« آن ها سرم را در گنداب توالت فرو کردند »، نامه احمد باطبی به رئیس قوه قضائیه
ـ۱۰۰۲ کلیک
www.abfiran.org
......چند ساعت بعد از آنها خواستم که مرا به دستشويی ببرند، بعد از طی مسير نسبتا طولانی به دستشويی عمومی رسيديم و وقتی که خواستم دستشويی بروم، نگذاشتند در را ببندم. گفتند که تو خودت را میکشی،بايد ما تو را نگاه کنيم، بايد درب باز باشد و وقتی که با اعتراض من مواجه شدند، گفتند که تو بايد کارت را انجام دهی و درب باز باشد. من انصراف خودم را از دستشويی رفتن اعلام کردم، ولی آنها گفتند حتما بايد دستشويی بروی و درب باز باشد و سعی کردند بزور کمربند مرا باز کنند. من مقاومت کردم و بناچار به صورت يکیشان کوبيدم. آنها هم مرا به داخل يکی از دستشويیها بردند که چاهش بند آمده بود و آب گند آن در کاسه توالت پر شده بود. آنها سرم را در گنداب توالت فرو کردند و آنقدر اين کار را ادامه دادند که سرانجام گندآب از بينی و دهانم به داخل گلويم پايين رفت و تا ساعتها از شستشوی صورتم جلوگيری کردند. بطوريکه چند روز بعد هنگام بازجويی، يکی از بازجوها متوجه بوی تعفن موها و چشمبندم شد و به من اجازه داد که حمام کنم و چشمبندم را عوض کرد........در همان روزهای اوليه يک بار با ماژيک سبز اسمم را روی دستم نوشتند و وقتی که علت آن را سوال کردم، گفتند که میخواهند مرا اعدام کنند. بهتر است قبل از مردن اعتراف کنم تا قدری پاک بشوم و موقع مردن زجر نکشم و راحت بميرم. مرا روی يک صندلی بردند و طناب را به دور گردنم انداختند. حدود دو ساعت در همان وضعيت نگه داشتند و از من خواستند وصيت کنم تا اين که سرانجام شخصی وارد اتاق شد و گفت حاجیآقا اين هنوز تخليه اطلاعاتی نشده، الان نبايد اعدام شود، تا اين که مرا پايين آوردند......چندين روز بعد از انتقال به ۲۰۹ زندان اوين، مرا با چشمبند به اتاقی بردند و برگهای آوردند تا امضا کنم. وقتی محتوای آن را سوال کردم، گفتند اقدام به آشوبهای خيابانی، تحريک مردم برای آشوب و … وقتی با انکار من در خصوص اين مطالب مواجه شدند، با لگد به صورتم کوبيدند که باعث شکسته شدن دندانهای فک راستم شد و من باقيمانده ريشههای دندانهايم را در زندان کشيدم.
iranrohe m61s emanifard yozpalangh eslamijavad mahoman ultra_ehsan Persian Fesenjoon makanmehr mogh3745 soheil209 hooloo hisun shapal Darieh amin2520 Ostova nazaninsanam eslahat anathedin Lion1975 khabardar 1hamidreza meytye mahda1992 unknown_user mohajer1177 sahand ssass farzadim Itman ZOLEYKHA saayeh Aviz nasoot yesiavash palang7 milezok moshref siakooli doodool tala mohammad1r DatNet adash_khan Sepantra psk_658 india Borzo hamed21429 e.ghotbi shahin. raamin rezamm hawaii behrooz61 atiit sm_bala paradigm The11Ave ha_izadi sueshan dr_alidad kyle20234 sinsina erphan khordad toltek14 webgard-f aydintab azadeh1 Ricardo_Diaz PATGAN shahrokh2 rezar mona122 Sinoohe itnews hasstavv parvaz66 lord hamsavar aaah123 shaygan jesarat shahvali farshid123 toopoli lafcadio digitalboy tara Makki ataghikhani sadrah vagooyeh web2.0 Xplod carang amirreza hansa maks sinaina farhada UniMinD satch farahani86 shahjahan foxmulder taghavi shekarchi ocean rezafary zaash kingarya Haj_hach kargadan Pejman uncolawyer ASSALJOON mashang daniyal mollah imanava zemestaan entezare souroush chosenone vagabond alihassani Homanani faraz_parvaz crystal hooman1381 hemo master rouzi shourkaei hICHKI ah_1360 mdn110 Daryoush dodar xxxpwl arashazady Ardalan_MJ amirreader Arsin afebrahimi pejman999 veyseh hosseinf sinabalkan arvand hamid_kh Aidin_ reality arman Moeeni xanada mehdigital mhmehrzad fozolbashi mudmen7 youlio bidad salur blahblah rnakht cyberamin katayoun77 jingil atosa key1one Amirkhan arash.m solomon pesarha maniya m_tavakoli eternity TheMohamad hsarafraz barsa static kaochi0 sharab monophobic idealist Wein b3hzad maryabd babakweber picolo kall_op feri.m samanr8 Raha59 sina33 farzad_b67 hshajar mofa passenger hadinili Germany ladysara vanhelcing moran h0ss31n olympian mosafere mamad_leman helenaternet daneshpesar qbaravor pouya53 masih123 jimmy knight4246 salami_sam sasa_sa measka behakerd Sayeh7 Sarar Dr.Frink nimaweb King.David pooyat Ali424 reza_persian mehdi_tey ghasemia rasputin Quantum sehyar parsbin bidgani uovan AliJ amirfarshad tehranpatogh pajoohande sepahsalar

وزارت اطلاعات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران-بخش 209 اوین
بهش هندونه میدن که بخوره و بعد از مدتی که هندونه زیادی خورده بود و میخواسته به دستشویی بره سره آللتش رو با نخ میبندن و فشار زیادی بهش وارد میشه. و بعد هم اتفاقاتی که گفته شده ...
(من این قسمت رو شنیدم و شاید حقیقت نداشته باشه شاید هم احمد باطبی نخواسته این قسمت رو بگه)
من از یکی از آشناهاش شنیدم.
شما مطمئنید که من دارم اشتباه میگم؟
but still interesting
تما این آتش ها از گور همان حرام زاده بر میخیزد.
بخش از اين دستاوردها ، عبرتهاست و حكايتها . حكايت شكنجه گراني كه شايد روزگاري خود طعم شكنجه را چشيده بودند !
تاريخ حكايت غريبيست كه هيچ كس از او نمي آموزد !
اين حكايت قدرت افسار گسيخته و ايدولوژي بشر متوهم خليفه الاهي ست .
این ماجرا مربوط به دوران ریاستجمهوری آقای خاتمیست.
تمام آتشها از عقدهها و نفرتهای آدمهای مریض و متعصب بلند میشود، بعضی مثل اینها مذهبیند بعضی مثل شما ضدمذهب. تعصب و نفرت و عقدههاست که مشترک است.
فقط امیدوارم اگر روزی از شر این بیشرفها نجات پیدا کردیم، گیر بیمارانی نیفتیم که به خاطر عقدههایشان نسبت به دین و مذهبیها بدتر از اینها را با ملت بیچاره به جرم مذهبی بودن بکنند.
موجود بد دهن، بی ادب، برات گزارش تخلف رد کردم.
برای جنابعالی هم گزارش تخلف رد کردم.
تعجب می کنم از دوستان که یکجا به توهین نظر مثبت میدند یکجا نظر منفی.
توهین توهینه و همه جا باید مطرود باشه،
شرم آوره که به یک فحش نظر مثبت بدیم.
ارادت.
like I care
متاسفم
من هم متاسفم هومن خان...از توهین خیابون خونم به جوش اومده بود
فقط زمان مشخص نشده است چه قدر می گذرد؟ تا باقی نماند.
سگ زرد برادر شغاله.
jaleb gofti refigh
الملک یبغی مع الکفر ولا یبغی مع الظلم. برادر مسلمون، در دین خودتون بدعت نزار!
حرف بی ارزش به این می گن. چه ربطی داره به خاتمی؟ خاتمی رییس جمهور بود نه رهبر، لذا اختیار قوه قضاییه رو در دست نداشت. همون قدر که تونست کثافتی مثل سعید امامی رو از اطلاعات بندازه بیرون، یعنی شرف داره به اونهایی که از اون طرف آب می گن لنگش کن. هیچ علاقه ای ندارم از خاتمی بی خا... دفاع کنم اما این دلیل نمیشه حرفهای بی ارزش بی پاسخ بمونه.
آدمهایی هم که فکر می کنن خاتمی باید جلوشون می استاد باید خدمتشون مجددا عرض کنم این جز وظایف ریاست جمهوری نیست. نه تنها در ایران که تقریبا هیچ جای دنیا. تنها احمق هایی مقل ا. ن. هستند که در خارج از حیطه وظایفشون اظهار فضل می کنند. یه بار دیگه هم تاکید می کنم، خاتمی رییس جمهور بود نه رهبر اپوزیسیون!
اگر واقعی هم باشد چون خود دارنده خاطره زنده هست و خودش چنین داستانی را تعریف نکرده صحیح نیست آنرا بنویسید چون خود باطبی میتوانست به این ماجرا اشاره کند اما نکرده و از طرفی تا این ماجرا از طرف خود ایشان نقل نشود شایعه به حساب می آید خلاصه اینکه:انسان زنده به وکیل نیازی ندارد
چیزی غیر از این:
جواب میدادن!؟
اينم نظريه. ولي به نظر من درست نيست