"آیا آیت الله ها می گوزند؟" - ترجمه مقاله من در روزنامه دانشجویی دانشگاه منیتوبا ـ۷۸۴ کلیک
persian.kamangir.net
آیا آیت الله ها می گوزند؟ از مبل ِ مقدس تا آب دهان متبرک، حیات سیاسی از طریق مقدس سازی زمانی که در وبلاگ فارسی ام در باره مقدس سازی آیت الله ها نوشتم، نمی دانستم که با چه واکنش های منفیی روبرو خواهم شد. این واکنشها، البته، کمک بسیاری می کنند به درک مشکل اساسی ایران. مساله نه رییس جمهور ایران محمود احمدی نژاد و نه آیت الله هاست، که آنگونه که بعضی می گویند ایران را “آلوده” کرده اند. مساله اساسی، ذهنیت فاسدی است که آیت الله ها ایران را به آن آلوده اند.
توجه: ۶ کاربر بر این باورند که این لینک مشکل وقت تلف کنی دارد.
کاربرانی که به لینک بالا رأی دادهاند (مثبت آبی، منفی قرمز):
Kamangir shatot houshang bambooli yaroo galva sarapl fozolbashi aryoo_barzan toltek14 mojtaba21 mypc halone rezar reshte ahestan farari marooned asheghoone payamhp azadeh1 eslahat pourya Albert olad herati00 sueshan kargadan erfan1981 Shaghaieghblog saidpar askhar arvand shahin. 122333 nizraf Germany xbenix daeemohsen farzad_b67 @min Aram_N lord shahrokh2 aaah123 Borzo sinadadras vahid-online hooloo Vahid luna Roadrunner moka dodar hansa casper saanei sinaina deaf_mute mollah saayeh h0ss31n Rambod_swiss daneshvar anathedin snowman Fesenjoon shoomchool artahermes olympian mackal Digeorge alihassani vahidoo alimcgill CIA pouria2 amirreader sm_bala hemo Inka Engelisi Nicolas ehsan1054 sinabalkan noonoo crystal samad zemestan52 mohandes damonm vlad alawee ehsan3500 atiit lvwvl saeidziaei bidad kobrasafa Persian farzad parsbin mohammad1r yozpalangh rajaiee sasan54 anghahrad mdn110 astm1834
Kamangir shatot houshang bambooli yaroo galva sarapl fozolbashi aryoo_barzan toltek14 mojtaba21 mypc halone rezar reshte ahestan farari marooned asheghoone payamhp azadeh1 eslahat pourya Albert olad herati00 sueshan kargadan erfan1981 Shaghaieghblog saidpar askhar arvand shahin. 122333 nizraf Germany xbenix daeemohsen farzad_b67 @min Aram_N lord shahrokh2 aaah123 Borzo sinadadras vahid-online hooloo Vahid luna Roadrunner moka dodar hansa casper saanei sinaina deaf_mute mollah saayeh h0ss31n Rambod_swiss daneshvar anathedin snowman Fesenjoon shoomchool artahermes olympian mackal Digeorge alihassani vahidoo alimcgill CIA pouria2 amirreader sm_bala hemo Inka Engelisi Nicolas ehsan1054 sinabalkan noonoo crystal samad zemestan52 mohandes damonm vlad alawee ehsan3500 atiit lvwvl saeidziaei bidad kobrasafa Persian farzad parsbin mohammad1r yozpalangh rajaiee sasan54 anghahrad mdn110 astm1834
بخش نظرات غیرفعال شده است.

البته به نظر من ایجاد این ذهنیت فاسد فقط کار آیت الله ها نیست. زمینه مناسب برای پذیرش چنین باورهایی هم در فرهنگ عامه وجود داره
این عبارت درست نیست بهتر است بگوییم در فرهنگ عامه به وجود اورده اند
جالبه درباره تفاوت این دو جمله بحث کنیم.
مشکل آن یک چهارمی که مخالف گفته های تو بودند هم نه از نتیجه گیری حرفهات بود بلکه مشکل از بکارگیری کلماتی به مانند گوز و باد معده… بوده با این حالی که ما مردمی هستیم که بیشترین کلمات فحشی مصطلح رو در فرهنگ زبانی خودمان در مقابل دیگر فرهنگها دارا هستیم ولی نمی دونم چرا در بکار گیری این کلمات در محلهای عمومی که زن ومرد یکجا حضور دارند ملاحظه کار و حتی کلا منکر حقیقت نهفته در آن نوشته و یا مطلب می شویم!
شاید بشه گفت درصد زیادی از خواننده ات با نوشته ات موافق اند! ولی چه کنند که این فرهنگ محجوب به حیای ایرانی باعث مخالف خوانی می شه!
در این مورد می تونیم بیشتر با هم صحبت کنیم
به امید موفقیت عزیز
توهین و به خاطر واژه ها می دونن ته دلشون همشون حرفتو تصدیق میکنن! مگه غیر از عوام فریبی و خرافات چیز دیگه ای رو افشا میکنی ؟!
به هر حال خوشحالم از آشنایی با شما. :)
منم همینطور
صد در صد دوستان مخالف توهین به دلیل ریسک پذیری طرفداری از این عوام فریبیها رو جوابگو نیستند!
نفس سوال كردن بد نيست و من توهيني هم نمي بينم اگر چه اگر خودم رو جاي گذشته ام قرار بدم حتما توهين اميز مي ديدم . پس اين بر مي گرده به نظام باورهاي ما . بحث تقدس رو هم نمي دونم در يكي از اين لينكها يك بار مختصري گفتم و اين هم از ديد رواشناسي و اسطوره باوري و كهن الگوهاي ديني و هم از زواياي ديگر جامعه شناسي و فلسفي و ديگر ديدگاهها قابل بررسي است .
مورد خميني رو كه تو بيشتر روش تكيه كردي من از نزديك لمس كردم . در دوران نوجواني من در همون حسينيه كنار اطاقش حضور داشتم و فضاي خاص اون رو در زمان حياتش ديدم .غير قابل توصيفه . اين رو حقيقتا مي گم . قدرت روحي خميني به حدي بود كه همه حاضرين رو در مدت حضور و سخنرانيش منقلب مي كرد ( بخصوص در سالهاي اخر عمرش ) . بحث كاريزما ي خميني يك واقعيت قوي در بين معتقدين بهش هست كه موجب ميشه بشدت بعد از مرگش نيز شيفته او باشند . در اينجور وقتها صحبت از گوزيدن اقا بر روي مبل معناي خوبي رو افاده نميكنه هرچند تو بعنوان يك پرسشگر نبايد درگير ذهنيت مخاطبت باشي.
اما تو با شكلي سخت مخاطبت رو ( مخاطبي كه به مقدس باور داره ) به چالش با مقدس باوريش مي بري و اين نتيجه خوبي براي نتيجه اين چالش نخواهد داشت و اصولا يك فرد روشنفكر يا حتا دگر انديش نبايد براي تغيير يك باور به جنگ رودرو با اون باور بره ( اگر منظور از بيان اين چالش اصلاحش باشه و گرنه برخي كه دنبال جنگ و درگيري ميان عقايد و نحله ها هستند كه حسابشون جداست )
من براي...
من براي درك اين فضاي مقدس به سرزمينهايي مثل هند نيز سفر كردم . ر يك انسان كه كمتر از گاو نيست پس چرا يك هندو گاوي رو مقدس ميدونه كه ازش پشگل مي ريزه ؟ ( دارم به شيوه خودت سوال ميكنم ) . خب معلومه چون اون تقدس رو در وجود مادي گاو كه شامل فضولاتش هم هست نمي دونه ( گرفتي )
تقدس براي انسانها از باور به قدرت فرابشري و روحاني فرد مقدس بيرون مياد كه تا نهان ترين لايه هاي ذهن فرد باورمند نفوذ ميكنه . پس ابتدا بايد سعي كني بفهمي مبناي اين تقدس چيه و بعد اونرو تجزيه كني . اسطوره شناسان مبناي تقدس رو درنظام راز الود مقدسات و غير قابل دسترس بودن آنها مي دانند . چيزي كه قايل دسترس شد ديگر مقدس نيست . براي مقدس شدن بايد يك چيز را از دسترس دور كرد ( مفهوم اين سخن دشوار است و نياز به گشودن دارد )
البته ترديدي نيست كه اگر مقدس باوري در ميان انسانها به اشكال مختلف هست پس نيازش نيز در او موجود بوده چرا كه بدون پيش نياز ، تحقق يك پديده ممكن نيست .
بهر حال در اين مورد سخن بسيار است ولي نه از زاويه ساده و تنگ و محكوم كردن يك پديده . بلكه از زاويه علمي و منطقي و همراه با شكيبايي.
اگر ديدم علاقه مند به اين بحث بود اين را بيشتر باز ميكنم . ما رو با اين لينكت به حرف كشوندي.
این قدرت را در تاریخ از خیلیهای دیگه سراغ داریم . این جو زدگی حتی در جوامع پیشرفته غربی هم نمونه های بی شماری داره! چه برسه به یک جامعه بسته و استبداد زده! خطر این جو زدگی و تقدس مآبی آنقدر هست که ارزش مبارزه برای محو ِ این پدیده را حتی اگر داشته باشد.
به عنوان نمونه در آلمان برای هیتلر زدایی از طریق قانون مردم ملزم می شوند! هیتلر ده ها برابر خمینی کاریزماتیک و منقلب کننده بود! سخنرانیهای صد من یک غاز هیتلر با فریاد میلیونها انسان از خود بی خود شده همراهی میشد!
به جنگ رفتن با توهمات یک عده مالیخولیایی شجاعت مخصوص به خودش را دارد ! ولی عزیز ! نمی توان دیگران را نهی کرد!
ما ناگزیریم این مسیر را طی کنیم چه بخواهیم و چه نخواهیم! مهم پیشقراولان این حرکت هستند که شجاعت ابراز این سنت شکنی های کاذب را داشته باشند!
من به شجاعت تو نيستم!
تلاش براي تقدس زائي از جامعه فعلي ايران بايد خيلي بيشتر شه به نظر من
معنی عامیانه اش اینه که کسی که این مطلب براش توهین آمیز بوده ... نمی کنه بیاد از گوز فلان آیت الله طرفداری کنه و بگه برای من از عطر شانل خوشبوتره !
فهمیدی عزیز؟
و با این کار حق انتخاب و نظر خواننده (یا نخواننده) را بیشتر محترم میشماری.
. من با ايرانياني كه تازه از ايرن آمدند يا در ايران هستند صحبت ميکنم, قريب به اتفاق درباره بالاترين چيزي نميدونند
عرفان عزیز صد برابر این حرفها در تاکسی و محل کار و زیر گوشی و اس ام اس و توی پارتیهای شبانه داره مثل نقل و نبات باعث تفریح و خنده خلق الله میشه! دیگه خودمونو که نباید گول بزنیم عزیز!
نوع كاريزما و قدرت هيتلر با خميني از يك جنس نيست . من متوجه كلامت هستم اما براي بررسي يك پديده كه نمودهاي مختلفي دارد بايد دقيق و با تامل بيشتري قضاوت كرد .
كاريزماي هيتلري از جنس رهبران فرهمند با تسلط ميليتاريستي و و با حضور پروپاگانداي سنگيني است كه اميخته با رعب و وحشت و نژاد پرستي ست . چنين كاريزمايي اصولن كاريزماي واقعي نيست چون با معدوم شدن فرد كاريزما مضمحل مي شود . بازگشت نئونازيسم نشانه اي از بازگشت اين تقدس نيست . اين نوع تقدس چون براي حضورش نياز به تخريب دارد اگر هم بشود تقدس ناميدش تقدس خطرناكي ست.
اما كاريزماي خميني از جنس ديگريست و به وجوه شخصيتي و روحانيش بر مي گردد. چنين تقدس هايي را جامعه شناسان تقس يا كاريزماي پيامبر گونه مي نامند چنين افرادي نيازي به قدرت نظامي و استحكام ميليتاريستي ندارند .
اين را مي شود در پيروان اين دو دسته تقدس ديد .
اصولن تقدسها يي كه ريشه در باورهاي متافيزيكي و مذهبي دارند مبناي اثر بخشي شان متفاوت است .
روحانيون را قبول دارم كه مردم بيشتر آمادگي دارند, چون معاصر هستند و نميشه خيلي چيزها را پنهون کرد تو اين زمونه
علت اين امر در ساختار فكري بشر نهفته است . مهم اين است كه تقدس براي مفهيم عرضه شود يا براي افراد و مهمتر جهت اين تقدس هاست .
مثال مي زنم . پيامبران براي معتقدينشان جزو مقدسترين افراد هستند . ايا مي شود همه اين مقدس ها را كنار زد ؟ مگر نه اينكه قبلش بايد دين را از رونق انداخت ؟ ايا مي شود دين را از رونق انداخت ؟ يا مي شود ديني داشت كه در ان مقدس وجود نداشته باشد ؟
مثال بزنم . مسيح براي پيروانش مقدس است . اما اين تقدس در ميان همه مسيحيان و از ديرباز تا به امروز در يك جهت نبوده و يك شكل نداشته است .
مسيحس كه دعوت به جنگ مي كند و مبناي بخشايش و گناه او مي شود مسيح خطرناكي ست اما مسيحي كه مظهر عطوفت و صلح بشود ايا خطرناك است . اين مسيح تقدس بيشترش به معناي صلح بيشتر در ميان بشر و پيروانش است . پس اين تقدس لازم و حياتي است .
پس با هر تقدسي نبايد جنگيد و نمي شود جنگيد
وقتی قصد نقد یک معضل اجتماعی رو داریم ( اونم معضلی که ریشه در محکم ترین باورهای یک قوم داره!) نمیشه و نمیتونیم از بیرون دایره به مسئله نگاه کنیم..
تقدس گرایی در دکترین شیعه دیگه یه بدعت یا اتفاق ویژه نیست که بشه با انگشت بهش اشاره کرد.. ریشه روان روانکاوی داره برای فرد فرد ما!.. این تقدس گرایی از خونه و احترام به والدین و قوانین قومی شزوع میشه ( البته منظورم نوع دینیه) تا در درجه عالی میرسه به نشیمنگاه آیت الله و تف ریس جمهور.. متهم این پرونده هم سیستم تربییتی شیعه است که به مرور از شاگردش سگ دست آموز میسازه که در هر شرایطی ری اکشن یکسانی نشون میده! .. شیعه بدون این تقدس نماینده هاش اصولآ چیزی نداره!.. تاریخ شیعه ( دوازده امام! ) .. نگرش شیع ( مقدس پرستی به تنهایی باعث تخطئه گناهان میشه).. وعده های شیعه ( شیعیان برای ورود به بهشت به صورت رسمی نیازمند پذیرش از سوی معصومین هستند و نه خود خدا!) .. اصلآ وجود شیع بر پایه تقدس المنتهاش شکل گرفته.. البته یه کم زیادی ریز بینانه به نوشتت نگاه میکنم چون روی موضوعی به شدت جدی دست گذاشتی .. کاش ادامه بدی و البته بری سراغ جزئیات این بردگی اساطیری! .. دوباره مخلص!
شما با این نظر من هم عقیده اید که تفاوت فرهنگی جوامع باعث این تفاوتهای صوری در کاربرد کاریزماتیک شخص نماد پیدا می کند. نازیسم و اسلام ناب محمدی هر دو یک نوع ایدولوژی است و خطرناک . هر دو هم به اقتضای فرهنگ شرق وغرب شکل گرفته اند! اگر در ظاهر ایدولوژی غرب میلیتاریسم است به خاطر توان علمی آنان است وگرنه ایدولوژی غرب بر روی آب بنا نشده . فرهنگ شرقی ما و کمبود منابع علمی مان باعث این می شود که برای خودمان یک تقدس مآواریی ایجاد کنیم!
مطمئن باش عزیز اگر این جماعت توان نظامی بالایی را دارا بودند بدتر از هیتلر میکردند! اینها برای ماندگاریشان حتی به فتوای خودشان می توانند تمام احکام مسلم خودشان را نیز باطل اعلام کنند!
ایدولوژی حاکم بر ایران که ادامه دهنده راه خمینی است ماندن بر قدرت حتی به قیمت دست دادن با شیطان و منکر شدن خود خدا است!
دوست عزیز; تفاوت ایدولوژی خمینی با هیتلر فقط در مسیر طی شده است وگرنه در مقصد هر دو در یک نقطه با هم تلاقی دارند!
ماندگاری به هر دلیل ممکن
نشد! خودکشی! که فکر کنم حکام حاضر ایران این شجاعت را هم نداشته باشند.
چرا کمانگیر جان
تا زمانی که تقدس مزاحم زندگی دیگران نباشد و آسیبی به دیگران نرساند هیچ مشکلی نیست اینو ما در همه جوامع می بینیم.
ولی وقتی این تقدس باعث آزار واذیت دیگران بشه و منجر به جنگ و کشتار بشه دیگه مسئله عوض میشه و باید اون تقدس را در نطفه خفه کرد حتی با لشکر کشی و جنگ !
روی هیچ آیت اللهی تعصب ندارم اما این نوشته شما تو ذوق می زد آدم بدش ما آمد کلا" آدمهایی که به مخالفشون فحش میدن و یا با این منطق ( مثل منطق شما ) مخالفتشون رو اعلام می کنن بدم میاد نه من بدم میاد خودت هم تو خلوت خودت شاید بگی حرف بهتر از این نبود بزنم؟ اگر هم نگی که ...........!!!!!!!!!!!!!!
اگرچه امروز ديگر مارك يا فرويد يا كالند و ديگران زنده نيستند كه ببينيند بشر علم اموخته نيز هنوز وابسته به اسطوره و جهان تقدس باوري ست اما يك چيز اهميت خودش را از دست نداده و نتيجه اي كه گفتم هنوز نتيجه درستيست. اما كاربرد تقدس از گذشته تا امروز بسيار تفاوت كرده است .
در گذشته باور به امور مقدس بيشتر نقش راهگشايي و تغيير واقعيت داشت ولي امروز اين ريشه در گريز از واقعيت دارد . مثال مي زنم تاحرفم روشن تر شود. مثلن در گذشته باور به نيروهاي مقدس در يك فرد يا يك جسم ( مثل بت ) براي ناتواني در برابر واقعيت بيروني همچون ضعف ، بيماري ، مرگ و از اين دست بود اما امروز تقدس ريشه در باور به اين مطلب است كه انچه هست خوب نيست و آنچهتقدس مي دانم مرا كامل خواهد كرد . اين ديگر مي تواند مبتلا به بك دانشمند هم بشود . البته هنوز ان نوع تقدس ابتدايي در بين مردم اغلب نقاط هست . اين نوع قديسين ديگر كاربرد زيادي ندارندو نقش نمادين بيشتري دارند
نكته بسيار مهم در بحث تقدس اين است كه خطر محتوم تقدس باوري در خود تقدس نيست بلكه در بيرون از ان نهفته است . يعني چه ؟ يعني اينكه مقدس خودش كاره اي نيست . چون جان ندارد . توان ندارد . اصلا عرضه هيچ كاري ندارد . بلكه خطر واقعي در اطرافيان موجود يا پديده مقدس است . انها كه...
مثال بت پرستان و پرده داران مثال خوبي ست . يعني كساني كه پرده داري و مواظبت از بتها را بعهده داشته اند خود باور داشته اند كه اينها فاقد قدرتند اما نمي بايست اينرا براي مردم بت پرست نيز بازگو كنند . چون قدرت انها در حضور اين بتهاست . امروز هم همين بتها و پرده دارنشان هستند و همان مردم عامي و بت پرست . اينجا ست كه حكايت مرشد تلخ مي شود !!
توجه كنيد كه من تقسيم بندي اين نوع تقدس را گفتم و نه اينكه از يكي طرفداري كنم يا براي يكي ارزش بيشتري قائل باشم. البته خود بخود بعد از تعريف يك نتبجه هم حاصل مي شود . ولي اين به اصل تعريف نبايد لطمه بزند .
باز هم مثال ديگري مي زنم . كمونيستها طبقه كارگر را تحت نام پرولتاريا تا حد تقدس ارزش گذاري كردند . به نوعي كه مي توان مبناي ايدولوژي كمونيتستي را حول نظام مقدس پرولتاريا يا طبقه كارگر دانست . اما نظام فكري كمونيستها خودش را ضد تقدس امعرفي ميكرد . خب . ارزش گزاري كمونيستها براي طبقه كارگر داراي جذابيتها زيادي بود و تا حد زيادي اين تبليغات كه با پروپاگانداي مخصوص حكومتهاي كمونيستي همراه بود انساني هم بود . اما چرا نتوانست به اهداف مقدسي كه از خودش صادر مي كرد دست پيدا كند ؟ با اينكه براي رسيدن به اين اهداف انسانهاي بسياري را قرباني كرد . همه اين قرباني شدن در زير لواي ترس و ...
من در بحثم سخني از ايدولوژي نگفتم . نوع اين گفته شما از نوعي تنفر نسبت به يك فرد يا نظام ناشي مي شود كه بايد براي ورود به ان و پاسخ به شما مسير بحث را عوض كنيم .
ببين. مثال من از خميني براي تفهيم نوع كاريزما و تقدس او بود نه قضاوت در مورد عملكرد سياسي اش. مي دانم وقتي من مثال از خميني زدم و تقدس اش را از نوع پيامبر گونه خواندم اين ذهنيت در مخالفان وي ايجاد مي شود كه من دارم از او دفاع خاصي ميكنم در حاليكه من دارم مبناي اين تقدس را بررسي ميكنم . كساني مثل خميني ، گاندي نوع كاريزمايشان از نوع روحانيست ( روحاني نه به معناي ارزش گزاري معنوي - به اين توجه كن ) اما مثلن تقدس كسي مثل جمال عبدا لناصر يا جواهر لعل نهرو از نوع اقتدار سياسي است . هيتلر هم تا حدي از اين نوع اقتدار برخوردار بود . ولي تمام اين رهبران فرهمند فارق از نوع كاريزما و تقدسشان از يك قدرت شخصيتي برخوردار بوده اند كه مي توانسته در ديگران قدرت اطاعت پذيري ايجاد كند .
شما به همين خامنه اي توجه كنيد . او هم بعد از خميني بسيار سعي كرد با ادا واطوارهاي...
شما به همين خامنه اي توجه كنيد . او هم بعد از خميني بسيار سعي كرد با ادا واطوارهاي روحاني و شمايل سازي و تبليغات سنگين از خودش يك رهبر روحاني و كاريزماتريك بسازد . اما چون فاقد ابزارهاي لازم بود نتوانسته وارد اين ساختار شود اين ساختار بود و چنين اقتداري از خود بسازد و بيشتر اقتدارش اقتدار سياسي و از نوع نظامي شده و جز عده اي مريد در بين مردم عامي پشتوانه ديگري ندارد كه همان مقدار را هم با توسل به تقدس باوري مذهبي ساخته است نه شخصيتي .و ان عده هم كه پشت او هستند نه به اور حضور او بلكه به باور لزوم حفظ او براي ادامه حياتشان توجه ميكنند ام در مورد خميني اين كاملن تفاوت مي كرد و او صاحب قدرتي فرا سياسي بودبراي همين نيز موفق به انقلاب شد . در حقيقت اقتدار سياسي او دنباله اقتدار مذهبي و روحانيش بود نه مثل خامنه اي كه سي مي كند از اقتدار سياسي براي ساختن اقتدار روحاني كمك بگيرد . اميدوارم اين بحثم روشن باشد
مخالفان گرچه وظیفهای برای توضیح ندارند ولی اگر قدرتی جز منفیدهی دارند بیایند و به چالش بکشند!
شاید گمراهی را به سرمنزل مقصود هدایت کردید بابا جان!
خیر سرشون، فعلاً که اسهال هم هستند!
اين بحث مي تواند از زواياي مختلف ادامه پيدا كند و لي اگر توجه نگنيم زود بحث سياسي مي شود و من ازسعي كردم بحث نظري دنبال شود با مثالهاي سياسي.
بهر حال بشر در عصر فرامدرنيته سعي در تقدس زدايي و شكستن همه ساختارهاي جهان قديم دارد و قديسين نيز از اين امر مستثنا نيستند چون متعلق به همان جهان هستند ولي واقعيت اين است كه بخش بزرگي از جهان و مردمانش هنوز در عصر سنت و مفاهيم سنتي زندگي ميكنند و همان مكانيسمها رويشان تاثير گذار است .ماهيت انسانشناختي عصر مدرن به اين مفاهيم به ديده آثار انسان گذشته نگاه ميكند در حاليكه انسان گذشته هنوز زنده است و نفس مي كشد .
ما گريزي از تقدس نداريم همانطور كه گريزي از افسانه و قصه و خاطره نداريم اما يك چيز هست كه من به آن معتقدم و آن اين است كه همه دنياي گذشته را بهمراه ادمهايش بايد آرام آرام تغيير داد . به تعداد ادمهاي روي زمين بايد كار فكري كرد نه كار انقلابي . و متاسفانه هنوز بيشتر آدمها دنبال انقلابند . انقلاب بر ضد سنت ، انقلاب بر ضد نسل قبلي ، انقلاب بر ضد پدر و مادر ، انقلاب بر ضد ........ بدون اينكه ماهيت چيزي را كه مي خواهند بر عليهش قيام كنند بشناسند. بشر غربي اگر موفق شده تا حدي جهان ارماني خودش را بسازد برايش زحمت فكري برده و لي ما بشر شرقي و جهان سومي هنوز در فكر خراب كردنيم .
تا دست از اين بچه بازيها بر نداريم دنيايمان همين است كه هست .
با تشكر از همه و كمانگير
عزت زياد
مطالبتان بسیار متین و مستند و قابل احترام
با اکثر مطالبتان هم عقیده ام ولی بحث من از اول این بود که اگر در جوامعی در ابتدا با یک ایدولوژی خاص و کاریزماتیک متشکل شد و امثال شمای نوعی نیز به گفته خودتان جذب این سیستم شدید و بعدا از آن فاصله گرفتید چه چیزی به غیر از مطالعه بیشتر و روشنگری افراد خارج از سیستم توانست در شما اثر گذار باشد!
حال شما مخالف این نوع روشنگری در جامعه ما هستید و آنرا خیلی سطحی می بینید برمی گردد به درک شما از روشنگری!
از کسی که غیر از کتاب سینوهه چیزکی خوانده نباید انتظار این را داشت که «درخششهای تیره» آرامش دوستدار را بخواند و آگاه شود!
هیچ قصدی نیز از این گفته ام ندارم . حتی من زمانی انتقادم به گنجی این بود که چرا با زبان عامیانه با مردم صحبت نمی کند! مشکل بزرگ روشنفکران ما هم این است که جامعه را با محیط دانشگاهی اشتباه می گیرند!
تقدس شکستن در جامعه ما یک بحث آکادمیک نیست که بخواهیم محیطهای دانشگاهی را از آن بری کنیم! به نظر من این مطلب تاثیرش در شکستن باورهای غلط جامعه مان بیشتر است تا کتابی از سید جواد طباطبایی که تیراژش از هزار نسخه نیز بیشتر نرفته است
کلا با مطالب شما عزیز هم عقیده ام
من عذر بدتر از گناه میدونم
مهم واقعیتهاست که اگر بدند باید اصلاح بشن اگرنه خیلی وقته که دنیا تو رصد همه است حالا هرچقدر هم ما بخوایم سرمون رو بکنیم تو برف
«غیر ایرانیان» گفتنت منو یاد «بیگانگان» گفتن وزارت امور خارج میندازه
اونا معتقدند بیگانگان یعنی همه دنیای خارج از ایران (بطور اخص اروپا و امریکا) با ایران دشمن هستند.حتی اگر اینطور باشه تازه آدم این سوال برای آدم پیش میاد که چرا؟
چرا بیگانگان نباید متوجه وجود همچین فرهنگی در ایران باشند؟
یعنی قبول داری خیلی بده؟ نشان از عصر جاهلیت داره؟
راستش خیلی دلم میخواد بدونم که چند تا از منفیهای اینجا فقط بخاطر کنار هم قرار گرفتن «گوز» و «آیتالله» بوده. نمیگم قلقلک نمیده ولی سوال اینجاست چرا قلقلک میده؟ من خودم یک کرمی دارم(اسم علمیشو نمیدونم حالا ولی دارم!) عمداً یک سری لغاتی که گوش آدم در موقعیتهای مختلف به شنیدنشون عادت نداره هی بکار میبرم.
مثال مذهبی نمیزنم که مخالفت غیر اصولی ببینم.
ولی مثلاْ روز گذشته با یک عده از آقایان و خانمهای محترمی باید صحبتی میکردم. تو یکی از آقایون «نشونههای ریز رفتاری» رو دیدم که مغزم سریع برچسب فرهنگی مورد نظر رو از کلیشههای مختلف پیدا کرد چسبوند رو یارو! (مغز همه اتیکت میزنه کسی منکر نشه!)
بعد جلوی زنش (زنش بیشتر از همسرش به این آدم میخورد) هی از لغت «پریودهای زمانی» به جای مثلاً «دورههای زمانی» استفاده میکردم و هی قیافه این آدم یه جوری میشد. به جای اینکه بگم ممکنه این شرایط برای شما مناسب نباشه میگفتم ممکنه این شرایط ارضا تون نکنه و کم مونده بود یارو پاشه بره!
ولی چون میدونستم که این لغات رو جز برای بعضی از منظورهای خاص نشنیده و بکار نبرده کرمم میگرفت هی بگم! شاید فهمید اینا جز ادبیات معمولی آدمهاست و قبحش باید براش ریخته بشه!
++
;-)
توهین نکنید آقا!
فردا طرفداران یک حرکت بیصدای مشابه حالتو گرفتند متوجه میشی
کمی بهتر شد
به خاطر تذکر شما بود
:-)