چرا من رای نمی دهم؟ ـ۱۲۷ کلیک
patrickestarian.wordpress.com
1- انتخاب تندرو های مذهبی و محافظه کاران بی خرد خارج از بحث است و معمولن بحث بر سر این است که آیا باید به اصلاح طلبان رای داد یا نه؟ .... 2- یکی از مهم ترین عوامل در جوامع پیشرفته که باعث می شود فرهنگ دموکراسی به سطح بهتری برسد (حتی اگر ایده آل نباشد) این است که افراد جامعه به جای اینکه پیش قضاوت کنند که قرار است به کدام “فرد” رای بدهند، در درجه اول سعی می کنند که “خواسته” های خودشان را بفهمند و بعد از میان کاندیدا ها، کسی را که در راستای اهداف آنهاست انتخاب می کنند. بنابر این هدف اصلی این است که بدانیم که “خواسته ها”ی ما چیست زیرا کاندیداها برای ما خدمت می کنند نه اینکه ما برای آنها. ... (بقیه در وبلاگ) ... در همین جا می خواهم از همه دوستان طرفدار مشارکت و تحریم درخواست کنم که به جای مطرح کردن شعار های کلی، ناواضح، و غیر قابل اندازه گیری، در ابتدا فقط و فقط لیستی از خواسته های خود را (اعم از خواسته های خیالی، واقعی، غیر واقعی، رویایی و غیره) به صورت روشن و شفاف و قابل اندازه گیری، برای ایران بعد از 4 یا 8 یا 12 سال دیگر بیان کنند. این قضیه مخصوصن متوجه مبلغین فعال برای مشارکت در انتخابات از جمله آقایان ابطحی، بهنود، درخشان و نبوی می شود. بار دیگر از همه شما می خواهم که “توقعات” و ”خواسته” های خودتان را به صورت روشن و واضح، چه واقع گرایانه، چه غیره، از نمایندگان و رییس جمهور بعدی منتشر کنید. من و بسیاری از دوستان مایلیم بدانیم در ذهن و تخیلات خودتان، ایران را بعد از 4 یا 8 یا 12 سال دیگر در کجای این جهان می بینید؟ (یا دوست دارید ببینید؟)
توجه: ۳ کاربر بر این باورند که این لینک مشکل وقت تلف کنی دارد.
patrick Persian nazi95 abdollah younglog saanei solaymany Germany luna goog10 David 141824 balthazar picolo Mitra60 jimmy amirreader binam_binam0 alihassani saayeh Ghoghnoos babaki davarkhan maks Shannon VanCity arashazady kargadan rahman_f_t Sadrair dps1976 nasoot hemo mamad_leman mahi_siah abbas4 mebrahimi naser_r amirreza xanada Mojo jolie anchoochak khabarnegar0 zaash shaygan2000 daneshgah toltek14 sahand reza1001zf Hyacinth7 Borzo sargord m61s mollah alifreedom shahrokh2 younes shampilix arman605 TheMohamad deaf_mute hummingbird nimaweb omrand suncity Pejman shatot amir95 Dr.Frink damonm sinaina armanpf nazer arad vertigoneh palham fatiraja Karbafoo tondar_m 122333 farhad_p farshid123 amplifier

++++++
اول اینکه یادت رفت امتیاز بدی
دوم اینکه قرار شد خواسته های خودتون رو لیست کنید. یک لیست ساده هم کفایت میکنه. اینطوری راحت تر میتونیم به نتیجه برسیم.
.
persian جان
شما هم همینطور، ممنون میشم اگر لطف کنی خواسته های خودت رو لیست کنی.
1- مهم اينه كه يکي اون بالا باشه كه کارها رو به متخصص بده كه از نظر اقتصادي يه کم بهتر بشه وضع يا لا اقل بدتر نشه! چيزي كه دوره خاتمي انجام شد و با معين امتداد پيدا مي كرد
2- ببينيد تا قبل از خاتمي ما يک جمهوري اسلامي داشتيم كه تو کتاباش کلمه دموکراسي رو به معناي بي بند و باري مادي گرايي پول پرستي و ... معرفي مي كرد واقعاً هم بريد بيرون از شهراي بزرگ خيلي از مردم اگه بگي دموکراسي ميگن استغفر الله! ما يک دولتي ميخوايم كه واژه ها رو تحريف نکنن و مفاهيم رو خلاف واقع به مردم نمايش ندن فقط به خاطر اينکه بتونن سيستم رو اونجوري كه ميخوان نگه دارن
به همين دو دليل من به معين راي دادم اگرچه جمهوري اسلامي رو به هيچ وجه دموکراسي نميدونم بازم ميدم البته گاهي فکر ميکنم شايد سروش راست مي گفت معين از سرمون زياد بود و کروبي يه چيز نه سيخ بسوزه نه کباب بود ولي بعد ياد قانون مطبوعات مي افتم و ميگم آخه اون هم سيخ بسوزه هم کباب بود!
فکر ميکنم جمهوري اسلامي خيلي سخت اصلاح پذيره ولي:
1- يه انقلاب ديگه کارو حتي سخت تر ميکنه
2- خود جمهوري اسلامي ميدونه كه مشروعيت نداره و از ديد خارجي هم ميزان شرکت در انتخابات خيلي تاثيري نداره /--چند سال امريکا زندگي کردم و به حقيقت اينو ميدونم--/ و با راي ندادن هيچ چيز جديدي به به دست نمياد.
.
مطلب رو کامل بخونید (فکر نکنم بیش از 2 دقیقه وقت لازم داشته باشه). من خواهش کردم به عنوان اولین قدم به جای جملات کلی مثل "دموکراسی خوب است"، "شرایط دز زمان X بهتر بود و در زمان Y بد بود"، و از این قبیل کلمات نادقیق و غیر ملموس، بیاییم فقط تصور خودمان را با مشارکت یا بدون مشارکت لیست کنیم.
.
به نظر من این مساله بسیار بسیار مهمه چون به نوعی نشون میده که آیا ما واقعن هدف روشنی برای چیزی که ازش دفاع میکنیم داریم یا نه.
.
من در متن اصلی خواسته های خودم را لیست کردم. حالا نوبت شماست.
.
.
باز هم خواهش میکنیم به جای جملات قشنگ و کلی فقط "خواسته ها" و "تصور" خودتون را از ایران 4، 8، و 12 سال دیگه بنویسید.
* شاهد این باشیم که حد اقل 1 تریلیون دلار سرمایه گذاری خارجی جذب شود.
* ساختار معماری و مهندسی خانه های زشت و بدترکیب و بی کیفیت ایران تغییر اساسی کرده و با خانه هایی با مهندسی و معماری روز جایگزین شود.
* آمار بیکاری به زیر 10% برسد.
* دولت به اندازه فقط یک ساختمان کوچک شود و سیستم های اتوماتیک جایگزین سیستم های دستی و کاغذی کند، فاسد، عقب افتاده و کهنه شود.
* مردم ایران آبروی از دست داده خودشان را دوباره به دست بیاورند و به شهروند ایرانی در کشورهای دیگر احترام گذاشته شود.
* آموزش و پرورش و آموزش عالی کشور به حد استاندارد بین المللی برسد.
* قانون کشور به سطح قانون های بین المللی که دهه ها یا قرن ها در بسیاری از کشورهای جهان پیاده سازی می شود برسد، و به طور مساوی برای بزرگ و کوچک و ضعیف و قوی بدون هیچ گونه دخالت دین اجرا شود.
* رسانه های کشور تلاش کنند که شادی از دست رفته مردم به آنها بازگرداننده شود. دولت هیچ گونه مبارزه ای با گسترش فرهنگ عامیانه نکند و به جای تلاش برای ایجاد جو افسردگی، عزاداری، وفات و تزریق کذایی دین در جامعه، به رسانه ها اجازه داده شود تا محتوا های شادی بخش همچون موسیقی، فیلم، مجلات و نمایش های عامیانه در جامعه گسترش پیدا کند و عریان گرایی در حد معقولی که در اکثر کشورهای دنیا نمایش داده می شود آزاد شود.
* به تمام مردم آزادی داده شود تا خودشان نوع لباس، خوراک، دین، عقیده و غیره را تعیین کنند. به این ترتیب دولت هیچ گونه حقی برای جلوگیری از عریان گرایی، مشروب و غیره را نخواهد داشت.
* مبارزه اصولی و صحیح با اعتیاد و قاچاق به اجرا در آید.
* تجا...
* روابط کاملن دوستانه و قوی با بیشترین تعداد کشورهای دنیا بر اساس منافع ملی برقرار شود (نه بر اساس ایدئولوژی و گرایشات اخلاقی). رابطه با آمریکا به دلیل منافع بیشماری که برای کشورمان خواهند داشت باید در بالاترین اولویت قرار بگیرد.
به نظر من تو به هیچ وجه نباید در انتخابات شرکت کنی، اما معتقدم تحریم انتخابات با این دلایلی که گفتی سیاستی غطر منطقی است. خواسته های تو نیازمند یک انقلاب کاملا بنیادین، یا اصلاحاتی حداقل بیست ساله است، تا ایران در آغار راهی قرار بگیرد که به آنچه تو می خواهی برسد. تحریم انتخابات برای کسی که خواهان تغییرات بنیادین است، چه فایده ای دارد؟ تحریم از نظر داخلی نتیجه مشخصی دارد و آن این که حضور مخالفان حکومت را در انتخابات کاهش داده و طبعا باعث موفقیت طرفداران حکومت در انتخابات می شود، در نتیجه وضعیت برای تغییر دشوارتر از آنچه هست می شود، چون دولت سخت تری قدرت را در دست می گیرد. طبعا در حالتی سخت تر مثل احمدی نژاد، برای آگاهی افکار عمومی و در نتیجه فراهم شدن شرایط ذهنی انقلاب( چیزی که تو برای رسیدن به برنامه هایت به آن نیاز داری) راه دشوارتری است، تا زمانی که حکومتی نرم تر مثل خاتمی یا هاشمی سر کار باشد. و با این فرض که شیوه قهرآمیز را هم بخواهی در نظر بگیری، در شرایط احمدی نژادی حتما باید روی کشته شدن ده هزار نفر حساب کنی، در حالی که در شرایطی که لاریجانی سرکار باشد با کشته شدن 8 هزارنفر هم کارت راه می افتد، و اگر هاشمی سرکار باشد، احتمالا 4 هزار کشته بیشتر لازم نیست. به همین دلیل حتی اگر خودت هم نمی خواهی در انتخابات شرکت کنی، بهتر است از تحریم طرفداری نکنی، چون اگر تحریم مورد نظر تو به نتیجه برسد، دولت سخت تری کار را در دست می گیرد و خودت مشکل بیشتری پیدا می کنی. به نظر من تو باید برای رسیدن به خواسته هایت که گفتی، در انتخابات شرکت نکنی، اما به دیگران با اسم مستعار بگویی در انتخابات شرکت کنند. این بهترین راه است.
1. مصالحه (نه تسلیم) با دنیای غرب درباره مساله فلسطین و انرژی هستهای.
2. تمرکز سرمایههای داخلی و / یا جذب سرمایه خارجی برای بخش انرژی (نفت، گاز، پتروشیمی)، معدن و تولیدات معدنی (مانند سنگهای تزئینی، گچ، سیمان، فولاد)، کشاورزی (در زمینههای دارای مزیت نسبی مانند باغداری یا راهبردی مانند برنج و گندم)، دامپروری، مرغداری، زنبورداری و صنایع دستی (از همه مهمتر، فرشبافی).
3. پایان نظام سهمیهبندی (کوپن) برای عموم و پوشش خانوادههای نیازمند.
4. ادامه یارانه نان، قطع یارانه شکر و اختصاص آن به یارانه شیر.
5. کاهش مرحلهای یارانه بنزین، همراه با کاهش مرحلهای تعرفه واردات خودرو.
6. اصلاح قانون مطبوعات بر اساس تجارب گذشته.
7. لغو نظارت استصوابی با تعمیم مقررات انتخابات شوراها به دیگر انتخابات.
8. اعمال حداقلی محدودیتهای اجتماعی (آزادی اجتماعی در حد عرف).
9. تعیین روسای دانشگاهها بر اساس انتخابات داخلی (نه انتصابی توسط دولت).
10. تعهد دولت به حذف (نه ادغام صوری) سه وزارتخانه در مدت چهار سال.
ایران حتی در پنجاه سال هم نمی تواند از نظر اقتصادی و اجتماعی از امارات جلو بزند، چرا که جمعیت امارات حدود 3.440.000 نفر و مساحت آن 82.880 کیلومتر مربع است، یعنی جمعیت ایران 22 برابر و مساحت آن 20 برابر امارات است. در حقیقت اقتصاد امارات قابل مقایسه با ایران نیست، این کشور کلا دو سوم تبریز یا بیست درصد تهران جمعیت دارد. قدرت تحرک کشوری با جمعیت کوچک بسیار بالاتر از جمعیت بزرگ است. ضمنا درآمد سرانه امارات در سال 2007 حدود 25هزار دلار، و درآمد سرانه ایران 8700 دلار بود. حاصل اینکه این خواسته تو با هیچ دولتی در هیچ حالتی ممکن نیست. حتی اگر فردا صبح مدیران کنونی امارات مدیریت اقتصادی ایران را در دست بگیرند هم تا ده سال که هیچ، تا پنجاه سال دیگر هم ما به امارات نمی رسیم، مگر اینکه تو علاوه بر تغییرات وسیع در ایران، جکومتی مثل ایران را هم به امارات ببری تا در این ده سال که ما جلو می رویم، آنها عقب بروند، حتی در این حالت هم در ده سال مشکل حل نمی شود. به نظر من خواسته اول تو غیر ممکن است.
پاتریک عزیز!
این خواسته تو تقریبا غیر ممکن است، یعنی برای تغییر معماری ایران، که به منزله ویران کردن و ساختن تقریبا همه خانه های کشور است، احتمالا سی سال وقت لازم است. در این حال اولین چیزی که باید تغییر کند، رویکرد ذهنی ایرانیان است، یعنی ایرانیان باید بپذیرند که به جای کوبیدن ساختمان و بنا کردن سریع آن به هر شکل که می خواهند، باید از یک الگوی معماری تبعیت کنند، باید خانه را طوری بسازند که تا صد سال فقط تغییرات داخلی در آن داده شود، باید دقیق باشند، باید واقعی فکر کنند، باید الگوی ایرانی داشته باشند و همه این چیزها جز اینکه نیازمند بودجه چهل سال ده رئیس جمهور است، نیازمند تغییر رویکرد یک ملت است. مثلا خود شما، معتقدید به جای اصلاح این خانه باید آن را کوبید و دوباره ساخت و آن چیزی را که می خواهید بسازید تقریبا با سلیقه همه همسایه های تان متفاوت است، مثلا باید یادتان باشد که 50 درصد همسایه های کوچه شما، آدم های مذهبی هستند و خواهند ماند، طبیعی است حاصل تفکر شما همین معماری می شود. اصولا علت معماری آشغال شهرهای ما همین تفکر کوبیدن و ساختن به جای اصلاح کردن و مرتب کردن است.
بسیار خوب. هرچند بر خلاف خواهش من در نهایت خواسته های خودتان را معرفی نکردید ولی جملات بسیار تفکر بر انگیز و کنایه آمیزی نوشتید. حتی تا جایی که برای یک لحظه من را متقاعد کرد که مردم ما آنچنان عاجز و بدبخت هستند که حتی یک رای من میتواند در وضعیت شان کوچکترین تغییر را ایجاد کند.
.
در نهایت به عنوان موجوداتی متفکر، "اشرف مخلوقات" به نظرم میرسد که همیشه بهترین راه برای رسیدن از نقطه اول به نقطه دوم خط راست نیست. گاهی اوقات یک ایده خلاقانه، یک میانبر، یک مدیریت صحیح، یک تفکر درست می تواند شما را آنچنان به مقصدتان برساند که هرگز باور نمی کردید چنین شود.
.
به نظر میرسد متفکران ما هم ایمان خودشان را به قدرت انسان به کلی از دست داده اند. فراموش نکنید تاریخ تا به حال شاهد گاندی، ماندلا، مارتین لوتر، مالکوم اکس بوده.
.
زمانی که آبراهام لینکلن جنگ های داخلی آمریکا را پایان داد و کشور را متحد کرد، هیچ کس باور نمی کرد که این مردم سراسر خشونت طلب روزی در کنار هم در صلح زندگی کنند. زمانی که مصدق قدرت را به شاه برگرداند هیچ کس باور نمی کرد می شود دولتی را با عده ای چماق دار به زیر کشید، موقعی که شاه رفت هیچ کس باور نمی کرد پیر مردی بی سواد بتواند کشوری به این بزرگی را به دست آورد ...
و
پاتریک عزیز!
خواسته اول تو به این معنی است که دولت حداکثر در یک ساختمان کوچک، مثلا یک ساختمان بیست طبقه با 5000 کارمند اداره شود. فکر می کنم این کوچکترین واقعیت قابل تصور است. در این حالت، دولت که در سال 1380 تعداد 2010000 کارمند داشته و در حال حاضر کمی به آن افزوده شده است، باید در 4 سال، حداقل 1960000 کارمند را اخراج کند، یعنی میزان بیکاری به 15 درصد اضافه شده و به 26 درصد برسد. اخراج یا کاهش 2 میلیون کارمند احتمالا در یک پروسه سی ساله ممکن است. از طرف دیگر تو می خواهی بیکاری هم از 11 درصد به زیر ده درصد برسد، در حالی که خودت 15 درصد را بیکار می کنی. این دو خواسته با هم قابل جمع نیست. اجرای این خواسته حتی با یک انقلاب و تغییر حکومت در بهترین حالت در کمتر از سی سال غیر ممکن است. به نظر می رسد اصلا واقع گرایانه نگاه نمی کنی، یا در نظر نمی گیری آنچه در رویای تو زیباست روی زمین چه اندازه آماری دارد.
خیلی ممنون که لیست خواسته های خودت را نوشتی.
.
ابراهیم عزیز،
مادامی که داشتم متن بالا رو می نوشتم دو کامنت دیگر هم نوشتید. باز هم خواهش خودم رو تکرار می کنم. لطفن به عنوان قدم اول به جای اینکه خواسته های یکدیگر را به چالش بکشیم، فعلن لیست خواسته های خودمون را (حتی اگر نادقیق) بفرستیم.
به این ترتیب حد اقل می دونیم که درباره چه نوع "پیشرفت" یا "بهتر شدن اوضاع" صحبت می کنیم.
پاتریک عزیز!
آنچه می گویی قشنگ و آرمانگرایانه است، اما این گفته در تضاد با آنچه خودت می گویی است که باید طرفداران انتخابات خواسته های مشخص و روشن بگویند، و وقتی هم که من خواسته های تو را ممکن نمی دانم، از آرمان دفاع می کنی. از نظر من آرمان خوب است، اما ربطی به واقعیت موجود ندارد.
تو را برای فردا به یک گفتگوی همزمان دعوت می کنم. من خواسته هایم را می گویم و بقیه خواسته های تو را هم دقیقا نقد می کنم. الآن به ساعت من 4.41 دقیقه است و باید بخوابم. امیدوارم فردا بتوانیم با هم گفتگوی خوبی بکنیم و به نتیجه خوبی برسیم.
در ضمن تقریبن با همه استدلال های شما برای ثابت کردن اینکه خواسته های من غیر واقعی بودند مخالف هستم. یعنی معتقدم که اکثر موارد واقعن یا کاملن امکان پذیرند و یا نزدیک به امکان پذیرند. به من کمی فرصت بدید دلایل خودم را در پست دیگری در وبلاگ خودم ارسال می کنم...
من خواسته هایم را بارها گفته ام، فردا هم آنچه را قبلا گفته ام مجددا لینک می کنم. از طرفی من معتقدم اگر شما فکر می کنی رای تو اثر دارد، که قطعا دارد، باید مسوولیت آن را بپذیری، نمی شود که من انتخابات را تحریم کنم، اما معتقد باشم که رای من اثر ندارد، اگر اثر ندارد چرا تحریم می کنی؟ و اگر اثر دارد چرا مسوولیت نمی پذیری؟ اولین شرط برای همراه کردن مردمان با ما این است که مسوولیت این همراهی را بپذیریم.
بله من هم فکر کردم که باید در بلژیک دیر وقت باشه. خیلی ممنون از وقتی که گذاشتید و با کمال میل در بحث فردا شرکت می کنم و امید وارم تعداد بیشتری هم در بحث شرکت کنند.
شب خوش.
1.حذف مجازاتهایی نظیر شلاق قطع عضو و... که سالهاست در بسیاری از کشورهای دنیا در مورد حیوانات هم اجرا نمی شود. حداکثر تا قبل از۵ میلیون سال آینده
2. تساوی و حقوق برابر برای زنان حداکثر تا قبل از۱۱ میلیون سال آینده
3. آزادی در انتخاب پوشش حداکثر تا قبل از ۴۷ میلیون سال آینده
4. آزادی عقیده و بیان حداکثر تا قبل از ۱۰۳ میلیون سال آینده
5. برابری برای اقلیت های قومی و مذهبی حداکثر تا قبل از ۳۴۳ میلیون سال آینده
6. از سر گیری روابط با همه کشورهای منزوی شده دنیا (آمریکا اروپا آسیا و...) قبل از تمام شدن خورشید.
7. لغو نظارت استصوابی قبل از ظهور امام زمان.
اگر اصلاح طلبان حکومتی عزیز برنامه عملی برای برآوردن این خواسته ها در زمان ذکر شده دارند من در تمام انتخابات ج.ا که هیچ در تمام راهپیمایی ها و نماز جمعه ها شرکت میکنم و هفته ای دوبار هم به اتفاق اصلاح طلبان عزیز با حضور در مرقد مطهر امام با آرمانهای ایشان تجدید بیعت می کنم.
https://balatarin.com/permlink/2007/12/17/1193899
۱.برابری زن و مرد
۲.ازادی مطبوعات و تلویزیون(+آزادی بیان)
۳.ازادی احزاب سیاسی
۴.ازادی انتخاب پوشش فردی
۵.بر قراری روابط کامل دیپلماتیك با تمامی كشورهای دنیا بر اساس منافع ملی
۶.منع قانون شکنجه واعدام
۷.بازسازی کامل مناطق جنگ زده وزلزلزله زده،(بم و خرمشهر به عنوان مثال)
۸.حمایت دولت از تولیدات داخلی
۹.برابری قوم ها و ادیان
۱۰.اعلام غیر قانونی بودن بسیج و بسیجی
۱۱. نیروی انتظامی به عنوان تنها نهاد قانونی برای کنترل نظم شهری زیر نظر ریس جمهور
۱۲.ایجاد فضای اقتصادی ازاد تا میلیونها سرمایه دار ایرانی خارج از کشور را
تشویق به سرمایه گذاری در ایران كند
۱۳.استفاده از از جاذبه های تاریخی،فرهنگی،تفریحی جهت جذب توریست
۱۴.اصلاح قانون سربازی
و البته:
۱۵.برگزاری انتخابات آزاد
به راستی کدام ایرانی میهن پرستی وجود دارد که آرزو نداشته باشد کشورش را هر لحظه بیش از ژیش در مسیر توسعه، رفاه، آزادی و پیشرفت ببیند؟
اختلاف ما بر سر روش رسیدن به این آرمانهاست نه مصداق آنها...
بسمه تعالی
لطفا دیگر درباره ی چنین خواسته های نامشروع و استکباری بحث نشود.
سید علی خامنه ای
سلام
سوال هم همین است که در صورت توافق دوباره بر روش اصلاحات مصداق ها کجاست؟
اينا هم خواسته هاي اصلي منه:
تغيير قانون اساسي و قوانين مربوط به رهبري و ولايت فقيه و شوراي نگهبان
خبرنگار جان نکته همین جاست که این آرمانها نه تنها یکی نیست بلکه بعضا کاملا هم متضاده.
آرمان شهر اصلاح طلبان حکومتی عزیز حکومت اسلامی به تعبیر آیت الله خمینی است (برای اطلات بیشتر به کتاب حکومت اسلامی یا ولایت فقیه مراجعه کنید).
اعلام غیر قانونی بودن بسیج فعلا نه عملی است و نه اصلاحطلبان فعلی تن به ان میدهند . اما میتوانند پله پله مخالفتشان را با این نهاد اعلام کنند . تا مثلا در 20 سال اینده نتیجه بدست بیاید.مثلا مخالفت با ایست و بازرسی و بازداشت های بسیج با این استدلال که مملکتی که پلیس دارد نیازی به نیروهای شبه نظامی در تامین امنیتش ندارد و چنین نیروهایی بدلیل اموزش کم و پاره وقت بودن ....باعث هرج و مرج و تداخل کار در وظایف پلیس میشوند.فاجعه قتل خانم زهرا بنی یعقوب مثال خوبی برای جلوگیری از اقدامات بسیج است که لیدر های اصلاحطلبان بنابر همان مصلحت!!!های قبلی در مورد ان سکوت کردند .
خامنه ای اگر نمی خواست مطمئن باشید که نمی گذاشتند خاتمی یه رفتگر ساده هم باشه چه برسه به رییس جمهور.
این ها همه بازیست و برای سرگرم کردن مردم ایران
خاتمی جلاد تر از احمدی نژاده، شک نکنید.
شرکت ما در انتخابات هیچ سودی نداره، اونی که قراره سر از صندوق های رای بیرون بیاره از قبل مشخصه و شرکت ما فقط بر مشروعیت این انتخابات فرمایشی می افزاید.
تعریف دوستان از آزادی هم بسیار جالب و شنیدنیست.
انگار آزادی در انتخاب پوشش خلاصه می شود، مفهوم آزادی بسیار بالاتر از این حرف هاست منتها این ملایان چنان عرصه را بر مردم تنگ کرده اند که دایره ی آزادی به همین حد و حدود ختم شده است.
سیاست شل کن سفت کن رژیم را دیگر همه به خوبی متوجه شده اند، مطمئن باشید بعد از احمدی نژاد باز یکی مثل خاتمی خواهد آمد و هشت سال دیگه مردم سر کار هستند و باز دوباره این دور تسلسل ادامه خواهد داشت و ما همچنان چشم امید به چنین افرادی داریم.
مردم باید برای یک بار هم که شده خود همت کنند و به پا خیزند و بنیاد این حکومت اسلامی فاشیستی را از ریشه بر کنند و برای همیشه دین و دینداران را به زباله دان تاریخ بیندازند.
این چه جور دفاع اشکار از حق مردم است که صد تا غلط کردن در ان مستتر است؟
الف)اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی
ب)اعتقاد به ولی فقیه
این دو شرط باعث می شود که نماینده اصلا به خودش جرات ندهد که وارد این دو موضوع شود در حالی که ریشه ی تمام مشکلات ما این دو مسئله می باشد.
فرض کنید که شورای نگهبان همه ی اصلاح طلب ها را تایید کند اصلا فرض کنید مجلس به طور کل در اختیار اصلاح طلبان قرار بگیرد خوب تصویب یک لایحه در نهایت باید با تایید شورای نگبان باشد، مجلس که از خود اختیاری ندارد.
اگر نمایندگان زیاد هم پافشاری کنند در نهایت سید علی یک حکم حکومتی صادر می کند و به ریش همه ی نمایندگان و ملت خواهد خندید، این جوری : ها ها ها ها
به همین سادگی
شما از نماینده چه انتظاری دارید؟
نماینده حتی اگر بخواهد کاری هم بکند دستش بسته است با این قوانین مزخرف جمهوری اسلامی
آنان که مردم را به شرکت در انتخابات تشویق می کنند یا متوجه موضوع نیستند یا خیلی رندانه در جهت منافع نظام فاشیستی اسلامی جمهوری اسلامی گام بر می دارند.
در طول این همه سال من فقط یک بار شاهد بودم که یک نماینده ای خواست درباره ی وظیفه ی سید علی صحبت کنه(محسن آرمین) که آن هم توسط نمایندگان جیره خوار سید علی به آشوب کشیده شد.
تا وقتی که شورای نگهبان بالای سر مجلس است هیچ امیدی به این مجلس فرمایشی نیست هر گاه مجلس مستقل شد بنده اولین کسی خواهم بود که رای خواهم داد.
دوست گرامی! تا جاییکه بنده اطلاع دارم، به جز حزب اعتمادملی و بخشی از مجمع روحانیون مبارز (به رهبری محتشمیپور) هیچکدام از دیگر گروههای اصلاحطلب چنین ادعایی که شما بیان کردهاید را ندارند.
چرا ما باید اصلاحات را خلاصه کنیم در رای دادن ان هم فقط به یک گروه معلوم ؟
من هم با اقا رضا موافقم اصلاحات اصلی اینهاست.باید جنبشی راه بیندازیم و خواسته هایمان را بیان کنیم و فکر کنیم تا چطور میتوان ان را عملی کرد .
اول مخالفین باید خواسته شان را باهم یکی کنند . بنظر من هدف باید رهبر باشد .وقتی همه یک صدا خواستار مبارزه با ایشان باشند ونه نکته های انحرافی مانند احمدی نزاد کم کم تغییرات ایجاد میشود .بالاخره بعد از 20 و 30 سال ایشان مشروط میشوند یا سرنگون.
جناب دانشگاه عزیز!
شما یکی از منصفترین منتقدان اصلاحطلبان هستید که بنده تاکنون مشاهده کردم. ذکر این نکته را نیز لازم میدانم که اصلاحطلبان و حتی دوران اصلاحات نیز آرمان شهر من نبودند اما آیا آرمانشهری هم تاکنون در عالم واقع محقق شده؟؟؟
1-برابری زن و مرد
2-جدایی دین از سیاست
3-انتقال مرقد امام هشتم شیعیان به عراق یا عربستان
4-تعطیل شدن تمام امام زاده ها
5-فراخوان ملی برای تعویض اسامی عربی
6-تعطیلی حوزه ی علمیه و هر حوزه ی دینی دیگر
7-قطع هر گونه کمک مالی به آخوند جماعت به نحوی که مجبور باشند برای امرار معاش به سر کار بروند(برای شروع من به یک کاگر جهت نظافت در منزل نیازمندم)
8-لغو مجازات های وحشیانه ی اعدام، سنگسار، قطع دست و پا و خلاصه تمامی مجازات های عصر حجری اسلامی
9-آزادی مطبوعات و احزاب
10-به رسمیت شناختن کشور اسراییل و برقراری ارتباط با این کشور و آمریکا
11-عدم کمک مالی به تروریست های فلسطینی و لبنانی و دیگر تروریست هایی از این قبیل
12-دریافت غرامت از کشور عراق بابت هشت سال جنگ
13-محاکمه ی عادلانه ی سران جمهوری اسلامی(پیشنهاد می شود همگی به اردوگاه اجباری کار فرستاده شوند زیرا فکر می کنم کار کردن از اعدام هم برای این مفت خورها دردناک تر باشد)
14-عدم تدریس درس عربی در مدارس ایران (به غیر از خوزستان آن هم در صورتی که خود مایل باشند)
اما در جواب patrick عزیز باید بگویم نه بنده هم رأی نمیدهم و چرایش هم بی احترامی به رأی من است یعنی اگر من نماینده ای در مجلس دارم حرف و رأی ایشان که در جهت خواسته های من است با یک حکم از طرف ارگانی بالاتر بر باد میره این ارگان میتواند "شورای نگهبان حکومت اسلامی" باشه یا شخص رهبرش.
زمانی خواسته های مردمی به تحقق میرسد که نخبگان جامعه بدون ترس و در شرایط آزاد بتوانند کار کنند، پس شرط اول آزادی بیان و آزادیهای سیاسی و اجتماعیست.
هر وقت به این مرحله از آزادی رسیدیم که در پی آن ثبات سیاسی خواهد بود، میتوان به اهدافی از جمله بازسازی میهن و سایر خدمات به آسانی رسید.
تمام اینها با وجود نظام حکومت اسلامی غیر قابل دستیابیست، افراد نخبه و متخصص از مملکت گریزانند و تنها تفکری که میتواند در سایهء این حکومت رشد کند همان تفکرات حوزوی و وابستگی به آن است.
تعریف و تمجید از رهبر و سپاه و بسیج و نظام اسلامی
و گفتن مطالبی اینچنینی مانند:
ما زندانی سیاسی نداریم(خاتمی) و
اکبر گنجی خودش مقصر بود(خاتمی)
یکسری اعدامی و زهر خورده از سوی نظام اسلامی وانقلاب در نا ارامی ها شرکت داشتند(خاتمی)
دادن لقب بی خط و ربط های ماهواره ای به جوانانی که در سالگرد 18 تیر در نا ارامی های سال 82 شرکت داشتند توسط مصطفی ایزدی سر مقاله نویس اصلاحطلبان
سکوت کامل در برابر تمام تضییع ها بر حقوق مردم
رای دادن به چنین گروهی بنام تغییرات ارام به نظر من بی فایده است . موجب یاس و ناامیدی بیشتر جنبش ازادی خواهی میشود مگر خودشان را تغییر بدهند که فعلا خبری نیست.
لابد واسه همینه که هرکدوم هفته ای دو بار با حضور در مرقد مطهر امام با آرمانهای ایشان تجدید بیعت می کنند؟ واسه همینه که برای اثبات هر حرفی یک نقل از امام راحل می کنند؟ ... باز هم بگم خدمتتون؟
در ضمن عرض کنم که با چند تا از روشنفکرترین های این آقایون و خط فکریشون از نزدیک آشنایی دارم وچیزی که عرض کردم عین گفتار و نوشتار این عزیزان است. توضیحات بیشتر هم خواستید شخصا در خدمتتون هستم.
خواسته های شما رو خوندم. بر خلاف آقای نبوی که اعتقاد داشتند این خواسته ها عملی نیست، باید بگم که به نظر من شدنی است. خواستن، توانستنه اما مشکل اینجاست که این رنج گسترده از تغییرات بدون وقوع یک انقلاب همه گیر در تمام سطوح کشور اعم از فرهنگی، مدیریتی و اقتصادی امکان پذیر نیست.
پس میشه نتیجه گرفت که شما موافق انقلاب در کشور هستید، انقلابی که متاسفانه هم من میدونم و هم شما آگاه هستید که 100 درصد همراه با کشت و کشتار خواهد بود. حداقلش اینه که قشری که الان زمام امور رو در کشور در دست دارند، باید از قدرت و نظام اجتماعی حذف شوند که این کار شوخی بردار نیست.
در مورد خواسته های من؛
1 - جدایی دین از سیاست در هر شکلی که امروز شاهد تلفیق آن دو هستیم.
2 - روابط با کشورهای دنیا با توجه به منافع ملی و نه شخصی، حزبی، عقیدتی و یا عرفی.
3 - آزادی بیان، در هر شکل ممکن (از اصلاح قانون مطبوعات تا حمایت از اطلاع رسانی عادلانه)
4 - تلاش همه جانبه برای عضویت کشور در WTO که پیش نیازش، تصویب قوانین حمایت از تجارت آزاد است.
5 - حمایت از اتباع ایرانی در هر کجای دنیا، تقویت فرهنگ ایرانی و حس ناسیونالیستی در کشور، برقراری حق مساوی در تحصیل برای همه ایرانیان
6 - آزادی تمام فعالان دانشجویی، روزنامه نگاران و مجرمان سیاسی به هر نحو ممکن.
7 - تلاش برای رهایی کشور از وابستگی به اقتصاد تک محصولی
در حال حاضر این موارد به ذهنم رسید.
لطفا یک نمونه از حضور مسئولان احزاب اصلی اصلاحطلب (مثلا مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب) در سالهای اخیر و مکانی که ذکر کردید را بگویید تا جهت ثبت در تاریخ داشته باشیم.
درضمن بحث نقل برخی مطالب از آیتالله خمینی اولا که در میان اصلاحطلبان عمومیت ندارد ثانیا بسیاری از مخالفان دوآتشه جمهوری اسلامی هم در مواقع لزوم از وی نقل قول میکنند ثالثا هنگامی که بین مواضع رهبر قبلی و رهبر کنونی، تضادهای فراوانی وجود داشته باشد، بهترین روش برای ضربه زدن به رهبر فعلی این است که از گفتههای رهبر قبلی بر علیه او استفاده کرد.
در مورد مطلب آخر هم خوشحال میشم نظراتتون را دراین باره بدانم البته به صورت مستند.
خبرنگار عزیز سلام
با نظر شما موافقم که ارمانشهر دست نیافتنی است . اما ارمانشهر های دست یافتنی که تا بحال برای بشر محقق شده نظام های سیاسی کشور هایی مانند امریکا و المان و فرانسه هستند . قبول داریم که نواقص زیادی دارند اما در حد بالایی قرار دارند که ما از انها بسیار دور هستیم.
بحث ما و اصلاحطلبان توقع شروع به سمت حداقل هاست. تا شاید بالاخره روزی ما هم در حد کشورهایی مانند فرانسه قرار گیریم.
معتقد هستم که اگر بخواهیم رای بدهیم اصلاحطلبان را باید مجبور کنیم که یک سری برنامه های حداقلی اما واقعی را اعلام کنند و برای ان تلاش کنند تا راه برای اعلام و اجرای برنامه های بزرگتر مهیا شود . همچنین در گفتار و رفتارشان بازنگری جدی کنند .
به نظر بنده این که رای بدهیم بدون اینکه خواسته ای از نمایندگانمان داشته باشیم و امید به تغییرات مجهول در اینده ای نا معلوم داشته باشیم همان کاری است که در 76 انجام دادیم و شکست خوردیم .عدم مطالبه برنامه از اصلاحطلبان یعنی عدم تعهد اصلاحطلبان به ما. میدانیم که شرایط فعالیت سیاسی در کشور سخت است اما نباید هم اجازه بدهیم که انها پشت پرده مصلحت و تغییرات ارام بیکار باشند.
کاملا با هر دو بحث شما موافقم. امیدوارم تمام منتقدان اگر واقعا قصد اصلاحات دموکراتیک در کشور دارند، مانند شما منصفانه بیندیشند نه سیاه و سفید!
اصولن هيچ درخواستي در ج.ا قابل پيگيري نيست،بنابراين وقت خود را تلف نمي كنم،البته با احترام به همه ي درخواست هاي جالب دوستان عزيز
خواسته من فقط اینه که تا 4 ساله دیگه بشه حرف از رفراندوم زد و رهبر رو گاهی نقد کرد،همین که خفقان نباشه بتونی همین حرفایی که اینجا با شجاعت می زنید رو توی یه روزنامه ایرانی هم بزنی یعنی بلاخره عاقبت به خیر می شیم!
من واقعابا نظر شما در مورد رای ندادن مخالفم چون عملا دارم تفاوت رو می بینم در تمام سطوح،از آزادی خواهی بگیر تا درک مردم از دموکراسی
استفاده از این تاکتیک در سومین موردی که گفتید خوب است .یعنی زمانی که تعارضی بین گفته های خامنه ای با خمینی بوجود بیاید .اما اصلاحطلبان بیشتر مواقع استناد به سخنان این دو را در موازات هم بکار برده اند تا در تعارض. مثلا گفته اند همانطور که بنیانگذار انقلاب فرموده بودند و مقام معظم رهبری هم در این مورد تاکید داشته اند... . که اگر اصلاحطلبان و خصوصآ خاتمی با استناد به سخنان خمینی از اعمال و رفتار خامنه ای انتقاد میکردند حرکت خیلی خوبی بود.
در موارد دیگر هم که بصورت جداگانه برای اثبات سخنانشان به سخنان یکی از این دو نفر استناد میکنند. دربین افراد شاخص اصلاحطلب و علی الاخصوص اقای خاتمی این طور صحبت کردن ها به صورت رویه درامده و ختم به این موارد هم نمیشود و شامل موارد دیگری مانند تایید بسیج و سپاه و .... هم هست .بنده فکر میکنم یکی از دلایل اصلی ریزش ارای اصلاحطلبان این موضع گیری ها بود.
درمورد
دانشگاه عزیز!
من هم این نقد شما را به برخی افراد مانند خاتمی دارم. اما وقتی واقع بینانه به مسئله نگاه میکنم میبینم که او هم بالاخره رئیس جمهور این کشور بود. رئیس جمهوری که نیخواست مصدق باشد...
اما در هر صورت و علیرغم انتقادات فراوان و گاه مبنایی که به خاتمی دارم نمیتوانم او را با فردی مانند کروبی که عنوان اصلاحطلبی را با خود یدک میکشید اما در عمل و در پشت پرده بزرگترین خیانتها را هم به اصلاحطلبان و هم به اصلاحات کرد، مقایسه کنم.
ضمن آنکه انصاف دهید که حداقل در میان اعضای شاخص مشارکت و سازمان کسی وجود ندارد که بگوید امام اینگونه گفت و مقام معظم رهبری هم...
واقعا آیا محمدرضا خاتمی، حجاریان، الهه کولایی، رمضان زاده،بهزاد نبوی، محسن آرمین و حتی چهرههایی مانند میردامادی و شکوریراد و سلامتی که به نسبت ارتدوکس تر هستند و بسیاری دیگر اینگونه سخن میگویند؟؟؟!!!
حداقل من که به خاطر ندارم...
در اینکه کشورهای کوچک راحت تر از کشورهای بزرگ می تونن پیشرفت کنند با شما موافقم. در هر حال به این واقعیت های زیر توجه کنید:
1- ملاک اقتصاد یک کشور چیست؟ اکثر افراد GDP (تولید ناخالص ملی) را ملاک برتری اقتصاد میدانند (همان چیزی که شما ملاک قرار دادید) در حالی که ملاک واقعی بر اساس 11 پارامتر مختلف تایین می شود. رده بندی های زیر به شما می گویند کدام کشور از نظر اقتصادی پیشرفته تر است:
- مهم ترین عامل: راحتی در انجام کار بازرگانی
- شروع کار بازرگانی
- مسائل مربوط به پروانه کار
- استخدام کارگر
- ثبت دارایی
- گرفتن اعتبار
- امنیت سرمایه گذار
- پرداخت مالیات
- تجارت بین المللی
- قدرت اجرایی قرارداد ها
- پایان دادن به کار بازرگانی
.
جهت مزید اطلاع، در بسیاری از این موارد، کشور عربستان از امارات در رده بالاتری قرار دارد. به این ترتیب GDP per capita که ملاک درآمد سرانه است دلیل بر برتری اقتصادی یک کشور نیست.
.
در ضمن به این واقعیت هم توجه کنید که اقتصاد امارات بر اساس تحریم های اعمال شده بر ایران استوار شده. در صورتی که اقتصاد ایران باز شود و شروع به حرکت کند، بدون شک اقتصاد امارات ضربه بزرگی خواهد خورد. امارات از کمبود جمعیت، تخصص محلی، قدرت کشاورزی، و جغرافیای طبیعی رنج می برد.
معماری و مهندسی سازه ها در کشور های پیشرفته توسط مردم تایین نمی شود. دولت و شهرداری موظف هستند که قوانین امنیت و زیبایی شهری را به اجرا گذاشته و نظارت کنند.
نه الزامن! با خصصی سازی بخش های دولتی، دولت فقط مسئول ساست گذاری های کلان خواهد بود و بخش های وسیعی از وزارت خانه ها مسئول درآمد و ادامه حیات خودشان خواهند بود. اگر کشور بزرگی مثل آمریکا بتواند تمام دولت مرکزی خودش را در کساحتی کمتر از یک روستا و فقط در چند ساختمان کوچک جا دهد، پس هر کشور دیگری هم می تواند با کمی اختلاف چنین کاری کند. مهم این است که طراحان و مشاوران شما چه کسی باشند.
مثال: مهم ترین بخش اقتصادی دبی در بخشی از شهر هست که بهش جبل علی میگن. این بخش به چند بخش زیر تقسیم شده:
Port: بزرگترین و مجهز ترین بندرگاه منطقه
Internet City: مجموعه ای که در آن سیستم های نرم افزاری تولید میشه
Media City: مجموعه ای که در آن تمام کارهای هنری، تبلیغاتی،... انجام میشه
Knowledge Village: مجموعه ای از دانشگاه ها و موسسات آموزشی
.
هر بخش دولت مربوط به خودش رو داره و تمام کارهایی که حتی فکرش رو هم نمی کنید با فقط کمتر از 50 کارمند انجام میشه. منتها تمام قوانین، مدارک، فرم ها، و سیستم های کامپیوتری قبلن آماده شده (توسط شرکت های متخصص دولت الکترونیکی خارجی)!
اخرين حرکت جدي آنها هم در دفاع از مجلس و انتخابات دير بود و در جهت منافع خودشان. به همين دليل هنوز هم قبل از برنامه حزب به صداقت و شرف فرد راي ميدهم مثلا کسئ مثل اعلمي
من در جملات خودم هیچ گونه آرمان گرایی ندیدم. آبراهام لینکلن شخصیت یک داستان حماسی نیست. اگر زندگی ایشون رو مطالعه کنید می بینید که ایشون در جوانی آنقدر ترسو بود که در یک دوئل مجبور شد از دوئل صرف نظر کنه. در اون زمان انجام چنین کاری به معنای یک بی آبرویی بزرگ بود.
ماندلا، گاندی، مالکوم اکس، و مارتین لوتر کینگ هم انسان های واقعی با پوست و استخوان و گوش و چشم مثل من و شما بودند.
من معذرت می خوام اگر خواسته های عملی شما رو قبلن ندیدم. البته باز هم تکرار می کنم، منظور از خواسته ها این نیست که موردی صحبت کنیم (مثلن "قتل های زنجیره ای پیگیری شود"). بلکه منظور چیزی هست که ما دوست داریم بعد از 4 یا 8 یا 12 سال دیگه در ایران به چشم ببینیم.
.
دقیقن منظورم همین بود. اگر خوب نگاه کنید با رای دادن نه تنها هیچ کدام از این خواسته ها در 4 سال برآورده نمیشه بلکه در 8 یا 12 سال آینده هم برآورده نمیشه.
.
چیزی که ی خواستم ثابت کنم این بود: جد استانداردهایی که اصلاح طلب ها معرفی می کنند بسیار بسیار پایینه. حالا این واقعیت رو هم در نظر بگیرید، همه ما به خوبی میدونیم که برای امتخان های سخت وقتی برای نمره 10 بخونید حتمن زیر 10 میگیرید. اگر میخواهید نمره 10 بگیرید، در بهترین شرایط اگر با خودتون صادق باشید باید برای 14 بخونید. حالا اگر دولتی که از نظر انجام دادن وعده هایش، بی آبرو بوده و هست به شما حتی وعده نمره 10 را هم نده، به نظر شما در نهایت چه چیزی به دست میارید جز صفر مطلق؟ (البته به این نمره چماق ها رو هم اضافه کنید)
پس وقتی خر از پل گذشت نمی توان به آنها امیدوار بود .
دیگر این که اصلاح این نیست که سرمایه خارجی جمع شود و مشکل بیکاری حل شود، منظور از اصلاح ، اصلاح قانون اساسی به عنوان اصلاح ساختار حقیقی حکومت و بر چیدن ولایت فقیه به عنوان اصلاح ساختار حقیقی حکومت است .
جدا حق مطلب رو ادا کردی، فقط یه نکته ای هست،
طبق گفته شما پس باید در انتخابات شرکت نکرد که معادل نرفتن به سر جلسه امتحانه و این نرفتن همانا و اخراج شدن از مدرسه همانا. بهتر نیست سر جلسه حاضر بشیم و حداقل برگه سفید بدون هیچ پاسخی بدیم؟ (;
فرض که این استدلال صحیح باشد اما وضعیتی که الان توش قرار داریم منفی 20. کما اینکه بنده مطمئنم تا منفی 1000 هم میتونه پیش بره.
مثال خوبيه البته در نقض نظر خودت. كسى به آدم وعده نمره نمى ده. نمره و قبولى گرفتنيه نه دادنى، حالا سطح معلمها هر چقدر هم پايين و مديريت هر چقدر UNFAIR باشه راهى جز درس خوندن و امتحان دادن نيست.
حتمن در جریان هستید که وقتی برای بیان کردن مطلبی مثال زده میشه، همه شرایط اون مثال قابل رجوع نیست. در این مورد به وضوح منظور من دقیقن متوجه سیستم نمره بندی بود نه اینکه انتخابات را با آموزش و پرورش مقایسه کنم (معلومه که از نظر سیستم اینها با هم فرق دارند).
دقیقن همینطوره که می فرمایید. از نظر علم فیزیک ادامه این سیستم که داره در جهت عکس کشورهای دیگر حرکت می کنه چیزی نیست جز کم شدن از این عدد.
.
به عبارت دیگه تلاش اصلاح طلبان برای کم کردن این سرعت منفی است در حالی که ما معتقدیم این نیروی پرقدرت دنده عقب اول باید به کلی حذف بشه و بعد یک سیستم پرقدرت مثبت اعمال بشه تا ماشین دوباره حرکت درست کنه.
.
بگذارید یک مثال عامیانه بزنیم... فرض کنید در یک مسابقه اتوبوسرانی شرکت می کنید. هر اتوبوس تعدادی مسافر حمل میکنه و تقریبن همه رانندگان در حال حرکت به شمال هستند یعنی جایی که هدف A, B, C,... قرار گرفتند. اینجا راننده ای داریم که به جای شمال معتقده که هدف در جنوب قرار داره و با سرعت 100km بر خلاف بقیه راننده ها در حال حرکت به جنوبه. از اون جالب تر، چند راننده دیوانه دیگر (از جمله کوبا، کره شمالی، ونزوئلا، سوریه) هم با این عقیده موافق هستند و به این سمت حرکت می کنند.
.
از بین مسافر ها یک عده هستند که معتقدند سرعت را باید تا 150km زیاد کرد تا به بقیه ثابت کنیم که هیچ کس جرات نداره در لاین ما حرکت کنه. در ضمن باید یک تابلوی بزرگ هم بزنیم جلوی اتوبوس که "شمایی که احمق هستید و به سمت شمال می روید، همگی شما راه رو به خطا رفته اید و محکوم به شکستید، پس به ما ملحق شوید تا رستگار شوید!"
.
طبیعتن این سرعت باعث وحشت عده ای از مردم که تحربه رانندگی دارند شده و دست انداز های این مسیر عذاب آوره. حالا یک عده تبلیغ می کنند که اگر مردم اجازه بدن که اونها رانندگی کنند، همچنان به سمت جنوب خواهند ...
.
حالا نظر شما به عنوان مسافر این اتوبوس چیه؟
يا تيتر و توضيح مناسب نيست كه ميخونن و ميرن تو و وقتشون تلف ميشه كه بايد منفي تيتر يا توضيح نامنناسب بدن
يا ميدونن دارن ميرن چيو بخونن ولي بعد لجشون ميگيره منفي ميدن; خوب اگه وقتت تلف ميشه نخون عمو!
به نظرم بايد از گزينه هايه منفي دادن وقت تلف کني هزف شه
Welcome to Balatarin :)
مثل اینکه منم نظر دادم و خواسته ام رو گفتم!!فقط از نظرایی که خوشت اومد تشکر کردی؟!
شما هیچ چیزی در مورد خواسته های اقتصادی، اجتماعی، آموزش و پرورش، بهداشت، کشاورزی، شهرسازی، دیپلماتیک و غیره لیست نکردید. درست میگم؟
یعنی حتما باید بگم که من به کسی رای می دم که حقوق من رو تا 4 سشلثه دیگه به ماهی 5 ملیون تومن برسونه تا واقعی و قابل اندازه گیری باشه؟!
پس اونی که من گفتم چیه؟غیر واقعی و به درد نخور؟!
تا 4 ساله دیگه