یک نصیحت دلنشین (محمد جواد روح) ـ۹۲ کلیک
javad.30morgh.org
براي تهيه بخشي از اطلاعات مقالهام، به «تقي رحماني» (فعال ملي-مذهبي و از ركودداران زندان در جمهوري اسلامي) زنگ زدم. حرفها را كه زد و اطلاعات را كه داد، جملهاي گفت كه بشدت ذهن مرا مشغول كرده و در اين دو روز، سختتر از هميشه دستم به قلم ميرود. رحماني ضمن تشكر از مطالبم توصيه كرد كه بههنگام نوشتن هر مقاله، بيجا كسي يا موضوعي را بزرگ و كوچك نكنم. استدلالش خيلي خوب بود: «عمر هر مقاله روزنامه 24 ساعت است؛ ايمانت را براي اين 24 ساعت نفروش».
کاربرانی که به لینک بالا رأی دادهاند (مثبت آبی، منفی قرمز):
vaahe Kamangir webcharkh galva alirezaok aryana 1000 amirreader Ghoghnoos ayyar amirsaman 11mehr Rhye Jooya mandany Germany saeidinia mofa kouhyar erinther Phoenix12 Promete yousef_p_m sadehgi arman605 harfehesaab _sd_ azadekhanoum pujanzi saghar ioawnat hosseinf rezar abldali damonm Shaghaieghblog Morpheus dyna vIRGo kaman quantacrustal
vaahe Kamangir webcharkh galva alirezaok aryana 1000 amirreader Ghoghnoos ayyar amirsaman 11mehr Rhye Jooya mandany Germany saeidinia mofa kouhyar erinther Phoenix12 Promete yousef_p_m sadehgi arman605 harfehesaab _sd_ azadekhanoum pujanzi saghar ioawnat hosseinf rezar abldali damonm Shaghaieghblog Morpheus dyna vIRGo kaman quantacrustal
بازنویسی اولین کامنت محفل با کمی دست کاری... :)
نظراتتون مثبت شد. خوش باشید.
از این به بعد اینجاییم پس.
کـــــــــــــــــــريپ...(Creep)
برای طرفداران radiohead
:)))
widow of a living man (بیوۀ مردی زنده)
آقا ما كوچيك محفل هستيم و بس! همگي خوش اومديم! :)
خانه تکانی کردید؟ عید شده؟ آه! تاریخ هم از دستمان رفته!
آمدم خدمتتان بگویم که لینک های اینجا را می بینم و دنبال میکنم.
در ضمن از اینکه آقای نبوی به صراحت لینک دادن یادداشت ماقبل آخر خود را در بالاترین منع کردند، اظهار شادمانی میکنم.
در لینک "آدم فروش" تمام تلاشم را کردم که این موضوع را به گوش جهانیان! برسانم.
خوش باشید و از تک تک لحظات عمرتان لذتش را ببرید....
معمولا" چراغ خاموش می آیم. لذت می برم از کنار هم بودنتان (بودنمان)
-
رضا!
با همان لینک هم برای خودم خطراتی خریدم (البته شاید باورتان نشود..)
علت دیگرش فضای بعضا" نامناسبی است که می بینم.
به صورت نابه جا به اظهار نظرها منفی می دهند و این را معادل "خفه شو" می دانم!
از طرفی دیگر منفی های تلافی جویانه که دلم نمی خواهد درگیر این مسائل بشوم.
مشکلات دیگری هم اینجا هست که وادارم میکند به رای دادن و کامنت های کوتاه بسنده کنم.
-
در هر حال...
از راه های خیلی دور دوستتان دارم!
باور میکنم چون سر دستگیری یک شخصی و حرف زدن زیاده از حد من در بالاترین برای من هم مشکلاتی ایجاد شد.
چیزی برای فکر
ورژن https
وضعیت ناجوری است!
ققنوس، ما همه چیزمان تقلبی است :)
رضا لطف داری.
در مکان قبلی به خاطر مناقشات و صحبت هایی که این اواخر بود، داشتم کم کم بیخیال پیشنهاد لینک می شدم...
بروید از سایت با کیفیت خوب میبینید اگر dsl دارید.
بچه ها این لینک پتانسیل خوبی برای یک بحث خوب داره.
از این بعد هر وقت کامنتی گذاشتم،
به چند کامنت قبل از کامنت خودم + میدم.
به شما هم توصیه میکنم!
کند است هم تصاویر هم پیغام ها مثل سریالهای ایرانی به نسبت مغز بیننده کند است تمرکز آدم بهم میخورد. یک آمریکایی چاق سفید جلوی کاخ سفید دارد جلوی کاخ سفید به بوش گیر میدهد کارمندان اکثرا غیر ایرانی هستند.
بگذریم . اگه قرار باشه اینجا هم بحثهای بی مورد باشه ، دیگه فایدهای نخواهد داشت !
آیدین جان، بابا، یک چایی هم برای ما بریز تا تو آشپزخونه هستی :)
راستي! خونه قبلي آشپزخونش دخمه بود؟ :)
آیدین، آشپزخونه چیه، دیدی چه نمای دلبازی داره؟!
رجز، درباره فعالیتت قبول، ولی باز می تونی توی لینک های بالاموزیک باشی...
بچه ها فکر کنین، وسط همون لینک جنجالی رجز، چقدر سر Camel بحث کردیم!
ضمنا این لینک بیوه مردی زنده، فقط یه مثبت می خواد بره صفحه اول.. اصلا باورم نمی شد که این آیدی این لینک رو فرستاده باشه! :) تازه، ققنوس نه تنها تایید، که پیشنهادش هم کرده! بشتابید!
اجرای آکوستیک Comfortably numb
البته piper تقریباً به تنهایی داره میچرخونه!
تفاوت عشق با سکس
راستی فکر کنم انقدر به ابهام و لینک "خواهر ببین چه خوشگل شدم" گیر دادید که بنده خدا ترک بالاترین کرد!
سلام به دوستان، فکر می کنم اینطوری حل شده:
http://balatarin.com/permlink/2007/7/5/1085272
یک نگاه به آرا بندازید!
سلام به دوستان، فکر می کنم اینطوری حل شده:
http://balatarin.com/permlink/2007/7/5/1085272
یک نگاه به آرا بندازید!
http://balatarin.com/permlink/2007/7/5/1085266
دوستان یک نگاه به کاربرهای این لینک و آرا بکنید!!!
به علت اعتراض به لینک من منفی می ده. خیلی با حال!!!
:)
پیرمرد چنین با اسلحه اش وداع کرد - نسخه https
کتاب سازی موفق / چگونه در سه سوت اسکناس چاپ کنیم -
href="https://balatarin.com/permlink/2007/7/4/1084909">نسخه https
ساخت فیلم بلند در دمای بالای 20 درجه سانتی گراد / مصاحبه با سهراب شهیدثالث - نسخه https
این یکی رو حتی اگه مثبت هم نمی خواین بدین، آهنگش رو دانلود کنین که شنیدنش به شدت توصیه میشه...
دلا دنگم / عبدی بهروانفر و محسن نامجو - نسخه https
بابک؟ اضافه کردن لینک هم مگه دکه داره؟ :)
دوستان میگن عالی کار میکنه. چرا از اون استفاده نمیکنین؟
دیگه نیازی به https کند هم ندارین!
فکر کنم کار خیلی ها رو راه میندازه. دو سه تا نرم افزار دیگه هم هست، کسی خواست بهش لینک بدم.
دوتا لینک :
لطفا از قفس خارج نشوید
داستان 8 اثر ثبت شدهی جهانی ايران
یک سوال، گزارش تخلف که میدم، خیلی انرژیم کم میشه. برای شما هم اینطوره!؟ اصلاً چرا باید برای گزارش تخلف انرژی کم بشه! (البته اگر انرژی منفی هم باشه میشه فرستاد، ولی بازم منفی تر میشه)
هر فایلی خواستی بگو ما دانلود می نیم و بعد آپلود می کنیم جای دیگه یا تیکه تیکه می کنیمش :)
حمید جان،
آره دیگه، سه تا دکمه هست: توپر، نقل قول و اضافه کردن لینک
رضا میگفت انقدر جان جان نکنیم، نمیشه آخه!
راستی آیدین (و اون هایی که میخوان از Rapishare داونلود کنن و اکانت پرمیوم ندارن)
یه سری به این لینک بزنین. لینک رپیدشر رو وارد کنین و داونلود رو بزنین. فایل رو از سرور رپیدشر میگیره و میکشه روی سرور خودش. دست آخر یک لینک داونلود مستقیم با قابلیت Resume بهتون میده.
در مورد فیلتر بالاترین هم، چون گفتی Mac داری و به ویندوز دسترسی نداری، یه راه خیلی خوب و کلی برای همه اونایی که فیلتر دارن هست. این سایت اکانت VPN رایگان میده! فکر کنم مشکل رو راحت حل کنه.
;)
دلیل اینکه من نتونستم امروز با بالاترین کار کنم این بود که انرژیم فقط یکبار به +51 رسید و بعد منفی موند. من امروز حدود 1000 امتیاز بیشتر نداشتم در صورتی که باید 5800 امتیاز میداشتم. سیستم خیلی دیر امتیازات من رو بروز میکنه. این مشکل همه است یا من؟
در ضمن برای هر گزارش تخلف -100 تا حداقل از امتیاز من کم میشه. این مشکل خیلی زیادی بوجود می آورد بخصوص که هم در لینک حسین (بخاطر مهیار) و هم در بقیه لینکها (بخاطر وجود آشپرباشی) مجبور بودم گزارش تخلف بدم. ممکنه انرژی من زود تموم بشه در هرکس که میتونه برای من بنویسه آیا موضوع انرژی فقط مخصوص به منه یا مشکل همگانیه تا ببینم باید به بالادارها e-mail بدم یا نه.
من خيلي اين موجودات رو دوست دارم. زمستونهاي مرگ آور اينجا رو فقط با ديدن شور و شوق و پويايي اين سنجابها سر مي كنم.
مي خوام يه لينك اينطوري بزارم: سنجاب گامبو بعد از ديدن شتر شكمو، جلبك نما شد! :)
ها ها ها ها
اون نوشته من يادت مي ياد در مورد تابع انرژي بالاترين؟ ببين نظرات به صورت كوادراتيك يا درجه دو انرژي كم مي كنن. فرض كن ضريب كم شدن انرژي براي هر نظر باشه 10، در سيستم خطي براي 50 نظر فقط 500 واحد انرژي كم مي كنه ولي در سيستم درجه دو 12750!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اين همون بلائي هست كه سر ما مي ياد!
من حاضرم چند دلاري كمك كنم يه بالاترين. شما هم پايه هستيد؟ سرورش كم مي ياره. زمان پاسخ خيلي رفته بالا.
آره... منم پایه ام. خبرش رو بدید.
حسم اینه که سرعت کم شدن انرژی عوض نشده، ولی خود حجم انرژی یک مشکل جدی براش اتفاق افتاده، مثلا ممکنه مهدی موقعی که داشته اون رو عوض میکرده، یک صفری چیزی جایی اضافه گذاشته :)) مثل یکی از دوستان که امروز میزان صادرات/واردات شرکت عسگراولادی رو به جای 38 میلیون دلار زده بود 3.8 میلیارد دلار، فکر هم نکرده بود که این عدد چقدر بزرگه :)) 30 تا هم رای آورده، خنده این جاست که خودم هم اول رای دادم، بعد فهمیدم چقدر سوتیه عدد!
آقا این لینک آرش رو ایدین هم گذاشته ولی کل نوشته رو لینک نکرده و خیلی تو دید نیست، من دوباره بگذارمش با همون نوشته خود آیدین
ویدئوی (Street Spirit (Fade Out از Radiohead با آن تم جادوییش و تصاویر سورئالیستی
این هم یک لینک دیگه، البته نمیدونم اگر احیانا تکراری باشه یا از مراجع دیگه امده باشه. من خودم ندیده بودم این خبر رو، گفتم شاید بقیه هم ندیده باشند.
قاضي پروندهي «هم ميهن»:روند دادرسي و دادگاه هيچ اشكالي نداشته است
ببخشید دیگه قول میدهم اینجا از پرس تی وی چیزی نگم.
من هم این 1-2 روز انرژیم بالای 400 نشده!
دو تا گزارش تخلف هم دادم منفی شد! (نظرتون در مورد اینکه پیشنهاد بدیم مصرف انرژی برای گزارش تخلف برداشته بشه یا حداقل خیلی کم باشه چیه؟)
نمیدونم چه اتفاقی افتاده، اما اصلاً نمیتونم کار کنم. سریع انرژیم تموم میشه و خیلی دیر پر میشه.
مطمئنم یه بلایی سر تابع محاسبه انرژی اومده.
چه باید کرد؟ ایمیل بزنیم؟
راستی جلوی لینک دادن از خود بالاترین گرفته شده.
نمایشگاه عکس هفت زن، هفت نگاه
این هم لینکی در همون راستا
18 زن عکاس زن را روایت میکنند
من با این موافقم. خدا را نه میشه وجودش رو و نه عدم وجودش رو «اثبات» کرد.
و با این مخالفم. سوشی گرسنگی تو رو رفع میکنه، اما اعتقاد یا عدم اعتقاد به خدا تغییری تو زندگی نمیده. اون چیزی که تغییر میده چیزهایی شبیه اخلاقیاته که ربطی به خداباوری نداره.
احسنت.
من اگر اعتقاد به خدا نداشتم، هيپي مي شدم، دوره گرد مي شدم، جهانگرد مي شدم. تمام ارزش دنيا براي من به خاطر خداشه!
ارتباط منطقی بین این دو گزاره من نمیبینم. می تونی به خدا اعتقاد داشته باشی و هر شب بری سر کوچه یا اینکه اعتقاد نداشته باشی و اصلا نری سر کوچه.
رجوع شود به کامنت قبل.
چه باحال. من دارم درس میخونم که پولدار شم برم جهانگرد بشم!
اگر به خاطر احترام و ترس از بین رفتن رابطه ام با خدا نبود من هم یک مشتری آنجا بودم. چون برای زندگی من مهمترین چیز خدا است شبها از 8 به بعد اصلا از آن حوالی رد نمیشوم.
تفاوت دیدگاههای ما همینجاست. من هم اگه بودم، مستقل از اعتقاد به خدا، نمیرفتم اما به دلایل دیگه.
سلام بر دوستان گرامی.
بابک عزیز، به درونی بودن حس معتقدم. اما جمله بعدی اش را نمی پسندم.
اگر درونی است، نیازی به عامل بیرونی ندارد. بالقوه در بشر وجود دارد و فعلیت آن در دست خود بشر است.
خداباوری از روی نیاز بیرونی را مردود می دانم.
من هم هرگز مشتری نبوده ام و نخواهم بود. این مساله به اخلاق بر می گردد که دارای هویتی مستقل است.
مهم این است که لذت را چی تعریف کنی. من هم در حال تکامل هستم و در پی پیشرفت. به این دلیل ساده که لذت برای من بدمستی و همخوابگی با فواحش نیست. بلکه پیشرفت در زندگي کاری و شخصی است.
بابک و رضا عزیز. ببخشید که پاسخ شما را در یک کامنت دادم. همه تقصیر این سهمیه بندی تازه انرژی در بالاترین است!
من تعریف اخلاقیات رو چیزی در طول وجود خداوند میدانم بدون وجود خداوند برای من اخلاقیات هم معنی ندارد.
این خیلی خطرناکه. برای اینکه خدای نکرده اگر روزی اعتقادت را از دست بدهی تبدیل به موجود درنده ای مثل ح.د. می شوی. من معتقدم که اخلاق دارای وجودی مستقل است.
رضا جان امیدوارم که مثال من شما رو آزرده نکرده باشد. ولی من مطمین هستم که او در دورانی که مذهبی بوده ذره ای شبیه این هیولا فعلی نبوده زیرا به تبع مذهبی بودن از اخلاق هم پیروی می کرده. اما با از دست دادن مذهب....
ممکن است این موارد پایه های اعتقادی را سست کند اما در نظر من اصل نیست.
اعتقاد به خالق را باید سوای رفتارهای روزمره دانست.
معتقدم دقت در رفتارها و عوامل بیرونی،باعث درک بهتر از درون می شود.
من دروغ نمیگم، چون دوست ندارم کسی به من دروغ بگه.
به جای دروغ هر کار «بد» دیگه میتونی بذاری.
دوستانم هم همین رو میگویند که اگر اعتقاد نداشتم آدم خیلی بدی میشدم .
حیف امشب همه آدم حسابی ها جمع اند و من متاسفانه باید بروم شب و روز همگی بخیر و سلامت.
این حرفت کاملا برای من پذیرفتنی است.
کاملا. برای همینه همونطور که خودت هم اول گفتی موضوع اعتقاد کاملا شخصیه و استدلال و بحث بردار نیست.
دو تا دوست داشتم. یکی که آتئیست بود، می گفت تو ایران با کسی سکس نخواهد داشت، چون معتقده که ممکنه این سکس توی این جامعه طرف مقابلش رو نابود کنه و می گفت به خوبی و بدی اعتقاد داره، و به نوعی از کارما. یکی دیگه می گفت با کسی سکس نخواهد داشت، چون دینش میگه نه، و به ازدواج موقت هم اعتقادی نداشت، ولی می گفت اگه دین اجازه می داد دلیلی نداشت جلو خودش رو بگیره. اولی با دخترها راحت بود و دومی فاصله زیادی بین خودش و اونا میذاشت.
همین دیگه!
خوب این وسط خدا میتونه به عنوان یک موجود روحانی که اون بالا هست به ادم انرژی بده و ادم رو اروم کنه مثلا وقتی داره از اون راست گویی ضرر میکنه، ولی این که کار خوب رو برای اون انجام بدیم، یک کم مشکل بوجود میاره. مشکل اصلیش هم اینه که خدا چه نیازی داره که به خاطر اون انجام بدیم این کار رو؟ یعنی اگر خدا میخواست خوشحال شه از کار ما و هدفش از خلقت ما خوشحال کردن خودش بود، که خوب فرایند رو طوری طراحی میکرد که ما فقط کار خوب انجام بدیم! موضوع اینه که کار خوب (حالا چه در کوتاه مدت چه در بلند مدت) برای خودمون نتیجه خوب خواهد داشت پس انجام میدیم اون کار رو.
آه! مدت ها دنبال این بودم که من با چه کسی اینجا در مورد camel صحبت کردم.
گمشده ی من :-)
البته من با این حرف دچار موافق نیستم! چون این حرف خودش به این معنیه که اعتقاد به خدا و اخلاقیات (حداقل چیزهایی شبیه اخلاقیات به قول خودش) در طول هم دیگه قرار میگیرند. به نظرم اون اعتقاد به خدا میتونه تغییر بده تو زندگی فرد، ولی نه تغییری از این دست که ایا دروغ بگم یا دروغ نگم. اینها باید ورای بحث خداباوری قرار بگیرند... تغییری که میده (در واقع میتونه بده) به نظرم عمیقتر از این حرفهاست از جنس ایمان مثلا. یا از جنس آرامش. نمیگم لزوما این آرامش درسته یا نه مثلا از جنس تخدیره (الان بحثم این نیست که این درسته یا نه) بیشتر بحث بر سر اینه که این تغییر وجود داره جدا از اخلاقیات...
اين كلام آخر من در اين بحث هست اينه: در ديد من، خدا ما رو به عنوان موجوداتي داراي اختيار خلق كرده و به ما فرصت تكامل داده تا سره از ناسره جدا بشه. :)
خاطره ای از حقوق مردان - نسخه https
چه بحثی هم بود.. فکر کنین 100 تا کامنت اول در ذم نیروی انتظامی، کامنت های 100 تا 120 بحث مطلقا درباره Camel، از 120 به بعد دوباره نیروی انتظامی!
این همه مدت کجا بودی )):
:)
:-)
در مجموع 30 آلبوم از camel روی نوت بوکم اینجا دارم. تنها full album کل زندگی من!
آلبوم Echoes سال 93 را حتما" گوش کن. مجموعه ای است از بهترین کارهایشان.
توضیحات زیبایت را هم یک جا ذخیره کردم :-)
راستی خودت هم گفتی اعراب و اسرائیل! اصلا این بحث چه ربطی به ما داره؟ ؛)
شوخی کردم. خودم هم می دونم که ربط داره. :))
آیدین، آهنگ «تقصیر من بود» کیوسک رو شنیدی میگه: «جنگ اعراب و اسراییل، ببرهای تامیل، تقصیر من بود»؟
حمید جان، اینو نوشتم بگم نشنیدم! فقط این آلبوم عشق سرعت رو گوش دادم. از اون آلبوم هم زوربالای ملایری رو. الآن متنش رو خوندم، جالب بود!
یه تیکه از اون «تقصیر من بود» محشره. جایی که میگه: «بحران هویت، مرگ معنویت، تقصیر من بود... ساختارزدایی از مدنیت، تقصیر من بود...»
توی توضیح ویدئو هم اومده.
مدتی است از عزیز (صاحب بالاترین)خبری نیست شما خبر دارید ؟
یک خود بالاتبلیغی بعلاوه سو استفاده از بالاموزیک (خیلی به موزیک ربط نداره. ولی خب کنسرت Live Earthه دیگه)
نجات کره زمین بوسیله موسیقی پاپ (مطلب BBC در مورد کنسرت LIVE EARTH)
تعداد لینکهای اینجا کم شده... باز معلوم نیست چرا همه خوابند.
اعضای محفل چییز دیگه ای جز بالاموزیک هست که بخواد بیاد بالا؟ (حالا میگن این پررو رو ببین تبلیغ خودش رو میکنه بعد میگه چرا لینک نمیگذارید.)
من این لینک رو پیشنهاد میکنم. یک رای میخواد بیاد بالا...
«کافه نادری»؛ طعم قهوه فرانسه، دود سیگار فرنگی
این لینک رو دوست دارم بیشتر دیده بشه. با اجازه - و به قول ققنوس - یه خودبالاتبلیغی میکنم:
"کنار آمدن" - داستان کوتاهی تکاندهنده از ایتالو کالوینو
این داستان در می ۱۹۴۳، دو ماه قبل از سقوط موسولینی نوشته شده است و به خفقان و فضای پلیسی دوران فاشیسم، و تاثیر آن بر رفتار انسانها اشاره دارد.
من یک چند تا لینک پیشنهاد بدم که به قول ققنوس این جا خالی نمونه...
اول لینک بالاموزیک، البته با عود ؛) گنجشک پرنده
این لینک خوبیه که متاسفانه هیچ رایی نیاورده گزارشي از سمينار دين و عرفان با موضوع آيين زردشت
لینکهای این دوستمون john هم عموما لینکهای خوبیاند که دیده نشدهاند، یک سری بهشون بزنید جالبند، به صورت خاص این دوتا لینک توصیه میشود
زرشک و
دنیای نوستالژیسم
خیلی ممنون که همه سئوال من رو جواب دادید :(
سلام داره خدمتتون. (حتما دیگه!)
این هم لینک جالبی است. جدا از شعر متن توضیحی داخل لینک هم خواندنی است
شعر خوب واجبتر از نان شب
کسی نوشته ای چیزی از اینها داره سیستم کارشون چه مدلی است ؟
«نان روز از برای سکس شب است»
:)
البته با مثبت و منفی کاربرها هم میشد صداش رو کم و زیاد کرد...
نظرتون چیه بالاتلفن هم راه بندازیم؟ یکی میخواد به اون یکی زنگ بزنه، اول 9 نفر باید تایید کنن که این تماس برقرار بشه یا نه.
من همون 5 دقیقه اول گزارش دادم
ای بابا همش دو روز نبودما! نگران نشین. من خوبم :دی
مرسی آرش، خدا امدی این تیکه رو ؛)
البته برای اینکه حق من خورده نشه اندیشه باید میگفت چی شد که اومد اینجا!
مال من که تغییری نکرده. شاید واسه اینه که هنوز شام نخوردم! یعنی رابطه مستقیم دارن؟! ؛) :دی
راجع به بحثهاي اين لينك نظر بدين: جدلی تازه میان خلقت گرایان و پیروان نظریه تکامل
یاد کروبی افتادم از خواب بعد از ظهر بلند شده بود
نمیدونم، اما مال تو بعیده با شام و ناهار درست شه.
بحثهای لینک رو حالا کاری ندارم، اما من واسه بخشی از کار تزم از الگوریتم ژنتیک استفاده کردم (مجبور بودم، بهینهسازیم هم متغیر حقیقی داشت هم صحیح و غیره)، و بعد با خودم فکر کردم این استدلال خلقت «تصادفی» چقدر اشتباه است وقتی روشی به مسخرگی الگورتیم ژنتیک تو ۲۰-۳۰ نسل میتونه بهت کروموزمی بده که با شرایط محیطی وفق داره.
البته احتیاجی به شام و ناهار نیست. انرژیم اصلا کم نمیشه! همینجور ثابت مونده. دلتون بسوزه! حالا شام بخورم شاید بیشترم بشه
من بدلیل کم اطلاعی مفرط در این مساله از نظر دادن خودداری می کنم.
دوستی های مادرانه از راه های دور
تاملاتی در باب توقیف هم میهن
مجسمهی آزادی در میدان فردوسی/ تعبیر نوین خواب
استفاده از افزونه Tab Mix Plus رو به همه شما فایرفاکسی های عزیز پیشنهاد می کنم. در یک کلام: خداست. استفاده کنید و حالش رو ببرید.
مولانا و دفاع از حقوق زنان
این لینک هم منفی داره. نقض قوانینه.
برو بالا تا آبی تا ماه
استفاده مغز از گذشته، براي رسيدن به آينده
داستان دو ساقه
فلینی و بنینی
امامان مساجد بریتانیا مهارت کافی برای مبارزه با افراط گرایی ندارند
یه سایت فوق العاده برای ذخیره فایلهاتون: Ensips
خوبیش اینه که می تونین کلی فایلهای Public دیگران رو هم سرچ کنین. خیلی توپه. توصیه می شه به شدت!
عبدلعلی جان مرسی ولی حالا چرا مسلمانان به صورت عام؟ ؛)
یک لینک مخصوصا برای ققنوس عزیز آزادی جانستون موقعیت بین المللی حماس را بهتر می کند؟
هر چند قشنگه ولی کامل درست نیست. در شرایط حاد عمل نمیکنه. باید شرایط حاد رو، تجربه حالا نه، ولی حداقل از نزدیک دیده باشین تا بدونین منظورم چیه.
گزارشی طنز از حواشی کنسرت دیروز لطفی در تهران
۲۴ سال دوری و یک شب نه چندان موفق
اصطلاحا میگویند در مثل مناقشه نیست، و منظور من هم الان اصلا قیاس نیست، ولی نفر قبلی که همین طور کتاب رو باز میکرد و هر چه میامد با اواز میخوند که یادته کی بود؟
در مورد ایرادات هم همه سر جاش و احتمالش هست. ولی الان که دارم این اثر رو گوش می دم، خیلی دارم حال می کنم.
مرسی برای لینک... خیلی حال داد. :)
و
تقدير از مادران دانشجويان زندانی پلیتكنيك در نشست سازمان دانشآموختگان
شاید باید می نوشتم مردان جوان مسلمان. واحه من با تمام وجود این مشکل رو درک می کنم. برای اینکه هر بار که پام رو توی یک فرودگاه می گذارم چنان با شک و تردید به من و پاسپورتم نگاه می کنند که خودم هم کم کم به شک می افتم که نکنه بعله! :))
فکر می کنم که در این دوره این مشکل فقط مختص به مسلمانان است متاسفانه.
جان من آفیس رو حال میکنی؟ ؛)
ترانه خیال خوشی از فرهاد
این هم لینک نسخه https
ما اگه از محفل شما خوشمون اومده باشه باید چیکار کنیم؟
چطوری می شه عضو شد؟ شرایطش چیه؟
برای مثال : یک داستان کوتاه چند خطی فرودگاهی (البته این دفعه از نوع ایرانی). من بدجوری گیر دادم به فرودگاه ها! :)
ملاقات یک هیات سه نفره با 'دیپلماتهای' بازداشتی ایرانی در عراق و https
میدانی از وقتی دلبستهات شدهام همه جا بوی پرتقال و بهشت میدهد
و نسخه https
تنفس در کوچه باغ يک عاشقانه
و نسخه https
با زنان دور تا دور زمین
و نسخه https
بیا بابک، این آهنگ رو بزن روشن شی :)
دمت گرم. چسبید!
بابک به نظرم باید بیشتر تحمل کنی - اینجا مثل خیابونه دیگه هر کسی توش رانندگی میکنه
من از صمیم قلب امیدوارم که این مساله شایعه ای بیش نباشه.
دیروز داشتیم با حسین درخشان در یه لینکی بحث میکردیم که آقا جان ایمیلهای ما خصوصی و فقط برای استفادهی روزآنلاین بوده و بس. و نباید بهش اسپم میفرستادی. به هر زبونی میگفتیم حالیش نمیشد و میگفت "من هر کاری دلم بخواهد با این ایمیلها میکنم" حتی وبگرد هم چند تا کامنت عالی و منطقی نوشت، نوشته بود اگر صاحب روزآنلاین هم بودی نمیتوانستی "هر کاری دلت بخواهد بکنی".
آخر بحث به این نتیجه رسیدم که قبولاندن این مسئله به درخشان که این کارش غیراخلاقی و غیرقانونی بوده، دقیقا مثل یاد دادن آداب غذاخوردن به قلمراد بود.
برای من که خیلی عجیبه....
البته من یک بار توضیح دادم، ضمن اینکه این شیطنت رو بر من میخوام که ببخشایید، من فقط در مورد جنسیت کسانی شک کردهام که شک نداشتهام.
البته من هم یک توضیح کوچیکی بدم، اون بحث قبل از این بود که اون لینک محفل بشه... در واقع از وقتی که محفل شد اون لینک، ممکنه سوال و جواب و حرفی هم رد و بدل شده بود، ولی درباره قرمهسبزی شام دیشب نبود :)) به هر حال محفله و لینکدونی صرف نیست... :)
خوش امدی morpheus عزیز :)
محفل انسه، محفل لینک که نیست! هدف دیدار دوستانه، بعضاً لینکی هم می بینیم :)
بالاترین بهانه است، مقصود بودن با دوستانه.
راستی دوستان! جدیداً یک سری کاربرنما!! گیر دادند که محفل یعنی تقلب و باند بازی و اینها!
من می گم شما هم احتمالاً قلباً اعتقاد دارین بگین: ما فقط به لینکهایی که دوست داریم رای می دیم، خیلی از لینکهایی که دوستان می زارن به علت نزدیکی فکر ماها برای ما جذابه ولی من خودم به شخصه به همه لینکهای محفل + نمی دم. :)
علی! خیلی باحال بود! حال کردم درست! :)
آقا ما کماکان چاکریم و مشتاق دیدار. ؛)
یه پارچه (پرده، به قول ما مشهدیها) میزنیم سر در نایاگرا فالز! چطوره؟
آقا وارد شدی دیگه صاحبخونه محسوب میشی، تازه وارد اینها نداریم p:
فکر نکنم واحه اون موقع بتونه بیاد ؛)
:)) سلام مورفیوس عزیز. خیلی خوشحالم که اومدی اینجا. بقیه دوستان سلام. یک چند روزی سرم شلوغ بوده اصلا وقت نکردم سر بزنم. جبران میکنم به زودی.
مورفیوس جان حرفت کاملا درسته؛ ولی قربان اون تازه مسلمانی ات بروم، تازه مسلمان حکم تعیین نمیکند! یک 5 روز نگاه میکردی میدیدی اینجا چه خبره بعد حکم میدادی که بچه ها نریزن سرت... ;)
حالا اینها که شوخیه...
یک کم حرف جدی: واحه میخوای اهداف کلی محفل رو بنویسی بچه هایی که جدید اومدن ببینند اینجا چه خبره؟
یعنی بدونند چندان قانون خاصی نیست و ...؟
@babakap: منم به همه لینکهای محفل مثبت نمیدم. حتی بعضی وقتها منفی هم میدم.
کلا همیشه باید دقت بشه که حتی لابی ها (دیگه از این بدتر که نمیشه بهمون ببندند نه؟! فقط برای بار 2000م باید بگم لابیها تو دموکراسی ها وجود دارند و چندان چیز بدی حساب نمیشن) همیشه به اعضاشون دستور نمیدن رای بدن!
ما داریم لینکها رو پیشنهاد میدیم. آره بعضی اوقات شده یک که یک نفر اعلام کرده فلان لینک داره میاد بالا و مثلا نقض کپی رایته تا میتونید منفی بدید که نیاد بالا (تا مشکلی برای سایت بوجود نیاد) یا اینکه برای اینکه خبر غیرواقعی دیده نشه همه منفی دادیم تا حذف بشه ولی این هم اینطوری نبوده که اگر کسی بهش مثبت بده بازخواست بشه... فوقش در موردش با هم بحث میکنیم که یک نتیجه بگیریم.
آقا جان، این جا یکی از دوستان خیلی عزیز یک لینک پیشنهاد کرد، یک دوست خیلی عزیز دیگه رفت بهش منفی داد، چون مشکل نقض قوانین داشت... کلی هم لینک دوستان پیشنهاد دادن این جا که نرفته صفحه اول... بعد هم مگر در این جا بسته است که بخواهیم پشت درهای بسته (عاشق دل شکسته!) کار یواشکی بکنی؟ هر کسی میتونه بیاد این جا لینک بگذاره و از این لینکهای این جا استفاده کنه، این چه جور باندیه که همه 9400 نفر عضو بالاترین میتونن توش باشند؟
حالا این همه توضیح رو اگر کسی باز هم نفهمید و به قول آیدین داستان یاد دادن اداب غذا خوردن به قلمراد پیش آمد، میتونین اون کامنتی که بالادار اعظم (مهدی) پیشنهاد وجود محفل در بالاترین رو داد بهش نشون بدید تا کلا غذا خوردن یادش بره ؛)
اون موقع که تو نمیتونی بیای، من هم نمیتونم واح/ه (!) جان.
چه عجب ما شما رو online پیدا کردیم...
راستش ققنوس جان فکر میکردم هدف کلیش تو همون کامنت اول صفحه مشخصه. ولی حق با توست... میشه دقیقتر توضیح داد. میشه اهداف رو این جا نوشت، که همه روشون بحث کنیم و چند تا جمله تمیز و مرتب در بیاریم و از این به بعد، هر وقت لینک محفل عوض شد، سر در لینک جدید بنویسیم :)
من هم موافقم که اندیشه نباید فرهنگ و هنر محسوب بشه، چون فرهنگ و هنر نیست، از طرفی جامعه هم نیست. میدونی شاید تعریفمون از اندیشه فرق داره. منظور من (و شاید مهدی) از اندیشه چیزی نیست که صرفا برای نوشتنش فکر شده باشه، چیزی است که خود فکر باشه. یعنی مثلا بحثهایی که عموما در چارچوب فلسفه/دین قرار میگیرند....
به هر حال بقول 1000 عزیز اون دوستمون به نظر نمیاد کسی باشه که به خاطر زود بالارفتن لینکش اون رو توی فرهنگ و هنر بگذاره...
آره و نه. مشکل من اون لینک به تنهایی نیست. مشکل من اینه که این رویه تو بالاترین مد نشه... اگر اون دوستمون هم براش مهم نیست زودتر بره بالا یا نه میتونه خیلی ساده بگذاردش تو جامعه ولی دیدم که این کار رو نمیکنه...
ما از دل افراد خبر نداریم، قاضی هم نیستیم... من بار سوم بود که ازش خواستم تو بخش جامعه بگذاردش. خود داند. از این به بعد هم باز اگر احساس کنم لینک جای درستی نیست منفی میدم. (شخصی... ممکنه شما دوستان مخالف باشید با این کار من ولی من حس میکنم درسته)
من بابک آپ و babakap نیستم. من بابک هستم. بابک دوستدار بابک خرمدین!
داستان اون ap هم anti-parallel beta-strands هستش که به شدت از گذاشتنش پشیمون هستم.
لطفاً من رو فقط در اینجا بابک صدا کنید. این یک درخواست دوستانه است!
https://balatarin.com/permlink/2007/7/9/1087997
این لینک مال من بودا! حیف که یه ذره دیر جنبیدم و واحه 15 ساعت زودتر از من گذاشت. مطلب فوق العاده ایه.
اين براي بالاترين فوق العاده خطرنام خواهد شد و پاي گروههاي اطلاعاتي رو به اينجا باز خواهد كرد.
خدا خودش رحم كنه.
من به شدت مخالف تئوری توهم توطئه هستم و خیلی دیر به این تیپ چیزها شک می کنم ولی باور کن حسم بی خود نیست. با طرف بحث می کنی و کسی که تا دیروز فرق دست چپ و راستش رو نمی دونست حالا تا حرف می زنی برات سه چهار تا آیه (هر چند با ترجمه مصادره به مطلوب) می یاره و از کتابهای دینی برات نقل می کنند که تو تازه اسمشون رو می شنوی.
بالاترین باید محلی برای تعامل آرا باشه و نه تضارب آرا. خلاصه بالاترین خیلی سریع سقوط می کنه اگر به صحنه و محل برخورد گروههای سیاسی تبدیل بشه.
آقا این لینک بانوی چارقد به سر رو هم من سه روز پیش فرستادم، 6 امتیاز بیشتر نگرفت. یه نگاه بندازین اگه دوست داشتید مثبت (یا منفی ) بدین :) البته ققنوس که قبلاً زحمت کشیده.
"بگو زلزله بیاید"
این هم نسخه https
نسخه https
احمدی نژاد، مردی در قلب توفان که خیلی باحاله... (نسخه https)
جو بالاترین در حال تغییره. تنها راه اینکه بتونی در یک جو در حال تاخیر زندگی کنی اینه که بپذیریش و توش پویا باشی و تاثیر بگذاری. ما همه داریم سعیمون رو میکنیم. اگر هم دیدیم اعضا مشکلدار هستند که گزارش تخلف میدیم. فقط از همه میخوام نسبت به اخبار غیرواقعی خیلی دقت داشته باشید... ععلا بهتره اصلا و ابدا به خبری فقط بخاطر تیترش رای ندید. خیلی از اخبار داره از وبلاگها ارسال میشه که حتی در صورت واقعی بودن اول باید تایید بشن.
https://balatarin.com/permlink/2007/7/10/1088368
از اینشتین (در رابطه با باور مذهبیاش):.
از استیون واینبرگ (برندهی نوبل فیزیک):
و برای خاتمهی بحث!! از دانینگر (از بزرگترین منتالیستهای جهان):
ممنونم از لطفت. شوخی کردم فضای خشن اونجا یه خورده لطیف شه.مخالف حرف علی بوده و نه اسلام! :) خیلی ها اعتقاد دارند که اگر ثروت افسانه ای غنیمت گرفته شده از ایران نبود، دستگاه خلافت دچار همچین فسادی نمی شد (منظورم خلفای راشدین نیست، اموی و عباسی رو می گم).
در مورد بحث خدا، یه موضوع خیلی ناراحت کننده اینه که دوستان ما به خاطر یادگرفتن چند تا فرمول به وجود خدا شک می کنند. خود من عمیقاً عمیقاً باور دارم که:
و این رو بارها و بارها گفتم (+).
من می دونم که انیشتین به Personal God اعتقاد نداشته ولی تو حرفاش هست که می گه اینجا باید یه ناظمی وجود داشته باشه. بعضی از دوستان فکر می کنند اعتقاد به خدا یعنی جهل و افسانه و نادانی چون فکر می کنند همه دانشمندان خداناباور هستند. ممنون از نقل قولهای فوق العاده ات مخصوصاً آخری!
------------------------------------------------------------------------------
دیروز یکی یک هو در بحث وارد شد و به من گفت "دکتر الاغ!". صرف نظر ازاینکه کلی خندیدم به این فکر می کنم که آدم چطور باید تربیت شده باشه که تو بحث به یکی بگه الاغ! بالاترین خوبیش اینه که انتظارات آدم رو از افراد تغییر می ده. :)
دکتر الاغ! ولی یه OLAGH داریم من با حرفهاش خیلی حال میکنم!
اون نقل قول استیون واینبرگ رو هم برای این نوشتم:
میدونی مشکل کجاست؟ این که این خونریزها خداپرست بودند، به انسان ضربه نزد، چون خوی وحشیگری در انسان بارها دیده شده بود. به خدا ضربه زد، بدجور. از تقدسش کم کرد، بهش شک برده شد. به تواناییش، به عدالتش، به انصافش. میخواهم برسم به همان گفتهی واینبرگ. اینکه اون آدمها بخاطر بدی، شر ایجاد نکردند. آنها خوب بودند، ولی اعتقاداتشان باعث شد دست به آن کارها بزنند. یک قاتل سریالی اگر هزاران هزار نفر را هم بکشد، همه از انسانبودن خود شرمنده میشوند، ولی جنابات مذهبیون باعث شده خیلیها از وجود مذهب و خدا شرمنده باشند. فرق آن دو در این است.
But for good people to do evil things, that takes religion
آهنگ «دور مشو» از دولتمند خالف، موسیقیدان تاجیک
نسخه htpps
آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟
نسخهی "رفع خستگی" و نسخه اصلی (در بخش نظرات) از ترانهی Still Loving You از گروه Scorpions -
قصه زندگی مرد یخ فروش
از صبح تا شب با نقاب های رنگی
من خيلي با اين نظر موافق نيستم. :) خيلي ها به جاه طلبي هاشون رنگ و بوي دين دادند و از اون سو استفاده كردند، همونطور كه هيتلر از حس برتري نژادي سو استتفاده كرد. ببينم، مثلاً تو كارهاي اين حكومت رو به پاي دين مي زاري؟
-------------------------------------------------------------------------------------
دوستان، محفل براي من درست مثل واحه ست (واحه خودمون نه ها! اون يكي واحه) تو اين كوير بي انتها از تعصب و جزم انديشي. محفل نبود خيلي وقت پيش بالاترين رو ترك مي كردم...
مي دونين كه اشتراك موسيقي و ويديو در كانادا آزاده؟
Torrent download konid (http://torrent-finder.com/) va ba uTorrent
(http://www.utorrent.com/download.php) file ro download konid,
albate dar manzel....
فقط مواظب ويروس باشيد و حتماً فايروال و آنتي ويروس فعال داشته باشين!
لطف داری دکتر جان (از طرف صاحب خونه گفتم)
عصباني نشو از دست ملت. اينها مي خوان تو عصباني بشي و كنترلت از دستت خارج بشه. هر كاري مي كني خواهشاً تهديد نكن كه مي شي هم شأن اين دوستان. ما خيلي كار داريم تا مدارا و تحمل مخالف رو نهادينه كنيم در وجودمون!
يا علي!
حرفت خيلي بهم چسبيد...قلب محفله و ما هم گلبولهاي سرخ اون هستيم! :)
راجع به اون روز هم تقصیر من بود اون روز خیلی عصبی بودم قرعه افتاد به اون. ولی آخه اونم خیلی دیگه داشت ... میزد.
دو تا لینک به نظر من خیلی خوب که نمیدونم چرا تقریبا هیچ کس روشون کلیک هم نکرده :(
البته یک محفل دیگه است ولیعشق به روایت یک محفل
و هشت سال پیش؛ یک دوشنبه...
حالا اگر نشود شاید بروم پهلوی خواهرم آمریکا ولی انشاا.. درست میشود.
دکتر سرحالم آوردی... مطمئنا تا دوستانی مثل تو و بقیه هستند قلبش میزنه. :)
سایت رسمی خانم J.K.Rowling نویسنده بریتانیایی مجموعه آثار Harry Potter
من نه! من اون صحبتهایم از طرف خودم نبود. گفتم "جنایات مذهبیون باعث شده خیلیها از وجود مذهب و خدا شرمنده باشند.…"
من خودم جزو اون خیلیها نیستم، ولی پدرم هست. حالا بیا کلی مطلب ببر که این کار، مطابق اسلام نیست. نمیتونه قبول کنه چون این حکومت ادعای مسلمان بودن داره. این ادعا داشتن خیلی مسئلهی بغرنجیه. یه روز پدرم گفت یعنی میخواهی بگی از این علمای اسلام و آخوندها، بیشتر از اسلام سر درمیاری؟ حس نفرت شدیدی از همهشون اون لحظه وجودم رو گرفت. برای همینه که موافق اون نظردهندهام که نوشته بود: بدون مذهب هم انسانها همدیگرو میکشتند ولی به آن تقدس نمیبخشیدند و عملشان را الهی جلوه نمیدادند، و خیلیها را از دین منزجر نمیکردند. توجیه هیتلر هم خیلیها رو از آلمانیها متنفر کرد، همونطور که توجیه القاعده، خیلیها رو از اسلام بیزار کرد.
«من و دوست امریکاییام»: رؤیایی که مال من نیست
نسخه https
جداً تو فكر مي كني در غياب دين و مذهب، خونريزي كمتر مي شد؟
https://balatarin.com/permlink/2007/7/10/1088457
https://balatarin.com/permlink/2007/7/10/1088261
--------------------------------------------------------------
دوستان! مواظب من باشید ها! غاز می گیرم!
انتشار روزنامه «صبحامروز» توسط جناح راست؟!
احمدی نژاد: مافیا این بار با زباله بیمارستانی می آید!
از یه آدم خیلی معتبر در دنیای نرم افزار
اولاً ببخشید اینجا من زیاد نمی تونم بیام احوال بچه ها رو بپرسم. من کلاً اعتبارم تو بالاترین خیلی پایینه! این اختلالاتی که تو ی امتیازها رخ داده هم که قوز بالا قوز شده. تا میای یه نظر میدی می بینی 60 امتیازت از دست رفت!
ثانیاً غصه نخور بابک جان. من نمیدونم که شما چه جور عقایدی دارید، ولی اینجا یکی از خاصیتهاش اینه که ملت به هم بد بین هستند (مثل خود جامعه واقعی ما). حالا ببین چه اتفاق خنده داری افتاده:
من همیشه به لینکهای دعواهای هودر و نبوی منفی میدم. به همه هم میگم بابا این درخشان دنبال جلب توجهه ، اینقدر بهش توجه نکنید. بعد دیروز دیدم یکی اومده منو به عنوان شناسه تقلبی هودر به ملت معرفی کرده :)
اینجا می تونی بخونی اگه دوست داشتی.
ضمناً من امروز یه لینک دادم به همون وبلاگ که دیروز دیدی. این دفعه عکس. تا حالا دست کم 50 نفر دیدن. توی 10 دقیقه اول هم 4 تا امتیاز گرفت. تیترش اینه: اولین موس دنیا؟
لينک را در يک صفحه جديد باز کنيد شما دو گاو دارید ...
یک نگاه بهش بندازید. لینک قشنگیه...
--------------------------------------------------------------
من اون نظرات رو برای خنده گذاشتم. یه آدم عادی و باشخصیت و تربیت که اون حرفها زا دهنش در نمی یاد :)
https://balatarin.com/permlink/2007/7/11/1089176
https://balatarin.com/permlink/2007/7/11/1088829
2) من با بالاتبلیغی مخالف نیستم ولی مطمئنم دوستان خودشون کم کم باید دستشون بیاد که همه لینکهایی که میگذاریم رو نباید اینجا بگذاریم. یعنی اصلا اگر بگذاریم اونقدر زیاد میشن که نمیشه بهشون رای داد. به نظر من لینکهای مهجور رو پیدا کنیم (این هدف اصلی محفل بود) و لینکهای مشکلدار رو که دارند رای میارند تا منفی بدیم و حذف بشن. (هدف جانبی که من توصیه کردم برای اولین بار)
روی صحبت من با هیچکس نیست. منظور رضا رو هم از فردی که طرف صحبتش بود نفهمیدم (بهتره که نفهمیدم) فقط دارم مینویسم که حواسمون باشه. هممون.
لینکهای ساحل خوب بودند... ولی ساحل لینکی که از john فرستادی کلی جای بث داره! من جدی جدی دارم به این نتیجه میرسم که جدیدا همه چیز در راه گسترش دموکراسیه... (لامصبا با یان حرفها کاری میکنند که حالت از این اصطلاح دموکراسی هم به هم بخوره... خیلی لوثش کردند...)
------------------------------------------------
لينك مذكور به درك واصل شد! :)
من هر از چندگاهی یک تفعلی به این utorrent میزنم. اینها خوراک ایران بود که از آمازون نمیشد کتاب خرید و اون موقع ها هم اینترنت اینجوری نبود یادمه یک ebook پرینت شده هفت دست تو دانشگاه میچرخید.
ممنون از فرستادن به بهشت... :) ولی زیاد هم شلوغش نکنید که باز بحث لابی و اینها شروع نشه که ایندفعه ممکنه من دهنمو باز کنم و چشمام رو ببندم واسه بعضی ها... ;)
:)
سرچ خوب تورنت اینه: http://torrentscan.com تمام سرچهای معروف رو داره توی صفحه اول
من تورنتم هیچ مشکلی نداره. ایرانم. ازش استفاده میکنم ولی معمولا از toolbar خود firefox که واسه تورنته سرچ میکنم.
0) تورنت يعني خدا! ايده اش اينه كه فايلها رو مثلاً 1000 قسمت مي كنه و تو هر قسمت رو از يه كامپيوتر مي گيري كه در مقايسه با سيستم تك سروري خيلي بهتره چون diversity فوق العاده بالاست و سرعت و اطمينان بالاتره. نكته اينجاست كه هر قسمتي رو كه تو دانلود كني، بلافاصله شروع مي كني به آپلود كردن اون براي كسايي كه اون فايل رو مي خوان! اين سيستم واقعاً معركه است! خداست!
1) فايروال كه داري حتماً؟ بايد IP inbound/outbound رو allow كني.
2) حتماً حتماً و فقط فقط از uTorrent استفاده كن (سبك، قوي، سريع: خدا!)
3) حتماً upload speed رو محدود كن و گرنه با سرعت خداد آپلود مي كنه ولي خيلي كم نزارش. من معمولاً مي زارم به اندازه ( max(50,upload_speed. اگر سرعت آپلود رو كم بزاري سرعت دانلودت هم مي ياد پائين.
4) آنتي ويروست حتماً بروز و بهترين باشه (اگر نيست، آخرين لينك من رو ببين)
5) والله سايت Torrent-Finder هم خيلي معروفه و من معمولاً از اون مي گيرم.
من یک عمو دارم انگلیس یک ftp سرور محدود دارد از همین کارهای بد میکند تا هری پاتر اومد اونجا میگیرمش یک جا لینک اش رو میگذارم.
eMule رو فراموش كنيد، اگر خداي ناكرده از peer-to-peer مي خوايد استفاده كنيد، با Ares كار كنيد. خلاصه فايلهايي كه از p-2-p مي گيرند فوق العاده خطرناك هستند...از ما گفتن!
-----------------------------------------------------------------------
واحه جان!
اين سايت mininova.org جداً خداست!
بابک جان و واحه جان خیلی ممنون از کمکهاتون. بابک من همه چیز up to dateه خوشبختانه. با نوت بوک کار میکنم اونهم همه چیزش اوریجیناله.
فکر کنم torrentz.com (احتمالا تلفظ میشه تورنتزدسج! P:) که همه سایت های تورنت، از جمله مینی نووا رو می گرده بهتر باشه ها.
ال گور، احمدی نژاد و کنسرت در تخت جمشید!
این دو تا لینک رو دریابید...
Let's Spend the Night Together از رولینگ استونز - https
(این یکی رو باید شدیدا دریافت، چون توی بخش سرگرمیه :( )
کی می خواد یه میلیونر پینک فلویدی باشه؟ - https
رفرم خواهان راحت طلب (مهدی محسنی - جمهور)
چیزهایی که نمی بینیم (روایت توکا نیستانی از پیکرتراشی با پارافین-همراه با تصویر)
یِک عکس قدیمی از دکتر محمد مصدق و استاد علی اکبر دهخدا
رسوايي سياسي جديد در عراق و نقش رژیم آخوندی > زمان عضویت در بالاترین: حدود ۲۳ ساعت قبل
----------------------------------------------------------------------------
ببینید بالاترین دچار چه مشکلاتی خواهد شد، یادتون باشه من گفتم.
عبدالعلی جان: اینها نمونه اش است!
افشاى جزییات جدیدی از نقش رژیم آخوندی در توطئه انفجار فرودگاه جان اف كندی
جستجو در بالاترین با نوارابزار گوگل - (https)
منتقدان و كنسرت هفته گذشته محمدرضا لطفي... مگر انتظار چه چيزي را داشتيد؟
افسون قالتاق بازی! (تحلیلی در حوزۀ روان شناسی اجتماعی-روزنامۀ شرق)
اگه حوصله داشتید، بخونیدش. روی مسالۀ جالبی دست گذاشته که سالهای اخیر به شدت در جامعۀ ایران رایج شده.
عکس دوربین مخفی از حمام کردن جنیفر لوپز
این هم محل بحث:
نحوه کام گیری از بچه شیرخواره طبق کتاب تحریر الوسیله امام خمینی.
از سکوت خاتمی تا عبور از خاتمی (آخرين پست وبلاگ مهدي عربشاهي-عضو تحکیم-پیش از بازداشت)
به نظر میاد که طرف از سربازان جان بر کف ولیعهد باشه.
گفتگو با شیرین احمد نیا نویسنده وبلاگ «از زندگی»
راستش چون وبلاگش رو کلا دوست دارم، و خیلی از پستهاش به بالاترین هم راه پیدا میکنه، گفتم شاید برای دوستان دیگر هم جالب باشه...
هر چند خودش احتمالا رای بیاره، ولی لینک خوبی است که کم رای آورده.
از اینکه تو بالاترین، لینک نمایش آثار کیارستمی در برکلی میاد بالا.
از اینکه در طی چند ساعت، اون همه بحث پینکفلویدی میشه و بعد هم در مورد اون دو تا آلبوم سولوی نیک میسون که فکر نکنم هیچجا بشه راحت گیرشون آورد ...
بعد اون همه صحبت نوستالژیک میشه در مورد خاطرات فوتبالیمون و برای یه مدت میرم به پونزده سال پیش.
خوشحالم الان :)
داستان با شدت و حدت هر چه تمامتر ادامه دارد. اين دوستمون خيابون به نظر من جداً بي تربيت ترين و بي شخصيت ترين كاربر بالاترينه، من نمي دونم چه مدل تربيتي مي تونه منجر به زدن اين حرف بشه:
-----------------------------------------------------------
بالادارهاي عزيز! منتظر چي هستيد؟ بعضي از اين دوستان ديگه چه كار بايد بكنند تا باهاشون بر خورد بكنيد؟ يه عده لات...
دارم کلافه میشم از بس فیلم های وحشتناک میبینم از کتک خوردن مردم و اعدام و سانسور و ... چرا ایران اینجوری شده ؟؟؟
نمیدانم شماها هم احساسی مثل من دارید یا من زیادی احساساتی شدم.
دو روز است مدام همکارانام اینجا راجع به سنگسار سوال میکنند خسته شدم از بس به دروغ گفتم نه نبوده اشتباه شده و اینها.
بزاريد يه داستان از ايراني هاي تورنتو براتون تعريف كنم. يه بار تو سوپر خوراك بوديم كه يه خانمي يه روزنامه داد دستمون. كلي حرف مزخرف بي منطق نوشته بود در مورد اينكه علي كلي ايراني كشته و اينها (حالا كار به عمق اعتقاد ندارم ولي واقعاً حساب علي و حسين نزد مردم ايران جداست). خلاصه، ما داشتيم اين مثلاً روزنامه رو مي خونديم كه ديديم دو نفر ديگه هم دارند اين روزنامه رو مي خونند و با شدت و حدت و حرارت بحث مي كنند كه بله اسلام تمدن مارو از بين برد و عربها سوسمارخورن و ماها خيلي توپيم. ما هم كلي به اين بنده خداها خنديدم، مخصوصاً كه از توجه هم خيلي خوششون مي يومد و خلاصه كلي داغ كرده بودند. خلاصه كلي سخنراني سر دادند. آخر سر وقتي كبابشون رو گرفتند يكيشون برگشت و با صداي بلند گفت: اون لحظه من ياد خيابون و خيلي ديگه از ايراني هاي اينجا افتادم.
خدا مي دونه چند نفر از اين كسائي كه به عنوان پناهنده اومدن اينجا واقعاً مبارز سيساي بودند و دولت كانادا رو سر كار نزاشتند. خلاصه....
بگذریم . آقا من پیشنهادم اینه که یه سایت جدید راه بندازیم که قوانینش یک کم با اینجا متفاوت باشه .
اینها که منطق ندارند فحش میدهند و لودگی میکنند صبر کن کمتر میشوند یک مدتی زیادتر هم بودند الان کم شدند و کمتر هم میشوند.
باور کن یک سری که فحش میدادند الان مودب شده اند اینها یا اصلاح میشوند یا مترود
مصطفی جان اگر مثل من اروپا زندگی میکردی پس چی میگفتی. اینجا مسلمان بودن معادل آدم کش و جانی بودن است.
قربونت برم پس چی این وسط میمونه ؟
یک سایت راه اندازی بکن که حالت فروم داشته باشه. ببین اینها هم یک الگوهای استانداردی دارند و قبلا پیاده سازی شدند مثلا بالاترین ایده دیگ رو برداشته به نظرم یک فروم خوب فارسی هنوز نداریم میتونی روی اون کار کنی.
۲. به نظر من باید به کسانی که توهین می کنند، تهمت و افترا می زنند یا فحاشی می کنند ورای اعتقاداتشان نگاه کرد. یعنی این کاملا اشتباه است که بگویید تمام کسانی که توهین می کنند مخالف اسلام هستند و فقط مخالفین هستند که تهمت می زنند. این کار از یک طرف در برگيرنده افرادی می شود که مخالف هستند ولی توهین یا افترا نمی زنند و از طرف دیگٰر باعث می شود موافقینی که در کلامشون از هیچ توهین و افترایی دریغ نمی کنند در امان باشند.
۳. به نظر من کاربری که توهین می کند و به صورت مداوم هم توهین می کند کسی نیست که نیت و قصد حضور دایمی در بالاترین را داشته باشد. زیرا ما اینجا با هر کامنت و رایی که می دهیم برای خود اعتبار نزر کاربران ایجاد می کنیم. حال کاربری که با قصد حضور دایم فحاشی کند و افترا بزند، یا گذری است که اهمیتی ندارد و یا عقلانی (رشنال) رفتار نمی کند که آن هم اهمیتی ندارد.
ضمنا عبدالعلی هم تایید می شود
از رضا هم ممنونم .
social network - social interest news - interest group
اجرای Wish You Were Here از گروه Velvet Revolver
-------------------------------------------------------------------------------
عبدالعلي جان: من با تو مخالفم! كاربرهايي مثل آئينه، خيابون، شمن، آه123، مدرسه ماو...نه تنها مطرود نيستند بلكه آروم آروم دارند توهين و فحاشي رو نهادينه مي كنند. يه نگاه به تعداد مثبتهاي نظرات اينها (با فرض مردود بودن فرضيه تقلب) و جري تر شدن اينها و تندتر شدن نظراتشون بنداز.
من مي گم، اين خطر جديه! بالاترين نبايد محملي براي بدگوئي و فحاشي به حكومت ايران و يا هر حكومت ديگه اي بشه و از اون بدتر به عقايد مردم بشه. اشتباه نشه، من كاملاً موافق نقد هستم، هر چي بي رحمانه و هر چه غيرمنصفانه ولي فحاشي و اهانتهاي اين مدلي قابل توجيه نيست. براي من مدرسه ما و خيابون هيچ فرقي ندارند. عقيده شون براي من مهم نيست، مهم اين طرز حرف...
در مقابل این افراد چند راه پیش روی ماست.
۱. سانسور = که نه در قدرت ماست و نه مطلوب ما.
۲. ترک بالاترین = که من به شخصه مایل به انجامش نیستم. علاوه بر این دلایل واحه در این مورد هم قابل اعتنا است.
۳. مقابله به مثل = که ما رو تبدیل به خود اونها می کنه.
۴. تحمل و تا حدودی نادیده گرفتن اونها همراه با سعی در کشاندنشان به بحث های ماهوی به جای بحث های شکلی (که تو بالاترین غالبا کودکانه هستند).
در ضمن من با نظر رضا کاملا موافقم که قدری از این اتفاقات با نارضایتی گسترده مردمی قابل فهم است. البته خودتون هم بهتر می دونید که همه مردم نمی دانند که نارضایتی شان را نباید به هر شکلی ابراز کنند. یکی پمپ بنزین آتش می زنه. یکی فحش می ده و یکی هم مقاله مستدل می نویسه!
سانسور نه، ولي مي شه در سه مرحله كاربر رو اخراج كرد:
1) فقط اخطار
2) تعليق يك ماهه
3) اخراج
متأسفم ولي بدون نظارت بالاترين به سمت آشوب پيش خواهد رفت!
به من بگو اگر مدیران سایت بالاترین نمیتونن خودشون قوانینشون رو ( چه در مورد توهین و تهمت به کاربران دیگه و چه در مورد نقض بقیه قوانین) اجرا کنند چرا من نباید مثل همون آدمها باهاشون حرف بزنم؟ من امیدوار بودم بالاترین با کسانی که سعی در انجام قوانینش یا کمک به بهتر شدن سایتش میکنند بهتر برخورد کنه. من حتی لینک جاهایی که به من توهین شده رو براشون تو گزارش تخلف میفرستم ولی چه جوابی میگیرم؟ هیچی...
آره... 100 بار میشه که میگی ولش کن به جهنم ولی این بابا 1 هفته است اومده اینجا داره مزخرف میگه. من صبرم زیاده ولی اگه داغ کنم دیگه مثل خودشون میشم. مثلا من فحش نمیتونم بدم یا تهمت نمیتونم بزنم؟! خیلی بیشعورند اینها به خدا.
به نظر من باید این کار رو کرد... نمیشه که همه چیز بی نظم باشه. بالاخره باید یک جزایی برای توهین و نقض قوانین بالاترین موجود باشه یا نه؟
بابک جان اینجا برای دوباره عضو شدن از کسی که شناسنامه نمی خواهند که! از در بیرونش کنی از پنجره می آد تو. نظر من بیشتر بحث ماهوی و منطقی و کشاندن آنها به این نوع بحث است.
تو كه به زعم من آشنا به مسائل حقوق هستي، اين كه نشد دليل! مهم اينه كه كاربرا بدونند اگر فلان كار رو بكنند توبيخ مي شند. حالا دوباره بايد عضو شه، همه اعتبارش از بين مي ره، يادت نيست اون آشپزباشي چه قدر زود خسته شد؟
ببين! بالاترين الان داره هيأتي اداره مي شه و همه چي با ريش گرفتن و تروخدا و بار آخرت باشه داره حل مي شه. طرف به من فحش ناموسي شديد داده بعد رضا (بالادار) به من مي گه كه بايد با هم مدارا كنيد. يعني چي؟ با چي مدارا كنيم؟ تا كي بايد به من بگن الاغ (:) )؟ تا كي بايد به من بگن:
دقيقاً تا كي؟
بابک راست میگه. در ضمن دوست دارم نظر واحه رو هم در این مورد بدونم.
به نظر من باید یک قانون برای توهین وجود داشته باشه. اینجوری که نمیشه همیشه تهمت و توهین رو تحمل کرد... یک جا هم داغ میکنه آدم. اونوقت کسی مدارا میکنه؟
مشكل باور كنيد صبر من نيست! مشكل اصلاً توهين به من يا اعتقادات من هم نيست. مشكل اين روند منحوس و زشت در بالاترينه! مي دونيد مشكل چيه؟
يكي از دوستام تازه عضو بالاترين شده گفتم چرا نمي ياي تو بحثها؟ گفت حوصله ندارم فحش بخورم! يه عده هستند كه رسماً گردن كلفتي مي كنند كه حرف بزني ليچار بارت مي كنيم.
چرا مثلاً يك جناب بايد خيلي راحت به من بگه قاضي مرتضوي صرف يك مخالفت ساده؟ فكر كنيد به عمق مشكل....
به من بگویند مرتضوی و اینها هم ناراحت نمی شوم مگر به حرف گربه سیاه بارون میاد؟
بالایار ها هم نیستند واقعا وضع بدتر شده موافقم با اینکه وضع بدتر شده ولی راه حلی به ذهنم نمیرسه واقعا.
بحث توهین خیلی پیچیده است. فحش و نسبت جنسی دادن را راحت می شود تشخیص داد. اما توهین به همین راحتی نیست. کی می خواد مرجع تشخیص توهین باشه؟ ریکو؟ عزیز؟ مهدی؟ یک عده بالاقاضی؟
با کدام معیار؟ مثلا یکی به یکی بگه تو بسیجی هستی. یا اون یکی بگه سرباز ولیعهد هستی. یکی می گه بیکاری. یکی می گه صبح شما به خیر (این یکی خودم هستم که یکجا بجای اینکه بنویسم تکراری است نوشتم صبح شما به خیر و صاحب لینک آنرا توهین برداشت کرد). یا یک مورد یکی می آید به عنوان سوال مطرح می کند که عبدلعی شما ترک هستید؟
می بینید. مثال ها فراوان است و واقعا نمی شود تعیین کرد که کی توهین کرده و کی توهین برداشت کرده یا نه. برای این گونه مسایل در جامعه واقعی چندین جلسه دادگاه برگزار می شود.
من نوعی حاضر نیستم که چنین اختیار عامی را در ید بالادارها یا بالایار ها یا بالاقاضی ها قرار بدهم.
ما مخلصیم در بست!
همون فحش جنسي و حيواني رو ممنوع كنند كافيه!
:))))
----------------------------------------------------------
مصداقش هست يا نه؟
:)
------------------------------------------------------
اين متن رو كاملتر مي نويسم ولي مي دونيد من براي برخي از كساني كه ادعا مي كنند در جمهوري اسلامي زنداني بودند احترام قائل نيستم. مي دونيد چرا؟ براي اينكه درسته عملي فوق العاده ضد بشري داره بر روي اونها انجام شده و يا مي شه ولي اين فقط براي اينه كه اونها نقش زنداني رو دارند و اگر همون لحظه با يه اتفاقي اونها تبديل بشند زندانبان و زندانبانشون بشه زنداني، خود اونها هم همون شكنجه ها رو خواهند كرد، همون شكنجه هاي وحشتناكي كه چند ثانيه پيش خودشون تحمل مي كردند. اين باعث مي شه من مظلوميت الان اونها رو فقط اتفاق بدونم.
مي دونيد بعضي از مبارزهايي كه بعد از دستگيري توبه مي كردند و عضو ساواك مي شدند جزو وحشتناكترين شكنجه گران مي شدند.
كسائي كه هيچ گناهي ندارند و از همه جا بي خبر مثلاً بلند مي شند مي رند سوپر ارزان يا سوپر خوراك.
اين جمله بارها برام نقل شده: شما اونجا ما رو راحت نزاشتيد، اينجا ما شما رو راحت نمي زاريم!
مشکل جامعۀ ما همینه که همه چیز رو با هم قاطی می کنیم! اختلافات سیاسی رو با زندگی روزمره، اعتقادات مذهبی رو با ارتباطات احتماعی و .....
بدبختی هم اینه که از بس همه ساده اندیشند و حوصلۀ فکر کردن ندارند، با یک نشان ظاهری مثل طرز لباس پوشیدن (حجاب، کراوات، ...) در مورد تمام عقاید طرف قضاوت می کنیمدر صورتی که واقعا مساله به این سادگی ها نیست. یعنی یکی مثل خانم اعظم طالقانی هست با اون چادر و چاقچور ولی آزاد اندیش، یکی هم مثل ح.د هست عرق خور و بی اعتقاد ولی فاشیست!
دوستان. مشکل اینجاست که گاهی اوقات این نوع برخوردهای افراد مذهبی برای افراد غیر مذهبی توهین آمیز تلقی می شود.
من شخصا تجربه این را دارم که مواقعی این نوع رفتارهای دوستانم مرا سخت آزرده است.
درک می کنم.
ببین بابک جان. من هم قبول دارم و در اکثر موارد هم به طرف مقابلم و خواستش احترام می گذارم. اگه دقت کنی نوشته ام مواقعی و نه همیشه.
بگذار برات یک مثال ملموس بزنم. به محض اینکه وارد جمعی می شوی، تعدادی از خانم ها روسری به سر می کنند. ببین در ظاهر می تواند اجرای یک دستور مذهبی باشد. اما هر وقت که من به فلسفه پشت حجاب فکر می کنم، احساس بدی به من دست می دهد. احساس می کنم که حضور من به عنوان یک فرد مذکر نوعی احساس نا امنی برای طرف بوجود آورده است و وی با پوشاندن خود می خواهد خود را از دیوسیرتی مثل من در امان نگاهدارد که مبادا من با دیدن رویش نتوانم خودم را کنترل کنم و به او حمله ور شوم! :( ....
به من هم احساس بدی دست میده! اما به هر حال این حق اون طرف هست که هر جور میخواد لباس بپوشه و همینطور حق شماست که مثلا با خانمی که این کار رو میکنه سر سنگین برخورد کنی! مسلما در یک همچین موردی رفتار شما با خانمی که این کار رو میکنه با خانمی که راحت برخورد میکنه یکی نیست و این انتخاب خود اونهاست!
میدونی چیه عبدلعلی جان، فکر کنم که نباید به اون فلسفه نگاه کنی. اون کسانی که دارند اون کار رو میکنند که به خاطر فلسفهاش این کار رو نمیکنند. چون دستور خداست به نظرشون این کار رو میکنند. من ممکنه احساس ناراحتی کرده باشم از این که الان اون جور راحت نیستند (از نظر لباس پوشیدن نه از نظر روانی) که قبل از امدن من بودهاند، ولی به هیچ وجه احساس توهین نمیکنم. این جور دوست داره و فکر میکنه که درستتره. حساب و کتاب که نکرده طرف تو ذهنش که.
خوب البته همه این بحث با این فرض ربط پیدا میکنه به حجاب، که قائل به دستورات الهی برای انجام کارها باشیم. من به شخصه معتقدم که خدا هیچ چیز رو مجبور نکرده و دستور نداده است. دستور به اون معنی که در هر حالتی و بیهیچ چون و چرایی باید رعایت کنی و دیگر هیچ... و به همین خاطر نمیشه بحث قانون و فلسفه اون رو براش مطرح کرد. ولی خوب اون افرادی که دارند عمل میکنند، عموما به عنوان یک قانون و دستور الهی بهش عمل میکنند و در نتیجه این بحث براشون مصداق خواهد داشت...
ترانه Nights in white satin از گروه The Moody Blues
ضمنا، یه سری پیشنهاد هم دارم که منتظرم بعد از تموم شدن بحث فعلی بذارمشون.
بابک رفیق خیلی ممنون که از من دفاع کردی و میکنی به نظرم واحه راست میگوید ما کاسه داغ تر از آش شده ایم خود صاحبان بالاترین باید فکری به حال این وضع بکنند که نمیکنند. ضمنا یک نکته دیگر هم این که اکثرا (گفتم اینبار نه همگی) پناهنده ها آدمهای خود فروخته ای هستند. سال اول که آمده بودم اینجا همان موقعی بود که یک سری زنها رو می دزدیدند بعد از شکنجه و تجاوز نصفه شب لخت در یک خیابان که صبح شلوغ می شد ولشان میکردند. نمیدانم به یاد دارید یا نه ولی یکی از قاتلانشان چهره خوبی داشت.
این مجاهدین خلق آمده بودند توی یکی از میدانهای شهر عکس یارو رو از قبل از اعدام گذاشته بودند نوشته بودند ایشان چون مسیحی بوده اعدام و حکومت فهمیده اعدام شده یک صندوق صدقه هم زیرش گذاشته بودند برای کمک به براندازی از مردم پول بگیرند.
خیلی با حال بود. این aalam هم دو صفحه تو هر کامنت تایپ می کنه. حالا من بیچاره جونم بالا میاد با این کیبوردم تایپ کنم. خیلی وقتها هم به همین دلیل از شرکت تو بحثها منصرف میشم.
---------
یه مواقعی فکر میکنم جامعهی ایران مثل افراد مورد آزمایش استنلی میلگرم یا دکتر زیمباردو در دانشگاه استنفورد هستند، بدون هیچ دلیلی، آمادهی نابود کردن همدیگر به صرف موقعیتی که دیگران دارند. کسی قضیهی اون آزمایشات رو شنیده؟
رضا جان من نخواسته بودم اسم بیارم. ولی حالا که گفتی دقیقا از نظرات تل آویو و شهر آشوب شاکی هستم. نفرت در نظراتشون موج می زنه. به این لینک هم منحصر نمی شود. یه چند روز کامنت های این دو رو دنبال کن. اگه یک جا حرف صلح آمیز، آشتی جویانه یا حداقل منصفانه (بدون تندروی) دیدی من بهت جایزه می دم!
مشکل بر سر نفرت همگانی است. همه از همه متنفر هستند. به صرف کوچکترین اختلاف عقیده بدترین توهین ها و تحقیرها رو نصیب هم می کنند و به همدیگر نسبت های ناروا می زنند.
در مورد میدان جنگ شدنش موافقم. اما در مورد اینکه کاری باید کرد.....کاری از دست ما بر نمی آید.
با توجه به تعدادشون و انگیزه هاشون برا خراب کردن بحث، این روش خیلی طاقت فرسا می شه
من یادمه زمان مدرسه یک لاتی داشتیم به همه گیر میداد به من هم گیر می داد یک بار یکی از معلمها به من گفت جواب این رو نده من هم از ترس اون همکلاسی لات و از طرف دیگر برای راحتی اعصاب خود خواستم این راه رو تست کنم. جواب که نداد هیچ تاثیری هم نداشت و باعث شد اون جری تر هم بشود.
چون با این کارش از دوستانش پاداش میگرفت و همه میخندیدند خلاصه بعد از یکی دو بار کتک کاری و شکستن سر و کله همدیگر مشکل ما برای همیشه حل شد اینجا هم همینه تا زمانی که فحاشی پاداش داشته باشد این روش ادامه پیدا میکند. منطقی ترین راه همان وجود بالایار است چون آدم فحاش نباید پاداش بگیرد و باید فحاشی برایش پر هزینه باشد.
این مردم اصلا نمیدونند در مورد چی حرف میزنند. هر دو طرف به شدت فالانژ و اکستریم هستند. فعلا هم که دوره، دوره اینهاست... پس بهتره آروم بشینیم و گوش بدیم و بعضی وقتها بخندیم. این دیوانه ها خودشون همدیگرو تیکه پاره میکنند و باید بگم با حرف منطقی هم نمیشه باهاشون بحث کرد... ما نباید خودمون رو خسته و عصبی کنیم.
هم واحه هم رضا درست میگن. ما زیادی کاسه داغتر از اش شدیم. عبدالعلی هم درست میگه بهتره یک rest بدیم و یک مدت تو هیج بحث اینطوری ای شرکت نکنیم.
البته هر جا برای دعوا آدم لازم داشتیم خبرم کنید... ;)
اینطوری که نمیشه که... بالایار اگه بود اصلا کار به اونجاها نمیرسید.
يه روز كامل نبودم، جاي دشمنتون خالي...يه 10 ساعتي رو تو اتوبوس و زمين نشستم...روز عجيبي بود. خلاصه بگذريم.
--------------------------------------------------------
حميد: چرا تو ديگه نظر نمي دي و تو بحثهاي محفل شركت نمي كني؟ من نظرات تورو خيلي منصفانه مي دونم و از طرفي چون (به زعم من) مذهبي نيستي مي توني نظرت رو به عنوان فرد غيرمذهبي منصب بيان كني و به درك و فهم بيشتر قضايا كمك كني. اون نظري كه در مورد دموكراسي و آسيبهاي اون دادي فوق العاده بود.
-------------------------------------------------------
واحه و دامون و عبدالعلي: به نظر من بالاترين بايد با اين رفتارها و حركتها برخورد كنه. باور كنيد بالاترين از دست مي ره، اين مجاهدين خلق و يا برادارن اطلاعاتي اگر اينجا محل رويارويي خودشون قرار بدند فاجعه پيش مي ياد.
-------------------------------------------------------
دامون: اين كاري كه مي گي خيلي سخته، در ضمن به نظر من باعث جري تر شدن اونها هم مي شه. در مورد بعضي از كاربرها مثل خيابون و شمن داشت خيلي خوب جواب مي داد و من (ما) اشتباه كردم و دوباره بحث كردم باهاشون. اين دفع مثلاً به شمن گفتم وقتي به من مي گي "خوك" من باهات بحث نمي كنم. من از اين به بعد اين رويه رو در پيش خواهم گرفت ولي بالاترين به نظر من بايد حداقل هواي قوانين خودش رو داشته باشه.
-----------------------------------------------------
ارادت،
بابك
همین الان هم زیاد حرف بزنه میام یک سر دهنم رو باز میکنم چشمامو میبندم...
آيدين عزيز،
حق با توئه! من كاملاً با حرفت موافقم و يادم رفت بنويسم. نفرت نفرت نفرت! من همه جا نفرت مي بينم. همه جا كينه. پدر من و دوستاش و همفكراش در قبل از انقلاب و بعد از اون مغضوب حكومت بودند. پدر من تمام تلاشش رو كرد و مي كنه كه من تنفر رو وارد وجودم نكنم.
بزار برات يه جريان تعريف كنم: سال دوم راهنمايي بودم. قرار بودم از 60 نفر تنها 5 نفر برن ميدان تير. قرعه كشي شد و اسم من هم در اومد. بچه هاي بسيج چون من شلوار لي مي پوشيدم نزاشتن من برم...و من داشتم از كينه و نفرت منفجر مي شدم. الان يادم مي ياد داغون مي شم، ياد پدرم مي افتم كه با اين كه بار رنج و تبعيض دو حكومت رو دوشش بود، باز هم منو دعوت به گذشت و آرامش مي كرد. من خوشبخت بودم و خوش شانس...
حرف آخر من اينه: چشم در برابر چشم، باعث كوري كل دنيا خواهد شد.
خدايا! به ما توانايي بخشيدن و قبول بخشش ديگران رو عطا كن! كوير بي كران نفرت ما نياز به باران رحمت و گذشت داره...
من واقعا اطلاع ندارم. کنوانسیونها توسط همه امضا شدند یا نه؟
ما ارادتمون تكميله...:)
ولی حمید... از بحث خسته است تا اونجایی که من فهمیدم. ترجیح میده تو بحثها نیاد. البته من واقعا خواهش میکنم ازش که بیاد. هر نظری یا نقظه نظری الان خیلی خیلی ارزش داره.
چاکریم @
سفر خوش گذشت ؟
آره دیدمش... ولش کن. این بابا دیونه است. همونقدر که این ایرانیها دیوونه اند که میگن هر مسلمونی رو که غیر مسلمون شده باید کشت.
کلا وقتی دستشون بیشتر به کشتن میره بحث کردن باهاشون بی فایده است...
ولی تو رو خدا گزارش تخلف بدید. من انرژیم منفی میشه ولی گزارش تخلف رو میدم. (البته حمید هم دید انرژی من منفی شده اومد یک تیکه باحال انداخت و رفت... :))) )
در مورد کنوانسیون حقوق کودک. اینجا رو نگاه کن. صفحه 6.
کنوانسیون حقوق مدنی و سیاسی. اینجا رو نگاه کن.
-----------------------------------------------------------------------------
ببين عبدالعلي! به نظر من هر كاري كه بدون جلب نظر مردو و توجيه كردن اونها انجام بشه نادرسته. اين به شدت با دموكراسي در تناقضه. اين خطرناكه. خوب هر كسي مي تونه بايد بگه حرف من درسته و بايد اين اجرا بشه. الان تو ايران چه اتفاقي داره مي يفته؟ يكي مي گه من از همه شما بيشتر مي فهمم و بهتر تحليل مي كنم پس وزن نظر من متفاوته.
كار نخبه فقط آگاهي بخشي و روشنگري هستش. اصلاً شايد ملت همه بخوان عقب مانده باشن، به چه جراتي يه گروه بايد بگم ما مي خواهيم شما رو مدرن كنيم؟ مگه همه از "بهشت اجباري" حكومت ما ناراضي نيستن؟
مي خواهي يه كار نوئي انجام بدي اونقدر آگاهي بده كه مردم قانع بشند و اگر نشند اون كار نبايد بشه.
من ديگه خودم برخورد نخواهم كرد ولي بالاترين بايد به فكر اين اشوب در حال گسترش باشه. به شدت داره ناپايدار مي شه و قطبهاش داره مي ره سمت راست، الان تازه روي jw هستش...
بابک جان. دموکراسی به این معنی نیست که هرچه مردم گفتند همان بشود. حکومت دمکراتیک به این معنی است که در هر لحظه مردم بتوانند حاکمان را از قدرت (البته با رعایت شرایط شکلی) برکنار ساخته و نمایندگان جدیدی را به عنوان حاکم انتخاب کنند.
نخبه خارج از قدرت کارش آگاهی بخشی است اما وظیفه نخبه ای که در قدرت است اداره جامعه به بهترین نحو است. کسی با اینکه دولتی و مجلسی بنابر صلاح دید خود قانون گذاری کند و قوانین را اجرا کند مشکلی ندارد. ملت با انتخاب نمایندگان در حقیقت حق تصمیم گیری درباره جامعه را به آنان سپرده اند. نکته تنها در این است که مردم باید بتوانند این نمایندگان را تعویض کنند.
فرق جامعه دمکراتیک با جامعه غیر دمکراتیک در این است. در قابلیت چرخش قدرت در دست افراد مختلف است.
من کتابی در این باره خوانده ام که الان متاسفانه با علت آلزایمر اسمش و نویسنده اش را بخاطر نمی آورم. در این کتاب، نویسنده با مثالهایی از تاریخ خطرناک بودن پیروی مطلق از نظر عامه در حکومت ...
من ديگه خودم برخورد نخواهم كرد ولي بالاترين بايد به فكر اين اشوب در حال گسترش باشه. به شدت داره ناپايدار مي شه و قطبهاش داره مي ره سمت راست، الان تازه روي jw هستش...
Etat paternaliste ou état minimal : remarques théoriques et pratiques sur la gestion de l'Etat démocratique / Karl Popper ; trad.de l'allemand par Corinne Verdan-Moser ; préf. de André Verdan. - Vevey : Ed. de l'Aire, 1997. - 76 p ; 19 cm
اسم کتاب را یادم آمد. اثر کارل پوپر به نام "حکومت پدرسالار یا حکومت حداقلی : نکته های نظری و عملی در باب مدیریت حکومت دمکراتیک.
تو پخش زنده هي ميديدم پشت سر هم دارن واسه اين پست كامنت ميذارن
گفتيم بيايم نخود آش بشيم ديديم نخير
گويا قضيه به جناب مصباح و محفل و لينك هاي زير زميني برمي گرده
در تمام اين بحثها منظور من از مردم نماينده هاي قانوني اونهاست و اصلاً مدل دموكراسي يونان قديم مد نظر من نيست. شايد اينطور بايد بگم: اگر وزيري بدون قانع كردن نماينده هاي ملت (از اين به بعد دوباره: مردم) اعدام رو ممنوع كنه در راستاي استبداد قدم برداشته. هيچ نخبه اي حق نداره خودش رو بالاتر و برتر از مردم بدونه. اين مدل مي شه مثل ايران.
--------------------------------------------------------------
اين كتاب كارل پوپر هم خيلي معروفه بابا.... :)
بالاداوران: گروهی از کاربران باسابقه معتدل و منصف (سه تا پنج نفر) با سلايق گوناگون (مذهبی، غيرمذهبی، چپ، راست) به عنوان بازوی داوری بالاترين مرجع حل اختلاف و درصورت لزوم وضع مجازاتهايی برای کاربران خاطی باشند. بهترين حالت اين است که اين گروه با پيشنهاد بالاداران و با رای کاربران انتخاب شوند و به صورت دورهای (چند ماهه) انتخابات تجديد شود. به اين شکل اين «بالاداوران» مورد قبول اکثريت خواهند بود و رایشان لازمالاجرا. میشود اين را در «مرامنامه» گنجاند که رفتار منصافه و انسانی در بالاترين شرط عضويت باشد و هرگونه مشکلی توسط شورای داوران رسيدگی شود. مجازاتها را هم میشود با رای همهی کاربران برگزيد، مثلاً درصورت احراز تقصير در بار اول يک هفته محروميت از فعاليت کاربر، بار دوم يک ماه و بار سوم بسته شدن شناسه بهطور دائم.
خيلي خوش اومدي!
موافقم. ولی می دونی که این کار مستلزم این است که قدرت زیادی به این بالاداوران داده می شود و باید روشون نظارت باشد. برای همین یک شورای بالاپژوهش هم نیاز داریم. که البته یک دیوان عالی بالافرجام هم می خواهد که احکام بالاپژوهش را ابرام یا نقض کند!
كتاب ارزشوندي هستند از داريوش آشوري و اگر اشتباه نكنم دكتر حسين بشيريه
حقوق بشر و مفاهيم انصاف، عدالت و آزادي اجتماعي
انتشارات مركز حقوق بشر سازمان ملل با كمك دفتر همكاري هاي يونسكو در تهران
توش يه بررسي تطبيقي خيلي خوب داره بين قانون اساسي ايران و ميثاق ها، كنوانسيون ها و قوانين بين المللي
:)))) یک جنتی و چند تا مصباح هم می خوایم.
این قاعده در فقه اسلامی و در قوانین ایالت کالیفرنیا (البته اونجا سه محکومیت مساوی با حبس ابد است) اجرا می شود!
ده دوارده تايي مي شوند
ضمناً ققنوس جان
قصد ما هيچ وقت دعوا يا پافشاري روي حرف نادرست نبوده ادعاي آنچناني هم نبوده
ببخش مارو
نه من جدی گفتم. بودن حق پژوهش (تجدید نظر) از جمله حقوق بشر است. نمی شه به یک شورا حق قضاوت و داوری بدی و بگی که حکم آن قطعی است. این بالاپژوهش می تواند خود بالادار ها (رضا و مهدی و عزیز باشند). ولی به محض تشکیل چنین نهادی (بالاداوری) باید حق پژوهش از آرای آنها نیز در اختیار افراد قرار گیرد.
ممنون
تو دست و بالتون چاي و قليونم پيدا ميشه؟
سيگار ميشه كشيد يا بايد بريم تو بالاحياط؟
يه نگاهي به كامنت هاي اين لينك بندازين
نه بابك جان ان طور نيست
قظيه خيلي عميق تر از يه درگيري شخصيه
نبوي بيشتر سعي داره اين بابا رو ساكت كنه (هر چند به نظر من راه اشتباهي رو در پيش گرفته، چرا كه هودر رو جري تر مي كنه)
تو شايد نتوني درك كني كه زر زدن هاي اين بابا چقدر و چقدر مي تونه در اتهامات و فشاري كه دستگاه امنيتي به فعالين وارد مي كنه مؤثر باشه
كافيه در مورد كسي كه هيچ كدوم از اين اتهامات بهش وارد نيست كوچكترين حرفي زده بشه، بازجوي مخصوصش مطلب رو مي خونه و در اولين احضار تلفني يا دستگيري اعصابش رو له مي كنه كه جريان (ده برابر شديدتر البته) چيه
موافقم.
ما كه ماييم اينجا تو بالاترين يكي كه بهمون گير ميده تا سيصد سال دنبال اينيم كه ازش سوتي بگيريم يا به طرق مختلف حرفمون رو بهش ثابت كنيم يا اگر نشد لهش كنيم D:
نبوي كه جاي خود داره
و باز من عقيده دارم كه اين كار رو تنهايي تصميمش و نگرفته
مسماٌ بهنود و نيك اهنگ هم در اين مورد موافق قضيه بودند
بیشتر نیک آهنگ تا بهنود.
شايد عرفان جان
اما مسلماً بهنود مخالفتي نكرده
چرا كه نظرش براي اهالي روز حجته
به خاطر اين همه غلط هاي تايپي منو ببخشيد
واقعاً مخك ديگه كار نمي كنه
الان ساعت 3:25 صبح به وقت ايرانه و من فردا صبح كارگاه بال و بدنه دارم كه حتماً خواهم رفت
روز همگي بخير
خداييش كار نمي كنه
:)))
با تحلیل های آبکی که کاملا موافقم. اما بعضی از طرح هاش رو دوست دارم. اما در مورد دعواهایش با این و آن و این مسایل، معتقدم که فشارهای روانی و اجتماعی شدیدی که در این مدت روش بوده بعلاوه دوری از خانواده کمی موثر بوده و باعث شده که بی منطق با مسایل برخورد کنه.
برو بخواب عزیز. شبت بخیر. منم دارم میرم.
بله منظورم همون آزمایش زندان بود که لینکش رو داده بودی.
پریوش، خلاصهی اون آزمایش اینه که دکتر زیمباردو در سال ۱۹۷۱ در روزنامه آگهی داد که ۲۴ نفر میخواهیم برای بازی کردن نقش زندانی و زندانبان به مدت ۲ هفته، و برای هر روز ۱۵ دلار به آنها دستمزد خواهیم داد. ۷۰ نفر داوطلب شدند و دکتر زیمباردو ۲۴ نفری را انتخاب کرد که از نظر روانی از بقیه سالمتر بودند. پنجرههای آزمایشگاه دانشگاه استنفورد را پوشاندند و تبدیل به زندانش کردند. زیمباردو با یک قرعهکشی ساده افراد را به زندانی و زندانبان تقسیم کرد. به زندانیها لباسهای کرباسی و کهنه دادند و به زندانبانها یونیفرمهای تمیز، باتومهای چوبی و عینکهای آفتابی. همه چیز مثل یک زندان واقعی چیده شده بود جز اینکه زندانیها واقعا مجرم نبودند و زندانبانها هم مردم عادی سالم. بعد از چند روز چنان خشونتی در آنجا درگرفت که زیمباردو دستور پایان نیمهکارهی آزمایش را صادر کرد! زندانبانها چنان در نقش خود فرو رفته بودند که از هیچ خشونتی دریغ نمیکردند. زندانیها را شکنجهها جسمی و روحی میکردند و تمام اینها از طریق دوربینهای مدار بسته به زیمباردو نشان داده میشد. زندانبانها به زندانیها توهین میکردند و مدام مورد تمسخرشان قرار میدادند. آنها حتی حاضر نبودند شبها به خانهشان بروند، انقدر از آن نقش سادیستیک خوششان آمده بود که حاضر نبودند نیمه شب هم از نقششان بیرون بیایند. وقتی آزمایش در روز ششم متوفق شد، تمامی زندانبانها ناراحت بودند. تعدادی از زندانیها بعد از دو روز چنان تحت فشار عصبی قرار گرفتند که زیمباردو آنها را با گروهی دیگر جایگزین کرد. آنها تا مدتی ا زآن فشار عصبی چند روزه رنج میبرد...
در کل تجربهی آزمایش زندان استنفورد نشان داد که شهروندان، بیآزارند، چون دست و پایشان بستهاست، کافیست کمی به آنها مجال و قدرت بدهی تا وحشیانگی درون خود را آشکار کنند. قدرت، ذاتا فسادآور است.
--------
راستی دیدن مصاحبهی صدای امریکا رو با مارینا نعمت به همه توصیه میکنم، هر چند به شدت متأثر کننده است. حکایت دختران نوجوانی که در ۱۶-۱۷ سالگی به اعدام محکوم شدند.
اين زنجير نفرت و شكنجه همينطور ادامه داره...البته اين رو هم بايد گفت كه پياز داغش يه نمه بيشتر شده بود به نظر من...
--------------------
حلاج شهرم که کسی نمی داند که زبانم چیست؟
که دردم چیست؟
که عشقم چیست؟
که دینم چیست؟
که زندگی ام چیست؟
که جنونم چیست؟
که فغانم چیست؟
که سکوتم چیست؟
"علی شریعتی"
بگذارید پدرم ایران را ترک کند (رنجنامۀ دختر سیامک پورزند، روزنامه نگار پیری که در زندان ایران محبوس است)
راجع به نظر دامون من موافقم ولی یک خورده مکانیزم پیچیده است. ضمنا باید کاربرهای خیلی منطقی انتخاب بشوند مثل حرف حساب که بتوانند قضاوت کنند. و این انتخاب فکر کنم خیلی سخت باشد.
یک لینکی میخواهم بگذارم راجع به یک فاحشه گران قیمت از اینها که اسکورت هستند. به خاطر قیمت اش میخواهم بگذارم عکس 18+ هم ندارد به نظر شما بگذارم یا نه؟
من امروز یک افزونه فایرفاکس کشف کردم که خیلی برای خوندی سایتهای چراغونی و اجغ وجغ خوبه. یه نگاهی بکیند، اگر مفید تشخیصش دادید، مثبت بدید بهش. ثواب داره !
فرستادن لینک ها، به بالاترین جهت میده. مثلا یادمه اوایل کسی از YouTube لینک ویدیوکلیپ های موسیقی نمیذاشت. اما چند وقت بعد چند نفر این حرکت رو شروع کردن و الان شرایط طوری شده که حتی کاربرهای جدید هم این کار رو زیاد انجام میدن. یا مثلا لینک های ابهام رو نگاه کنین، دقت کردین چند نفر کاربر جدید هستن که دقیقا به سبک اون لینک میذارن؟ در واقع جو بالاترین رو میشه با فرستادن لینک های قوی و خوب، به سمت بهتر شدن برد. حتی لینک هایی که می فرستیم نباید عالی باشن. ماها می تونیم لینک های نسبتا خوب هم بفرستیم... صرف فعالیت بالا مهمه.
نکته دو اینه که از بالا که نگاه کنیم (و نه از دید یک کاربر شرکت کننده در بحث) کامنت ها اهمیت پایینی در بالاترین دارن. خیلی ها سر می زنن به بالاترین که لینک ها رو ببینن. حتی اگه لینکی رو باز هم بکنیم، شاید به کامنت هاش کاری نداشته باشیم، چه برسه به این که مثلا یه لینک 150 تا هم نظر داشته باشه که در این صورت کمتر کسی حوصله خوندنشون رو خواهد داشت.
یه نکته دیگه اینه که گذاشتن لینک در بالاترین معمولا فقط تعداد بازدید اون سایت رو بالاتر می بره. مثلا من چند باری به وبلاگم لینک دادم، تعداد ویزیتور رفت بالا، ولی تعداد کامنت هام نه و همون افراد قبلی (که ربطی به بالاترین ندارن) اومدن و باز کامنت گذاشتن. حالا مساله همینه، وقتی به سایتی مثل iranbbb لینک داده میشه، در بهترین حالت حتی اگه به صفحه اول هم برسه، فقط ویزیتورهاش بیشتر میشه (که اون هم تا جایی که من دیدم خیلی کم روی لینک هاش کلیک شده بود) و این کار تاثیر زیادی روی عملکرد سایت نمیذاره و مثلا کمتر کسی به مسئولین سایت ای میل می زنه یا کامنت میذاره یا به هر ترتیب بازدید کننده فعال اون سایت میشه. این اتفاق قبلا برای چند تا سایت دیگه هم پیش اومد و بعد که همه دیدن اتفاق خاصی با گذاشتن مطلبشون توی بالاترین نمی افته، بی خیال شدن! میشه این سایت ها رو خیلی جدی نگرفت.
کامنت سوم رو هم بذارم و برم... شدم یه پا aalam واسه خودم!
توی کامنت های مطالب هم که نگاه کنیم، متاسفانه بیشتر نظرهای منفی و تذکری از طرف دوستان دیده میشه. این ناخواسته ذهنیت منفی از دوستان در مقابل افراد متخلف، و حتی بعضی از کاربرهای بی طرف ایجاد می کنه. خیلی خوبه که دوستان توی لینک های دیگه کامنت های مثبت بیشتری بذارن... این نزدیک به یکی از اون اصولیه که محفل روش شکل گرفت، یعنی فعالیت بهتر بر مبنای علاقمندی های مشترک.
آخرین حرفم رو هم به بابک بگم: درباره مذهبی بودن هم درست حدس زدی؛ هر چند که احساس می کنم عقایدمون تا حدود زیادی به هم شبیهه.
الباقی رو موافقم
مانيفست جالب داري. برام خيلي جالب بود. راجع به عقايد هم راست مي گي، الگوريتمهامون يكسان به نظر مي يان و اين جالبه...
براي من لينكهاي بالاترين خيلي مهم نيست، نظرات و بحثها مهم هستند.
راستی خبر جدید و دست اول اینه که حسن روحانی رفته پیش آقای خامنه ای ، گفته می خواد برای مجلس کاندیدا بشه . آقای خامنه ای هم تشویقش کرده . خلاصه اومدن حسن روحانی قطعیه . خاتمی هم که کلاً هماهنگه با حسن روحانی .حزب اعتدال و توسعه ( هم که حسن روحانی پدر معنویش محسوب می شه و بخش عمده ای از طرفدارای هاشمی رو نمایندگی می کنه ) طبق مذاکرات دکتر نوبخت و خاتمی ، در آستانه انتخابات با اصلاح طلبا ائتلاف می کنه .
پریوش جان مثل اینکه تو هم مثل من نان ات به کدنویسی بند است (;
حالا هیچ کس جواب من رو نداده هنوز. لینک رو بگذارم یا نگذارم ؟
رضا به نظر من نزار...
دقیقا نظر من هم همین است. یک سری بدون زحمت با چهره خوشبختی درو میکنند. با این قسمت قانون طبیعت مشکل دارم
نقد همين اولت كافيه! من هم چون فكر مي كنم تو مي خواي منو بكشي قصد دارم تورو زودتر بكشم! آمريكا هم با همين منطق احمقانه ابلهانه داره كل دنيا رو به گند مي كشه! به عراق و افغانستان حمله مي كنه كه مبادا به ما حمله كنند و بچه هاي ناناز آمريكائي شير كاكائوشون رو تو با ترس بخورن كه لولو بن لادن مي خواد اونارو بخوره. با همين منطق 40 تا كودتا انجام داده و (شروع ادبيات آيينه اي) دنيا رو به لجن و كثافت كشيده (پايان ادبيات آيينه اي)
بیاین به این آدرس . ببینید این بهرام رو می شه به راه راست هدایت کرد ؟
(ولی جداً فکر میکنم داستان مهمیه، فيلمی که ارزش هنری بالايی داره و از الان يکی از اميدهای نامزدی اسکار انيميشن محسوب میشه و میتونه نگاه اين امريکايیهای نادان کمسواد و خيلیهای ديگه رو نسبت به ايران عوض کنه...)