امام خمینی:کسی را نماينده خودم در سپاه بگذارم كه برود منويات و نظرات پدرخانمش(مصباح یزدی) را پياده كند؟
ـ۳۶۱ کلیک
emruz.biz
پس از شهادت جناب حاج شيخ فضلالله محلاتي، برادران سپاه با بيت امام تماس گرفته و به حاجاحمدآقا گفتند، اگر امام تأييد كند، آقاي فلاني[محمدی عراقی] را به عنوان جانشين آقاي محلاتي خدمتتان معرفي ميكنيم. آقاي توسلي ميگفت: تا مرحوم حاج احمد آقا اين پيام را به امام رسانيد، امام به رسم عادت هميشگيشان كه مخالفتشان را با پشت دست نشان ميدادند، با دستشان به او اشاره كرده و گفتند: نخير و افزودند: من بيايم اين آقا را به عنوان نماينده خودم در سپاه بگذارم كه برود منويات و نظرات پدرخانمش آقاي [مصباح یزدی] را پياده كند و سپاه را وارد اين مسائل نمايد؟ موسوي لاري ميگفت: اما اكنون وضع به جايي رسيده است كه اتوبوسهاي پر از جوان را از اطراف به قم ميبرند تا پاي سخنان شخصي كه امام در مورد پياده شدن نظراتش در سپاه، آن همه از خود حساسيت نشان ميداد و با نمايندگي داماد وي در سپاه مخالفت ميكرد، بنشينند تا از وي رهنمود بگيرند!
taherii mehrdad393 azadeh1 Schwan mrweblog shapal Dobby1 goog10 nazaninsanam alirezafarsaie ThirdMan emanifard sueshan zanroz amirreza

اطلاعات فقهی شما باید خیلی بالا باشد که به مراجع تقلید درجه می دهید. درجه ی آقایان سیستانی، منتظری، مصباح و ... را هم اعلام بفرمایید ممنون می شویم.
من به مراجع تقلید درجه نمیدهم و یک روز هم در حوزه نبوده ام،ولی چون در قم هستم از وضعیت آخوندها تا حدودی اطلاع دارم.در حوزه از 2 شاخص میتوان فهمید طرف چه کاره است:1-تسلط فقیه به درس فقه است که از شاگردان فقیه میتوان فهمید چه میزان تسلط داشته،که من تا حالا جایی نشنیدم طرف شاگرد خامنه ای باشه،چه برسد به مقایسه سطح علمی شاگردان خامنه ای و دیگران 2-کتابهایی که طرف نوشته،که باز هم نشنیدم کتاب شاخص و غیر شاخصی را خود خامنه ای نوشته باشه(موسسه ای هست به نام دارالحدیث که در قم و شهر ری شعبه دارد،بودجه اش از دو جاست:نفت و شاه عبدالعظیم.کتابهای آنجا به نام ری شهری چاپ میشه ولی فکر نکنم از هر کتاب 10 صفحه اش را بخونه.یکی از آشنایان من آنجاست میگفت:ماهی 100 میلیون هزینه آنجاست که البته در برابر بقیه موسسات دینی رژیم ایران در قم پولی نیست.)
از افرادی که شاگردان خوبی تربیت کرده اند:آقایان بروجردی،شریعتمداری،میرزا جواد تبریزی،منتظری،شبیری و...
بابت آشنایی شما با حوزه گفتم ولی اصلا از حوزه خوشم نمیاد،چون هم اسلام را خراب کردند هم ایران را.
1- داشتن شاگرد همیشه معیار مناسبی برای سنجش سواد افراد نیست. نشان می دهد که آیا معلم های خوبی هستند یا نه. ممکن است کسی سواد و معلومات فوق العاده ای داشته باشد ولی فرصت چندانی برای تدریس نداشته باشد.
2-در مورد نوشتن کتاب هم وضع به همین صورت است. همیشه با سواد ترین افراد پدید آورنده ی با ارزش ترین آثار نیستند.
من با حوزه آشنا نیستم، ولی با دانشگاه چرا. در دانشگاه اساتید را از روی شاگردانشان یا کتاب هایشان قضاوت نمی کنند و تعداد مقاله هم بیشتر جاه طلبی علمی اساتید را نشان می دهد تا سطح علمی او را (تعداد مقالات انیشتن یک دهم استاد من هم نبوده!). اگر استادی اهل کار اجرایی باشد (مثلاً خامنه ای) ممکن است فرصت کار های پژوهشی نداشته باشد که طبیعی است. اما مهم این است که اگر در زمینه ای نظر داد پرت و پلا نگوید و اصولی استدلال کند.
معمولاً (حداقل در دانشگاه) قضاوت سطح علمی افراد، توسط هم رشته ای هایشان و با سطح دانشگاهی یکسان یا بالاتر صورت می گیرد.
درضمن کامنت اولیه ی من بیشتر جنبه ی شوخی و دور هم بودن داشت. اگر جسارتی شد معذرت می خواهم.
منظور من از شاگرد تعداد شاگردان نبود بلکه کیفیت شاگردان بود که در حوزه روی آن تاکید میشود.
در حوزه شرایط به همان صورت که گفتم است،چونکه رقابت در خارج از حوزه قم الان وجود ندارد طلبه ها همواره نسبت به طلبه های همانجا سنجیده میشوند.
آخوندهایی که به درجه فقهی میرسند اصلا همدیگر را قبول ندارند که تصمیم بگیرند نسبت به هم درجه یکدیگر را بسنجند،هر کدام درس خود را میدهند و به درس دیگری کاری ندارند،همچنین هرکدام مریدهای خود را نیز دارند.
من ناراحت نشدم که شما عذر خواهی کردید.هدف از بودن در بالاترین مطالب جدید یاد گرفتن است،همین لینکی که الان زیرش کامنت مینویسیم،لینک مهمیه،چونکه برای کسانی که در قم نبودند و یا جوانند(مثل خودم)جای تعجبه که مصباحی که الان جزء طرفداران سخت خامنه ای و ولایت فقیه است،چرا قبل از فوت خمینی ازش خبری نبوده،نه اسم و منصبی. یکی پرسید چرا میگی مصباح قبلا جزء مردودین نظام بوده،این آقا مگه چه کار کرده؟گفتم:قبل از انقلاب به دلیل یکی از حملات ارتش به مردم قم،خمینی در قم عزای عمومی اعلام کرد ولی مصباح چونکه نزدیک به ت...
من نمیدونم این رو از کجا آوردید شما اما رزومه هر کس که شامل همان کارهای پژوهشی و علمی فرد در طول دوران تحقیقش باشد ملاک هست. نمیدونم چرا میخواهید این ملاک رو اینقدر سلیقه ای کنید اما واقعا ارزش گذاری اساتید دانشگاه به این صورت نیست
دیشب ساعت 12 این کامنت را نوشتم،خسته بودم و اشتباه داشت
تصحیح:
مصباح اصلا به حرکت انقلابی خمینی اعتقاد نداشت
با پشت دست یا با انگشت شست؟
این معیار سنجش مصوب کجاست ؟ انیشتین هم اگر نظریه خودش رو به صورت مقاله ارائه نمیداد ما از روی به به و چه چه دیگران باید میفهمیدیم ؟
تو تمام دنیا تعداد مقالات معتبر علمی یکی از مهمترین معیارهای سنجشِ.
دلم درد گرفت از بس خندیدم ... فکر رو بکن ! :))))))))
دلم درد گرفت از بس خندیدم ... فکرش رو بکن ! :))))))))
معظم له رو یک گروهبان 3 بده بهش بره خیرشو ببینی.
کاملاً موافقم، از منابع مختلفی تأیید شده. در این که آقای خمینی بیشتر چپ بوده و آقای خامنه ای بیشتر به راست گرایش دارد هم با توجه به اطرافیان مورد وثوق هرکدام شکی ندارم
من هم موافقم که تنها معیار سنجش اساتید همین هاست که می فرمایید ولی حرفم این است که این معیار ها تعیین کننده نیستند و فقط به خاطر نبود معیار علمی و دقیق مجبوریم به آنها اسنتاد کنیم. مخصوصاً برای اساتیدی که علاقه ای به مطرح شدن در این طرف و آن طرف ندارند یا گرفتار کارهای اجرایی هستند (نمی دانم و نمی گویم خامنه ای جزء این دسته آدم ها هست یا نه). فکر می کنم هر دو دوستان برق می خوانند. آیا تمام Fellow هایی که دیده اید از تمام Senior member ها کار درست تر هستند؟
تا به حال نشده که از دیدن میزان بی سوادی یک استاد با تعداد مقاله های 3 رقمی تعجب کنید (دیر یا زود همین استاد از شما می خواهد که اسمش را زیر مقاله هایتان بگذارید و شما می فهمید این همه مقاله را چطور داده است). چند تا از اسامی که زیر مقاله های خودتان می نویسید واقعا سهمی در پژوهش انجام شده داشته اند؟ شما اسم استادی را که پولتان را می دهد زیر مقاله هایتان نمی آورید؟
من رزومه و این چیز ها را رد نمی کنم ولی می گویم برای کسی که خیلی در یک رشته صاحب نظر نیست، قضاوت سطح علمی اساتید آن رشته تنها با تکیه بر این معیار ها امکان پذیر نیست
این یعنی چی اونوقت؟
حرف شما کاملا درسته، یکی از دلایلش هم عده زیادی از نخبگان هستند که اون موقع مناصب بالای حکومتی رو در دست داشتند ولی الان بیکارند. موسوی اردبیلی، یوسف صانعی، میرحسین موسوی، خود اقای توسلی، مجید انصاری و بسیاری از چهره های این تیپی که به اصول هم پای بند هستند.
اما این بحث ربطی به آقای مصباح نداره. مصباح نماینده یه تفکر افراطی و تندرو هست که به نظر من بسیار خطرناکه. اینها اصلا به جمهوریت اعتقادی ندارند و علنی هم بارها این رو گفتند. معتقدند عوام، کالانعام هستند و یه عده که می فهمند باید بقیه رو به زور هم که شده به راه راست هدایت کنند. کارهایی مثل صدور فتوای فقهی برای قتل های زنجیره ای، ترور حجاریان و حرکات انصار حزب اللهی از این دست که به قولی می خوان مردم رو به زور وارد بهشت کنند، هر چند خود مردم دوست داشته باشند بروند جهنم!
متاسفانه نشانه هایی هست که احمدی نژاد هم مورد حمایت مصباح و دار و دسته اش هست. یکی وجود مجتبی هاشمی ثمره بود که می گفتند همه جا و در بسیاری از جلسات خصوصی احمدی نژاد همراهش هست و ....
بحثش طولانیه.
فقط خدا به خیر کنه که اگه امثال آقای مصباح بیان سر کار اون وقت می فهمید قرون وسطی یعنی چی و قدر الانی ها رو بیشتر می دونید!
در فهرست نخبگان زمان حیات امام و مغضوبین فعلی هم آقای عبدالله نوری را فراموش کردید که بیشترین تعداد حکم رو از آقای خمینی داشته...