مشتی خاک بر دهان پورپیرار
ـ۱۲۶ کلیک
zulqarnain.persianblog.ir
آنهایی که با ناصر پورپیرار آشنایی دارند، می دانند که طبق نوشته هوشنگ صادقی ایشان تاریخ را با داستان نویسی اشتباه گرفتهاند و پر بیراه نیست اگر ایشان را به سبک ایرانیان ننه ناصر قصه گو بنامیم. در این یادداشت میخواهم به آنها که عاشق چنین جاعل بزرگی شدهاند نشان دهم که چگونه با استاد خطاب کردن وی، مهری بر تلاش وی در تحمیق خوانندگان میزنند. به حتم زمانی که پانترکها او را استاد خطاب میکنند وی به آنها پوزخند میزند.
کاربرانی که به لینک بالا رای دادهاند (مثبت آبی، منفی قرمز):
aaah123 artahermes Ali424 Phoenix12 PesarParsi mahomanyasamin
Borzo
meisam_d
122333
falcon
mini
Makki
Conservative
kyle20234
america
sa-mi-ra
negahbankhak44
bsabah
torghabeh
iceflower
abifar2
ayraz
kamiar
amirreza
parvaz66
hooman1381
upest123
davidmors
rezar
web2.0
faraz_parvaz
anghahrad
shapal
aryoo_barzan
mdarvish
harfehesaab
rezara59
luna
aryanman
casper
rarminsanayi
_sd_
nathan
aaah123 artahermes Ali424 Phoenix12 PesarParsi mahoman
بخش نظرات غیرفعال شده است.

ناصر پورپیرار . ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
این لینک دربارش توضیح داده و لینک دانلود هم داده:
http://amirhoseinparhamfar.blogfa.com/post-11.aspx
من هم اول همینطور فکر می کردم ، اما کامنت بالا رو بخون که چطور مدعی است که پورپیرار ثابت کرده تخت جمشید نیمه کاره است!!! از این جهت باید نگران بود.