرا برای اثبات حرفت به مردم داخل کشور غیرمستقیم توهین میکنی.
اما در مورد جوابهات، خب من قبول دارم برای بهتر شدن اقتصاد، هر کشوری باید با سیاست درهای باز وارد بشه، حالا طرفش کشور آمریکا باشه یا چین، به هر حال این نیاز جهان امروزه که همه با هم تعامل داشته باشند تا بازی برد-برد باشه، گرچه کشوری که ثروتمندتر و قویتر باشه برد بیشتری هم نصیبش میشه. اما فکر کنم در میزان وابستگی با هم اختلاف نظر داریم، تو مثلا هند رو نگاه کن، درسته وقتی مستعمره انگلیس بود پیشرفتهای زیادی داشت اما تاراج منابع اقتصادیش به حدی رسید که مردم بر علیه انگلیسیها قیام کردند. یعنی از نظر من تو برای اینکه کشورهای ثروتمند رو برای سرمایه گذاری جذب کنی نیاز داری یه سری امتیازات بهشون بدی، اما اینکه تو گفتی بیاد و نفت ما رو به تاراج ببرند از نظر من درست نیست. پس با هم موافقیم اما با شدتهای مختلف
اما در مورد
یه چیزی رو هم فراموش نکن، خاتمی یا هر کس دیگه بیاد سر کار مجبوره بگه که به ولایت فقیه معتقد و پایبنده، این یه اصله در این نظام، و به جز اون راهی برای ورود به قدرت و تاثیر روی سیستم نداری. مثل فرم دانشگاه که اگه به خدا اعتقاد نداشته باشی هم مجبوری بزنی مسلمانی تا راهت بدن به کنکور. این هم همون قضیه است، و اگه می خواهی وارد قدرت بشی و راس قدرت، ولیه فقیه، رو نقد کنی و اونو محدود کنی مجبوری بگی بهش اعتقاد داری، حتی اگه دروغ گفته باشی
از نظر شما مردم تا چه حد باید هزینه کنند برای خلاصی از این نظام؟ بر فرض ادامه روند موجود و تحریم حکومت توسط مردم تا چند سال دیگه نظام از هم میپاشه؟ به نظر من اگه وضع همینجور ادامه پیدا کنه نظام یه 10-20 سال دیگه هم میتونه دوام بیاره، ولی تا اون موقع هزینه این تغییر خیلی بالا میره برای مردم. شاید شما چون ایران نیستی درک دقیقی از وضعیت فعلی جامعه نداری، تو همین سه سال اخیر فشار شدید اقتصادی و اجتماعی بر مردم وارد شده، و همین فشارها موجب هزار و یک مشکل دیگه مثل اعتیاد، دزدی، فساد و غیره میشوند، با هر کی صحبت میکنی ناراضیه، اما هیچ کسی جرات انجام حتی یه تظاهرات کوچک رو نداره. پس بعد از 10-20 سال این فشارها حداقل 5 برابر خواهد شد در حالیکه مردم زیر فشار خرد میشوند و حاضر نیستند برای حق خود به مخالفت علنی با این نظام بپردازند. از نظر من اون همه هزینه برای چیزی که فقط احتمالش هست به وقوع بپیونده و تازه بعدش مشخص نیست حکومت بعدی چه گلی بر سر این ملت بزنه، غیر منطقیه.
موجوی عزیز
باز هم ممنون که وقت گذاشتی...
در واقع چیزی که شما به عنوان توهین برداشت می کنید به نظر من فقط بیان واقعیت صریح و بدون واسطه است. شاید این رفتار من از محیط تحصیل و کارم ناشی میشه. در اینجا کسی در استدلال ها تعارفی با بقیه نداره. بعد از اینکه کار تمام شد هم دو همکاری که در محیط کار با هم مخالفت شدید داشتند ممکنه با هم برن گلف بازی کنن یا آبجو بخورن.
من معمولن دو نوع کامنت می نویسم: تفریحی و جدی
اگر کامنت جدی از من دیدید مطمئن باشید که احتمال خطای بسیار بسیار پایینی داره. این رفتار هم باز از فضای پر از فرمول های ریاضی که درش زندگی می کنم ناشی میشه، یعنی پراگماتیسم محض...
.
و اما در مورد اینکه فکر می کنم مردم ما بی سواد تر شده اند، دلیل خیلی ساده ای داره. ببینید، اگر نمودار یک حرکت (مثل رشد سواد در جامعه) را در نظر بگیرید، هر حرکتی که باعث خمیده شدن نمودار به طرف پایین بشه به معنای عقب افتادگی و هر حرکتی با خمیده شدن به بالا، پیشرفت محسوب میشه.
مثال می زنم: اگر شما برای 10 سال 5% تولید علمی داشته باشید و در سال یازدهم 4% تولید کنید، با اینکه عدد مثبتی نتیجه گرفته شده، ولی نه تنها در این سال پیشرفتی نکرده اید بلکه عقب هم افتاده اید.
در دوره پهلوی، ایران به حدی از سرعت پیشرفت تخصیلات و بهداشت رسیده بود که سازمان ملل برای کمک به کشور های فقیر از برنامه های ایران استفاده می کرد. این سرعت بعد از انقلاب به حدی کم شد که امروزه کشور پاکستان و تقریبن...
http://unstats.un.org/unsd/cdb/cdb_series_xrxx.asp?series_code=29999
.
در مورد تندرو تر شدن هم که دیگر نیاز به توضیح نیست!
اصلن این طور نیست. اولن اینکه آمار واقعی رای را مردم عادی کوچه و خیابان تشکیل می دهند که تصمیم شان بر پایه احساس صادق بودن یا دروغگو بودن کاندیدا ها و تقلب و مذهب و پارامتر هایی هست که به هیچ وجه ربطی به صحبت های من و شما ندارد.
دوم اینکه، خاتمی برای کاندید شدن مجدد باید یک انتخاب بزرگ بکند: مخالفت علنی با نظام یا اثبات سرسپردگی به خامنه ای. روش های ساده ای مثل تهدید و تطمیع باعث می شود که ایشان یا از کاندید شدن منصرف شود و یا به فریب مردم برای 4 سال دیگر ادامه دهد.
در هر دو صورت، بخش اصلاح طلب به دست یک مترسک دیگر خواهد افتاد که سرسپردگی اش به محافظه کاران ثابت شده. این به معنای ادامه یک کش مکش احمقانه و فریب آمیز دیگر و جنگ زرگری دیگر برای 4 سال و احتمالن نابودی باقیمانده امید مردم می شود.
اول باید بگم که چیزی که در مورد اصلاح طلبان گفتم فقط در صورتی است که اصلن رژیم ج.ا. باقی بماند!
این رژیم به مرحله بسیار خطرناکی رسیده که دیگر جایی برای مصالحه با دنیای بیرون نگذاشته. امروز، تروریسم، خرابکاری، و قدرت طلبی رژیم به مرحله ای رسیده که آمریکا و اسرائیل مطمئنن به زودی تکلیف این رژیم را روشن می کنند.
.
مردم ایران 30 سال وقت داشتند که دوستی خودشان را به دنیای بیرون ثابت کنند عدم حمایتشان را از دولت نشان دهند که البته نه تنها این اتفاق نیافتاد بلکه روز به روز شاهد تندروی بیشتر مردم هستیم. برای سرنگونی این رژیم، راههای زیادی هست که به دلایل عجیبی تا به حال هیچ قدرتی علاقه ای به این کار نداشته.
.
نظر شخصی من اینه که در عرض یکی دو سال آینده ایران به فروپاشی حکومت، جنگ داخلی، ورشکستگی اقتصادی و یک فاجعه بزرگ دچار خواهد شد. در این شرایط یک حکومت دموکراتیک سرسپرده (مثل افغانستان و عراق) بر سر کار خواهد آمد و اگر مردم برای اولین بار در طول تاریخ معاصر ایران عاقلانه رفتار کنند و به جای قلدری و پر توقعی و تکیه بر پول نفت، شروع به کار و فعالیت کنند، ایران ظرف چندین سال به یک کشور بسیار خوبی تبدیل می شود.
در هر صورت نرخ این تحول بسیار سنگین خواهد بود و نه من تعیین کننده این حرکت خواهم بود و نه شما. این نظام بر اساس مردم عامی کوچه و بازار و تقلب و دروغ و زورگویی و سرکوب اداره می شود و اصلاح طلبان هم ثابت کردند که تنها هدفشان حفظ و بقای قدرت حاکم است...