خارج بازی های ایرانی ها ـــــ (از وبلاگ deserter)
ـ۳۳۰ کلیک
deserter.wordpress.com
سر کلاس، وقتی بچه ها درباره علت غیبت معلم سوال کردند، جواب داد: رفته بودم خارج! یکی پرسید : خوب، کدوم کشور آقا؟ معلم باز گفت : خارج رفتم. .. دختر پرسید می دونم، منظورم اینه کدوم کشور رفتید خوب ؟ معلم با کمی تشویش جواب داد: بابا خارج دیگه، چند بار می پرسی، رفته بودم خارج ! …حیوونی مرزهای جغرافیایی اهمیتی واسش نداشته، فقط می دونسته کره زمین دو تا کشور داره، ایران و اون یکی خارج ! (این یک داستان واقعی بود) .........
کاربرانی که به لینک بالا رای دادهاند (مثبت آبی، منفی قرمز):
yozpalangh 122333 Albert farahani86 sahand taha arianjoon galva tara sina4403 Raha59 reza1001zf parvaz66 xploder sherwood Hiva azadeh1 derakhsh aryoo_barzan -senjed- _sd_ Xplod casper nasoot shaygan Rhye nathan AnnaMaria aryanman viraneh Pooneh sunflowers amirreader digitalboy john crimsondevil goog10 luna Parviz_ir artahermes erfan1981 abasaleh khorashad sahra amirreza BiKHial shatot TheMohamad Roadrunner b3hzad knight4246 DatNet Germany Fesenjoon ASSALJOON soheil209 hamid_kh aaah123 america sinadadras emanifard harfehesaab hamid1081 UniMinD alee kime anathedin jevad shourkaei malvajerdy rivas rezar abldali payamhp Kamangir sahamdarjoz vaahe toltek14 sa-mi-ra Amitris maryam1141 olad Un.der.taker Leonin sibil rarminsanayi dayna yekiyedone farzadim kargadan baoba ratzel entezare aryana
yozpalangh 122333 Albert farahani86 sahand taha arianjoon galva tara sina4403 Raha59 reza1001zf parvaz66 xploder sherwood Hiva azadeh1 derakhsh aryoo_barzan -senjed- _sd_ Xplod casper nasoot shaygan Rhye nathan AnnaMaria aryanman viraneh Pooneh sunflowers amirreader digitalboy john crimsondevil goog10 luna Parviz_ir artahermes erfan1981 abasaleh khorashad sahra amirreza BiKHial shatot TheMohamad Roadrunner b3hzad knight4246 DatNet Germany Fesenjoon ASSALJOON soheil209 hamid_kh aaah123 america sinadadras emanifard harfehesaab hamid1081 UniMinD alee kime anathedin jevad shourkaei malvajerdy rivas rezar abldali payamhp Kamangir sahamdarjoz vaahe toltek14 sa-mi-ra Amitris maryam1141 olad Un.der.taker Leonin sibil rarminsanayi dayna yekiyedone farzadim kargadan baoba ratzel entezare aryana
بخش نظرات غیرفعال شده است.

جانم چی شد سعید جان ؟
سلام رفیق :)
نویسنده نیستش میاد انشاالله :)
ارادتمندم :)
هیجی ای بابای تعجب بود!
اوم :)
فقط سه ماه !
:))
یعنی هنوز خودش اونجا جا نیافتاده !!
نه بابا، هنوز درست محیط رو نشناخته!
صد رحمت به جو گیر شدن شست چی :)
یادش بخیر
خیلی باحال یوزی جان مرسی
مطلب خوبی بود آقا .
شرمنده که الان نمی تونم رای بدم ...
من نه عجیب بودن و نه ناراحت کننده بودنش رو می فهمم!!
خب با نگاهی که از خارج داره، و خاطره ای که از ایران با خودش آورده، همچین عقیده ای داره. که اتفاقا در لحظه های اول بسیار طبیعیه
شاید چند وقت قبلش دلش تنگ بشه، سختی های غربت زیاد بشه، نظرش هم عوض بشه.
شایدم مثل یک دسته بزرگ ایرانی ها روی همین عقیده پابرجا بمونه
سلام آفتابگردون عزیز :)
؟؟؟؟؟؟؟
:)
ارادتمندم
:))
ارادت :)
سلام رفیق :)
:)
سلام رفیق :)
ارادتمندم :)
رفیق منظور سرعت در تعریف و تایید یا نتیجه گیری درباره ی شرایط جدیدیه که در آن قرار گرفته در حالیکه هنوز فرصت اخت شدن با شرایط جدید منطقن برای اون فرد حادث نشده
:)
سر مرز افغانستان یه پام رو گذاشتم تو خاک افغان یه پام تو خاک خودمون تا همه جا بگم یه پام خارج بود یه پام ایران ...:)
عراق هم بودم ... اما نه با اختیار ... بابا ما خارج رفته ایم دادا :)
چیزی هم آوردی یا نه ؟
تلخکی و .... :))
تازه رندی کردی مهر پاسپورتم نداری :)
دوست عزیز عجیب بودنش که به خاطر سرعت قضاوتشونه.
برای من ناراحت کننده است به این دلیل که همه جا و به همه کس اعلام میکنند که دیگه از ایران بدشون میاد و اونجا زندگی کردن غیر قابل تحمله و غیره.
در صورتی که احساس من اینه که اونا محیط و شرایط زندگی و یا حتی با توجه به اختلاف طبقاتی موجود در ایران، سطح زندگی خودشون رو دوست نداشتهاند در حالیکه اینجا هم نهایتأ به عنوان یک خارجی باید خیلی تلاش کنند ( بیشتر از یک همردیف خودشون که از کشور میربان هست) تا بتونند احترام یا پول یا هر چی که دنبالش میگردند رو کسب کنند. و من معتقدم اگر همین تلاش رو در ایران میکردند همین نتیجه حادث میشد ( منظورم پیشرفت ه). یعنی خود به خود علت این تنفر از ایران حل میشد!! (اگر دلیلش اینطور کمبودها در ایران بوده باشه)
و اما در مورد نبودن آزادی، من به فعالین سیاسی ( به عنوان نمونه ) حق میدم که نتونن اون شرایط رو تحمل کنند ولی بعید می دونم که این قشر، سوژه متن و همینطور کامنت من باشند چون که اونا از مملکت و ملیتشون اظهار برائت نمیکنند.
در ضمن من خارج از ایران زندگی میکنم و دلیلش رو هم صادقانه میگم که جاهطلبی میدونم. یعنی فکر کردم اگر همون میزان که در ایران باید برای درس خوندن تلاش کنم، اگر اینجا تلاش کنم بازدهی بیشتری خواهد داشت! ولی در عین حال ایران رو دوست دارم، دلم میخواد اونجا زندگی کنم و سر کردن روسری یا زیر بار اجبار محدودیتهایی که اونجا هست رفتن را، هزینه علاقهام به زندگی کردن پیش خانواده خودم و توی مملکت خودم میدونم. یعنی از این اجبار متنفرم ولی میتونم تحملش کنم. و البته که تحملش رو هم اینقدر سخت نمی بینم.
من که دو سه سال پیش رفته بودم ایران، خوب طبعا برای دوستهای «خارجی»م و برای دل خودم کلی عکس گرفتم از در و دیوار ایران. اتفاقا از خیابون کریم خان و کلیسایی که اونجا هست هم عکس گرفته بودم. خیابون کریم خان سرسبزترین و قشنگترین خیابون تهران نیست، در واقع کاملا متوسطه. با این حال اون که این عکس رو دید، گفت تو خودت این رو سبز کردی یا واقعا اینقدر درخت داره.
هنوز گاهی به این فکر میکنم که چرا واقعا اینقدر تصویر ایران رو تو ذهن خودش عجیب غریب کرده بود.
رفیق موضوع دینی نبود فرهنگی بود
:))
معلم خانوم بوده ها اشتباه نرفته تایلند به این منظور D:
البته اون آمار ۹۰ درصد رو نمیدونم از کجا آورده نویسنده اما خب با بخشی از نوشته درباره ایرانیان خارج از کشور موافقم ..
دقیقأ چیزی که منو ناراحت و متعجب میکنه همین جمله و طرز تفکره!
مرسی بابت جواب، من هم منظورم اتفاقا سرعت این عمل بود، یعنی کسی فشاری رو روی خودش حس می کرده، آرزوی آمدن خارج هم داشته، درست در لحظات اولیه است که لذت می بره از تازه ها و امکاناتی که مد نظرش بوده.
وگرنه بعد از عادی شدن اون امکانات بر اثر تکرار اون هم احتمالا نظرش رو تعدیل می کنه و یا به جمع پشیمان گشته ها می پیونده.
برای مثال می توانید این موضوع را باازدواج مقایسه کنید، اولش شیرینی خودش داره و زوجین حسابی راضی اند، بعد از گذشت زمان مشخص می شه که این عقیده تا چه حد با دوام بوده است
این رو هم در همان مثال ازدواج می توانید معنی کنید.
خیلی عادی ه، که زوجین به هم می گویند به هیچ کس دیگری نگاه نمی کنم و تا آخر عمر با توئم. در واقع دروغ نمی گویند، احساس شیرین همان لحظه است که به اشتباه به آینده هم حواله اش می دهند
:))))))
چرا نمی ری عراق؟ اتفاقا می گن تو سامره کار و کاسبی خوب هم هست. اینقدر که تبدیل به مَثَل هم شده. برو پسرم! برو!
بابا دشمن:))))
چه اهمیتی داره؟ من این 90 درصد رو از هیچ جایی نیاوردم، باید حتما می گفتم 65/2 درصد ؟ یا آدرس سایتی رو می دیدم که توش آمار دقیق می داشت ؟ بالاخره یه جاهایی از متن باید بار طنز مطلب رو یدک بکشه دیگه ، قرار بود همه چیزش واقعی باشه دیگه طنز نمی شد. از نظر من زیاد هستند، واسه این می گم 90 درصد ، شما دوست دارید بگین 9 درصد.
من در اینجا(هلند) چند سال پیش این سوال رو از یک همکار عرب خوش ریش وسیبل کردم. به او گفتم تو که همه اش مواظبی چی بخوری و به چی دست بزنی یا نه، تو سرزمین کفار چه کار داری؟ چرا نی ری جایی که همه مثل خودتند و همه چیز حلال است؟
در جوابم گفت: اولا همه جای دنیا سرزمین الله است و ما برای تصرف دوباره سرزمین های خود آمده ایم.
دوما این کار ما نوعی جهاد است و اجرش دو برابر مومن معمولی بودن است.(شوخی نمی کنم).
به او گفتم، خوب اجر دو برابر یعنی چی ؟ دو تا هفتاد تا حوری می گیرید؟
گفت: اون را دقیق نمی دانم که دو برابر می شه یا نه، ولی جایگاه ما بالاتر میره.
حالا شاید حکایت این عزیز هم همین باشد.
چی کار به lifestyle ملت داری شما ؟
دچار؟!
اینجوری که بعضی از هموطنان عزیز پول پارو می کنند عمرا بشود اینورها پول در آورد.
جانم، چی شده حمید جان؟