مرگ برای روزنامهنگار (به یاد لیلا صمدی)
ـ۷۷ کلیک
hoseinnorouzi.com
حسین نوروزی: «روزنامهنگاران/خبرنگاران سه دستهاند؛ دستهء اول، دستهء دوم، دستهء سوم. دستهء سوم، دو گروهاند: گروه اول، گروه دوم. گروه دوم، همیشه میمیرند، و در سکوت بدرقه میشوند......فکر میکنم، وقتی که از «ما» کسی میمیرد، نباید فکر کرد به اینکه دوست بود یا نبود، تاثیرگذار بود یا نبود.{و مگر حد و مرز تاثیر را چه چیزی چه کسی تعیین میکند؟ از صدقهسری باندبازیها، امروز و همیشه، هستند دخترکان زیبا رو و پسرکان دلال، که تنها نام روزنامهنگار را یدک میکشند و لابد که تاثیرشان غیرقابل انکار است؛ این عده دارند روزبه روز بیشتر میشوند......هر مرگ، یکی را با خود میبَرَد. بدرقهء هر مرگ، گاهی فرصتیاست برای بازماندگان، که عمر ِ عزیزشان را هدر فرض نکنند، به خود ببالند، اندکی شاد شوند. بدرقه برای هر مرگ، نوعی نگاه صنفیاست. برای رفته، سودی ندارد، برای زندهها، تکرار نام «روزنامهنگار/ خبرنگار»، حتی اگر در بدرقهء کسی باشد که نمیشناسیماش، فرصتیاست که به ادامهء خودمان میدهیم؛ فرصتی برای به رخ کشیدن شغلی که شاغلاناش یا خانهنشیناند یا مهاجر شهرهای دیگر، عدهای هم با سیلی ِ روزنامههای فرسایشی و نداری ِ خبرگزاریها روزگار را میکُشند......ما، ریز و درشت، معروف و غیر معروف، بیرون و درون هر باند و دسته، آنقدر زیاد نیستیم که حتی خودمان در برابر روزگار خودمان سکوت کنیم. کاش مسوولان ایرنا، بیش از یک خبر، برای همکارشان وقت بگذارند.»
Vahid Online _sd_ behnoushj hoseim makanmehr Germany Kamangir bidad salur ARIA2 aariapoor yozpalangh amirreader Moeeni mhdsafar luna m61s farzad saeed2002 azadeh1 baoba sevjoo sinabalkan Rooster sprinter darxide rezamm kmha82 asbeshab furogh2007 sahand shatot crimsondevil amirreza pajoohande farhad_p parvaz66 entezare saayeh nasour Ali424

خواهش میکنم
۸۶ تا روزهای آخر هم ول کن نیست
+
الآن برای یکی نوشتم که با این اوضاع، به اون دسته از فرهنگیها و اهالی قلم که هنوز زندهاند، باید شک کرد! احتمالا کار، کار انگلیسه که اینا هنوز زندهاند...