حق، گرفتنیست، نه دادنی (آیا فمینیستهای ایرانی راست میگویند؟) ـ۱۴۵ کلیک
kaafaraaneh.blogspot.com
یکی از انواع حقوقی که در کشورمان به شکلی جدّی، شوخی گرفته میشود، حقوق ِ زنان است. اما چه کسی این شوخی قبیح را میکند؟ امیدوارم آنقدر خام نباشیم که انگشت اتهام ِمان را – بی ملاحظه– به سوی مردان بگیریم...قوانین ما –بهطرز نگرانکنندهای- علیه ِ زناناند. اما، این قوانین – خوشبختانه یا بدبختانه–، سرشار از سوراخها و مسیرهای ِ پنهان ِ فراراند... متن و عکسهایی که در پی میآید، مربوط به عقدنامهی ِ من و همسرم است... این متن که اکنون سه سال از عمرش میگذرد، سدها بار کپی شده و مورد استفادهی ِ بسیاری زوجها قرار گرفته؛ در کارگاههای ِ آموزش ِ حقوق ِ زنان مورد ِ استفاده و تدریس قرار گرفته، و در بسیاری جاها به عنوان ِ نمونهی ِ عملیی ِ یک ازدواج ِ برابر، به آن استناد شده است... میزان ِ مهریه –چون بر اساس ِ قانون نمیتواند "صفر" باشد-، یک سکهی ِ طلا! در نظر گرفته شد... زوج به زوجه وکالت ِ بلاعزل و با حق ِ توکیل ِغیر داد، که بر اساس ِ آن میتواند درخواست ِ طلاق کند و ثبت ِ طلاق بدون ِ حضور ِ زوج را انجام دهد... حقّ ِ مسکن و تعیین ِ محلّ ِ زندگی، مدیریّت ِ خانواده، تحصیل، اشتغال و خروج از منزل، بهطور ِ مساوی برای ِ زوجین وجود دارد... مخارج ِ زندهگیی ِ مشترک به عهدهی ِ زوجین است... تمام ِ دارائیی ِ کسبشده توسط ِ زوجین از تاریخ ِ وقوع ِ ازدواج به بعد، بهطور ِ مساوی به زوجین تعلّق خواهد داشت... زوجه، اجازهی ِ دریافت ِ گذرنامه و خروج از کشور را در هر زمان و به هر تعداد بار، داراست... زوج، حقّ ِ تعدّد ِ زوجات را تا زمان ِ بقای ِ این ازدواج، از خود سلب و ساقط مینماید... حقّ ِ حضانت، سرپرستی و نگهداریی ِ فرزندان ِ احتمالی، بهطور ِ مساوی به زوجین تعلّق خواهد داشت؛ چه در زمان ِ بقای ِ [این] ازدواج و چه در صورت ِ وقوع ِ طلاق... زوجه، حقّ ِ مطالبهی ِ نحله و اجرتالمثل را از زوج ندارد...
imanava Boushveg2 dead.end masbig2 Nicolas rahedoor redtooth Engelisi shahrukh_k mona87 hamidsol sarbehava parvaz66 ebhaam 0soghrat0 ratzel shamseazar mostafa_74 ayeneh topshiraz duktigaste hayahoo mahmood1347 toudeshki negarak H.Sedaghat tighoor rezaete ORSCENE Dr.Frink nimadarabi z8un sohale adash_khan arashtn53 vida abnoos santa MinaTehrani Peace esfahan jimmy daniyal

خلاصه هرجا خواستند "پرزنت"تان کنند، سریع فکر ِ بد نکنید! :)
لطفا بگذار این لینک را در بخش جامعه!
ارادت
خوب! این هم از پاسخی که جناب ِ آقای ِ "بالاترین" داد!
اگرچه که من در همان ابتدای ِ فرستادن ِ لینک، نظر ِ دوستان را در مورد ِ بخش پرسیدم و کسی اعتراض نکرد.
ضمن ِ اینکه در نادرست بودن ِ استدلال ِ شک دارم! :)
دقیقاً همینطور!
10 مورد ضمن عقد عالییی بود !
ممنون از لینک مفیدتون
آره آلبرت جان! همینجا رو امتحان کردم که بهم جواب داد:
-من برخلاف شما معتقدم زنان ما بسیار فعالانه در کسب حقوقشان عمل میکنند و معتقدم چیزی را به آنها هدیه نکرده ایم بلکه هر قدمی را با مشقت بسیار پیش آمده اند.
- شما نوشتید :
اما دوست من فرهنگ ما از کجا میآید ؟ یا الگوی زیست-اجتماعی ما از کجا میآید؟ پیوندش بسیار بسیار عمیقتر از این حرفهاست و بخصوص در شرایط فعلی جامعه که مبارزه در جهت احقاق حقوق زنان از قلب باورهای مذهبی باید عبور کند ، کمرنگ دیدن نقش مذهب را اصلا درست نمیبینم.
با این مطلب موافقم که جهل و ناآگاهی به حقوق خود ، بسیاری از زنان را به هیزم بیار معرکه پایمال شدن حقوق زنان بوسیله مردان تبدیل کرده است. بخصوص در نسل مادران ما.
-
استفاده از سوراخهای قانونی خوبست ولی بهیچوجه راه چاره نیست. چون همه زنان با "ایمان آوا " های نوعی ازدواج نمیکنند که درفرض آگاه بودن به حقوقشان بشود قراردادی انسانی برای عقد با آنان ببندند.
-بند 4 و 6 و 8 آن در ارتباط ب...
-بند 4 و 6 و 8 آن در ارتباط با هم است ومیشود در بیانی خلاصه تر شود .طبعا باید فرض شود که درآمد مرد یا زن مشترک محسوب شده و همزمان مسئولیت هزینه زندگی مشترک است چه زن یا مرد در خانه کار کند یا کار بیرونی (هم) انجام دهند.
بهرحال داشتن ایده برابری انسانی را به شما تبریک میگویم . شناخت ابعاد این برابری و حرکت درست و نه وهم آلود نسبت به آن بسیار حائز اهمیت است.
دوست ِ خوبم، آینه: برای کسی که نخستین دو کلمهای که در توصیف ِ خود در بالاترین نوشته، "آتئیست، فمینیست" است، و نیز نام ِ وبلاگاش به گونهای تأکید ِ دوبارهی ِ این دو کلیدواژه است، اندکی دشوار است که نقش ِ مذهب را کمرنگ ببیند!
من تنها در مقام ِ مقایسهی ِ بین ِ عوامل ِ دخیل در این ماجرا، بهسادهگی، نقش ِ جهل و ناآگاهی را از همهی ِ عوامل پررنگتر میبینم.
بگذارید آینه جان، این جملهی ِ شما را موشکافانهتر توضیح دهم:
این استفاده از سوراخهای ِ قانون، نه برای ِ آنان که اصلن به برابریی ِ زن و مرد معتقد نیستند، که برای ِ کسانیست که طالب ِ این حقوق ِ برابرند، امّا راهکار ِ مناسب، قانونی و عملیی ِ آن را نمیدانند.
برای ِ آنانی که داشتن ِ حقوق ِ برابر را قبول ندارند، و یا ممکن نمیدانند، گزینهی ِ نخست همچنان "آموزش" است.
با پوزش مجدد از سوء تفاهم احتمالی.
ممنون از وقتی که برای نظر دادن گذاشتید، دوست ِ عزیز.
(هیچ سوءتفاهمی هم در بین نیست) :)
+++++++++++++
و همچنان در کنار این آموزش ، لزوم ادامه تلاش برای مستمر برای تغییر قوانین تبعیض آمیز.
در تاریخ سالها بسان لحظه ها محسوب میشود و همانطور که بیقین میدانید اینکه هنوز تلاش برای تغییر قوانین نتیجه عملی نداده دلیل شکست خوردن این تلاشها طبعا نیست.
کاملن موافقم :) اما معتقدم که در کشور ِ ما، "آموزش" به اندازهی ِ "مبارزه" جدی گرفته نشده است (این حُکم، به گمان ِ من، در تمام ِ زمینهها شمول ِ عام دارد).
در این 3 سال، دست ِ کم 30 زوج (بدون ِ اغراق از نوع ِ ایرانی!) که مستقیمن با ما در تماس بودهاند، تحت ِ تأثیر ِ همین دو برگه کاغذ (که همیشه چند نسخهی ِ کپیشدهی ِ آن در خانه و کیف ِ من و همسرم موجود است)، با تقلید ِ از آن، طومار ِ سنتهای ِ زشت -امّا ریشهدار- ِ عُرفی و خانوادگیشان را در هم پیچیدهاند و "طرحی نو درانداختهاند". :)
البته گروههای فمینیستی هم بارها گفتن که اینا رو تو عقدنامه بیارید. اما باور کن خیلی از زوجهایی که خانوادههای عامی دارن نمیتونن اینکارو بکنن.
وقتی مادر دختر رو بکشی میگی مهریه زیر هزار سکه محاله و مادر پسر میگه من عمرا نمیذارم پسرم به زنش حق طلاق و حق مسکن و مسافرت بده و اوناهم که میبینن پافشاری شون ممکنه باعث به هم خوردن ازدواجشون بشه مجبورن کوتاه بیان. مسلمه اگه فرهنگ مردم از قانون بالاتر بره حتما خود قانون هم عوض میشه.
زیتون ِ عزیز و بدمزه! من واقعن نمیفهمم که کسی که مادرش باید میزان ِ مهریهاش رو تعیین کنه، یا حق طلاق و مسکن رو مادرش با چونهزدن براش میگیره، چه اصراری داره که ازدواج کنه؟
یه همچین کسی هنوز "کودک" محسوب میشه؛ هرچند که ریش و سبیل داشته باشه و یا 10 سال باشه که پریود میشه.
الان اگه نازلی کاموری بود می نوشت:
کس دادنی ست، نه کردنی.
ایمان جان بنظر من این ایده واقع بینانه نیست. چون چنان دختری متعلق به خانواده ایست که اساسا به او حق نظری نمیدهد که او موافق یا مخالف ازدواج باشد یا شرط ضمن عقد تعیین کند . روش پسندیده شما و همسرتان در شرایط حاضر در میان قشر روشن تر جامعه میتواند جا باز کند که این قشر متاسفانه اکثریتی ندارد. راه دراز است دوست من.
(حکیم ابوالقاسم فردوسی).