نگاهی از نوع دیگر به «مرد هزار چهره» (و دیگر سریالهای نوروزی)
ـ۲۱ کلیک
irantv.blogsky.com
در استعداد هنری مدیری شکی نیست اما اگه بخوام مدیری رو در یک جمله تعریف کنم میگم: کسی که رگ خواب جامعه دستشه!... خود مدیری و همین طور پیمان قاسمخانی بارها تو مصاحبههای مختلف گفتن که طنز مورد علاقهشون طنزی هست که هیچ پیامی نداشته باشه و اونا هم تو کاراشون هیچ کاری به مسایل سیاسی و اجتماعی ندارن. اما خب گفتم که! مدیری رگ خواب جامعه دستشه. میدونه الان نکتههای دو پهلو که بتونه به انتقاد از وضعیت سیاسی اجتماعی تعبیر بشه چه قدر مردم رو به هیجان میاره. انقدر به هیجان میاره که دیگه کاری به طراحی صحنه و موزیک و بازیگری و میزانسن و... ندارن!!...وقتی آدم رگ خواب جامعه دستش باشه دیگه مجبور نیست مثل عطاران در به در دنبال بازیگر بگرده و برای جزئیترین نقشها بازیگران مناسب پیدا کنه و موقع فیلمبرداری جون بکنه تا از نابازیگری مثل احمد پورمخبر اون بازی درخشان رو بگیره. دیگه لازم نیست پول آهنگساز بده تا موسیقی متن و تیتراژ درست کنن. دیگه لازم نیست .......... وقتی رگ خواب جامعه دستت باشه دیگه لازم نیست برای هر صحنه کلی به مغزت فشار بیاری تا موقعیت کمیک ایجاد کنی. با مخلوطی از سبک لورل هاردی، مستر بین و کارتون پلنگ صورتی، بیست سال می تونی بهبه و چهچه ملت رو برای خودت بخری. هر بار چند تا موقعیت جدید هم از فیلمای خارجی جدید یا قدیمی به این معجون اضافه می کنی. (مثلا: اگه میتونی منو بگیر یا BEING THERE).... به هر حال فارغ از بحث ...

سالهاست ملت کله فندقی رو گذاشته سر کار با مزخرفات مثلآ طنزش..
هجویات بنی هیل در برابر طنزهای آب گرفته مدیری یه جور طنز نابه!