چگونه موقعیت خود را حفظ کنید/ کارتون ـ۶۱۱ کلیک
tinypic.info
کمی بیشتر تعمق کنید، پر بیراه نمی گوید ;)
توجه: ۳ کاربر بر این باورند که این لینک مشکل «وقت تلف کنی» دارد.
کاربرانی که به لینک بالا رأی دادهاند (مثبت آبی، منفی قرمز):
kazakh duktigaste arashazady mm312 arbab abghooreh adash_khan mojtaba21 housht alerzi reza1001zf aryana isama251 kargadan negahbankhak44 st-behesht bobrez manouchehr78 kasraba pouria2 samp hozeh LightPoint poorpp gholi_gholi ITboy07 pourya kime mostafa1980m atheist Kamangir tara milad2000 shayganfakahi
PATGAN
leilaali
Parviz_ir
amirreza
nasoot
azadeh1
uncolawyer
shahins
aryoo_barzan
aradmal
farahani86
farzad_b67
ehsanmovafegh
amin
nazer110
nazer
crimsondevil
erfanna
WindowsLab
cavegirl
saayeh
yeki
fakur
veyseh
karaya
CrazY
ratzel
JOOJOOTALA
salur
kazakh duktigaste arashazady mm312 arbab abghooreh adash_khan mojtaba21 housht alerzi reza1001zf aryana isama251 kargadan negahbankhak44 st-behesht bobrez manouchehr78 kasraba pouria2 samp hozeh LightPoint poorpp gholi_gholi ITboy07 pourya kime mostafa1980m atheist Kamangir tara milad2000 shaygan
بخش نظرات غیرفعال شده است.
بله من هم می دونم خودم نیستم! برای این غیر واقعی زدم چون در حوزه واقعا اینگونه نیست. برای مثال استاد من آیت الله وحید خراسانی از علمای حوزه ست. وقتی آیت الله خامنه ای می آید دیدار ایشان دستشان را می بوسد.دیدم جاها عوض شده گفتم غیر واقعی ست!
بعد اینکه ما در حوزه تفکری داریم که رهبری ایران را کافر می داند! تفکری هم داریم که قدیس می داند!
تا جایی که بنده اطلاع دارم در هیچ جا سکوت را عشق معنا نکرده اند! اما اگر شما آمار یا دلیل قانع کننده ای دارید که اکثریت حوزه عاشق آیت الله خامنه ای ست ارائه بدهید ما هم خوشحال می شویم ببینیم.
فرهنگ دست بوسی چه اشکالی دارد؟
و چرا بوسیدن دست زن اشکالی ندارد؟(اینوط رکه شما نوشتید)
هیچ کس با هیچ استدلال و برهانی نمی تواند ثابت کند من از نیت کسی با خبرم. شما از کجا می گویید از روی تملق بوده نه تکریم ، آیا به نفس و نیت مردم آگاهید؟
من نیستم
اخباریون و قشری که فلسفه را در حوزه حرام می دانند. معتقدند کسانی مثل آیت الله خمینی و یا شاگردان ایشان و یا آیت الله خامنه ای چون فلسفه خواندند یا معتقد به وحدت وجود هستند کافرند ، کتبی مثل تفسیر المیزان را هم ضاله می خوانند.
جناب قزاق فکر می کنم اینرا کاریکاتور می کردند بهتر بود!
اما "دست بوسی" شما آن قید "لااقل" مرا مثل اینکه ندیدید در آین جمله: این بدین معناست که بین دو مرد اصلا چنین حکمی حتی در فرهنگ غرب هم نیست. در فرهنگ شرق که بین هر دو جنس مذموم است! بنده هم به شخصه به هیچ عنوان از فرهنگ دست بوسی خانمها توسط اقایون حمایت نکردم!(یا لا اقل یادم نمی آید!!)...
در کجا از اکثریت حوزویان در مورد عشق به آقای خامنه ای سوال شده؟
در فرهنگ خیلی از ملل مواردی هست که در دیگری نیست. در فرهنگ شرقی چیزی هست که در فرهنگ غربی نیست و در فرهنگ غربی چیزی هست که در فرهنگ شرقی نیست. اما نمی آیند بگویند چون در فرهنگ غرب بوسیدن دست(بین دو مرد) وجود ندارد پس بوسیدن دست (در شرق هم) ناپسند است!
بنابراین دوباره سوالم را تکرار می کنم چرا دست بوسی هیچ ربطی به احترام ندارد؟
شما فرمودید:
لا اقل بین دو مرد یعنی ممکن است بین یک مرد یا یک زن دست بوسی نشانه احترام باشد. آیا از جملتان برداشت بدی کردم؟
فکر نمی کنید این بستگی به نیت افراد دارد؟
اینکه ربطی نداشت :)
اگر مساله سکوت در میان باشد که اکثریت مردم ایران سکوت می کنند. آیا آنها هم عاشقند؟
اگر بگویید نه آنها انتقاد می کنند باید بگویم انتقاد در بین روحانیون هم هست.اگر بگویید بعضی از علنا مردم مخالفت می کنند، باید بگویم بعضی از روحانیون هم علنا مخالفت می کنند. اینها که شم فرمودید هیچ کدام توجیه مناسبی نبود
شما چه چیزی را تملق می دانید؟ چه چیزی در نفس بوسیدن دست وجود دارد که باعث تملق می شود؟ مگر چاپلوسی به نیت افراد بستگی ندارد؟
آیا شما قبول دارید که ممکن است کسی بخاطر چاپلوسی به مدیرش سلام کند! بنابراین شما سلام کردن را هم جایز نمی دانید؟
نشانه احترام ، در اسلام به بوسیدن دست معلم ، والدین یا علما و کسانی که خدمت به بشریت کردند سفارش شده. ولی در جایی گفته نشده دست رئیس را ببوسید یا دست هم جنس را ببوسید! شما در بوسیدن دست فقط به بوسیدن دست رئیس یا همجنس اشاره کردید که اشاره ناقص است
آیا این مسئله را قبول دارید که مسئله چاپلوسی یا احترام به نیت افراد بستگی دارد؟ یعنی کسی با بوسیدن دست می تواند چاپلوسی کند و کسی هم با بوسیدن دست والدین یا معلمش می تواند اوج احترام و تشکر را نشان ده...
اتفاقا می شد این عین جمله شماست:
اگر بخواهیم جمله شما را بشکافیم این می شود:
دست بوسی هیچ ربطی به احترام ندارد لا اقل بین دو مرد (یعنی ممکن است در مورد یک مرد با یک زن و... با احترام ارتباط داشته باشد)
خواهش می کنم به شعور مخاطبتان توهین نکنید. جمله شما کاملا واضح است
و در اینجا گفته بودید:
و همینطور در اینجا گفته بودید:
جالب اینست که منظورتان را هم صریحا در اینجا بیان کردید:
این استدلال از کجا آمد؟
نقض می آورم بر استدلال شما
دو شخص نماز می خوانند(فعلشان یکی ست) شما از کجا می دانید کدامیک با اخلاص و کدامیک برای ریا نماز می خواند؟
شما چرا از دستبوسی همش مثال ناقص می زنید! مگر دست بوسی خاص پادشاهان و یا روئسات!؟
جناب قزاق اگر شما به دو سوال من درست و بی پرده جواب بدهید مسئله حل است.
1-آیا قبول دارید این نیت افراد است که معیار چاپلوسی و اخلاص است؟
2-آیا قبول دارید کسی می تواند دست والدین یا معلم یا کسی که به بشریت خدمت کرده را برای احترام و تشکر ببوسد؟
در مثال دست بوسیدن یا مثالهای زمینی چه منبعی می تواند تشخیص دهد؟
فرض کنید دو نفر دارند دست معلمشان را می بوسند . شما از کجا می گویید کدامیک از اینها برای احترام و کدامیک برای چاپلوسی ست؟
جواب: خیر! از انجایی که معیار باید یک چیز ملموس و قابل اندازه گیری باشد، و نیت یک چیزی است که هرگز صحت و سقمش قابل شناسایی نیست، پس نیت، معیار نیست. فقط نیت، برای خود شخص نیت کننده می تواند معیار باشد نه شخص ثانی. بحث ما هم چون در حوزه فردی نیست و اجتماعیست پس معیار نیست.
این سوال شما شخصی است. قبول کردن و نکردن من مملاک نیست. عرف جامعه سالم (منظور آداب جوامع است که شفاهن و مستقیم به عین دیده ام) می گوید که چون از بوسیدن دست دو همجنس، برداشت به تظاهر می شود، پس نباشد بهتر است. ضمنا شما خودت فکر کن. از بوسیدن دست چه آید بوسه زننده و بوسیده شده می شود؟! آخر آدم کلاه خودش را هم باید قاضی کند بعضی مواقع. آن معلم و مرشد اگر واقعا انسان صالحی باشد خودش نمی گذارد کسی بر دستش بوسه بزند!
اما نیت امری نفسانی ست که هیچ خطا و اشتباهی در آن راه ندارد.پس در این موضوع می تواند معیار باشد.
در هر عرفی ممکن است یک برداشت از این مسئله وجود داشته باشد. در عرف دانشگاهیان ممکن است برداشت چاپلوسی داشته باشد
در عرف حوزویان ممکن است برداشت احترام گذاشتن داشته باشد.
عرف یک امر نسبی ست و در هر جا متغیر است پس به چیزی محکم تری استناد کنید
شاکله یعنی ساختار
در هر دو صورت شما خطا کردید
چون اولا ساختار حوزه علیمه را مراجع تقلید تشکیل نداده بلکه تشکیل شده از روحانیون در رده های مختلف
و در مورد دوم هم نشان می دهد شما معنای این کلمه را بلد نبودید و نا آگاهانه استفاده کردید!
ثالثا اگر منظورتان مراجع باشد بازهم اشتباه کردید چون اولا بعضی از آنها منتقد و یا مخالفند و بقیه هم دست بوس نیستند بلکه هم سطح رهبری هستند
رابعا اینکه می گویم به شعور مخاطب توهین می کنید اینجاست:
شما فرض را بر این گرفتید که مخاطبتان نه معنای شاکله را بلد است و نه معنای اکثریت! و می خواهید گولش بزنید!
در هر دو صورت شما خطا کردید=در هر سه صورت
3- عرف البته که نسبیست. منظور از عرف اجتماعی آن دسته اعمالیست که در اجتماع متداول و پسندیده است. من عرف دانشگاه و حوزه را نمی فهمم. ما از عرف اجتماع حرف زدیم که در آن دست بوس با چاپلوس ترادف معنی دارد. باور ندارید، از کاربران همینجا بپرسید تا درصدش را دریابید!
4-شاکله یا ساختار حوزه علمیه از نظر من، ستونهای حوزه هستند نه در و پنجره اش!! ستونهای حوزه هم "اکثریت مراجع تقلیدند" که ساکتند و پسیو و عاشق ولایت یا ترسو. وگرنه سکوت نمی کردند. چطور یک زمان برای استعمال تنباکو جامه می دریدند! امروز برای اینهمه فساد مالی و اداری و اجتماعی که تحت پوشش دین هم هست در نظام دینی فقط ناظرند و دم نمی زنند؟! این را هم باور ندارید از اجتماع اطرافتان بپرسید. من لزومی به اثبات آن نمی بینم
باز مي بينم داري ملت رو مي پيچوني ;)
این مسئله مهم که کلن بی جواب ماند. ایشان ما را لایق ندانستند که اطلاعاتمان زیاد شود!!
تعریف دهخدا و دکتر معین از معیار کاملا درست و صحیح است و ما در این موضوع هم اختلافی نداشتیم . اما اینکه آیا در معیارها خطل راه دارد یا نه!
اگر در معیارها خطا وارد باشد دیگر هیچ چیز در دنیا به هیچ چیز نمی توان تکیه کرد چون در معیار ما برای خوب بودن و بد بودن خطا وارد می شود.
برای مثال قواعد ریاضی اگر ما بگوییم معیارها خطاپذیر هستند به این معنی ست که قواعد ریاضی هم که امروزه بعنوان میعار استفاده می شوند قابل تکیه نیستند و باطلبع چیزهایی که از آنها صادر می شود.
شما در صحبتهایتان به معیار قرار دادن قوه عقل اشاره کردید اگر قوه عقل می توانست نیست خوب را از نیت بد تشخیص دهد دیگر هیچ کس در دنیا رودست نیم خورد و یا سرش کلاه نمی رفت حال آنکه اینطور نیست. پس در تشخیص نیت افراد قوه عقل معیار خوبی نمی تواند باشد.
مسئله دیگر در مورد نیت است.
یک مصداق برای شما و بقیه دوستانی که مطلب من را می بینند می آورم.
کسی می آید با شما سلام گرم و احوال پرسی می کند. این شخص یا به شما احترام می گذارد یا اینکه دارد چاپلوسی می کند. شما معیار را برای خوب بودن و یا بد بودن عمل او چه می دانید؟ عقل خودتان (در حالی که تفکر طرف مقابل دسترسی ندارید) یا نیت طرف مقابل که زا آن بی خبریم؟
جناب قزاق شرمنده هستم ولی این یک مغالطه است برای اینکه در بحث مورد نظر محوم نشوید. در هیچ کجای دنیا شاکله یا ساختار را جزئی تلقی نمی کنند . آیا اگر از کسی بپرسند برای ما شاکله و ساختار دانشگاه رو توضیح دهید!؟ طرف مقابل می گوید ساختار دانشگاه از نظر من فقط تشکیل شده از رئیس دانشگاه! و یا هیئت علمی آن!! هیچ کس چنین حرفی را نمی زند . در نتیجه این صحبت شما یک جور مغالطه است. و یا اگر بیایند از شما بپرسند ساختار یک سلول را توضیح دهید می گویید سلول تشکیل شده از یک هسته!! جناب قزاق من نمی دانم شما امتحانات دوره دبیرستان را چگونه گذارندید ولی اگر در امتحان هم برای ساختارها فقط یک جزء مثال بزنید به شما نمره نخواهند داد!!!
بنده مثل کودکان از شما ایراد نمی گیرم! ولی اینکه می فرمایید ساختار یعنی مثلا ستون هر چیزی! و منظور من اکثریت اکثریت آن ستون بوده! که مراجع هستند واقعا جای تاسف دارد. امروزه در مدارس راهنمایی هم معنای ساختار را می دانند!
اتفاقا من به این مسئله جواب دادم اما مثل اکثر جوابهای من از آن گذشتید!
دوم اینکه استاد مرا نخندانید!! ساختار یعنی structure یعنی foundation یا همان فونداسیون فرانسوی. ساختار و فونداسیون یک بنا پایه ها، ستونها و بنیاد آن بناست. مثل اینکه شما باید سری به کتب دبستان بزنید دوست من! ساختار از دید شما یعنی چه؟! به یک زبان زنده دیگر دنیا بگویید تا بفهمم!!
سوم اینکه من معتقدم عقل معیار است و معیار هم مطلق نیست و نیت هم چیزی کاملا نا ثبوتی است برای غیر! چرا الکی با من سر این موضوع جر می کنید!! عزیزم تعاریف شما علمی نیست و به درد خودتان می خورد. من هم مشکلی ندارم با تعاریف شما. به همین سیاق خود خوش باشید. اما اگر می خواهید با من (علمی و با سند) بحث کنید، مخلص شما هم هستم!
چهارم اینکه شما به من جواب ندادید راجع به حوزویانی که خامنه ای را کافر می دانند. نام یک کتاب، یک مقاله یا نام افرادی به عنوان نمونه مد نظرم بود. صرف نام بردن از یک گروه مجعول که نمی شود گفت من جواب دادم!!!
عقل خودمان! عجب سوال سختی بود. یک ماه فکر می خواست. خب اگر عقل نباشد که اصلا ملاکی برای سنجش چیزی نمی ماند. اما از آنجا که شما فقط می خواهید جواب دهید حتی از معیار عقل هم صرفنظر می کنید!! حتی شیعیان نیز که .... چهارمین ملاک ارجاع اختلاف را بعد از کتاب و سنت و اجماع عقل می دانند. شما که بالکل عقل را نفی می کنید. اصلا آنرا معیار نمی دانید! واقعا جای تاسف است!
قزاق جان اگر بحث بر سر تعریف ساختار در کتب دبستان یا راهنمایی یا دبیرستان باشد بنده همین الان دم دست لینکی دارم در رد سخنان شما!
اما یک سوال دارم می خواهم با این سوال بصورت علمی جواب دهید ((چون اگر باز نظر شخصی تان را بگویید ممکن است منکر همه چیز بشوید))!
شما یا یکی از دوستان ساختار دانشگاه را تشرح کنند؟
من به شخصه تا بحال در هیچ محفل علمی ندیدم بگویند ساختار دانشگاه تشکیل می شود از هیئت علمی و بس!!!
جناب قزاق اینجا ما بر روی واحد مسکونی بحث نمی کنیم که بگویید اسکلت بندی ساختمان ساختار آنست بحث بر روی یک نهاد بزرگ است. حال اگر شما لطف کنید و ساختار دانشگاه را تشریح کنید (( و ما آنرا با تشریحات دیگر در محافل علمی مقایسه کنیم)) حقیقت در این زمینه معلوم می شود.
پس سوال من این شد شما ساختار دانشگاه را ((از نظر علمی)) تشریح کنید
قزاق جان اگر من بود این حرف را نمی زدم! شما در هر کجا که خواستید منبع علمی ارائه دادید (تعریف معیار)) در بقیه جاها نظر شخصی! که هیچ حجیتی ندارد
اگر به متن بنده دقت کنید گفتم تفکر نگفتم افراد. و بع...
شما طوری اینجا القاء کرده اید مانند اینکه من گفتم باشم عقل را در هیچ کجا نمی توان معیار گرفت!!
من گفتم در پیدا کردن نیت طرف مقابل عقل ناتوان است بخاطر اینکه عقل بوسیله اخباری که می رسد قضاوت می کند و هیچ یک از قوای بدن نمی تواند نیت طرف مقابل را بفهمد در نتیجه عقل در معیار اینکه نیت چه کسی احترام و نیست چه کسی چاپلوسی ست عاجز است! و این یک امر بدیهی ست. آیا خود شما به نیت همه آگاهید؟
اما شما با مغالطه اینطور القاء کردید که من گفتم عقل در هیچ کجا نمی تواند میعار واقع شود
2-من هنوز منتظر معنی ساختار هستم در لسان مبارک شما. به زبان دیگر. احتمالا ما زبان فارسی هم را خوب نمی فهمیم.
3-اگر نام کتب یا مقاله ای که در آن خامنه ای را کافر اعلام کردند هم بگویید من جواب آن سوا خود را گرفته ام. بی زحمت بفرمایید (اگر لینک دهید که خیلی بهتر است)
4-
و یا باز در ادامه خود به صراحت فرمودید: عجب مغالطه کاری هستم من و خود بی خبرم.
اگر منظور شما از ساختار این باشد. این مساله ساختار و شاکله حوزه عاشق آیت الله خامنه ای صحیح نیست
برای اینکه حوزه علمیه تشکیل می شود مرکز مدیریت و مدارس و حوزه های علمیه که هر کدام ساختار خودشان را دارند.
در مرکز مدیریت اخلاقها متفاوت است برای مثال ما در حوزه علمیه قم کسانی را داریم که آیت الله خامنه ای را قبول دارند در همین حوزه کسانی را داریم که قبول ندارند. اما از مراجع حوزه هیچ کس خودش را دست بوس رهبری نمی دانم نه آیت الله وحید(ایشان کمی منتقد هم هست) نه آیت الله بهجت و نه آیت الله صافی و نه آیت الله مکارم و نه ... اینها همه یا همه هم سطحند قشر دیگر هم که نام بردم مخالفند
در حوزه علمیه مشهد بخاطر ضد فلسفه بودن خیلی ها مخالفند .
در نتیجه اگر منظور شما از ساختار این باشد شاید قسمتی از بقول شما جوجه طلبه ها عاشق باشند! که گفتید منظورم آنها نیست!!
پس این از نظر من کلا رد شد
سخنرانی آیت الله شیرازی هست به عربی اگر پیدا کردم می گذارم. نامه های آیت الله منتظری هم که رد سایتشان هست نامه آیت الله رستگاری هم هست
ساختار از نظر بنده یعنی همه اجزای تشکیل دهنده نه فقط سر یا ته آن!
لطف کنید همه کلام را بگذارید آنجا که من کلام را توضیح دادم حذف کردید:
کاملا مشخص است که من معیار بودن عقل در درست و غلط بودن نیست را بیان کرده ام نه معیار بودن عقل در همه موارد. تخصصیهای مکرر شاهد این سخنم است
استفاده از واژه های عام مثل اخباریون و قشریون به جای نام بردن صریح از اشخاص یکی از معذورات بزرگ ایشان است! و مواخده ای هم نیست!
یکی دیگر از ضعفهای ایشان در اینگونه بحثها که به حوزه سیاست مربوط میشود راندن طرف مقابل با استفاده از واژه های شما نمی دانید یا این را کودکان نیز میدانند سعی در انداختن بحث با عصبانی کردن طرف مقابل به جوابگویی که هیچ ربطی نیز به موضوع ندارد می کند!
ما از جناب تشیعی خاضعانه تقاضا مندیم حداقل در این زمینه ما را روشن نمایند که ایشان با چند در صد از رفتار حکومت فعلی موافقند و کلا آیا با ولایت مطلقه آقای خامنه ای همراهی دارند و حکومت ایشان مطابق آن اسلامی هست که ایشان در حوزه مشغول یاد گیری آن هستند!
دوباره می پرسم : آیا ولایت مطلقه آقای خامنه ای مورد تایید اسلامی که شما قبول دارید هست یا نه؟باز هم تاکید می کنم مطلقه
همان آیه الله هایی که غیر مغضوبند را بگذارید کافیست. منتظری را بی خیال شوید. گر چه او هم هیچگاه نگفته که خامنه ای کافر است!!
آن بحث معیار بودن یا نبودن عقل را هم میگذارم به صلاحدید خوانندگان. اینجا 4 صبح است. شب شما بخیر. اگر مورد تازه ای باشد، فردا در خدمتم.
تا حدودی وهین امیز شد ها!
شاید الان بود مثبت نمی دادم!
من همه نظرات خودم را اینجا می نویسم
بحث بر سر این بود که آیا بوسیدن دست عمل نیکویی ست یا نه
من می گفتم این عمل اگر با نیت خوب و احترام صورت گیرد نیکوست و اگر با نیت بد و چاپلوسی صورت پذیرد ناپسند است. موارد اسلامی اش را هم عرض کردم مثل بوسیدن دست والدین معلم و یا علما و کسانی که به بشریت خدمت کردند
و معیار در خوب بودن و بد بودن این عمل نیت شخص است. و نه چیز دیگری دوستان گفتند عقل معیار است و من در جواب گفتم عقل نمی تواند نیت خوب و یا نیت بد افراد را تشخیص دهد در نتیجه معیار مناسبی برای قضاوت نیست.
در مورد ساختار حوزه صحبت شد و اینکه آیا اکثریت حوزه و یا ساختار حوزه عاشق و دستبوس آیت الله خامنه ای هستند یا نه ! که دلایل آورده شد و مشخص شد این امر که اکثریت اینگونه باشند صحیح نیست مخصوصا از مراجع
این بود کل بحث ما کابربرن می توانند قضاوت کنند
تعداد زيادي هستند که منتقد جدي عملکرد حکومت هستند و معترض
اما صداي آنها گاهي به گوش ميرسد آنهم به صورت ضعيف نه کامل اين لينک و راي به نظرات دو طرف نشان داد که شمار زيادي از مذهبيون بالاترين کساني هستند که نه تنها دست بوس حاکمان امروزي نيستند
بلکه با عنايت به موارد مذکور در مذهب تشيع منتقد عملکرد دولت و حکومت هستند حال که چنين تفکري در حوزه و مذهبيون بالاترين وجود دارد جناب قراق چه داعي دارد که تلاش کند خلاف اين را ثابت کند البته اگر اسم ايشان با مسمي باشد. تعجبي ندارد که مطلب را با زور و تندي و متوجه کردن ايراد به شاکله و ساختار حوزه بخواهد جلو ببرد آنهم بدون دليل. کلمات کاربر گرامي حوزه نشان دادکه اين سعي باطل است و بايد در تخريب چهره ي حوزه ي شيعي از ابزاري نوتر استفاده کنند
حالا اگر ما رو قابل نمي دوني كه هم كلام ما بشي، دست كم جواب سلام ميدادي. (آخه ميگن جواب سلام واجبه، نمي دونم- شايد جفنگ گفتن، شما بهتر ميدوني...)
1- احتراما معتقدم بحث از مسیر خودش خارج نشد. ایشان(جناب حوزه) معنی ساختار و شاکله را متوجه نبودند و تاپایان نیز ساختار را به عنوان کل سیستم در نظر می آوردند که امیدوارم بالاخره روزی متوجه شوند.(چون بحث از تایید حاکمیت توسط شاکله حوزه بود که به نظر اینجانب اظهر من الشمس است. مراجع حوزه یا از ترسشان دم نمی زنند و یا عاشق حکومت ولی فقیهند)
2- ایشان (حوزه) به خاطر امکان وجود خطا در "عقل" فرمودند که عقل معیار سنجش نیست. واقعا صحبتی که از یک انسان بالغ بعید است، چه رسد به مدعی انجام بحث منطقی. ناراحت شدم از اینکه ایشان به خاطر اثبات حرف من"نیت ناثبوتی است پس ملاک قضاوت نیست" که تمام بحث را در بر می گرفت،مجبور به زیر پا گذاردن معیار عقل شدند!
3-ایشان (حوزه) ادعا کردند که در حوزه بعضی ها "خامنهای را کافر می دانند" اما دریغ از یک مثال قابل رویت، چه در اینترنت و چه کتب و مقالات. پس جسارتن فرض می کنیم ایشان دروغ گفتند.
4-شخصی به نام احسان موافق تشریف آوردند و چیزی فرمودند که این حقیر همان اول گفته بودم، منتها چون ایشان و یکی دو تا از دوستانشان طبق معمول کامنتهای اینجانب را چشم بسته منفی می دهند اصلا متوجه نشدند و خود در کامنتی جدا گانه حرف مرا زدند! من گفته بودم: (ممکن است خیلی از مراجع دستبوس خامنه ای نباشند، اما این از ترسشان است و نتیجه ترس و سکوت هم چیزی جز تایید نمی تواند باشد). امیدوارم اینبار که منفی هایشان را داده اند یکبار دیگر بخوانند نظرات را از بالا به پایین تا متوجه شوند جریان اصلا چه بود!!
5-جناب آتئیست، این دو سوال شما تقریبن توسط ایشان جواب داده شد. یعنی گفتند چون شاکله مخالف حکومتند پس لابد نه ولی فقیه را قبول دارند که پای...
6- بنده عرض کردم اگر جناب حوزه صحبت جدیدی دارند در خدمتم که ایشان آنطور که مشخص شد با کنایه قصد دارند مرا کودکستانی خطاب کنند(کامنت آخر ایشان). بسیار خوب. اما بدانید که انسانی که از یک کودک هم در بحث کم بیاورد به سن و سال شما باید یک تجدید نظر کلی در کل مراحل زندگیش بنماید! تمام تعاریف این کودک بر اساس ادله منطقی و علمی بود. کاش کودکستانهای ما پر از این کودکان شود تا لااقل ایرانمان در نسلهای بعدی انقدر خوار و زبون نباشد که ملتش اختیار خود را به دست چهار تا ملای بی سواد و عامی مثل خمینی دهند. ملایی که سکس بی دخول با طفل شیرخوار را هم مجاز می دانست و پدران ما کور بودند و عنانشان را به وی سپردند.