کینهی آخوند با ایران باستان
ـ۳۰۲ کلیک
hamid-midaf.blogspot.com
سید علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب، بهپیروی ازاستاد فیلسوف شهید مطهری، که تخصصاش، دشنامدادن به سنتهای ما بود و نیاکان ما ایرانیان را خر و احمق مینامید، در بازدید شاهانهاش از شیراز سعی کرده است، با سفسطه و عوامفریبی و با زدن یکی بهنعل یکی بهمیخ، حرمت، اقتدار و عظمت رهبری خویش را در توهین به اجداد ما ایرانیان و به آثار باستانی تختجمشید نشان دهد. او، مدهوش از قدرت لایزالی، که مفت و مجانی و از برکت و لطف شیخ رفسنجان به دامناش غلطیده است، از استبداد بانیان ایران سخن گفته است. از جباران تاریخ ایرانزمین یاد کرده است. گوئیا در سه هزار سال پیش حکومتهای جهان، بویژه در خاورمیانه، بخصوص در سرزمین اجدادی مقام معظم رهبری، یعنی حجاز، با آزادمنشی، دموکراسیی پارلمانی و با آزادی احزاب توأم و همراه بوده است. یا هماکنون، تحت لوای رهبری خودش، آزادی و حریت در ایران برقراراست ...
mi_ra52 bseza sunflowers meshkat Borzo satch jimbolak payam_persia shahrukh_k aryanman sharh yahooo th-monfared chief-aim yakamoz ariandes Midaf kyle20234 nimamon mollah saayeh Islamic_Re cadusir kargozar mimalef emad.alefba farhang11 rezara59 shatranjbaz arjang1981 abifar2 siyamakb60 saidpar ultra_ehsan salur Amir_msm amirahmadi erphan homa frangi mrpejman farshds leilaa aaah123 arman hozeh rezaete seo.daemon chera Conservative bassam77 nazi95 sarsan saghar samad Germany shaygan hatef_83kh Sinoohe meisamb farzad sevjoo 14206 malvajerdy King.David casper Heybat m_tavakoli MohammedReza shahrokh2 m61s rivas poyrez WindowsLab azadeh1 toltek14 rarminsanayi Ahuna doroogh_goo st-behesht Persian ITboy07 dayna mojtaba21 Boushveg2 kaman sahand20 gladiatoor arvand shahjahan hemo maryjoon Pejman tashbaad behrad_hunky Makaveli Ali424 arvana parvazemahtab mrrm Roadrunner zaash Mazda Daryoush alikh59 eslahat floppy babakweber salehin _Amir aliashtari ghanaary patrick PATGAN kourosh4u AliJ reza_persian tara dodar galva MorFin Sama01 edmigo baoba davidmors Payam astm1834 mdn110 imanava pourya Ardalan_MJ MAHZIAR Erfan342 UniMinD olad Vahid Online
ولی من شخصا بر این باورم: ممکن نیست آخوندی مثل خامنهای، که از حدود هفتاد سال پیش تا کنون در این سرزمین زیسته است، دری بهتخته خورده قبای آیتالهی و ردای رهبری بهتن کردهاست، از تاریخاین مرز و بوم بیخبر باشد.
بدین سبب این پرسش مطرح میشود: آیا این دشمنی با ایران و ایرانی، یک نوع مرض واگیر، یک اپیدمی آخوندیسم نیست؟ یک نوع عداوت فطری و کینه شتری با این سرزمین و با تاریخاش نیست؟ که با شیر اندرون رفته و با جان بدر رود؟ که از هزار و چهار صد سال پیش، با حمله تازیان وحشی به این مرز و بوم، آغاز و در ژن این قوم پنهان مانده است؟
این خود مسأله و مطلبیست برای پژوهش و تحقیق در دانشگاهها، در ایران آینده؟
لطفا به این لینک مراجعه بفرمایید:
http://hamid-midaf.blogspot.com/2008/03/blog-post_26.html
فقط یه مورد دیگه میمونه که اونم برتری ایران و ملت ایران باستان در هر موردی نسبت به حکومت های بعد از اسلام هست که باعث نفرت آخوندا از ما میشه.
روم هم تا قبل از اینکه ژولیوس سزار سودای امپراطوری داشته باشه، جمهوری بوده و مجلس سنایی داشته اند و غیره.
کاملا واضح است که سخن شما سخن یک محقق نیست زیرا اولا نمی داند در حوزه های علمیه چه چیزی تدریس می شود و ثانیا نمی داند چند نوع تاریخ مطالعه می شود بنابراین تنها مصداقی که برای منشان این نظر شما می توان گفت نفهته در این شعر حضرت مولانا ست که:
سخت گیری و تعصب خامی است
تا جنینی کار خون آشامی است
در قرنی زندگی می کنیم که سنت و دین بر لبه شمشیر خرافات روشنفکرین حرکت می کند همواره شاهدیم که در مقالات آنها به این مسائل اشاره می شود که بعضی حق و بعضی واقعا ناحق است. اگر نظرات شهید مطهری در مورد سنت ایران باستان مراجعه فرمایید صریحا می گوید که ما نه کل سنت را نفی می کنیم و نه کل آن را تایید .
برای مثال نحوست 13 که سنت است باید به دامن طبیعیت برویم تا این نحوست برطرف شود.
واقع اینست که نحوست 13 یک چیز خرافی ست و هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که 13 نحس است و باید آنرا به در کرد! ولی ما با خوش بودن و تفریح مردم در این روز مشکلی نداریم.
و یا برای مثال چهارشنبه سوری اگر واقعا جنبه تفریحی داشته باشد چه اشکالی دارد بنده هم بعنوان تفریح از روی آتش پریدم ولی اگر فراتر از آن باشد و اعتقادی در آن نهفته باشد می توان آن اعتقاد را به نقض کشید.
بنابراین همه حرف ما حجت و استدلال و رد کردن سنت از قربال عقلانیت است و اگر سخنی از جانب مخالفان است باید حجت و استدلال باشد زیرا منطق حکم می کند در مقابل حجت حجت بیاورید و نه چیز دیگری
پس با این استدلال شما اعتقادات شیعیان را هم می شود نقد کرد، چه طور شما به خودتان اجازه می دهید به اعتقادات دیگران توهین کنید و آن ها را احمق بدانید اما خود مرتب مظلوم نمایی می کنید که به اعتقادات ما توهین نکنید.
اگر حسین برای شما دارای ارزش است چهارشنبه سوری هم برای ما دارای ارزش است.
این استدلال است که مطهری نیاکان ما رو خر و احمق دونسته؟
اگر استدلال مطهری این بوده پس خشونتش چه بوده؟
این جمله ی شما مثل این می مونه که من کسانی رو که در روز عاشورا برای حسین گریه می کنند رو احمق بدونم و بعد بگم اگه پدران شما برای حسین گریه می کردند شما چرا گریه می کنی؟ این گریه کردن نشانه خریت پدران شما بوده سند حماقت پدران شما بوده، چرا شما این سند خریت رو سال به سال تجدید می کنید و برای یک بیگانه که دستش به خون هزاران ایرانی آلوده است مراسم سوگواری برگزار می کنید؟
بعد هم یکی بیاد و در دفاع از این نوشته ی من بگه خوب ما داشتیم این اعتقادات رو نقد می کردیم، اگه این جور نقد کردن رو درست می دونید بگین تا ما هم تکلیف خودمون رو بدونیم.
جناب Heybat چرا وقت خودتان را با کسانی که سر از هیچ چیز در نمی آورند و تخصص به درد بخوری هم ندارند و بالطبع نظراتشان هم از روی هوا ست بحث می کنید با توصیفاتی که شما فرمودید سوال کردن از این قشر هم وقت تلف کردن است.
آقای تشیعی حالا این شعر زیبا به کنار، تو حوزه تاریخ ایران میخونید؟
چون حرفهای آقای خامنه ای نشونی از آشنایی ایشان با تاریخ ایران نداره- برداشت من ایجوریه- در حالیکه داره نان این نام -ایران- رو میخوره.
hozeh خان! ببخشید گویا سوتفهمی پیش آمده. این من نیستم که به زور در هر موردی اظهار نظر میکنم! ملا ها حکومت را به زور و با ظلم و دروغ نگه داشته اند و چون زور دارند کارشان را میکنند و حرفشان را هم به کرسی می نشانند. کاری هم ندارند که من شهروند درجه نمیدانم چندم بدبخت ایرانی چه چیز را قبول دارم و....
قریب به اتفاق روحانیون به تاریخ ایران مخصوصا بعد از اسلام آشنا هستند ولی روحانیونی که از بین همه موضوعات تاریخ را برگزیدند (که از این دست روحانیون کم نداریم) حتی به جزئیات و اقوال مختلف تاریخ ایران چه پیش از اسلام و چه پس از اسلام واقفند.
بنده نمی دانم آیت الله خامنه ای تاریخ ایران را خوانده یا نه ولی من کتابی در این باره خواندم که پیشنهاد می کنم شما هم آنرا بخوانید
فکر نکنم زیاد باشند ملاهایی که در حکومت کاره ای باشند من نمی دانم شما به سیستم حوزه چقدر آشنا هستید ولی حوزه جایست مثل دانشگاه با تفکرات متفاوت و گاها متضاد که به یک اصل کلی (اسلام) معتقدند. شما در حوزه می توانید طالقانی پیدا کنید خلخالی هم می توانید پیدا کنید.
اما اینکه بخاطر بغض نسبت به خلخالی به مسلک طالقانی هم پرخاش کنید بنظر بنده منطقی نیست
بعنوان دروس مطالعاتی در مقطع مقدمات و قبل از سطح تاریخ اسلام می خوانند ولی تاریخ ایران را ندارند
فکر می کنم الان درست شده باشد
چیزی که من گفتم نه تنها در مورد تمامی ملاها صادق است بلکه در سراسر تاریخ تمام کشیش ها و مفتی ها و ملاها و خلاصه همه آنانی که راه نان خوردنشان تخدیر مردم از راه دین و جادو و پیش گویی و امثال اینهاست، همینگونه رفتار کرده اند.
واقعاً لذت بردم از اینکه چند وقت پیش که عده ای از اساتید دانشگاه های ایتالیا مانع از حضور پاپ در دانشگاه شدند .
ضمناً: بنده قمی هستم؛ خیابان مولوی کوچه عبداللهی مینشستیم.
بنابراین نتیجه اینست که سخنانی که فرمودید از نظر جنابعالی در مورد ملاها صادق است محل مناقشه هم ندارد چون هر کسی نظر خودش را دارد و برای خودش محترم است.
به به پس از نظر محل سکونت هم قرابت داریم البته بنده اهل کرج هستم
کمی بیشتر مطالعه کن لطفا . حالا اینجا را ببین
++++++++++++++
و گرنه سرمون رو میکنن توی گونی!
1) شوخی: هاهاهاها هههه ههه ههه ههه هه ه .... آخ مردم از خنده.
2) جدی: حرف دهنتو بفهم...
+++++++++++++++
من به کشورهای زیادی سفر کردم و مردان دینی زیادی دیدم. هم راهبان بودایی، هم راهبان هندو، هم کشیش های مسیحی کاتولیک و پروتستان و هم شیخ های سنی مذهب عرب، پاکستانی، و هندی و هم ملاهای شیعه.
در همه جای دنیا، وظیفه مردان دینی اجرای مراسم مذهبی مثل ازدواج و تدفین و دور کردن شیاطین بوده و همه آنها هم با خیرات مردم زندگی می کنند. اکثر این مردان زندگی بسیار ساده دارند و در معبد یا کلیسا زندگی می کنند.
چه اتفاقی افتاد که در مذهب شیعه یک عده به حوزه ها می روند و بعد از تمام شدن دوره هایشان به جامعه بر می گردند و به جای روضه خوانی و عقد و کفن و دفن به مراتب بالای مدیریت جامعه دسترسی پیدا می کنند؟
اصولن چرا باید یک مرد مذهبی که تخصیلات حوزوی دارد از وظایف اصلی خودش سر باز بزند و به ثروت و قدرت برسد؟
فکر نمی کنید وقت این باشد که تمام مردان مذهبی اسلامی را به طبقه ای که متعلق به آن هستند برگردانیم تا یک بار برای همیشه به وظیفه اصلی خودشان بپردازند و زندگی معنوی داشته باشند و با پول ناچیز خیرات زندگی بگذرانند؟
.
مثلن خود شما، ظاهرن در حوزه علمیه درس خوانده اید (می خوانید). واقعن به چه هدفی این راه را انتخاب کردید؟ و ایا واقعن وظیفه اجتماعی متناسب با تحصیلات تان را انجام می دهید؟
خواهش می کنم یک بار هم که شده کامل، بدون بیراهه رفتن، و رک جواب بدید و یا اینکه اصلن از خیر جواب دادن بگذرید...
در ضمن مطمئن باشید مدت زیادی برای این شیاد های مذهبی باقی نمانده. این سیستم نفس های آخرش را داره می کشه. یا ملاها دست کثیف شان را از روی گلوی مردم بر می دارند و یا با خفت و خواری و با زور و فشار اقتصادی و نظامی به زباله دان تاریخ انداخته می شوند.
تفاله های باقی مانده از این سیستم هم به همان روضه خوانی و کفن و دفن خودشان می پردازند.
البته با انکار گذشته و مخفی کردن آن نیز موافق نیستم.
اما در باره دوستی که در باره نحسی سیزده صحبت کرده اند دوست دارم نظرشان را در باره چاه های جمکران هم بدانم. صد البته من هم مثل ایشان فقط قصد نقد دارم و نه توهین.
قلم بنده از جواب دادن به این مطلب هم اظهار عجز و ناتوانی می کند
بنده به چاه جمکران اعتقادی ندارم
آیا به انتقاد عملی و کلامی هم میپردازید یا تقیه میکنید؟
بنده به چیزی در تایید اینکار نرسیدم . اصولا این تفکر که نامه انداختن در چاه جمکران موجب نزدیکی انسان به ایشان می شود از لحاظ عقلانی مشکل دارد . فلسفه ای هم ندیدم برایش ذکر کرده باشند. به یک یا چند روایت اشاره کردند ولی آنها و سندهایشان را هم تا بحال ندیدم.
پاسخی به آقای حوزه hozeh
نخست: من محقق نیستم. من یک ایرانیی آزاداندیشِ آواره هستم با تحصیلات عالیه و تخصص در علوم مدرن، که هرچند صاحبخانهام ولی غاصبین و انحصارطلبان اجازه زندگی درخانهام بهمن نمیدهند. که هر چند در خارج از وطن دیگران از تخصص و تجربهام بهره میبرند، در وطنم اما صغیر و محتاج و یتیم محسوب میشوم و نیاز به قیّم و راهبر و پیشوا دارم تا بهجای من فکر بکند، تا بهجای من تصمیم بگیرد. رهبر صلاح مرا بهتر از خود من میداند، هرچند هم سواد و معلوماتاش از من کمتر است هم تجربه و تخصصاش. دوم: جناب حوزه! هم شما هم من میدانیم و هم استاد و فیلسوف شهیر شهید مطهری بهوضوح میدانست؛ پریدن از روی آتش و هجوم به دشت و چمن در سیزده نوروز یک جشن و یک سرگرمی بیش نبوده و نیست. مردمی که در سابق، در قبل از حمله عرب، عزاداری را بهصورت خودزنی با قمه و زنجیر و تیغ و چکش و وحشیگریهایی نظیر این، نمی شناختند و معتقد بودند با اینجور کارها نه مرده زنده میشود و نه اصولا با عقل و منطق جور در میآید، پس با خیالپردازیها، هر رویدادی را دستمایه تفریح و لذت، این مائده آسمانی آریایی، قرار میدادند. منتها همانطور که در فطرت آخوند است، که برای تحقیر و کوبیدن ایران و ایرانی در کمیناست و هر حرکت و جنبشی را بهانه قرا میدهد، اینبار جناب مطهری نیز به پر و پاچه یک مشت اکثرا زن و بچه چسبید و زهر خودش را با عربدهکشی فلیسوفانه ریخت. و گرنه در شأن...
میفرمایید آخوندها در حوزه علمیه، تاریخ میخوانند، آری، ولی فقط از حمله اعراب به بعد و اگر تایخ قبل از آن را هم مطالعه میکنند، صرفا برای ایناست تا بدانند چگونه آن را بکوبند، همانگونه که خلخالی ملعون سعی در کوبیدن کورش کرد.
موادی که برای تحلیل نیاز است اولا اطلاعات در مورد یک مسئله است که از راه تحقیق و مطالعه بدست می آید که این اطلاعات ستون اصلی قضاوت و تحلیل است و بقول معروف اگر ناقص یا کج باشد دیوار ما تا ثریا کج خواهد بود
و دوم شناخت هر چند نسبی به منطق است تا بتواند در تحلیلش تمثیل و قیاس متناسب بزند و بتواند نتیجه صحیح کسب کند.
بنده مدتی ست مقالات شما را مطالعه می کنم و بنظر بنده انتقاد جدی که به آن وارد است نواقص اطلاعاتی و نبود تحقیق است (که برخی به واسطه دوری از ایران است)که خودتان به آن اشاره فرمودید .
برای مثال اینکه فرمودید.
شما بدون اطلاع از وضع داخل حوزه های علمیه (حتی تا حد لفظ) و شناخت از تفکر اکثریت آنها را خائن به مسائل ملی معرفی کردید اولین چیزی که به ذهن هر انسانی می رسد اینست که شما بدون تحقیق این حرف را زدید و در نتیجه علتش را باید در بغضتان نسبت به روحانیون جستجو کرد و دومین چیز اینست که شما این حرف را زدید تا کسانی که با شما اتفاق نظر ندارند را خائن به وطن جلوه دهید .(که در هیچ مکتب آزادی چنین چیزی معنی ندارد)
بنده بعنوان یک روحانی مملکتم و تاریخش را دوست دارم و اینکه بیایند و از من بعنوان یک اپیدمی آنهم بدون تحقیق (و صرفا بخاطر اینکه در نظرات با شما متفاوت فکر می کنم) نام ببرند ناراضی هستم و بنظر بتوانم با استدلال ثابت کنم حملات بدون تحقیق به مخالفان فکری دور از آزاداندیشی ست.
پوزش میطلبم که بهعلت گرفتاری موفق نشدم بهموقع پاسخ نوشتهی شما را بنویسم. مشکل اصلی و صورت مسأله این نیست که آیا من از وضع داخل حوزهها مطلع هستم یا خیر. من اکثریت روحانیون را هم خائن به مسائل ملی معرفی نمیکنم، لابد سوء تفاهم شده. من کسانی را خائن به مسائل ملی میدانم که قبل از انقلاب حرف از آزادی و دموکراسی میزدند و پس از سوار شدن بر مرکب قدرت حکومت انحصار طلب روحانیون و استبداد مطلق آخوندی بر قرار کردند و در مجموع چنان گرفتند و زدند و بستند و کشتند که سر و صدای آقای منتظری را هم در آوردند، که در نامهای به آقای خمینی نوشت: سازمان اطلاعات شما روی ساواک شاه را سفید کرد. من سؤالی دارم: آیا حکومت تمامیتخواه و مستبدی که اینک بر ایران حاکم است همان حکومتیاست که ملت ایران بخاطرش انقلاب و قیام کرد؟ و برایش خانه را بر سر خود خراب و حکومت مستبد سلطنتی را بزیر کشید؟ اگر پاسخ آریاست آیا این حرف توهین به شعور ملت ایران نیست؟ که استبداد چکمه را از بین برد تا استبداد نعلین بر قرار کند؟ من نسبت به روحانیون بغض ندارم. من که در یک خانواده مذهبی و متدین بزرگ شدهام و با روحانیون فرهیخته رفت و آمد داشتهام، از این بابت خشمگینم که بسیاری از روحانیون دولتی چنان صدمهای بهایران و بهدین اسلام زدهاند که نه آمریکا، نه اسراییل و نه جمله عدوان، قادر نبودند چنین لطمهای وارد کنند. من دلم برای اسلام نمیسوزد، هرچند مسلمان شیعه هستم. اسلام نیازی بهدلسوزی من ندارد، ولی اسلام با جامعه ایران پیوند خورده است و شما روحانیون ناسلامتی باید حافظ هر دو باشید. آخوندهایی که اینک بر سر کارند چنان نشئه قدرتاند و بیمسؤ لیت عمل میکنند که جز بهمنافع مادی و دنیوی خویش به چیز دیگری نمیاند...
البته از متنی که در وبلاگ است و همچنین تیتری که برای این لینک انتخاب کردید معنای اعم استخراج می شود. برای مثال به این متن توجه کنید:
کاملا مشخص است که این کلام شما نسبت به روحانیون حکومتی نیست (شاید کمتر از 5 درصد از روحانیون در حکومت کاره ای باشند یا وابسته به آن باشند) و چنان نشان دادید که در حوزه های علمیه یا همان مکانهای تولید آخوند(نه فقط آخوند حکومتی)فقط به حکم مجامعت با حیوانات می پردازند!
خب این نشان می دهد اطلاعات کافی از حوزه علمیه ندارید مثل اینست که یک شخص در تعریف علم و دانشگاه پزشکی بگوید آنجا که سوزن در ماتحت انسان می کنند! در حالی که پزشکی خیلی فراتر از یک سوزن و یک ماتحت است و این نوع قضاوت بنظر بنده ناشی از آنست که شما از تمام مسائلی علوم اسلامی چه در فلسفه و چه در کلام و فقه و اصول منطق فقط یک باب در فقه را مطالعه کردید.
اگر شما می آمدید و می گفتید آن آقایانی که قبل از انقلاب یک حرف را زدند و بعد از انقلاب آنرا عوض کردند و در مورد تاریخ ایران باستان اینگونه نظر می دهند کینه دارند حرفی نبود ولی شما فرمودید آن آقایانی که در حوزه علمیه فلان حکم را می خوانند ولی تاریخ نمی خوانند کینه با ایران ب...
شما بدلیل غیرواقعی بودن خبر منفی داده اید درحالیکه فیلم این سخنان در یوتیوب موجود است !
فکر نمی کنید برای منفی دادن باید عذرخواهی کنید؟
نخیر فکر نمی کنم، اگر می خواهید بدانید چرا این فکر را نمی کنم نظراتم ذیل این مطلب را بخوانید. بنظر بنده اگر بنا بر عذر خواهی هم باشد از طرف ما نیست
عزیز من تا حالا به عمرت دیدی آخوند از کسی معذرت خواهی کنه... همیشه طلبکار ، همیشه مدعی و همیشه تو خالی...