چرا ما ایرانیان اعراب را تـازی نامیده ایم ؟
ـ۱۰۴۸ کلیک
aaryoo.wordpress.com
تازی ! واژه ای که در بسیاری از نوشتار ها اشاره دارد به مردمان همسایه ی ما یعنی اعراب . اگر با متون دینی و تاریخی ، در گستره ای فراتر از کتابهای درسی خود برخورد داشته اید ، حتمن با واژه ی تازی آشنایید. پس از انقلاب اما این واژه ، از آنجا که در زبان فارسی به گونه خاصی از تیره سگ سانان نیز اشاره دارد ، به عنوان تلاشی برای کمرنگ کردن برخی احساسات ضد عربی در میان مردم ایران ، در متون درسی و رسمی استفاده نشده است . ار دیگر سوی ، بیشتر ِکسانی که به دلایلی کینه نژآدی نسبت به اعراب در خود حس میکنند از این واژه ، به صورت پررنگتر سود میبرند . خوب به خاطر می آورم که چندی پیش دوست نوجوانی که علاقمند به مطالعه متون تاریخی است از من پرسید که آیا این تازی که به اعراب میگوییم نوعی دشنام است ؟ اما براستی تازی چیست و ریشه این نامگذاری کجاست ؟....
aryoo_barzan xeeg yozpalangh sunflowers Ghaltagh artahermes slim halone mogh3745 salehin Bush-Nejad shatranjbaz hICHKI mirzakasra HezaroYek mohajer1177 mjafari M-reza alihassani sohmo24 yaghi aryanman xbenix jahanvatan deaf_mute saidpar thisjackis ebhaam farshds mgh Ardeshirnd baoba saeed2002 seta Questo parhamb amirahmadi amehrabi yekiyedone jolie kargozar ratzel bachemosbat baabi faceless elektra_au PesarParsi hooloo sulmazan amirreza shatot reyhane knight4246 casper Roadrunner prance parce 122333 samanr8 ataghikhani arsh comunque Athryal harfehesaab pujanzi ehsan3500 ahoor Hiva npc-emp HillBilly hamid_kh ariya55 farzad_b67 ITboy07 makanmehr DJ-IQ furogh2007 jenabsargord Sinoohe arash57 sahar8484 nimaweb azadeh1 Ardalan_MJ shapal Ali424 dastaviz shourkaei mehr72 bassam77 fozolbashi knowledge Persian golshan sadrah parnian64 hamsavar Dr.Frink Conservative aban galva sour olympian webgard-f frangi anikroo Germany farhada khoramoffice crimsondevil sara_saba pourya h0ss31n tele3 Borzo tara 0soghrat0 majidoneone picolo ArashZabeti Darieh MorFin gladiatoor sculptor Balbo mtehrani30 america aftaub kargadan shahrukh_k bidad big55head erfan1981 president Makaveli Morgan Pejman Tanaz Payam 332211 muharram sinsina soheil209 hovaresp hoo_man persian_boy _sd_ entezare Parisaa Vahid Online
نژادی پديد آيد اندر ميان
--> آخوند ها رو میگه !
نه دهقان نه ترك نه تازی بود
سخن ها به كردار بازی بود
همه گنج ها به زير دامان نهند
بكوشند و كوشش به دشمن دهند
از حال روز ملت میگه با این قوم پست
به گيتی كسی را نماند وفا
روان و زبان ها شود پر جفا
بريزد خون از پی خواسته
شود روزگار بد آراسته
از برخورد ما مردم با هم میگه ! که به جای اتحاد در برابر ظلم از دست این ظالمان به جان هم افتاده ایم .
زيان كسان از پی سود خويش
بجويند و دين اندر آرند پيش
دین ! خرافات ! حیله ی آخوندها ، کشیش ها ، خاخامها برای چپاول مردم ! منتهی همه فهمیدن جریان چیه و از چه قراره الا ما ! هر چی می کشیم از دین میکشیم .
آریو جان ! حالا از تازی و ریشه یابیش ممنون ! میشه لطف کنی از اساتید بپرسی برای این بی صفتان چه اسمی مناسب است !؟ ملا ؟ آخوند ؟ دنبال یک عنوان مناسب می گردم .
صدواندساله يکي مرد غرچه
فکر کردم اين مطلب هم در رديف همان مطالب نژاد پرستانه است البته من عرب نيستم اما از نژاد پرستي متنفرم
خواستم بگم هم باهات موافقم (كه هر دو خراب كردن بالاترين هستند) و هم كمي مخالف. چون حداقل دومي (منفي انتقام جويي يا منفي مخالفت) از ابزار دموكراتيك درست استفاده مي كند ولي اولي اين ابزار را خراب و غير قابل استفاده مي كند. اولي مثل كسي است كه در انتخابات با جعل شناسنامه تقلب مي كند و دومي مثل آنكه عده اي را تهييج مي كند تا به نامزد خاصي راي بدهند. در دومي راه اصلاح و متقاعد كردن افراد وجود دارد ولي در اولي نه، چون ساز و كاري براي اصلاح نمانده. مخلصيم!
ایشالا شاد باشی همیشه رفیق :)
یا حق
عربا آيينه دستشويين
عربا وانتو خيلي دوست دارن
از کجا معلوم شما رو نمی گه!؟
هر کس مخالف عقیده شماست از نژاد پستیه! و هر کس موافق شماست آریایی!
دقیق و بی طرفانه
استاد توس تعلق خاطری به امامان شیعه نداشته اند و فقط یک بار از علی آن هم با عنوان جفت بتول نام برده.
سلام حوزه جان.
من فکر میکنم این طرز فکر بیشتر ناشی از دل پر مردم و وضعیت اقتصادی مردم سرچشمه میگیره ! قبول دارم که نباید همه رو به چوب برونی، اما یادت نره که اگر تو دل آدم عقد ه ای باشه تا حد ممکن سعی میکنه به اون چیز گیر بده ! در ضمن از این بچه بازی ها تو اخوند ها هم کم نیست ! آخرین مثال که یادمه همین دوست شما امام جمعه شیراز بود که انفجار رو به اونهایی که سیستم شاهنشاهی رو تکریم میکردند نسبت داد !!
ولی باز هم دلیل نمیشه که به همه آخوند ها به یک دید نگاه کرد !
به نظر من آخوند خوب آدمی که سرش به کار خودش باشه و با زور کسی رو به سمت عقایدش نبره ! یعنی به همون ارج و قربی میرسند که قبل از انقلاب بین مردم داشتند ...
+++++++
دقیقا اگه روحانی ها جای خودشون قرار بگیرند و تو همه مسائل از پزشکی و طب گرفته تا اقتصاد و روانشناسی دخالت نکنند به جایگاه خودشون که خیلی هم جایگاه خوبی است بر می گردند
حوزه جان این که یه نفر بی منطق حرف می زنه دلیل نمیشه شما هم بی منطق صحبت کنی;)
ضمنا ممنون بخاطر لینک خوب.
از اونجایی که بعدش میفرماید :
همه گنج ها به زير دامان نهند
بكوشند و كوشش به دشمن دهند ( سرمایه های مملکت رو من چپاول میکنم و هر روز به یک کشور پول مردم رو می دهم ؟ )
زيان كسان از پی سود خويش
بجويند و دين اندر آرند پيش ( کی با ادعای دین داری و به اسم دین پدر مردم رو در آورده ؟ کی به اسم دین به اصطاح بیت المال رو داره بالا میکشه ؟ )
نور به قبر فردوسی روشن فکر و بزرگ اندیشه بباره و امیدوارم نکبت و نحسی دامن دشمنان ایران رو بگیره .
والا بنده متخصص نیستم ولی طبق قاعده عقلانی که برای فهمیدن حقیقت در یک موضوع باید به متخصص آن رجوع کردن رفتم و کلام فردوسی شناسان را خواندم نوشته بودند قول قوی تر از بقیه اینست که فردوسی شیعه بوده. بازهم عرض می کنم کلام بنده نیست کلام اکثر متخصصین این موضوع است
بنده این مطلب را از شما می شنوم! اتفاقا اهالی حوزه روی فردوسی بیشتر از مولوی (با اینکه بنده اشعار مولانا را بیشتر می پسندم) تعصب دارند که یک دلیلش قضیه ملی ست و بعدی شیعه بودن فردوسی حتی نرم افزارهای مختلفی با نام فردوسی در سیستم های کامپیوتری اسلامی درست کردند شما اگر به کتابخانه های حوزه رجوع کنید شاهنامه را در آن پیدا می کنید ولی امکان دارد مثنوی معنوی و دیوان حافظ را نیابید!
منم موافقم
البته بنظر من روحانیون بعنوان متخصص دینی که عقیده اکثر ایرانیان رو تشکیل می ده حق نظر دادن و یا حتی داشتن کرسی در مجلس را دارند مثل بقیه سیاسیون .
چون روحانیون فقط فقه و در آن فقط آداب نجاست و طهارت را نمی خوانند.(بر عکس آنچه خیلی از دوستان بالاترین فکر می کنند) علوم اسلامی بسیار وسیع است
بقول شما آخوندها اینطور هستند! یک سوال دارم آیت الله طالقانی آخوند بود یا نه؟ تا آنجا که من به یاد دارم عبا و عمامه هم داشت! (بر خلاف خیلی از طلاب امروزی) اما بنده به یاد ندارم اینچنین کرده باشد البته ایشان مشهور بود ما آخوندهای زیادی داریم که آهی در بساط ندارند تا بخواهند آنرا به کشورهای دیگر بپردازند
دوست گرامی جناب حوزه ، بنده قصدم از مطلبی که نوشتم جسارت به شخص نبود . در ضمن در نظر من آخوند با روحانی فرق داره . دین اگر به سیاست و اقتصاد وارد نشه در مکان ارزشمند خودش باقی میمونه و کسی هم کاری به کارش نداره . هر کس ممکن است اعتقادی داشته باشد که برای همه قابل احترام است . اما در مکانی که به اسم دین زندگی و حق نفس کشیدن از مردم گرفته شده اون دیگه اسمش رو مذهب نمگذارند قربان . به هر حال من روی صحبتم با مسئولین حکومتی بوده و نوچه هایی که برای به دست آوردن پست مقام در شرایط کنونی جا نماز آب میکشند. اگر در حرفهای بنده مطلبی بوده که باعث آزردگی خاطر شما شده عذرخواهی میکنم . در ضمن ! تا مدتها بعد از انقلاب شاهنامه فردوسی ممنوع بود و شاهنامه های بسیاری به آتش کشیده شد . برای اطلاعتون گفتم .
منم بنده اهل بیت نبی
سراینده خاک پای وصی
برین زادم و هم برین بگذرم
چنان دان که خاک پی حیدرم
ابا دیگران مر مرا کار نیست
بدین اندرون هیچ گفتار نیست
جز او را مخوان کردگار جهان
شناسندهی آشکار و نهان
ازو بر روان محمد درود
بیارانش بر هریکی برفزود
سرانجمن بد ز یاران علی
که خوانند او را علی ولی
همه پاک بودند و پرهیزگار
سخنهایشان برگذشت از شمار
کنون بر سخنها فزایش کنیم
جهانآفرین را ستایش کنیم
آقای حوزه, متاسفانه یا باید کور باشی و یا نوچه یکی از همین زالوهای آخوند, از مغز صحبتی نمیکنم چون میدونم که یوخدی..
دربارهء پژوهش و ریشه یابی کلمات این تازه پس از انقلاب بزرگ مشروطه است که ایرانیان به جمع آوری علمی آثار گذشتگان پرداختند و بسیاری از نکات نامعلوم است و به قول اینان تا هنگامی که سند دیگری رو نشده میتوان اعتبار داد نه به عنوان سندی تاریخی. ضمن اینکه به علت نبود آزادی در ایران هنوز بسیاری از نکات وارونه است و نویسنده یا از ترس بسیاری از مطالب را نگفته و یا بر مبنای ایدئولوژی خود شروع به نوشتن کرده.
این واژه تازی که این روزها استفاده میشود منظور همان اعراب هستند، در زمان مشروطه هم که روشنفکرهای ما زحمت بسیار کشیدند و تحولی بزرگ را پایه گذاشتند این دفع عرب و به کار بردن واژه تازی بسیار معمول بوده مانند این مطلب از مقالات فلسفی میرزا فتحعلی آخوندزاده، ویرایش ح. صدیق صفحهء 35:
"تازیان اعم از اسکان یافته و یا چادرنشین- به صورت قبایل کامل- به ایران نقل مکان کردند. (چنانکه) در قرن چهارم هجری (دهم میلادی) در بسیاری از شهرهای ایران مثلاً قم، اعراب اکثریت ساکنان را تشکیل میداده اند."
نه جشن و نه رامش، نه گوهر، نه نام///به کوشش ز هرگونه سازند دام
زبان کسان از پی سود خویش///بجویند و دین اندر آرند پیش
بریزند خون از پی خواسته///شود روزگار بد آراسته
کنون آن روزگار و وقت و دور است///جهان پر فتنه و آشوب و شور است
بدست ناکسان افسوس ایران///فتاده شد خراب و تار و ویران
این دقیقاً سخنی است که ایرانیان به آن حتی از گذشته نیز معتقد بوده اند و حملهء تازیان را هیچگاه خوش یمن نداسته و نمی دانند.
در رستگاری ببایدت جست
وگر دل نخواهی که باشد نژند
نخواهی که دایم بوی مستمند
به گفتار پیغمبرت راه جوی
دل از تیرگیها بدین آب شوی
چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی
خداوند امر و خداوند نهی
که خورشید بعد از رسولان مه
نتابید بر کس ز بوبکر به
عمر کرد اسلام را آشکار
بیاراست گیتی چو باغ بهار
پس از هر دوان بود عثمان گزین
خداوند شرم و خداوند دین
فردوسی.
جناب فردوسی کلمات عربی استفاده نمیکرد تو اشعارش
که او را به خوبی ستاید رسول
که من شهر علمم علیم در ست
درست این سخن قول پیغمبرست
گواهی دهم کاین سخنها ز اوست
تو گویی دو گوشم پرآواز اوست
علی را چنین گفت و دیگر همین
کزیشان قوی شد به هر گونه دین
نبی آفتاب و صحابان چو ماه
به هم بستهی یکدگر راست راه
فردوســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
موفق باشی
بابا معرفت
نظر بنده اینه که چرا بیایم جلوی ورود دین در عرصه مسائل اجتماعی رو بگیریم. ما بعنوان متخصصین اسلامی می آییم می گیم نظر اسلام در مورد اقتصاد اینه بعد می شینیم به تشریح اقتصاد اسلامی می پردازیم و شما هم به تشریح اقتصادی که می پسندید و همچنین ما به تشریح قوانین اجتماعی اسلامی و شما به تشریح قوانین مبتنی بر سکولاریسم و دموکراسی بعنوان یک متخصص ما و شما کار خودمون رو کردیم . رفراندوم هم به عهده مردم باشه بعد از اینکه ما هر دو را تشریح کردیم آنها بگن که اقتصاد مبتنی بر اسلام و یا حقوق مبتنی بر اسلام را می خواهند یا غیر اون. در هر حال بنظر من این حرف که اسلام نباید در مسائل اجتماعی دخالت کنه درست نیست . اسلام هم حق دخالت دارد اگر مردم قبولش کنند و همچنین حق اظهار نظر در مقابل سکولاریسم و دموکراسی همونطور که آنها حق اظهار نظر در مقابل اسلام را دارند.
جاب بروز البته بنده هنوز تاکید می کنم تخصصی در این موضوع ندارم تا به مباحثه بنشینم ولی نظر اکثر فردوسی شناسان بر خلاف نظر شماست شما اشتباه اکثر آنها را ناشی از چه چیزی و سخن خودتان را بر چه مبنایی می دانید؟
خیلی راحت بهشون نفوذ کردی و داری نظریاتشونو یادداشت میکنی
این برگ برنده ای واسه تو هست
حوزهء گرامی البته بنده ادعای فردوسی شناسی نکردم و ندارم :)
بفرمایید این اکثر کیا هستند؟
کار فردوسی و اشعارش برخلاف فرهنگ تازیست، و تلاشش در دوباره زنده کردن این فرهنگ و زبان بوده. دلیلی هم که من آوردم همان چند بیت نقل شده از فردوسی است.
تحقیقات نشان میده که نام اوران فرهنگ ایران هیچ کدام مسلمان نبوده اند و بویژه در اشعار شاعران بوضوح دیده میشه، بابا به چه زبانی بگن مسلمان نیستند، مانند این بیت از عطار:
ما گبر قدیم نا مسلمانیم///نام آور کفر و ننگ ایمانیم
کی باشد و کی که ناگهان ما///این پرده ز کار خویش بدرانیم؟
ابیات زیادی از دیگر شاعران هم هست که در زیر مطلب دیگری در بالاترین آوردم، دال بر نامسلمان بودن اکثر شاعران، مانند دقیقی که استاد پورداوود در "مقدمهء بیژن نامه" زردشتی بودن وی را ثابت کرده، یا علی میرفطروس که در اثرش فردوسی را "زردشتی دوآتشه" یاد میکند (و در یکی از آثارش ثابت کرده) و یا استاد باستانی پاریزی که علت حافظ نامیده شدن "حافظ" را از به خاطر حفظ بودن "دستگاه های شعر و موسیقی ایرانی" میداند و نه از حفظ بودن قران. (حافظ چندین هنر، باستانی پاریزی، حافظ شناسی).
ما را به مستی افسانه کردند///پیران جاهل، شیخان گمراه (حافظ)
در کل هر دو نظر را دیدم هم نظراتی را دیدم که فردوسی را زرتشتی خوانده و هم شیعه
بنده در مورد عطار مطالعه نداشتم ولکن اینرا می دانم که کسانی مثل سعدی و مولانا و ابوعلی سینا و ابوریحان بیرونی مسلمان بوده اند البته این نامها فراتر است ولکن من مطالعه ای در مورد بقیه نداشتم
بله مقالات و کتابهای ایشان را در سایتشان دیدم. ولکن برای یقین پیدا کردن در مورد یک مساله نظر استاد میرفطرس نمی تواند کافی باشد (چون اساتید دیگر نظر متفاوتی دارند)
بنابراین اگر بخواهیم بعنوان یک محقق به حقیقت برسیم باید همه این نظرات را کنار هم بگذاریم.
و اگر دوست داریم که شعرا و علما را در عقیده خودمان ببینیم برای شما نظر استاد میرفطروس و برای بنده نظر استاد آهی یا جنیدی یا امثال اینها کافی ست!
"درباره مذهب فردوسی بحث زیادی صورت گرفته است او را منسوب به شیعه دوازده امامی، زیدی و سرانجام هفت امامی دانستهاند که هیچ یک دلیل متقنی به همراه ندارد. این بحث نشأت گرفته از ابیات آغازین شاهنامه است که به نظر میرسد که در آنها دست برد زیادی راه یافته است از مجموعه شاهنامه چنین بر میآید که فردوسی برفراز فرقهها حرکت میکرده. [چهار سخنگوی وجدان ایران – محمد علی اسلام ندوش]
خواندن این مطلب هم برای دوستداران فردوسی سودمند است: اینجا
خیر برای یک فرد علاقمند رسیدن به حقیقت باید در درجهء اولی باشد، نظری که شما دارید نشان دهندهء جانبداری و انحصارطلبی فرد از دیدگاه فکری خود بر مطالب تاریخی و در اینجا تاریخ ادبیات است که من صد در صد با این گفتهء شما مخالفم، ضمن آنکه تنها بیان نظر میرفطروس نیست بلکه همانطور که در بالا از آقای ندوشن که در دانسته های ایشان شکی نیست نیز نظری آوردم، که ایشان در استاد بودنشان شکی نیست.
" قرن چهارم و پنجم و ششم هجری، قرونی هستند که سخت ترین نوع اختناق و تفتیش عقاید بر عالم اسلام حکفرما بوده است و حکما و فلاسفه شدیدترین آسیب ها را از طرف اهل فقه و حدیث و متشرین می دیدند. به عنوان نمونه بیش از یک قرن قبل از خیام، حسین بن منصور حلاج را به خاطر بر ملا کردن دیدگاه فلسفی خود بر دار می کشند. چند دهه قیل از خیام، ابن سینا از دست محمود و پسرش مسعود غزنوی از این شهر به آن شهر می گریزد تا جانش را از دست این دو سلطان ترک غازی نجات دهد.
نیم قرن بعد از خیام، یکی از بزرگترین دانشمندان و فیلسوفان ایران و جهان، شهاب الدین سهروردی«شیخ اشراق» به تحریک فقها و محدثین بطرز بیرحمانه ای به دست پس صلاح الدین ایوبی«ملک ظاهر شاه» حاکم حلب به قتل می رسد. در همان قرن عارف نامدار، عین القضات همدانی نیز به تحریک شریعتمداران به طرز فجیعی سوزانده می شود. با این اوصاف معلوم است که چرا با تمام جاذبهُ اندیشه های خیام، این افکار به صورت یک سیستم فلسفی رواج پیدا نمی کند.