فاطی کماندو و گشت زینب و شب و زمستان و...
ـ۳۷۵ کلیک
z8un.com
فاطیکماندو دوست زینب اومد جلو و دهنشو عین .... باز کرد. آقا شلوغش نکن! تو کی هستی که بخوای ضمانت اینا رو بکنی؟! برو اونور بذار باد بیار! وگرنه خودت رو هم میبریم. مرد لاالله الا اللهی گفت... مرد مأمور کاری نمیکرد. فقط مواظب بود دخترا در نرن. اما بیچاره شوکه شده بودن و هیچ حرکتی نمیکردن. زینب به فاطی گفت بره عقب سوار شه، سقلمهای به پهلوی دخترک زد و گفت: - سوار شو! اگه نشی همچین میزنم تو دهنت پر خون شه و دندونات بریزه تو دهنت.اگه یه نفر دیگه مث اینا(من و اون مرد رو نشون داد) جمع شن نعشت میرسه کلانتری ها... دختر از ترسش دولا شد که سوار ماشین شه بدون اینکه بتونه حتی یه کلمه حرف بزنه. اما هنوز داشت منو نگاه میکرد که آیا میتونم براش کاری کنم. دلم ریش شد.
کاربرانی که به لینک بالا رای دادهاند (مثبت آبی، منفی قرمز):
farhadheyrani daneshvar arash663 rezar Aghaz mollah sprinter lafcadio tighoor saghar Juliet ultra_ehsan casper Volter ariandes khorshid aryanman _sd_ arashazady Digeorge nimamon sadeh isama251 kameli arvand athena bambooli Bozorg luna kargozar z8un TheMohamad kourosh4u imanava nomon
farhadheyrani daneshvar arash663 rezar Aghaz mollah sprinter lafcadio tighoor saghar Juliet ultra_ehsan casper Volter ariandes khorshid aryanman _sd_ arashazady Digeorge nimamon sadeh isama251 kameli arvand athena bambooli Bozorg luna kargozar z8un TheMohamad kourosh4u imanava nomon
بخش نظرات غیرفعال شده است.

این نوبت که گذشت، اما چشم در دفعات آتی رعایت میکنم.