تزویر انگلیسی و وطن فروشی ایرانی - نطق نماینده مجلس ملی در سال 1349 در رابطه با جدایی بحرین از ایران
ـ۴۹۲ کلیک
paniran.persiangig.ir
شاه که ادعای پان ایرانیستی اش با اون جشنهای کزایی ، گوش فلک را کر کرده بود چطور فرمان جدایی بحرین از ایران را امضا کرد ؟!
کاربرانی که به لینک بالا رای دادهاند (مثبت آبی، منفی قرمز):
iranrohe Karlo L.outrance Schwan mrr81 kargozar PesarParsi sueshan mahdy2021 Makki sprinter arianjoon WindowsLab khordad ehsanmovafegh farzad.rz milad2000 azadeh1 talented maya x-man MAhmadinejad Aghaz The-God america aryoo_barzan sinaina BobfromNA esi915 MIMODONA Ali88 ali_mmbr vaahe emad.alefba hadinili bobrez hosseinf aryanman amoo_hamed zoltan nasoot vandadmad anathedin samak DatNet rezar hamid_kh amirreza majidoneone lgosdd Germany saayeh omigon pouria2 Volter tara amirreader pourya astm1834 Nicolas a.pendar
iranrohe Karlo L.outrance Schwan mrr81 kargozar PesarParsi sueshan mahdy2021 Makki sprinter arianjoon WindowsLab khordad ehsanmovafegh farzad.rz milad2000 azadeh1 talented maya x-man MAhmadinejad Aghaz The-God america aryoo_barzan sinaina BobfromNA esi915 MIMODONA Ali88 ali_mmbr vaahe emad.alefba hadinili bobrez hosseinf aryanman amoo_hamed zoltan nasoot vandadmad anathedin samak DatNet rezar hamid_kh amirreza majidoneone lgosdd Germany saayeh omigon pouria2 Volter tara amirreader pourya astm1834 Nicolas a.pendar
بخش نظرات غیرفعال شده است.

امیدوارم یکی این مورد را توضیح بده! دلایل تاریخی سیاسی و یا .....
متاسفانه مدت زیادی نیست که من از این موضوع اطلاع پیدا کردم--بزارید به علت سن و عدم مطا لعه کافی -- ولی دلیلی قانع کننده ای برای آن پیدا نکردم!
شاه در سال 1352 فرمان جدایی بحرین از ایران را شخصا امضا کرد
اما در باب موضوع شاه و مسئله بحرين كه دوستمان پرسيده طول و تفضيل بسيار داره كه شايد نشه در اينجا بازش كرد ضمن اينكه براي بررسي چنين مطالبي كه مي تونه موافق ومخالف بسيار هم داشته باشه (چه از بعد منطقي و چه به دليل احساس تعلق به يك سو ) و عمدتن گرايشات سياسي افراد در اين تحليلها نيز بسيار موثره بايد در مجالي مجزا با مدرك و سند به گفتگو نشست كه در اين باره مطالعه نظرات تاريخ نويسان عصر پهلوي ( مستقلين ) ارزشمند خوهد بود
براي فهم درست اتفاقاتي كه منجر به جدايي بحرين از ايران شد بايد شرايط روز و مناسبات منطقه اي و قدرتهاي موثر در اين جدايي و ميزان حضور و نفوذشون در سياستمداران ايراني و كل نظام حكومتي ايران از طرفي و توان و جايگاه شاه بعنوان حافظ منافع ايران و تماميت ارضي او و ميزان قدرت و حتا تمايل او رو براي حفظ قدرتش و جايگاه خاندان پهلوي در شطرنج انگليسي ( بعنوان قدرت تاثير گذار بر فرايند جداسازي بحرين و همينطور سر كار اوردن سلطنت پهلوي ) از طرف ديگر مورد بررسي قرار گيرد .
از انسو بايد ببينيم مردم انروز ايران چقدر درك از اين مسائل داشتند و دولت مطبوعشان را تا كجا بر سر اين باج خواهي ياري مي كردند . ضمن اينكه من معتقدم شعارهاي وطن پرستي و نمايشات پر هزينه شاه ( بويژه محمد رضا ) همانقدر واقعي بود كه سوداي حكومت جمهوري اسلامي از اسلاميت و جمهوريت واقعيست !!
ساده تر اينكه ديكتاتورها هرگز تخت خويش را به تختگاه ...
ساده تر اينكه ديكتاتورها هرگز تخت خويش را به تختگاه ملت خود نمي بخشند حتا اگر از همه تختگاه ملتشان فقط تخت خود شان باقي باشد . انها همه چيز را ( مليت ، مذهب، تماميت ملت و فرهنگشان را ) با حكومت خودشان معني ميكنند . در تاريخ ايران كم هستند زمامداراني كه به وقت ضرورت خود و تاج و تختشان را فداي ملت و تداوم ان كرده باشند ولي عكسش فراوان است .
مواردی که شما ذکر کردید می تواند در هر دوره تاریخی هم مورد استفاده قرار گیرد. یعنی به همون دلایلی که ۱۰۰ها سال پیش خاک ایران را به متجاوزین واگذار کردیم و هزاران بار این کار نکوهیده را مذمت کردیم . دوباره همان اشتباه منتها خیلی آرام -بی سرو صدا و بدون هیچ جنگی تکرار شد!
چقدر قابل احترامند مردمانی که با وجود تمام شرایط دشوار کشور - هر چند کودک بودم ولی بیاد دارم - اجازه نداند متجاوزین دیگری بر خاک ایران دست درازی کنند!
لطیفه فرمودید؟
نمونه دیگرش قراردادهای ترکمنچای و گلستان هست که در زمان رضا شاه قدرتمند و بی همتا و آخرش به پایان رسید!
چی شد فکر می کنی؟
با کمال اقتدار رفت پس گرفت سرزمینهارو؟یا اینکه روسیه از شمال اومد تو کشور و انگلیس از جنوب؟ و کشور رو تحویل داد به اجانب؟
وقتی ملکت رو دادی رفت دیگه دنبال پس گرفتنش نباش که بهت می خندن
گاهن ميشود يك بحث تاريخي را با يك پيش فرض جلو برد ( مانند هر بحث ديگري ) . يعني شما يا من يك فرضيه اي طرح كنيم و بعدبراي اثبات يا ردش بكوشيم . اين نوع كاوش تاريخي كه بسياري از نويسندگان عمدتن سياسي نگر به ان پرداخته اند هر چند هم بدون غرض و مرض باشد باز بر يك پيش داوري استوار است .
نمونه برجسته تر تاريخ خواني يافتن سطور ناخوانده شده تاريخ از ميان مجادلات تاريخ نويسان است ! اين البته كار دشواريست و نياز به جامعيت دارد كه در هر كسي جمع نمي شود و يكباره هم بدست نمي ايد .
اين مقدمه را عرض كردم كه بگويم موضعاتي از اين دست هم تابعي از يك بردار از پيش ساخه شده نيستند . البته شما حق داري كه معترض باشي . چون در باب مسئله بحرين و جداييش از ايران كمتر سخن گفته شده و كمتر اوراق تاريخ ما از ان ياد كرده . البته هست نه كه نباشد ولي اين لاافل تا زمان سلطنت پهلوي كه ممكن نبوده . چون هيچ حكومتي از دست پختهاي شورش براي ملتش نمي گويد و اجازه گفتن هم نمي دهد . بنابراين آنچه نوشته شده عمدتن مال بعد از انقلاب است كه انهم بدليل ازدهام موضوعات و سوژه هاي اين دوران كمتر مورد توجه بوده .و مورد نقد واقع شده ولي باز هم انرا در لابلاي تاريخ 100 سال گذشته ما مي توانيد پيدا كنيد .
اينكه من عرض كردم بايد براي بررسي موضوع بحرين و جداييش موضوعات منطقه اي و داخلي را مدنظر قرار داد بخاطر ارزش گذاشتن به نفس حقيقت يابيست وگرنه مي شود خيلي ساده با چند تا شعار ملي خواهانه و فحش و ناسزا به اين و ان سر و ته قضيه را بهم رساند . براي هر چيزي ...
بحرين به سادگي از ما جدا نشد . وضعيت خاص سوق الجيشي و ارضي آن ( جدا افتادگي ) و قدرت ضعيف حكومت مركزي در برابر قدرت منطقه اي و برنامه هاي انها بعلاوه تشتت و عوامل نفوذي و ضعف حاكميت و جهل و سستي ملت و بخشهاي نخبه جامعه همه در ان دخيلند . در دوره نخست وزيران مقتدري چون اقبال بحرين استان چهاردهم خوانده شد و فشارهاي انگليسيها تا مدتها بي حاصل بود ولي هامن چيزي كه من به شطرنج انگليسي تشبيه كردم آرام آرام سربازان ايران را از صفحه بدر كرد و شاه و مهره هاي خود را پيش برد و در پايان به راحتي شاه را كيش كرد و ملت را مات !
امیدوارم به زودی - البته اگر تا بحال نبوده و اگر هست لطفا معرفی کنید - تحقیق و بررسی کاملی در این مورد انجام شود.
من واقعا احساس می کنم ملت خواب بودن هنگامی که چنین اتفاق مهمی بدون هیچ واکنشی در تاریخ ما ثبت شد.
بر می گردم بعدا!
لینک خوبی بود! :(
بحرین هر چند به عنوان استان چهاردهم ایران شناخته می شد اما ایران قز دوره ناصرالدین شاه تسلطی بر بحرین نداشت. در دوره پهلوی همیشه دو صندلی خالی سمبلیك برای بحرین نگاه داشته می شد.محمد رضا پهلوی و انگلیس حكمیت راجع به بحرین را ب سازمان ملل سپردند و بحرین جدا شد، اما در باطن امر آنطور كه از خاطرات علم می توان نتیجه گرفت، شاه معتقد بود كه "بحرین نه دیگر نفت دارد و نه میروارید" لذا شاه قبول كرد كه در مورد بحرین كوتاه بیاید ولی در عوض سه جزیره را كه موقعیت سوق الجیشی ویژه ای داشنتند نگاه دارد.
در میان اپوزیسین آن زمان تنها مرحوم فروهر و حزب ملت ایران بود كه رسما به این تصمیم اعتراض كردند و دستگیر شدند.
این بابا مثل همون شیعه های است که با سرعت تمام حدیث می ساختن... این داستان رو با این سرعت از کجات در آوردی؟؟
لینک دانلود یا گوش دادن فایل با فرمت mp3
http://www.zshare.net/audio/9971784925b9fc