خیلی رک و راست بگویم که هیچکس را مثل امیر نادری ندیدهام
ـ۱۹۶ کلیک
www.dibache.com
امیر نادری از همان ابتدا عاشق سینما بود. هميشه یک لیست از فیلمسازان درایران نوشته بود و همیشه همراهش بود. شب ها که از خود بی خود میشد، جلوی استودیوها میایستاده و اسم آنها را فریاد می زده. نادری هر شب درب و داغون خانه رفیقی میخوابیده و صبح از خانه رفیق دیگری بیرون میزده .خانه اسفندیار منفرد زاده همیشه جای آدمهایی مثل نادری بود. یک رفیق سر تاپا لوطی که هرچه درمی آورد خرج رفقایش میکرد و هیچی از خودش نداشت. نادری برای ساخت اولین فیلمش خیلی بی پول بود. او مجبور شد از هرکس که میتواند قرض بگیرد. به آنها میگفت که اتفاقی برایش افتاده که نمیتواند بگوید. با جمع کردن ششصد تومان یکی از سکانسهای فیلم را که در یک بیلیارد می گذشت فیلمبرداری کرد. بعد هم با فروش گردن بند و انگشتر زن سعیدراد که تازه ازدواج کرده بود، فیلم ادامه پيدا كرد. نادری در سال 1968یکی از بزرگترین ریسکهای زندگی اش را می کند. اتفاقی که همه یا به آن خندیدند و یا شوکه شدند. او همه چیزش را فروخت و به لندن رفت تا بلیط اولین نمایش اودیسه فضایی 2001 استنلی کوبریک را بخرد. او شیفته کوبریک بود. سفر خیلی سختی برای امیرنادری بود. دربازگشت مجبور می شود تعدادی کامیون رابشورد تا پول برگشتش را در بياورد.
drsalim dead.end Ghaltagh aryamehr2533 saayeh gajamoo kouhyar elton nasoot MOHANNA sinabalkan ultra_ehsan anjelina santoori robaat ahmadian66 zanbil farnood 2r_navid shimo nazi95 mtehrani30 ArashBa nomon sadrah damoon farshadsha nostalgia rahman Ghoghnoos Conservative Sadrair adash_khan H.Sedaghat dashnimz farsheed nimanik
