سیاست به زبان بچه فهم
ـ۳۲۵ کلیک
harfehesaaby.blogspot.com
(این نوشته برگردان یک نوشتار انگلیسی است) پسر: «بابا، معلممون خواسته در باره ی سیاست یک چیزی بنویسم ولی من از سیاست هیچی نمی دونم.»---------- پدر: «سیاست مثل خونه ی خودمون می مونه. من نان آور خونه ام پس من سرمایه دارم. مادرت مسئول خرج کردن پوله، پس کار دولت رو می کنه. سعی ما برآورده کردن نیاز های شماهاست. پس شما مردم هستید. خدمت کار خونه هم طبقه ی کارگر است و برادر نوزادت هم آینده است. خوب حالا متوجه شدی؟» پسر: «راستش هنوز مطمئن نیستم. باید در باره اش فکر کنم.»--------- همان شب گریه ی برادرش او را از خواب بیدار کرد و پسرک رفت ببیند چه اتفاقی افتاده است. معلوم شد که بچه ی بیچاره حسابی خودش را خیس کرده و مادرش هم در خواب سنگینی بود و اصلا متوجه این گریه ها نبود. پسر بلافاصله رفت سراغ خدمت کار تا او را بیدار کند ولی وقتی از سوراخ کلید نگاه کرد دید باباش و خدمت کاربغل هم خوابیده اند و اصلا متوجه در زدن های او نیستند. پسرک هم به اتاقش برگشت و خوابید.-------- روز بعد پسر رو به پدر کرد و گفت:.........
harfehesaab shatot entezare sins meysam.b3 Haj_hach tara amirreza farhad_p minajokar reza1001zf kaman crimsondevil parivash Hyacinth7 aryoo_barzan baoba kamelmeybodi rezar xanada hashem521 alibaba Ahmadinjad sprinter TheMohamad casper hamid1081 azadeh1 ehsanmovafegh GoodMoon Lukadium adash_khan anghahrad mohammad1r kashefe-farda comunque webcharkh Roadrunner digitalboy icro samad Arman-h xbenix _sd_ sahamdarjoz yozpalangh kargozar heli-r Germany SaraRaha fatiraja viraneh uncolawyer b3hzad faceless hemo marooned Ali424 myone alihm sinadadras picolo amirfarshad imanava Shannon anjelina mollah mihan younes sasan54 furogh2007 Kamangir

خوشمان آمد (چشمک)
چشم دولت روشن (چشمک)
((«:
خيلي جالب بود
:((((
این ترجمه خوب نبود خیلی
= برادر نوزادت نسل آینده است
= نسل آینده داره توی گ... خودش دست و پا میزنه!
یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی؟
پدرش فکری می کنه و می گه: بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی. من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت دولت هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.
پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادرکوچکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی گه خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرورفته و هرکاری می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره توی اتاق کلفت شون که اون رو بیدار کنه، می بینه باباش توی تخت کلفت شون خوابیده و داره ترتیب اون رو می ده. می ره و سرجاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.
فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟ پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت مستضعف و پابرهنه رو می ده، در حالی که دولت به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه دولت رو بیدار کنه، در حالی که نسل آینده داره توی گه خودش دست و پا می زنه.