کارمندی که برای معالجه دختر بچه بیمارش به تهران آمده، در جلو مطب دکتر به عابران: ترا بخدا، این کتم را چند میخری؟
ـ۶۶۰ کلیک
www.khorasannews.com
از روبه رويت يك زن و مرد جوان مي آيند. دخترك نازي در آغوش زن گريه مي كند. گريه اش عجيب دلت را مي سوزاند. معلوم است كه حال خوشي ندارد. مرد ناگهان روبه رويت مي ايستد و بي مقدمه كتش را در مي آورد و به سمت تو دراز مي كند. نمي فهمي. متعجب نگاهش مي كني. از شرم و عصبانيت كاملا برافروخته است. ظاهر آبرومندي دارند و به همه چيز مي خورند جز مجنون يا گدا. مرد با خشونتي كه از آن استيصال مي بارد مي پرسد: «چند مي خري؟» مي پرسي: «چه را؟» با همان عصبانيت، بدون آن كه به تو نگاه كند، مي گويد: «اين كت را چند مي خري؟» غيرت و غرور مردانه و عشق به فرزند آنچنان مرد را درهم شكسته كه نمي داند چگونه بايد رفتار كند. همسرش كه اين را مي فهمد دخالت مي كند: «از شهرستان آمده ايم. به خدا، گدا نيستيم. براي درمان دل درد دخترم آمده ايم ولي پولمان تمام شده. دكتر، عكس، آزمايش و ... ديگر پولمان تمام شده ولي حال اين دختر خوب نشده. شوهرم كارمند ... است. ما گدا نيستيم، چيزي براي فروش نداريم. فقط كت همسرم هست، شما را به خدا بخريد، هرچه مي خواهيد بخريد.» به مرد نگاه مي كني. ديگر كاملا شكسته است. حال او از حال دخترش به مراتب بدتر است. اكنون مي فهمي كه چگونه ممكن است، هزينه هاي درمان مردم را و زندگيشان را نابود و تباه كند. دخترك هنوز گريه مي كند بي آن كه بداند بر سر پدرش چه آمده است... منشي بداخلاق نامي را مي خواند و خانمي ميانسال برمي خيزد و به سمت ميز مي رود. دخترش كه ٢٠ ساله به نظر مي رسد از درد به خود مي پيچد. پهلويش را گرفته و ناله مي كند. مادرش هم وقتي بايد پول را بپردازد ناله مي كند: «٣٧ هزار تومان». وقتي كه مي پرسد چرا؟ منشي با ترشرويي مي گويد: «دخترت كه بيمه نيست مادر. قيمت آزادش همين است. زودباش معطل نكن».زن كيفش را مي گردد، يك بار، دوبار، سه بار. فايده اي ندارد. با استيصال مي گويد: «١١ هزار تومان بيشتر ندارم. شما را به خدا كار ما را راه بيندازيد. دخترم دارد مي ميرد. ببينيد.» ولي منشي اصلا نگاه نمي كند. مي گويد: «من چه كنم خانم؟ تا كل مبلغ را ندهيد، نمونه نمي گيريم.» زن نااميد و نگران به دخترش كه هر لحظه حالش بدتر مي شود نگاه مي كند. ناگهان گويي راهي به نظرش مي رسد. دور آزمايشگاه راه مي افتد و به تك تك خانم هايي كه منتظر نشسته اند مي گويد: «شما را به خدا دفترچه تان را بدهيد ببرم تا دكتر آزمايش دخت...
salami farshadsha Ahuna Conservative LVN shahjahan Siamand viraneh nazer110 Islamic_Re jesarat slim sunflowers sabokbalan faghir arvand kargozar khordad mielasali aryanman rouzi Ali424 mahyar Sadrair cpux artahermes Ardalan_MJ De_Niro seta Kahkeshan shourkaei siaavash gholfali sasan_lxt arad siyamakb60 hezd saanei lvwvl mnasiri mokhless meisam_d jebi Clinton xanada manouchehr78 fakahi ceyran MDK naghdali abnoos662 blahblah Albert faran Aidin_ hamedhg kyle20234 Ahmadinjad RogerWaters Hiva ebhaam mohammad1r daneshpesar reza1981 bilmehr monophobic Pirmard amirreza maks m61s hamid_kh edge Freon parhamb Ghelgheli kamal123 panta aban GoodMoon amin2520 aaah123 Mehdi_Rashti nimanik yesiavash baoba mahda1992 ariya55 eslahat Sinoohe sour rarminsanayi veyseh john astm1834 comunque nimamon aftaub sculptor fozolbashi PATGAN webgard-f ataghikhani b3hzad frangi _sd_ farzad azadeh1 sinaina Germany Aram_N googerd anathedin babakweber mdn110 duktigaste olympian farhada shaygan Invisible entezare khorashad svzxc01 bahoone.net eama62 emadmr faramir pajoohande Boushveg2 saayeh the-eleven pirooz rezar alizadeh shatranjbaz yekiyedone knowledge sali86 sibil kargadan s_radesh shahrokh2 karaya mohandes soheil209 johnnash persianx behgam khoramoffice xbenix amin ezati mahoman tara ar.credit upest123 parhamat pujanzi zad parce reza_persian leilit amiran Volter ayeneh PedramVeisi foadsa pooyat makanmehr casper Pejman h0ss31n Raha59 satch pooneh2001 ali_mmbr hosseinf nesta stranger jimmy armanpf hooman1381 dayna mehdi_tey Wein shab taghavi yaghi aryoo_barzan amirfarshad nimaweb amirapt

اصل ۲۹
برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، ازکارافتادگی، بیسرپرستی، درراهماندگی، حوادث و سوانح، نیاز به خدمات بهداشتیدرمانی و مراقبتهای پزشکی به صورت بیمه و غیره، حقی است همگانی. دولت موظف است طبق قوانین از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت مردم، خدمات و حمایتهای مالی فوق را برای یک یک افراد کشور تأمین کند.
ولي بايد فرهنگ نين كار رو هم داشت، اگر تو ايران از اين كارا بكنن اكثر مردم يه راهي پيدا ميكنن كه خودشون رو جاي بيمار بي بضاعت جا بزنن
نمونش همين نذري دادن ايام محرم، هر كس وضعش بهتر باشه و يخچالش بزرگتر بيشتر حرص ميزنه كه نذري جمع كنه
طبق قانون اساسی دولت موظف است بیمه و حقوق درمان مردم را به رایگان فراهم کند اما کوچکترین تلاشی در این راه انجام نمی دهد و به جایش در حالی که تورم سالیانه بالای بیست درصد است ویزیت پزشکان را به زور و با فشار به آنها تقریبا ثابت و بدون تغییر یا با تغییری غیر قابل مقایسه با تورم نگه می دارد.
فکر می کنید چرا پزشکان بسیاری ناچارند به شغلهای دوم اعم از ساختمان سازی و سرمایه گزاری های آزاد و تجارت مشغول شوند؟ اگر نیازهای اولیه مادی یک پزشک با شغلی که ده ها سال برای آن تحصیل کرده فراهم می شد آیا این همه پزشک بساز و بفروش می دیدیم که بخواهیم به آنها طعنه بزنیم و تحقیرشان کنیم و تاجران بی رحم و پزشک نما بخوانیمشان؟
انقدر که این منفی وقت تلف کنی آزارم داد، اصل مطلب آزارم نداد.. وقت تلف کنی؟ سر گیجه دارم..
شاید در آینده دیگر به پزشکان نیازی نباشد (به دلیل پیشرفت علم و یا هوش مصنوعی) اما یقین بدان که آینده صنعت دست مهندیسین کامپیوتر هست البته اکنون هم دست آنهاست .و البته نه تنها صنعت.یادتان هست روزی الکترونیک مادر صنعت بود امروز مشخص شد شوهرش کامپیوتر هست :)))
قطعا مهندسین کامپیوتر هم کمتر از حقشان میگیرند و حتی همان مسافر کش ها
و در ثانی دوست عزیز یک پزشک اگر به دنبال جمع آوری مال هست باید میرفت بازار نه اینکه حرفه پزشکی را برای ثروت بخواهد قبول دارم خیلیها به اندازه زحمتشان پول نمیگیرن اما این شامل کل جامعه هست ما هم در هر کاری که هستیم باید گوش مردمو به اندازه وسعشان ببریم نه بی حساب و کتاب
بابا بیخیال، کجاست ما بریم جامونو عوض کنیم.
بی خیال دیگه الان ضعیف ترین دوست من لیسانس هم نتوانست بگیرد و فوق دیپلم داره ماهی 1 میلیون میگیره.
فری جان خیلی سه لا پهنا حساب کردی بابا ! انگار بقیه درس نخوندن جز همین پزشکا، پس شرافت علمی و انسانیت کجا رفت ؟ اصلا اگر قرار نبود انسانیت داشته باشن چرا این شغل رو انتخاب کردن ؟ اگه قرار بود خودشون رو با تاجر و معمار و معاملات املاک و اتومبیل مقابیسه کنن پس چرا رفتن درس خوندن ؟ ای بابا !
ظاهرن دوره ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان جز دوران تحصیلی پزشکها حساب میشه، ولی جز دوران تحصیلی مهندسین کامپیوتر حساب نمیشه.
پزشکی که برای جلو انداختن زمان عمل جراحی از خانواده ای فقیر بلیط و هزینه سفرش به اسپانیا رو می خواد، این انسانه ؟ شرافت داره ؟ این داره پول زمان تحصیل اش رو می گیره ؟ عجب منطقی دارین بابا !
شما تو این بیست و چند سال نگاه کنین تا حالا چند مرتبه جامعه پزشکی رو
مردم بخاطر این خلاف ها تونستند تنبیه کنن ؟
هیچ تا حالا فکر کردین پزشکا تو ایران چقدر بد و بی ادبانه با مریض ها صحبت می کنن ؟ پول رو می گیرن بعد هم فکر می کنن با مستخدمشون صحبت می کنن.
هیچ کدوم از شماها تا حال به یه پزشک اعتراض کردین که چرا مودبانه با من صحبت نمی کنی ؟
مردم خودشون باید از شرافت و حقوقشون دفاع کنن !