سئوال كوچكترين پسر مرد اتريشي پس از خروج از محبس با اشاره به آسمان: «آيا خدا آن است؟»
ـ۱۱۴۳ کلیک
www.timesonline.co.uk
دكتر كپلينگر رئيس مركز روانپزشكي براي هر كدام از 5 فرزند اليزابت اتاق خاصي را اختصاص داده است. وي مي گويد:" هر كدام از اين 5 نفر به درمان جداگانه اي نيازمندند و ما بايد به دقت مراقب باشيم كه اين درمانها كم يا زياد نشود. مادر تلاش زيادي را براي مراقبت از فرزندان خود انجام داده است و معمولا در مواقعي كه جوزف او را مورد تعرض قرار مي داده است اليزابت فرزندانش را به اتاق پشتي مي برده و براي آنكه متوجه صدا نشوند تلويزيون را براي آنها روشن مي كرده است. به علت همين تأثير تلويزيون دنيا براي آنها تنها دو بعد دارد نه سه بعد. پسر بزرگتر در حفظ تعادل كمي مشكل دارد. پسر كوچك به علت مدت كمتري كه در سلول بوده است شانس بهبود بسيار بيشتري دارد وي بسيار كنجكاو است. اولين باري كه او از سلول خارج شده وي با اشاره به آسمان از مامور پليس پرسيده :""" آيا خدا آن است؟"""". ترسهاي سلول هنوز هم در وجود آنها تازه است. آنها از آسانسورهاي بيمارستان باز و بسته شدن درها مي ترسند. پسر كوچكتر از شنيدن صداي موبايلها گيج مي شود. پسر بزرگتر به ويژه با توجه به داشتن تلويزيون ديدگاههايي را نسبت به دنيا،ماشين، كامپيوتر و سياستمداران دارد كه البته بسيار ابتدايي است. آنها ادراكاتي را دارند مثلا به بوي غذا و .... كه بايد به خوبي گسترش بيابد. به هيچيك از آنها گفته نشده كه آنها در سلول زنداني هستند و اليزابت اينگونه به آنها وانمود كرده است كه اين زندگي عادي آنهاست. خطرهاي زيادي به ويژه در رابطه با 3 كودك ديگر كه زندگي عادي داشته اند وجود دارد. همه آنها هم اكنون مي دانند كه حاصل زناي با محارم هستند. اعتماد آنها به پدرشان كاملا متلاشي شده است..........
palang7 sinabalkan homar1 aidm2008 sahand zavieh Roadrunner Phoenix12 Na_viD kheyzaran amirreza ebhaam cavegirl sueshan pourya combo4u sina4403 negarak alerzi mahda1992 america javad64 aftaub 14206 solaymany maryjoon shaahin1972 sabir osam msaf sunman aryana poor-sam96 majidoneone edisoon mona122 122333 Sinoohe anathedin alihassani fozolbashi saeed2002 kargozar arashtn53 RogerWaters 3p10 sinadadras jingil Conservative ceyran Aram_N denepr11 Rambod_swiss sadrah mahyar easternian khordad toltek14 daneshvar asemane7 webgard-f hanaa makhmal7 farshadsha Albert kargadan GoodMoon mi_ra52 harfehesaab blindstar ghanaary subzero kaveh2000 Vahid Online Xplod jamshida alidama mmohamad kourosh4u ITboy07 tara abbas4 Itman mehr72 aban vaahe lafcadio Germany casper -senjed- mdn110 naria211 agordji lamtakam socalnighter tulip pesarha herati00 hosseinf farhada Aghaz davidmors xxxpwl Darieh digitalboy amirreader Ali88 reza_persian The_Reason Parviz_ir imanava dayna aryanman yghanbari hooman1381 namakdoon hICHKI Invisible hamed333 behnia10 dastaviz Mojo Pacific J.V.C monophobic atiit paaghi bidgani Freon shaygan Moeeni Aliok yaghi ladysara itcaffe arad mah30 galva Godfather olad aryan85 Ronak meehhddii Fesenjoon crystal Persian hozeh maziar orange maniya Clinton Behdadbor Aviz Volter azadeh1 hooloo afta_fna NiLSener ghasemia eslahat amin2520 salur bashool nathan acloud
زير پوست اين شهرهاي شيك و آرام گاهي هيولا خوابيده!
یه تیم صد نفره دکتر و روانکاو و روان پزشک باید روی اون هیولا <چوزف> کار کنن تا بفهمن چی میشه یه انسان به این درجه سقوط میکنه.
هنوز براي من جاي سواله كه چرا تو اين سالها دختر اين مرد كاري براي نجات خودش و بچه هاش انجام نداده. اگه زور خودش نمي رسيده با بچه هاي بزرگش كه 17-18 ساله هستند سه تايي مي تونستند يه كاري بكنند. يه جاي كار ايراد داره.
این سوال برای من هم اولش وجود داشت ولی اگر یک نگاهی به اون دیوارهای ضخیم و اون زیر زمین بندازی متوجه می شی که بیرون اومدن از اونجا به این راحتی نبوده و به علت ضخامت دیوارها صداشون به گوش کسی نمی رسیده.
چرا اینهمه زنها و دخترها توسط پدرانشون یا شوهرشون کتک می خورند و در خانه زندانی میشوند، کاری برای نجاتشون نمیکنند؟ چرا مردم ایران براي نجات خودشون و رهایی از زورگویی ها کاری انجام نمیدن؟
اگر این پدر هر روز آنها را بترساند و بگوید اگر بیرون برید پر از خطر هست و آنها هم هرگز نتوانند که بیرون بروند و ببینند که بیرون واقعا خطر هست یا نه، بعد از یه مدت باور می کنند! اگر پدرشان هر روز گفته بوده که در این زندان زندگی بهتری دارید و اگر بیرون بروید به بدبختی میافتید و آنها هم هیچ وقت نتوانسته اند بیرون را تجربه کنند، آنرا را باور می کنند. اگر پدر بگویید همه دشمن شما هستند و من خوبی شما را میخواهم که شما را در این زندان نگه میدارم که از شر بدخواهان در امان باشید، آنها باور می کنند و شاید این پدر را ناجی خود بدانند!
آزادی نعمتی است که تا آنرا را تجربه نکنی نمی فهمی که چیست! آنها هیچ وقت طعم آزادی را نچشیدند تا برای رسیدن به آن دست به هر کاری بزنند!
بچه ای که از یازده سالگی بهش تجاوز بشه و در تمام سالهای قبل از اسارتش تحت حمایت قرار نگیره همه اعتماد به نفس و امیدش رو از دست میده. له میشه. هویت نداره. ممکنه یه دختر شونزده ساله بتونه بعد از تجاوز خودش و روحیه ش رو جمع کنه اما برای یه بچه یازده ساله بدون کمک غیر ممکنه. اغلب بچه ها ضربه های بدی میخورن و دچار احساس گناه میشن. یعنی اینو بعنوان یه مجازات الهی قبول میکنن و فکر میکنن خودشون مقصر هستن.. شش بچه ای که از این مادر به دنیا اومدن دقیقا از این مادر الگو گرفتن.
هیچ امیدی نبوده. هیچ کس، از هیچ جا و به هیچ شکل... نه توی اون دخمه، نه وقتی که سالهای یازده سالگی به بعد رو در دنیای آزاد عوضی لعنتی میگذروند و هیچکس نفهمید این بچه چی میکشه.
مثلا چطورى؟ يهو بياد اون پيرمرد ملعون رو سنگش كنه؟!
برای من این خیلی جالب و احمقانه است که برای یارو از روز اول وکیل گرفتن و وکیل بهش گفته هیچ حرفی نزن!!!!!!! یعنی چی هیچ حرفی نزن؟ این یارو باید به اندازه 50 سال حرف بزنه ببینن چطور چنین موجودی ساخته شده و به اینجا رسیده؟؟
امیر برداشت تو از خدا اینه؟
این جملات رو باید با طلا نوشت و به جای و ان یکاد در هر خانه ای به دیوار آویخت
مردم ایران هم سرنوشت مشابهی دارند
من فقط یک سوال کردم و برداشت خاصی نداشتم هومن جان
آري سرنوشت مردم ايران هم شبيه همين زن و فرزندانش است
حتي خداي ما نيز شباهت زيادي به خداي پسرك دارد! كه عجيب روزگار عجيبي است
ابتدا بايد از تفكر گوسفند و شباني دست برداشت تا به جواب اين سوال را رسيد
جواب آخوندها: خدا گذاشته این فرد حسابی گناه کنه تا پروندش سنگین بشه تا اون دنیا طرف را حسابی بسوزونه!
براى اينكه طرفداراش دخل مخالفينش رو بيارند, اون هم تماشا ميكنه و تخمه ميشكونه!
براى رعايت عدالت هم قراره اون دنيا دختره و بچه ها 24 سال ..ونش بذارند تا عدل پروردگار تحقق يابد..ان الله عادل و قاسم الجبارين!!
شایگان اون زمانی که پسرت مریض بود از کاربرها خواستی که برای پسرت دعا کنند. الان می گی که موجودی به نام خدا وجود نداره.
میشه راجع به این تناقض یک کم توضیح بدی!
معلوم شد که هر از گاهی یه چرتی می گی
بچه هایی که اونجا به دنیا اومدند بله ولی دخترش بارها از سن 11 سالگی از خونه فرار کرده و دوباره بازگردانده شده.
سوال ساده اي است كه ملايان و اخوند هاي تمامي مذاهب هنوز نتوانسته اند پاسخ جامعي به ان دهند.
آخوندها و ملايان در تمامي اديان سامي خدا را يك سوپر انسان معرفي كردهاند. كسي كه داراي نيروي بسياري است، خشمگين ميشود، ميبخشايد،عذاب ميكند، رحمت مي اورد، بندگانش را امتحان ميكند، كارهايش داراي حكمت است، عالم است و...
بايد از او چيزي طلب كرد. براي پذيرفته شدن درخواست دست به دامان مقربانش شد و ...
صفاتي كه كمابيش براي پيامبران و امامان نيز قائلند.
"If God can stop evil but is not willing, he's malevolent and if he's willing but not able, he's not omnipotent."
اگر خدا میتواند جلوی بدی را سد کند و بگیرد ولی مایل و راضی به این کار نیست، خود بدنهاد/بدخواه است و اگر میخواهد ولی نمیتواند، قادر و توانای مطلق نیست.
خودشون اینجا هستن! احتیاج به وکیل وصی ندارند
در مکاتب اینگونه آمده که خدا خیر و شر را آفرید . و انسان را در عمل به هر یک مختار کرد . اگر قرار بر این بود که جلوی شر را بگیرد دیگر خیر معنی نداشت
مولوی این قضیه را در مثنوی بسیار زیبا تشریح می کند
همه انسانها و زمین و موجودات را فرض کن به اندازه یک آکواریوم. ما به اندازه اون آکواریوم دانش داریم. قدرت فهم ما انسانها هر چقدر هم که باشه مثل ماهیهای اون آکواریوم هست که بیرون از اون محفظه رو در خیال خودشون هم نمی تونند متصور بشوند. دایره قدرت ما انسانها در این جهان هستی محدوده. مثل همون ماهیها. بدمن شک این آکواریوم سازنده ای داره.
تا نباشد راست کی باشد دروغ
آن دروغ از راست می گیرد فروغ
گر نباشد گندم محبوب نوش
چه برد گندم نمای جو فروش
گر نه معیوبات باشد در جهان
تاجران باشند جمله ابلهان
انصافا جناب اولاد تا بحال کتابهایی که نوشتند خواندید! برای مثال همین مثنوی معنوی ، مولوی بعنوان یک عارف جواب اکثر سوالها در مورد خدا و ملحقاتش را داده
اما در مورد اتریش به نظر من این مردم مشکل دارند من 1 بار وین رفتم و از برخوردشان اصلا خوشم نیامد. و یک داستان عجیب هم دارم کا اگر حوصله کردم مینویسم.
مناظره آرش بیخدا(نویسنده سایت افشا) در مورد تناقضات قرآن / چکیده ای از اسلام
نقد 12 مقاله از سایت افشا
من قصد وارد شدن به آن را ندارم. فقط نظر شخصي ام را مينويسم:
من به خدا اعتقاد دارم اما خداي من آنچنان از مفاهيم و تلقيات عمومي و مذهبي از خدا دور است كه نميتوان نامش را خدا گذاشت.
البته قياس پيش رو مسخره و معالفارق است فقط جهت تنوير افكار بگويم كه من كمابيش به چيزي معتقدم كه حلاج فرمود: اناالحق!
با عذرخواهي فراوان از منصور حلاج!
++
از ذات او بجز اينكه وجودش را تصديق كنيم سخن ديگري نبايد گفت.
فرض کنید در حال عبور از صحرایی پای من به سنگی برخورد کند و با این سوال روبرو شوم که چگونه این سنگ در انجا قرار گرفته استممکن است پاسخ دهم که تا انجا که من میدانم این سنگ همواره اینجا بوده است.احتمالا اثبات نامعقول بودن این پاسخ چندان آسان نخواهد بود . اما فرض کنید که بر روی زمین ساعتی یافته ام و باید بررسی شود که بودن ساعت در ان مکان چگونه اتفاق افتاده است.بسیار بعید است که پاسخ قبلی به ذهن من خطور کند یعنی اینکه تا انجا که من میدانم این ساعت همواره ایجا بوده است. اما چرا این جواب نباید آنگونه که برای سنگ مفید بود برای ساعت مفید باشد؟ چرا جواب مذکور انگونه که در مورد اول قابل قبول بود در مورد دوم پذیرفتنی نیست؟ تنها دلیل آن است که وقتی ساعت را وارسی کنیم میبینیم اجزای گوناگون ان برای هدفی پرداخته و به یکدیگر مرتبط شده اند.(چیزی که در مورد سنگ نمیتوان کشف نمود)مثلا این هدف که اجزای مذکور آگونه طرح ریزی و به هم پیوند داده شده اند که تولید حرکت کنند و حرکت مذکور چنان تنظیم شده است که زمان را در شبانه روز نشان دهد. یعنی اگر اجزای مختلف به گونه ای متفاوت با انچه هستند ساخته میشدند مثلا در اندازه ای متفاوتب با انچه که دارند یا به هر روش یا ترتیب دیگری غیر از وضعیت کنونی تعبیه شده بودند در اینصورت یا اساسا هیچ حرکتی در ساعت به وقوع نمیپیوست و یا هیچ حرکتی که تامین کننده کار برد کننونی ان باشد واقع نمی شد
دوست گرامی این روش بحث کردن از نظر همه کسانی که بحث میکنند اشتباهه و کاملا رد میشه. چون توی بحث دور و تسلسل وجود ندارد . دور به یک موضوعی گفته میشه که به دور خودش میچرخه و ادامه ای ندارد. اما تسلسل یعنی یک موضوعی که انتهایی ندارد . در هر دو حالت بحثی وجود ندارد. و رد شده هستند.
هر کی میگه هست من میگم من هم چاکرشم
هر کی میگه نیست من هم کاملا موافقم.
چرا فکر میکنید وجود یا عدم وجود خدا مهم است .اصلا این سوال برای من مهم نیست.
خدای شما اجازه میدهد بدیها اتفاق بیفتند بر خلاف پدر مهربانی که تمام تلاشش را میکند تا فرزندانش در هر شرایطی از گزند بدیها دور بمانند و ایمن باشند؛ اما آن خدای پرتوانتر از این پدر، فرزندانش را در معرض شرهایی قرار میدهد که ساختهی خود اوست!
اصل اين بحث ، بحث خوبيست بشرط آنكه كمي عالمانه تر و با حس انسانهاي كنجكاو و جستجو گر با ان روبرو شويد نه مانند انسانهاي همه چيز دان . گاهي" نميدانم " و" بايد بخوانم يا فكر كنم " هم ميشود گفت !!
اول اينكه به دوست خوبمان كه زحمت ترجمه اين لينك را كشيده عرض ميكنم كه نبايد ناراحت يا متاسف باشد بخاطر در گرفتن اين بحث در زير لينكش . سوال تيتر شده اين كودك ، سوال هميشگي انسان است و بحث پيرامون ان نيز از همين اتفاقها و حوادث صعب در مي گيرد . اين حادثه ايست كه روانشناس از سويي و فيلسوف و جامعه شناس را از سوي ديگر درگير خود خواهد كرد . و از زوايه هر كدام از علوم انساني ميشود برايش مبحثي گشود .
همين اتفاقات نادر و فاجعه اميز است كه ذهن فلسفي انسان را درگير سوالات بزرگتري ميكند كه بسيار حجيم تر از اين واقعه موردي ست .
انسان در تنگناها و دشواريهاي صعب العلاج ميل به پذيرفتن خداي رهايي بخش و ياري رسان در او قوت مي گيرد و برخورد با مواردي اينچنيني ترديد و شك در وجود او را در وي دامن مي زند . اگر بجاي اين واقعه تاسف بار داستان نجاتيافتگان كشتي تايتانيك را مخابره ميكردند شايد امروز زير لينكت هزاران تحسين و تاييد از خداي آسمانها وجود داشت!
اما يك چيز كه در بحثهاي دوستان مشاهده ميكنم اين است كه آنها تفكيكي از خدايي كه او يا طرفدانش را مورد سوال و مواخذه اش قرار داده اند نميكنند و يا شايد در ذهن هم ندارند . و اين سبب ميشود كه تصوير درستي از گفتگوي شما ايجاد نشود . من نمي خواهم وارد اين بحث شما شوم چون نه جايش است و نه مجالش و تنها بيان همين نكته باعث ورودم به بحث شد .اگرچه اين بحث نيز بحث...
خب ازهمين حرفم ميخواهم به نكته اساسي بحث شما برسم و ان تعريف و فهميست كه اديان (در درجه اول ) و انسانها ( در درجه دوم ) از خدا دارند . اين تعريف "درجه يك|" و" دو" نياز به گشودن دارد كه بگويم چرا اديان تعاريفشان از خدا بر تعاريف فردي افراد تسلط يافته و اين تسلط با خداي تعريف شده چه كرده . از طرفي ادياني وظايف سنگين تري بر دوش خداي تعريف شده شان مي گذارند ( مانند اديان ابراهيمي يا سامي ) و او را مسئول تما م اتفاقات پيش و بعد از پيدايش جهان ميگذارند و در برابر سوالات بيشتر و ترديدهاي بيشتري نيز قرار ميگيرند و همين باعث ميشود كه متوليان اديان نيز سعي در تبرئه خداي خود نمايند .
حال اگر تعا