من فقط گرمم است... برادر میفهمی؟ گرمم است!- درد دلهای دختری از دختران شهرم... ـ۳۵۸ کلیک
soorat-gar.blogspot.com
امروز کم مانده بود از گرمای وسط ظهر، که داشتم برای خودم، مردم، برای دولت، برای کشور عزیزمان، از یک محل کار به یک محل کار دیگر میرفتم، کم ماند بود از گرمای وسط ظهرش گریه کنم. می دانم این تازه اول گرماست... وای به خرما پزان تابستان و تموز... گرمم بود و به خودم که نگاه میکردم دلم به هم میخورد. میخواستم مقنعه و مانتو مشکی بلندم را در بیاورم. فقط گرمم بود همین. من مدل نیستم. من مانکن نیستم. فاحشه و تحریک کننده هم نیستم. من فقط گرمم است... برادر میفهمی؟ گرمم است. میخواهم این گرما را توی صورتت بالا بیاورم. میخواهم این مقنعه را که با سیلی نگاهت و لحن کثبفت گفتی "بکش جلو " دور گردنت بیندازم و بگویم یک روز تمام این را سرت کن، بعد با همان خفهات کنم. همین. خفهات کنم؛ میدانی چرا؟ برای اینکه آنقدر به من گفتی من کثیف و پلیدم، من عامل فسادم، من چنین و چنانم که اصلا خودم را دوست ندارم...
baamdaad MDK vaahe makanmehr mohammad1r piper ioawnat alee mojtaba21 aryana minou Fra tazarw aban azadeh1 ghazaal farshids samad hamedfrt
موافقم.... قشنگ بود کاملا...