لطفا رأی بدهید. جان مادرتان! ـ۳۳ کلیک
mentaldialogues.blogspot.com
یک اشکال ذاتی و چند هزارساله ایرانیها در این است که سادهانگارانه فکر میکنند هر چیزی را خراب کنند میتوانند بینقص از نو بسازند. آخر با کدام سابقه کاری این اعتماد به نفس را پیدا کردهاید؟ ۳۰ سال پیش که همه چیز را ویران کردیم، درستتر و بهتر از قبل ساختیم که این دفعه این کار را بکنیم؟ آخر کدام رفتار این ملت شما را امیدوار کرده که در این ۳۰ سال تجربه اندوختهاند؟ این که بعد از ۳۰ سال نق و غر زدن به احمدینژاد رأی دادند (بعضی هم با رأی ندادنشان به روی کار آمدن احمدینژاد کمک کردند که از نظر من فرقی ندارد). حالا این مردم فردا که اصلا فرض کنیم انقلاب شد، این بار درست رأی خواهند داد و یک سلطان دیگر علم نخواهند کرد؟ هزاران سال این ملت سلطان بالای سرشان بوده. با یک انقلاب یک روزه که نمیشود عادت سلطان داشتن را از سرشان انداخت.
توجه: ۵ کاربر بر این باورند که این لینک مشکل توهینآمیز دارد.
iraniboy_62 Amirkhan hamidinbp peyman007 negarak eslahat Roadrunner datta shahdoomad ariya55 mentaldialogues aryanman yozpalangh sahand ataghikhani royabi femiran emech Kamangir nowire77

اگه حرفی دارید منطقی حرفتون را بزنید
همین قسم دادن نشون میده چقدر مسخره است استدلالتون
رای بدهیم که دریای خزر را از دست بدهیم، خلیج فارس را از دست بدهیم، جزایر را بدهیم، آزادی بیان را و آزادی پوشش را و حقوق شهروندی و زنان را و ... کمی فکر کنید شما با رای دادن شبیه آن جوانک نیستید؟
رودرانر جان،
مطلب را نخوانده فقط از روی عنوان نظر نده. اگر مطلب را خوانده بودی، استدلالش را هم میدیدی.
من متوجه نمیشوم که شما چطور با رأی ندادن به همه اینها میرسید. اگر توضیح داده بودید که بعد از رأی ندادن گام بعدی برای رسیدن به همه اینها چه بود، آن وقت میتوانستیم ببینیم که چقدر واقعبینانه است. این همان تفکر سادهانگارانه است که میگوید فعلا نقدا خراب کنیم، حالا بعدا بهترش را میسازیم. بدون این که هیچ ایدهای داشته باشند آن بهتر ساختن چطور باید بشود و چقدر عملی است.
اما این پیام را ملت به ج . ا میده که دیگه وارد این بازی حقارت آمیز نخواهد شد
و میتونه نقطه شروعی باشه برای مردم که به هر گونه رفتار تحقیر آمیز بگه :نه
و تغییر از اون زمان شروع خواهد شد از زمانی که مردم رفتار حقارت آمیز را نپذیرد
من یک کلمه در عنوان و یک جمله در آخر مطلب کلمه قسم را استفاده کرده بودم. چند پاراگراف استدلال کرده بودم، آن وقت کل مطلب را همان قسم دیدی؟
شما بزرگترین نه را هم که به جمهوری اسلامی بگویی، هیچ وقت جمهوری اسلامی نمیگوید که «آخ، دردم اومد. دیگه بچه خوبی میشم.» کسی که فکر میکنه مشروعیتش رو از خدا میگیره رأی مردم رو هم نداشته باشی خیالیش نیست. تنها اتفاقی که میافته اینه که میگه خوب میخواستید ثابت کنید که ما زوری سر کار هستیم؟ قبول. اصلا زورمون زیاده و زوری سر کار هستیم. این هم حکومت پلیسی و بدون کوچکترین رأی. حالا راضی شدید؟
در ضمن رأی منفی «تیتر و توضیح نامناسب» برای وقتیه که فرستنده لینک در عنوان یا توضیح نظر شخصی خودش را گفته باشه. در حالی که این ایرانیبوی۶۲ دقیقا همون عنوان من را استفاده کرده بود با قسمتی از متن. شما اگر با عنوان من مشکل داشتی یا از مطلب خوشت نیومد میتونستی کلا رأی ندی. بعد از یک سال دیگه باید این موضوع واضح شده باشه.
گفتم که استدلالت به نظرم اشتباه اومد همانطور که همان جمله های اول و تیترت به نظرم غیرمنطقی بود
بعد هم توی این کامنت آخرت که حرف خودم را تکرار میکنی
من گفتم قرار نیست با عدم شرکت در انتخابات اتفاق خاصی برای ج. ا بیفته
ولی چرا اگه مردم کم کم به رفتار ذلت آمیز و حقارت آمیز تن ندن قضیه خیلی فرق خواهد کرد
برای همین است که کلا همه رفتارهای اینها با مردم اصولا بر پایه این نهاده شده که به مردم بگن شما احتیاج به قیم دارید . احتیاج به ولی فقیه دارید . احتیاج دارید که کسی بهتون اصلح را معرفی کنه . باید بیایین پشت ماشین مسوولان مملکت به شکل تحقیر آمیزی بدوید . باید برای دیدار مسوولانتون حقیر بشین . باید در جامعه بین المللی تحقیر بشین و کل سیاستهای اینها بر پایه و اساس این است که هویت این ملت را تحقیر کنن و از بین ببرند و این چیزی است که مردم نباید اجازه بدهند
نباید وارد این بازی حقارت آمیز بشن و اون وقت خواهی دید که خیلی چیزها تغییر خواهد کرد ( اما چنین تغییری یک شبه حاصل نخواهد شد چرا که تغییری است که از بطن جامعه است و برای همین تغییر بنیادی خواهد بود )
میدانی مشکل از کجاست. این که شما و همفکران شما تصور میکنند که تنها مشکل دموکراسی در ایران، نبودن حق انتخاب است. یعنی دلیل این که نمیتوانیم بگوییم در ایران دموکراسی کارآمد داریم بخاطر این است که همه افراد نمیتوانند در انتخابات کاندید شوند.
من معتقدم که اشتباه شما همین جاست. از نظر من مشکل اصلی نبودن حق انتخاب نیست. بلکه بلد نبودن چطور انتخاب کردن است. مگر در رأیگیری آری یا نه جمهوری اسلامی، کسی حق انتخاب ملت را محدود کرده بود؟ چطور شد که ملت بد رأی داد؟ مگر در رأی گیری اولین مجلس شواری ملی (بعد از انقلاب)، اولین مجلس خبرگان، رفراندوم قانون اساسی، رفراندوم متمم قانون اساسی در سال ۶۷ حق انتخاب ملت محدود بود؟ مگر ملت نمیتوانستند به متمم قانون اساسی نه بگویند؟ چرا نگفتند؟
اعتقاد من این است که اساسا این ملت رأی دادن بلد نیستند. تو میگویی حق انتخاب ندارند. من میگویم حتی اگر حق انتخاب داشتند، باز هم این قدر جامعه ما تحصیل نکرده و بیمطالعه است که باز هم بد رأی میدادند. باز هم امثال احمدینژاد میتوانستند در کوره و دهات ملت را خر کنند و رأی بگیرند. حتی اگر همین الآن انتخابات کاملا رقابتی برگزار میشد، باز هم امثال احمدینژاد میتوانستند ملت را خر کنند. چرا شما فقط بالاشهر تهران را میبینید؟!
مثال یک کسی است که بخواهد رانندگی یاد بگیرد، اما بگوید من رانندگی که به در و دیوار بزند دوست ندارم. من میخواهم انقدر پشت فرمان ننشینم تا وقتی که راننده ماهری شوم و همه شرایط مهیا باشد، آن موقع پشت فرمان بنشینم. آخر بدون پشت فرمان نشستن چه کسی رانندگی یاد گرفته؟ بدون رأی دادن چه کسی شعور رأی دادن پیدا میکند؟ بدون به خطا رأی دادن، کی مردم میفهمند که عاقبت رأی...
فرق استدلال من با شما، فرق واقعگرایی با ایدهآل گرایی است. منتظر شرایط ایدهآل بمانید، هیچ وقت نمیرسد. برای رسیدن به نوک قله باید در لحظه یک قدم به طرف قله حرکت کرد. اگر این قدر منتظر بمانی که طول قدمت به اندازه کل قله بشود و بعد بگویی که با یک قدم به نوک قله میرسم، این اتفاق هیچ وقت نمیافتد.
رودرانر با افتخار هم گفتی که نمیخواستم وقت تلف کنی بدهم! خوب رای نمیدادی نظر میدادی، یا حتی نظر نمیدادی... من با این همه دیدگاههای دیگر در مورد انتخابات مخالف بودم ولی به نظرم خیلی چیپ و بچگانه بود که به دلیل تفاوت دیدگاه رای منفی بی دلیل بدهم! میبینید، مشکل از پایه هاست، وقتی نسلی که دسترسی بیشتری به اطلاعات دارد و فرهنگ مردم دنیا را دیده است با یک دیدگاه مخالف اینگونه برخورد میکند چه انتظاری از یه فردی بی اطلاع دارم که درست رفتار کند؟ مشکل فرهنگی بیداد میکند، در کنار غرور و خودبرتربینی امان اکثریت را بریده است، "همه احمقند جز ایرانیها"، "ایرانیها در تمام دنیا در تمام علوم اولند"، "هنر نزد ایرانیان است و بس"... هیچ گامی هم برای درست کردن رفتار اشتباه بر نمیدارند، رای نمی دهید ندهید، مجبور که نیستید، برای رای ندادن هم تبلیغ کنید خوب حق دارید و دیدگاهتان این است، با بقیه هم اگر بحثی دارید بحث کنید! این برخورد شما خیلی حقیرانه است...
دوست عزیز من همانطور که گفتم به خاطر تیتر آزارنده منفی دادم
لینکهای زیادی هستند در رابطه با انتخابات که من بهشون منفی ندادم ولی همانطور که اون بالا هم ذکر کردم این لینک با این تیتر مستحق منفی است .
در مورد دیدگاهم هم توضیح دادم به اندازه کافی
شما هم بهتره به جای اینکه کلام درشت بگویید ابتدا مطالب را درست بخوانید
توی کدوم یک از کامنتهای من چنین چیزهایی هست که تو برای خودت از قول من در مورد حق انتخاب و این چیزها حرف زدی ؟!!!!
تعجب آوره واقعا !
به جای این که این همه روی عنوان تأکید کنی و رأی منفیات را توجیه کنی، قبول کن همان اول بدون خواندن مطلب فقط به عنوان منفی را دادی و رفتی. از نظر اولت معلوم است که آن اول اصلا متن را نخوانده بودی. حالا شاید بعدا خوانده باشی. وگرنه اگر از اول خوانده بودی نمیگفتی اگر حرف و استدلال منطقی دارید حرفتان را بزنید. یک کلیک کرده بود میدیدی که مطلب به چه طولانی است و چند استدلال مختلف دارد.
در ضمن عنوان فقط یک شوخی بود. همان طور که پاراگراف اول با شوخی شروع میشد.
در مورد این که من حرف حق انتخاب را از کجا آوردهام، از آن جا بود که غیر از آن نمیبینم که چرا پس باید این را بازی حقارتآمیز بنامیم؟ غیر از موضوع حق انتخاب است؟
و ضمن اینکه نمیخونی حرفهای من را
من مطلبت را دقیقا خوندم و همانطور که در همان کامنت اول نوشتم گفتم این تیتر دقیقا نشاندهنده مسخره بودن استدلالت هم هست . چون دقیقا استدلالت را خوندم و به نظرم اصلا درست و منطقی نبود
نمیدونم چرا اینکه یکی با نظر تو مخالف باشه اینقدر سخته برات
در لینکهای دیگه هم به اندازه کافی نوشته ام در مورد انتخابات و دیگه اینجا تکرارشون نمیکنم . خواهشا فقط برای خودت فرضیات از قول من ننویس
تشکر
فقط این دو تناقض با اون چیزی که تو میگی سازگاری نداره.
یعنی مطلب بیخود بود اما برای رعایت حال من به جای منفی وقت تلف کنی، منفی عنوان و توضیح نامناسب دادی.
یعنی با مطلب مشکلی نداری همان طور که با بقیه مطالب انتخاباتی هم مشکلی نداشتی. اما فقط با عنوان مشکل داشتی.
فی الحال که ماتحت دولت مفخمه دچار کشیدگی و تا حدی پارگی برای استفاده از هر وسیله ممکن برای کشیدن مردم به پای صندوقهای رای شده!
از قسم هفت رنگ گرفته تا داستانهای سکسی!
اتفاقآ این داستان بیشتر به این حرف خاتمی نزدیکتره که
با شرکت در انتخابات بازی انها را بر هم میزنیم!