کمکهای مالی به رادیو زمانه اتلاف سرمایه است؛ این رسانه تابع خط قرمزهای حکومت ایران است ـ۱۷۵ کلیک
radiozamaneh.biz
هفته گذشته روزنامه فولکس کرانت از روزنامه های مهم و پرتیراژ هلند گزارشی در باره رادیو زمانه منتشر کرد که اینک ترجمه کامل آن را می خوانید: دو میلیونوهشتصدهزار یورو کمک مالی که وزارت امور خارجه هلند به رادیوزمانه، فرستندة رادیویی که برای داخل ایران برنامه پخش میکند، پول مالیاتی هلند را تلف کرده است. این ایستگاه رادیویی که در آمستردام مستقر است در هیچ عرصهای توان رسیدن به هدف اصلی خود که پیشرفت دمکراسی و حقوق بشر در ایران باشد را ندارد. این را حداقل پانزده منبع ایرانی در داخل و خارج هلند میگویند که رادیو زمانه را بدقت دنبال میکنند. در تکمیل فرستندههای رادیویی مخالفان رژیم ایران، رادیو زمانه میخواست خبرنگاری ( ژورنالیستی) مستقل را تقویت کند. اما منتقدین معتقدند که این رادیو به لحاظ سیاسی بسیار یکسویهنگر و به میزان زیادی تابع خطقرمزهای حکومت است. منتقدین رادیوزمانه خواهان یک تحقیق مستقل دربارة محتوای برنامههای رادیو هستند. به اعتقاد آنها رادیوزمانه به اهداف خود وفادار نیست. اکثر وبلاگهای روی صفحة رادیوزمانه متعلق به طرفداران حزب مشارکت و خاتمی هستند و وبلاگهای گروههای سیاسی دیگر به ندرت در آن دیده میشوند. مهدی جامی مدیر رادیو زمانه، مدام تأکید میکند: "ما یک فرستندة غربی نیستیم بلکه یک رادیوی ایرانی برای شنوندگان ایرانی هستیم و حساسیتهای آنها را مد نظر داریم. در همین راستا اصولا" از پخش اخبار هیجانی و پرسروصدا خودداری میکنیم. جامی میگوید: "اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور میخواهد بشنود که فقط احمقها به احمدینژاد رأی دادند. ما هرگز چنین توهینی (به مردم ایران) نمیکنیم." در بارة فرازهای سخنرانی احمدینژاد، مانند این گفته که ایران همجنسباز ندارد، رادیو زمانه گزارشی پخش نکرد.
farzaam john kambiz2007 davarkhan 1000 peyman007 saayeh farnazzzz Nicolas satch na2mota Amirkhan seta Shannon tondar_m ultra_ehsan webcharkh mahjad marooned daanial

کاملاً موافقم. صدای آلمان و بی بی سی را هم اضافه کنید. تنها "صدای آمریکا (VOA)" است که کمی متفاوت عمل می کند و ملاحظه و ترسی از جمهوری اسلامی ندارد.
اما مطابق آمار الان صدای آمریکا مورد اعتماد ترین رسانه از دید مردم است! از دید مردم این رسانه بیش از سایر رسانه ها(داخلی و خارجی) بی طرفی را رعایت می کنند. سعی می کنم این آمار را پیدا کنم و در اختیار شما قرار دهم. آیا این هم یعنی تکرار 28 سال کارهای اپوزیسیون؟ آیا اگر فردی رادیو زمانه را متهم به سانسور اخبار کند یعنی می خواهد رادیو زمانه مثل ارگان های اپوزیسیون عمل کند؟
تا آنجا که من هم می بینم و می شنوم، همینطور است، گرچه آمار دقیقی وجود ندارد ولی بدون شک "صدای آمریکا" بییندگان و مخاطبان بسیار زیادی دارد.
با همین تهمت زدن به میانه رو هایی مثل رادیو زمانه و خاتمی و ... تا حالا باعث شدن نصف مردم تو اتنخابات شرکت نکنن و امثال (درست نوشتم؟) احمدنیژادی هر روز قدرتمندتر بشن.
ببخشیدا !!!!! رادیو زمانه به کنار، توقع آنچنانی نداریم، ولی خاتمی که خائن از آب دراومد. بابا تا کی خاتمی خاتمی می کنید؟!!!! بس نیست؟!!!! بابا خاتمی از لحاظ سیاسی مردددددددد. چشماتونو باز کنید.
بی بی سی اول باید مشخص کند که منبع درآمدش چیست.(تبلیغات که ندارند) مگر ممکن است کسی در راه رضای خدا از جیب خود هزینه کند!
بی بی سی به شکل عجیبی اخبار دانشجویی را منتشر نمی کند! یا پس از گذشت دو روز تازه ماجرا را شرح می دهد. دلیلش هم اینست که می دانند خبر رسانی به موقع ممکن است باعث بسیج عده ای شود.
به هر صورت اینجا بحث از رادیو زمانه است و خوب است انتقادات از این رسانه مطرح شوند.
یک بحث چه باید کرد و چه نباید کرد را داورخان راه انداخت و فکر می کنم باید خودش ادامه اش دهد. شما باید "عناصر میانه" را تعریف کنید و اینکه میانه ها چه هدفی را دنبال می کنند و اینها با چه برنامه و روش و سازمانی می خواهند/می توانند در راه هدف نهایی گام بردارند. بعد می توانید بنا به استدلالهایتان یک راهکار میانه ارائه دهید. اینکه "من اعتقاد دارم" که استدلال نیست!
من یک سوال مشخص میکنم. آیا این استدلال را برای همه جا قبول دارین؟
امریکا: نتیجه 8 سال ریاست جمهوری کلینتون شد بوش
فرانسه: نتیجه 8 سال ریاست جمهوری شیراک شد ساراکوزی،
ایران زمان شاه: نتیجه حکومت شاه شد خمینی
ایران باستان: نتیجه حکومت داریوش و کورش شد سلسله شاهان بی عرضه ای که یکی یکی خاک مملکت را به باد دادن
اشتباه شما اینه که فکر می کنید جمهوری اسلامی اصلاح پذیره، جواب من را لطفاً بدبد. آیا با آدمهای مثلاً میانه ای که 8 سال قدرت را در دو سنگر قوه مجریه و قوه مقننه ( دولت و مجلس) در دست داشتند، شد جمهوری اسلامی را اصلاح کرد؟!!!
انتظار دارید در یک فضای بسته ی سیاسی و رسانه ای، با این همه تحریف و دروغ پراکنی و مردم فریبی در رسانه های وابسته به رژیم، مردم در مورد سکولار چیزی یشنوند و ببینند؟ نه عزیز جان، تا این رژیم ِ لعنتی مثل اختاپوس روی ایران افتاده، شما توقع ِ رواج خرافات بیشتر داشته باشید تا آموزش دموکراسی و سکولاریسم. اصل، سرنگونی جمهوری اسلامیست.
یک بار دیگه میگم من نه مذهبیم نه از ریخت اخوند خوشم میاد. ولی میگم راه چاره همینه
عزیزم شما داری اشتباه بحث می کنی. آمریکا و اروپا در درون خودشون کاملاً دموکرات هستند و با آمدن یا رفتن این رئیس جمهور و آن رئیس جمهور، چیزی از فضای باز سیاسی، آزادیهای موجود و دموکراسی کاسته نمیشه. آیا با آمدن جورج بوش در آمریکا روزنامه نگاران زندانی شدند؟!! آزادی بیان از بین رفت؟!!! یا در فرانسه اتفاق خاصی افتاد؟؟؟ شما سارکوزی را با احمدی نژاد مقایسه می کنید؟!!!! عجیبه والا!
همه مقصریم که نتوانستیم در یک روش مشترک به توافق برسیم. نه کسانی که در انتخابات شرکت کردند به هدف خود رسیدند(انتخاب معین یا هاشمی) و نه آنها که شرکت نکردند به موفقیتی که مورد انتظارشان بود دست یافتند(سلب مشروعیت از نظام). این یعنی ما نتوانستیم در یک روش مشترک به توافق برسیم و طبیعی است که نتیجه اش شکست هر دوی ما باشد. بنابر این بهتر است از همین الان به این فکر کنید که روش صحیح کدام است و کدام روش بیشتر مورد قبول مردم است و... در نهایت هم تعصب بر روشتان را کنار بگذارید و اگر لازم بود با روشی که مطلوبتان هم نیست کنار بیایید که پراکندگی نیروهای منتقد بدترین نتیجه را به دنبال خواهد داشت.
کی من گفتم خاتمی بد است و که قبول کنم که چون بی بی سی با او بد است پس بی بی سی خوب است!! کل این فرضیه مشکل دارد. اگر خاتمی هم بد باشد و بی بی سی از او ننویسد این نمی تواند دلیلی بر "خوب" بودن بی بی سی باشد. بماند که من هرگز هم خاتمی را نفی نکردم.
قضیه شنود تلفن تو امریکا همونقد عجیبه که تو ایران زندانی کردن عماد باقی عجیبه. تو امریکا تو چند سال اخیر funding دانشگاه ها شدیدا کم شده و کنترل روی تحقیقات زیاد شده. به گروه های تندروی مذهبی میدان داده شده. اینا به نظر شما اشکالی نداره؟
برای من محالفین دو دسته هستند. مخالفین سازشکار که می خواهند با آرایش چهره، این عجوزه ای که نامش جمهوری اسلامی هست را خوشگل کنند و به جای عروس قالبش کنند که تا بحال به سختی شکست خورده اند ویک عده هم براندازان هستند که خواهان سرنگونی رژیم و تغییر حکومت هستند. من نیز روزی فکر می کردم که با اصلاحات میشود کاری کرد. افسوس که همه ی ما فریب خوردیم. بارها و بارها این بهزاد نبوی نایب رئیس مجلس ششم پس از جریان رد صلاحیت گسترده ی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هفتم، تهدید کرد که چنانچه در رد صلاحیت ها تجدید نظر نشود، ناگفته های بسیاری را برای مردم افشا خواهد کرد. اگر صدایی از اجدادمان از زیر قبر شنیدیم، از آقای بهزاد نبوی هم افشاگریها را شنیدیم!!! تمامش دروغ بود و هرگز نه بهزاد نبوی، نه خاتمی، نه کروبی ِ روباه و نه هیچ اصلاح طلب دیگری چیزی برای مردم از حقایق پشت بازگو نکردند و مردم همیشه نامحرم باقی ماندند و شعار شفافیت خاتمی، فریبی بیش نبود.
روزنامه نگاران زندانی را در آمریکا نام ببرید لطفاً. سند بیاورید و مستدل صحبت کنید. نام چند تن از روزنامه نگاران زندانی در آمریکا و دانشجویان زندانی در آن کشور را بگویید. با مدرک حرف بزنید
100%!! به قول عبدی اگر در سیاست یگوییم هیچ از هیچ به وجود می آید که باید در سیاست را تخته کرد. مثال ایران باستان شما ارتباطی با انتخابات امروزی که مردم در آن نقش دارند، ندارد. یعنی شما می گویید احمدی نژاد از هیچ به وجود آمد؟
من باید الان به کارهای شرکت رسیدگی کنم. نظر شما را در ساعات آینده مطالعه می کنم و به آن پاسخ خواهم داد.
اتفاقاً کاملاً برعکس هست. لطفاً منابع خود را ذکر کنید. مدرک و سند این حرف شما چیست؟!!! منبع مستقل لطفاًً!!!!
بله که هست. ببینید، کنترل مکالمات و شنودها در بسیاری از کشورهای جهان از جمله آلمان به شدت رایج است. اگر نمی دانید، بدانید که آلمان چندین برابر آمریکا مکالمات را کنترل می کند و در این امر از آمریکا جلوتر بوده و ید طولایی دارد. ولی این نه برای سرکوب ِ روزنامه نگاران و دانشجویان و جنبش های اجتماعی است. از این کنترل شنود برای دستگیری منتقدین و مخالفین هرگز استفاده نمی کنند. بلکه برای ردیابی تروریستها، قاچاقچیان انسان و مواد مخدر و مواردی از این دست استفاده می شود. شما هنوز نمی دانید که در کشورهای پیشرفته هرچقدر دلتان می خواهد می توانید پشت تلفن و یا علنی، از حکومت انتقاد کنید و پلیس هم اگر بشنود ویا به قول شما شنود کند، هرگز کسی را به این جرم دستگیر نخواهد کرد؟؟؟ در واقع از شنود مکالمات برای سرکوب و خفقان استفاده نمی کنند. دوست عزیز، من نمی دانم هرگز در خارج از کشور زندگی کرده اید یا خیر؟!! من تجربه ی هر دو طرف را دارم. لطفاً این قیاس ِ غلط را نکنید که سخت در اشتباهید
این یک حرف بدیهی است که ازادی در امریکا بیشتر از ایران است و در این شکی نیست. چیزی که من گفتم این بود که این ازادی ها تو چند سال اخیر کمتر شده. یا حداقل سرعت پیشرفت ازادی ها کمتر شده. فضای کنترل و ارعاب بیشتر شده. دقیقا مثل ایران.
نمیگم امریکا به بدی ایران شده. میگم تو هر دو کشور روند منفی بوده
در آمریکا اگر چیزی عوض شده، به خاطر وقایع 11 سپتامبر و تهدیدهای تروریستی هست. در ضمن اشتباه نکنید که کنترل ِ بیشتر لزوماً به معنای آزادی کمتر نیست دوست من!
می بینید که با وجود همین کنترلهایی که از زمان جورج بوش بیشتر شده، هیچ آزادی ای کمتر نشده . اتفاقاً حجم انتقادات تند نیز نسبت به دولت آمریکا بسیار بیشتر شده. آیا تا حالا کسی را در آمریکا به خاطر مخالفت با سیاستهای جورج بوش دستگیر کرده اند؟!!! شما موردی را سراغ دارید؟!! می دانید که چقدر از روزنامه نگاران آمریکایی مثل همین "سیمون هرش" در آمربکا با کاخ سفید علناً مخالفند و گاه گزارشات محرمانه را افشا می کنند؟!!! کی تا حالا به این خاطر دستگیر شده؟!! مقایسه شما از ریشه غلطه دوست من.
این مغلطه کردنه
حالا امیدوارم همه چی روبراه بشه. همه برگردیم ایران ....
ارزو بر جوانان عیب نیست
اینم یک صحرای کربلای دیگه.طعنه نزنید. اگر هم روز برگردم مملکتم، حقمه. ارث پدری هیچ بچه بسیجی و اصلاخ طلب ِ مردم فریب و حزب الهی ای نیست ایران. عزیز شما متاسفانه منطق بحث ندارید و میزنید جاده خاکی !!
شب و روزتون خوش!
مسلمه که ایران حق همه ایرانی هست از جمله بی دین و مسلمون و بچه بسیجی و هر نوع بچه دیگه که تو اون خاک متولد شدن.
شب شما هم خوش. ما هم میریم تو جاده خاکی ادامه بدیم ببینیم به کجا میرسیم
دوست عزیز من در مورد قدرت طلبان حرفی نزدم و اشاره ام به خود ما بود. در واقع اگر شما و 50% منتقدین حکومت اصلاحات را بی فایده بدانند و ساز خود را بزنند و آن سو هم 50% اصلاحات را تنها راه موفقیت بدانند و آنها هم راه خود را بروند نتیجه شکست هر دوی ما که در هدف با هم توافق داریم خواهد بود.
فعلاً ول کن نقد رو، دارند عوضی ها تعطیل می کنندش دولت فخیمه هلند که گویا فقط از حماقت حمایت می کنه
.
بی عرضگی بی لیاقتی دروغگوئی فریبکاری بودن یک ابدارچی متملق باعث شد که ااز او یک خائن بسازد
به هر حال به نظر می رسد رادیو زمانه در طول یکسال ناموفق نبوده است و از نظر کار رسانه ای نمره قبولی را گرفته است هرچند به نظر می رسد اقلیت محدودی به او نمره می دهند و در جذب آنچه عوام می خوانیم موفقیت چندانی نداشته است
من اسم این گلواژه رو میگذارم جوک سال بالاترین:
البته با این فلسفه که مسافر کشی پر طرفدارترین شغل جوانان است میشود درست در بیاید
هر کس بیاید فحش بدهد مثل نوری زاده و پیک نت برای شما می شود رسانه!!! بخوره توی سر همه تان رسانه های مورد تاییدتان.
این بهترین کامنت آقای نبوی بود اینجا
داور عزيز
اگر اپوزسيون ... وببواست چرا بيش از 100 نفر از انان در خارج از ايران ترور شدند وقتي خاتمي با 24 ميليون راي وداشتن مجلس وشورا شهر اسم يك خيابان تهران(خالد اسلامبولي) را نمي تواند عوض كند ايا رفتن به همان راه 28 سال تکرار شده اصلاحات در چارچوب فقه شيعه بی نتیچه دوباره فايده اي دارد?
نوري زاده وپيك نت زياد مستدل تحليل نمي كنند اتفاقا انها از احمدي نزاد يك ديو دو سر مي سازنند كه با اكراه مردم به رفسنجاني روي اورند
این بلوغ عقلی است که از ادبیات شما تراوش می کند؟! به هر روی همیشه سعی کرده ام که بحث را تا حد ممکن مستدل و منطقی پیش ببرم و ادعای آن ندارم که حتماً چنین بوده ام. اما شما و همفکرانتان با یک ادبیات سلبی و عامیانه سعی می کنید از چهارچوب بحث خارج شوید. تصمیم گرفته ام که به کسانی که با چشمان بسته و بدون لحظه ای اندیشه فقط "نفی" می کنند پاسخی ندهم. اما چون به شما این را اعلام نکرده بودم پساختان را خواهم داد و ادامه بحث بستگی به این خواهد داشت که احساس کنم لحظه ای فکر هم کرده اید.
اگر مایل بودید در این نظر سنجی شرکت کنید تا نتایج آن را هم ببینید. تعداد شرکت کننده را هم ملاحظه کنید و در نهایت قضاوت با خودتان. البته نمی دانم چقدر در قضاوت هایتان علم را هم دخیل می کنید. دست کم این موضوع را در نظراتتان کم دیده ام و البته این طعنه نیست. دوستان می توانند نظرات شما را دنبال کنند تا به کیفیت آنها پی ببرند. اگر هم به بحث علمی هم اعتقادی ندارید از دوستانتان در ایران سوال کنید که مشاهداتشان چیست و چه تعداد خانواده را می شناسند که از شروع برنامه صدای آمریکا به تماشای آن می نشینند و حتی بسیاری می گویند "این صدای آمریکا معضلی شده چون باعث شده 4 ساعت از وقت ملت پای این تلویزیون بگذرد".
من فقط نظری که بالاتر داده ام را عیناً کپی می کنم تا بفهمید چرا می گویم با چشمان بسته فقط اضهار نظر می کنید.
چقدر جوابت مستند و کوبنده بود. توصیه میکنم این را بعنوان یک لینک مستقل پست کنید تا بیشتر افراد در این نظر سنجی شرکت کنند. حالا میفهمم چرا بعضی ها از این جوابت بر انگیخته شدند.
افرین
نظر سنجی هم ارزانی خودت و همپالگیهایت که بعدا بتوانید با 4 تا و نصفی رای حکم هم صادر بکنید. اتفاقا ادبیات شما ادبیات بازار که نه راننده تاکسی گونه است یک نگاه بندازید به جماعت عربده کش خود و کاربران خوش سابقه ای در حال تشویق شما هستند خدا رو شکر اکثرا در این بالاترین بعد از این چند ماه شناخته شده هستند.
راجع به موفقیت صدای آمریکا من هم موافقم که هر حیوانی رو دعوت میکند و مصاحبه میکند مثلا عبدالمالک ریگی تروریست آدم کش رو هم دعوت میکند و آقای نوری زاده هم خط میدهد.
وقتی میگویم به بلوغ عقلی نرسیدید نباید گله کنید.
من هم واقعا حوصله ندارم این همه مهمل بخوانم لطف کنید در دو یا سه خط جواب بدهید نه هر بار با 5 نظر هر کدام 5 خط و گرنه از پاسخگویی معذورم که شدیدا در خواندن مهملات بی حوصله ام.
ضمناً اگر انتقادی از رادیو زمانه می شود صزفاً تلاشی است برای هر چه بهتر شدن این رسانه و نه حذف آن. مگر ما کلاً چند رسانه داریم که خواستار حذف یکی از آنها شویم آن هم فقط به خاطر برآورده نکردن "همه" خواسته های ما! اینجا قصد ما نقد عملکرد این رسانه بود و دلیلی وجود نداشت که نقاط مثبت ذکر شوند. اما بازگو نکردن جنبه های مثبت دلیل بر نبودن آنها نیست. اینجا فقط با طرح انتقادات سعی می کنیم بر کیفیت یک رسانه بیافزاییم. اما متاسفانه باز از همان فرهنگ نقد باینری استفاده می کنیم که یا فلان رسانه مطلقاً مورد تایید است یا مطلقاً به درد نخور. فلان آدم چون با نظر من مخالف است مطلقاً "خوب" است و دیگران مطلقاً "مزخرف"!
نداشتن وقت مشکل شماست نه من. ضمناً بهتر است یا به همان دلیل کمبود وقت جواب ندهید یا اینطور باز با کلی گویی و اتهام بستن طفره نروید. آن نظر سنجی یک ابزار علمی است، یا مستندی که آن را نقض کند بیاورید یا لطفاً وقت گرانبهایتان را هدر نکنید.
چه بهتر که آمار هر چه بیشتر به واقعیت نزدیک شوند. اما الان حدود یک ماه از آغاز این نظر سنجی می گذرد و تا همین الان هم خیلی ها در این نظر سنجی شرکت کرده اند. همیشه هم بسیج نیروهای حکومتی برای شرکت در این نظر سنجی ها وجود داشته اما با همه این تفاسیر نتیجه این شده! لینک نظر سنجی از طریق ایمیل و IM ها آنقدر ارسال شده که با تغییر جزئی درصد ها خود درخواهید یافت که تعداد شرکت کنندگان چقدر زیاد بوده است.
شما هم جزو اپوزیسیون هستید.... پس سعی کنید هیچ وقت جزو اون دسته ای که خودتون گفتید نباشید.
به عمل ....
نمونه قابل ذکر دیگر از این گونه رادیوها برنامه فارسی بنگاه سخن پراکنی انگلستان است که آقای ... قلم فرصت طلب ترین ،سیاسی بنویس درحکومت پیشین ودر جمهوری اسلامی، مرتبا پشت میکروفون آن سخن پراکنی می کرد. بعد از خروج از ایران هم همین جا ودر شرایط تبعید!! همان راه وروش را با موفقیت وبا خوشنامی! ادامه می دهد. ما اخیرآ وبطور ناگهانی در مطلبی رپرتاژ گونه در سایت گویا خبر از ایجاد یک رادیو دیگر می شود، با نام رادیو زمانه ، اما دولت کشور کوچک هلند بعد از اینکه کشتی اصلاحات به گل نشسته ،با چه نیتی وارد گود می شود؟ بهتر است ابتدا به سوابقی که از دل آن رادیو زمانه سر برمی آورد اشاره ای گذرا داشته باشیم.
آقای مدیر رادیو وسایت زمانه مهدی جامی- که در مصاحبه با سایت گویا دایم با تحسین وستایس گزارشگر مواجه شده. شرح می دهد چگونه به مدیریت این رادیو انتخاب شده است .آقای جامی میفرماید:( نقل به معنا) که بطور ناگهانی! چشمش به یک اطلاعیه در سایت گویا می افتد که دولت هلند در جستجوی یک مدیر برای یک پروگرام رادیویی است. جناب جامی خیلی بی ریا در صف متقاضیان می ایستد، بعد هم به خاطر نبوغ ذاتی اش !با نمره 20 قبول می شود. البته برای اینکه خواننده خیلی جا نخوردونسبت به این انتخاب دچار تردید نشود اضافه میکند که سالها با رادیو بی بی سی کار میکرده است با این سخن ایشان راز اعتماد مقامات موسسه مستقل هلندی به آ قای جامی گشوده...
مطالب فوق را من يك وسال ونيم پيش در سايت ديدگاه ديدم اول به نظرم نويسنده اغراق گر بود متاسفانه بامرور زمان بيشتر به واقعيت مطالب پي بردم
به نظرم مهدی جامی و دست اندرکاران رادیوزمانه همین کامنتهای زیر این لینک را ببینند به خیلی از نظرات متناقض و حقیقی ما ایرانیان پی خواهند برد
اینها اگه بهشون پول برسه، مال آقا هم باشه براشون تبرکه و در هوا می زنند
حق با تو است مثل شهره اغاداشلو وشوهرش هوشنگ توزيع كه به ايران سفر كرد مثل فرخ نگهدار-كاظم كردواني-مهران براتي-عبدالكريم لاهيجي -خان بابا تهراني -سيد حسين نصر وپسرش و عليرضا نوري زاده واسيه چند سفرخارجي در كنفرانسها وميكروفون اين راديو دولتيها كه باباند اقتصادي اكبر مصلحت سروسر دارند شده اند چمدان كش شيرين عبادي وخاتمي در فرودگاهها به قول هادي خرسندي اينها قمپزسيون هستند كه با اصلاح طلبها واكبر مصلحت سروسريدارند
همین الان فکر می کنم برخی وبلاگها حتی بیشتر از این هم بازدید کننده در ماه دارند!
در ایران خیلی ها اسم سایت رادیو زمانه را نشنیده اند، در عوض بخوبی دویچه وله، بی بی سی فارسی و رادیو فردا را می شناسند... حتی در برخی کافی نتها، رادیو فردا به صورت مستقیم و از طریق اینترنت پخش می شود...
باید فکری برایش بکنید... این گزارش، در برخی زمینه ها بی ربط هم نیست
موافقم
این را هم کاملا باهاش موافقم
امروزبايد دقيق بگوييم طرفدار يك قانون اساسي ليبرال دموكرات ولاييك هستيم در غير اين صورت وضع مردم ايران بدتر مي شود وبدتر
هانا آرنت اندیشمند برجسته وضد فاشیسم آلمانی:«شکل گیری حکومت های خود کامه بدون حضور روشنفکران کوته بین ونادان ممکن نیست، این روشنفکران در عمل به رژیمی خدمت می کنند که مدعی مبارزه با آنند
چند نکته قابل اشاره اینها هستند
1- چرا فقط یک عده معدود با این رسانه همکاری می کنند.
2- چرا با اینکه در جذب مخاطب موفق نبوده اند اصرار بر ادامه شیوه قبلی دارند و در ایجاد تحول هیچ اقدامی نمی کنند؟
3- این بودجه 2 میلیون و هشتصد هزار یورویی با چه هدفی به این رسانه اختصاص یافته و چگونه قرار است به آن هدف دست یابند(با توجه به محتوای سایت)
4- چرا باید اخبار، تحلیل ها و مطالب سانسور شوند. مثال سانسور خبری در نوشته روزنامه آمده است اما وقتی تهیه کننده مطالب و تحلیل ها یک عده خاص هستند این به معنای سانسور شدن بقیه است!
5- چرا پیوندها فقط به جریانات خاصی است
6- و موارد جزئی تر که شرح آنها در اینجا ممکن نیست و سعی می کنم که پس از آنالیز عملکرد این رسانه و تهیه آمار از آن، را در نامه ای به مسئولین سایت آنها را شرح دهم.
اینکه افرادی حتی معتقد با اصلاح نظام در چهارچوب دین و قانون باشند هم نمی تواند به معنای این باشد که اینها عامل حکومتند. در جامعه آزادی که شما آرزو دارید آیا افراد آزادی انتخاب روش ندارند؟! هرچند که برای من روشن است که مثلاً شیرین عبادی نه اعتقادی به دین دارد و نه به نظام و اگر این چهارچوب ها را نمی شکند تنها به این دلیل است که نمی خواهد او هم مانند اپوزیسیون خداستیز گوشه نشین شود و حرکتش متوقف شود.
این روش شماست. بپذیرید که ممکن است افراد مختلف روشهای مختلفی داشته باشند. همانقدر که برای شما خنده دار است که امروز کسی اصلاح طلب باشد و به درستی روش خود ایمان دارد، اصلاح طلبان هم روششان را بهترین روش می دانند. (اصلاح طلبان قدرت طلب را نمی گویم، کسی که واقعاً قصدش اصلاح سیستم است). نباید به این دلیل که عده ای مثل ما فکر نمی کنند مدام به آنها تهمت و برچسب بزنیم.
اگر در دیکشنری نگاه کنید خوب ان دیگر اسمش اپوزسیون نیست او پوزسیون حکومتی است.حکومت جمهوری اسلامی ایدولوژیک ارتجاعی است تاریخ هم ثابت کرده حکومت های ایدولوژیک مانند نازیسم کمونیسم سقوط خواهند کرد امابنا به گفته هانا آرنت اندیشمند برجسته وضد فاشیسم آلمانی:«شکل گیری حکومت های خود کامه بدون حضور روشنفکران کوته بین ونادان ممکن نیست، این روشنفکران در عمل به رژیمی خدمت می کنند که مدعی مبارزه با آنند
اگر در دیکشنری نگاه کنید خوب ان دیگر اسمش" اپوزسیون" نیست انان "پوزسیون "حکومتی هستند.حکومت جمهوری اسلامی ایدولوژیک ارتجاعی است تاریخ هم ثابت کرده حکومت های ایدولوژیک مانند نازیسم کمونیسم سقوط خواهند کرد امابنا به گفته هانا آرنت اندیشمند برجسته وضد فاشیسم آلمانی:«شکل گیری حکومت های خود کامه بدون حضور روشنفکران کوته بین ونادان ممکن نیست، این روشنفکران در عمل به رژیمی خدمت می کنند که مدعی مبارزه با آنند .
1400 سال است اسلام نتوانست جهاد وسنگسار وشلاق را اصلاح کند جای دین تنها در مسجد سنتی است وگرنه منجر به فاشیسم می شود
خیلی از اصلاح طلبها هم با عبارت بالا موافقند. اما یکی مثل شما معتقد است که این اعتقاد باید فریاد زده شود و فراموش می کند که طبق همین آماری که لینکش را اینجا هم گذاشتم هنوز بیش از 70% مردم ایران مذهبی هستند! و یکی دیگر سعی می کنند خشونت سنگسار را به تصویر بکشد تا بدون اشاره مستقیم که منجر به واکنش متدینین شود، دین اجتماعی را زیر سوال ببرد و در ذهن مردم سوال ایجاد کند. اینکه کسی در چهارچوب این قانون فعالیت کند دلیلش این نیست که آن قانون را بی نقص می داند یا آن را قبول دارد. شاید ترجیح می دهد در ایران به مبارزه اش ادامه دهد و این را موثرتر می داند.
اینهاکه ماشاله سالی به 12 ماه در سیر وسفرند وژست گرفتن جلوی دوربینهای تلویزیونی خارجی که ما اصلا مشکلی خاصی نداریم تنها با همیاری اصلاح طلب همه چیز حل می شود بابا 80 درصد مردم زیر خط فقرند اما2 میلیون بسیجی مزد بگیر حکومتی و300 هزار پاسدار وصدها هزار معمم
کدوم اصلاحات از چی صحبت می کنید ?
تا فردا
پیشنهاد میکنم بدون دعوا کردن و فحش دادن فضایی ایجاد کنید تا به این موضوع بپردازیم.
وقتی گفته میشود توقع ما از رادیو زمانه بیش از وضعیت فعلی است به معنای این نیست که دلمان میخواهد لزوما در هر برنامهای به جمهوری اسلامی فحش خوار مادر داده شود.
کدام آدم عاقلی از یک رسانه رادیویی چنین انتظاری را دارد؟
ضمنا قرار نیست که جمهوری اسلامی توسط رادیو زمانه ساقط شود.
هیچ کس این توقع را از رادیو زمانه ندارد.
ولی اینکه این رادیو عملا بر روی وقایع سیاسی داخلی . خارجی ایران ماله کشی میکند و بهانهاش هم همین است که ما کار فرهنگی میکنیم قابل قبول نیست.
اگر موافقید بدون اینکه به حاشیه بپردازیم بیاییم روی عملکرد این رادیو بحث کنیم.
موفق باشی علی جان
من هم به همین امید شروع کردم اما نشد. بحث مدام منحرف می شود.
برادر عزیز ! بحث بر محور اصول می چرخد مهدی جامی و حلقه ارادتمندانش تریبونی را گرفته اند . بعد از گذشت بیش از یک سال این تریبون شده است صدای عده ای که من هم برای آنها احترام دارم اما صدای دیگری شنیده نمی شود . نحوه انعکاس اسلامس است . همه چیز وابسته به جناح مشارکت و طرفداران اصلاحات فرضی شده . حالا شما دم از گفت و شنود می زنید . نخیر ! بنده که در پاچه ام نمی رود . مهدی جامی باید جای خود را به کسی بسپارد که به غیر از ادبیات در زمینه های دیگر سیاسی اجتماعی کشور صاحب نظر باشد .
فقط در نقد این رسانه لازم است که من هم تاکید کنم من هم برای کسانی که در آن رسانه فعالیت می کنند احترام قائلم و این بحث هیچ ارتباطی با شخصیت ها ندارد.
من معتقدم یک تفکری بر رادیو زمانه مدیریت میکند که سعی دارد ژست میانه روی و دوری از سیاست٬ را بگیرد ولی عملا در جبهه حمایت از جمهوری اسلامی گام بردارد. اما چون نمیتواند این سیاست را به صراحت اعلان کند٬ گاهی یکی به نعل میزند و یکی به میخ.
ببينيد. متأسفانه خيلی از ما، هنوز تفاوت «رسانه» و «حزب» را درک نکردهايم. هنوز فکر میکنيم «روزنامهنگار» و «فعال سياسی (Journalist و Activist) به يک معنا هستند. رسانه و روزنامهنگار، هنگامی که به مرحله فعاليت و جهتگيری سياسی (يا اقتصادی و اجتماعی و ورزشی) برسند، ديگر روزنامهنگار يا رسانه نيستند.
وظيفه رسانه، اطلاعرسانی دقيق، بیطرفانه، منصفانه و متوازن است؛ و لاغير
اصولاً بسياری از اين نگاهها و تحليلها با اين فرض است که رسانه بايد «حرکت» ايجاد کند و تأثير بگذارد. اما رسانه، وقتی برای کسی هورا بکشد يا هو کند، مرده است. به همين دليل بسياری رسانهها، از راديو فردا و صدای آمريکا گرفته تا اعتماد ملی و کيهان، اصلاً مرده به دنيا آمدهاند. چنان چه شبکههای صدا و سيما و تلويزيونهای سياسی فارسیزبان هم
به نظر من، خيلی از «منابع» آن گزارش، میخواهند که راديو زمانه بلندگوی آنها باشد.
يادآوری يک نکته هم بد نيست
سايت بیبیسی فارسی (بعد از فيلتر شدن) ماهانه 20 ميليون بازديد (Hit) دارد. مطابق بيانيه خود راديو زمانه در يک سالگیاش، بازديد ماهانه اين سايت به چيزی در حدود چهار ميليون بازديد (Page View) رسيده است که رقم اندکی نيست. بحث آن حرف بازديدکننده منفرد (Unique Visitor) و آن هم تنها بخش خبری بود. اين 120 هزار نفر، اگر ده بار در ماه به سايت، سر بزنند، میشود يک ميليون و دويست هزار نفر
در ضمن، اين آمار هفت و نيم ميليون نفری هم خندهدار است! اين شايد شامل کسانی باشد که ماهی يک بار، سری به اينترنت میزنند. علاوه بر اين، همه کاربران اينترنت دنبال اخبار نمیگردند. خيلیها به چت و ايميل و دانلود و چيزهايي نظير اينها میپردازند. شايد رقم ايران...
اختلاف سر اصول زمانی رخ می دهد که مهدی جامی گزارشی ارائه کند و در آن عملکرد خود را در ترویج دموکراسی در ایران شرح دهد و بعد من بگویم راه تو غلط است و باید از یک راه دیگر می رفتی. فعلاً ما فقط درخواست کرده ایم که ایشان جهت تنویر افکار عمومی گزارشی را ارائه کند که نشان دهد در راه هدف گام بر می دارد. یقیناً گزارش "کیفی" که فقط بگوید ما با کار فرهنگی می خواهیم ترویج دموکراسی کنیم گزارش نیست. گزارش ایشان باید با ارائه کمیت ها علمی و مجاب کننده باشد. مثلاً n% از مردم ایران به مطالب فرهنگی علاقه دارند که در این میان m% معتای دموکراسی را نمی دانند و ما به روش فرهنگی قصد داریم این m% را به راه راست هدایت کنیم!
اول يک تصحيح:
در ضمن، عرض کردم که همه کاربران اينترنت دنبال اخبار نمیگردند. خيلیها به چت و ايميل و دانلود و چيزهايي نظير اينها میپردازند. بعيد میدانم رقم ايرانيان داخل کشوری که به دنبال خبر میآيند، بيشتر از نيم ميليون نفر باشد.
نکته ديگر اين که بودجه راديو زمانه، ماهيتاً با بودجه زيگزاگ و جديد مديا تفاوتی ندارد. چرا نمیرويد به آنها بگوييد که چرا به جمهوری اسلامی بد و بیراه نمیگويند؟
اين آمار را داريد؟ شما از مردم ايران، آمار داريد؟ از مردم دهاتهای تربت حيدريه هم پرسيدهايد؟ يا نکند فقط کاربران اينترنت را میگوييد که عموماً طبقه متوسط به بالای شهری تحصيلکرده جوان هستند؟
آيا از همه آن هفت و نيم ميليون پرسيدهايد؟ نکنيد «بالاترين» را معيار می دانيد؟
بحثم اين است که اصولاً ما شناخت درستی نه از «مردم ايران» داريم و نه حتی از «کاربران ايرانی داخل کشور»
خيلی راحت شما میگوييد فلان و من هم میگويم بهمان. در ايران (با عرض پوزش) شناخت واقعی آماری خيلی کم است و اين شناخت نادرست و ارائه تحليل و راهکار نادرست، میشود همان چيزی که شناخت اپوزيسيون از «مردم ايران» است.
دوست عزیز
اولا ما که با رادیو زمانه پدر کشتگی نداریم. فقط انتقاد داریم. اینکه چرا به زیگزاگ انتقاد نمیکنیم مانع انتقاد نکردن ما که نمیشود. درست است؟
در ضمن باز هم تکرار میکنم. هیچ کس از یک رسانه انتظار و توقع ندارد در برنامههایش مرتب به جمهوری اسلامی فحش بدهد. فحش دادن دلیل بر موجه بودن نیست.
ولی روی دیگر سکه را هم نگاه کنید. بازی بازی کردن با واقعیات سیاسی و کلیدی مملکت و ماله کشی بر جنایات حکومت و منحرف کردن اذهان مخاطب از موضوعات بحرانی کشور بسمت و سوی چیزهایی مثل خودارضایی بانوان و چرت و پرت های نظیر آن٬ باعث میشود آدم به این نتیجه برسد که این رادیو یک رادیوی بیخطر است برای نظام اسلامی.
این است انتقاد ما والا من نه با مهدی جامی پدرکشتگی دارم و نه ناراحت این هستم که چرا از آن بودجه بادآورده چیزی به ما نماسیده!
به گزارش خودشان دقت کنید تا متوجه شوید تعداد بازدید در یک ماه 120 هزار بوده است.
اتفاقاً بسیار مشتاقم زمینه ای فراهم شود تا پرسشها و انتقادات در مورد بی بی سی را هم مطرح کنم و آشکارترینش اینکه محل درآمد آنها از کجاست و چگونه بودجه شان را تامین می کنند. در حالی که تبلیغات هم ندارند، ادعای کار در راه رضای خدا را هم ندارند.
اما به قول دوستمان نقد رسانه های دیگر ارتباطی به نقد زمانه در اینجا ندارد.
سعی کردیم آماری که وجود داشته را ارائه کنیم. اما آیا مسئولین یک رسانه که باید ابتدا مخاطب خود را شناسایی کنند و برایش برنامه ریزی کنند آماری ندارند؟! ا
چرا با عرض پوزش؟ نبود آمار فاجعه جامعه ایرانی است. در مقایسه هم، هر حرف که بر مبنای آمار و نظرسنجی ها نباشد فقط "حرف" است نه حتی اظهار نظر. اما تهیه آمار برای یک رسانه وظیفه من نیست. یک رسانه اگر بر مبنای "هیچ" کارش را شروع کند خود می تواند زمینه اصلی ترین انتقادها را فراهم کند. من می گویم آنها گزارشی ارائه کنند و بگوییند بر چه اساس راه و روش خود را تعیین کرده اند و چرا حالا که موفق هم نشده اند تغییر روش نمی دهند. مگر داور در روز هم نمی نویسد؟ نوشته های روزش بیشتر خواننده دارد یا رادیو زمانه؟! چرا؟ مگر داور همان داور نیست؟!
اما انتقادهایی را هم می شود جدای از آمار وارد کرد...
بودجه بخش خارجی بیبیسی از طریق وزارت امور خارجه انگلیس تامین میشود.
با اینکه خود بیبیسی از دولت انگلیس مستقل عمل میکند ولی بخش خارجیش با هدف «اشاعه نقطه نظر دولت بریتانیا» بودجش تامین میشود. ولی اینکه در عمل چقدر دولت انگلیس در جهت دادن اخبار یا انتخاب سردبیرها نقش دارد را نمیدانم و باید از کسانی که تجربه کار در آنجا دارند پرسید.
مشکل از همین جا شروع میشود.
اصلاً مشکلمان پایهای است. مگر رسانه باید «خطر» داشته باشد؟ مگر یک نیروی مهاجم است؟ مگر یک حزب سیاسی (آن هم از نوع اپوزیسیون) است؟
چون در روز، طنز سیاسی روزانه مینویسد؛ با همان سبکی که حداقل 10 سال است من ميخوانم. اما در زمانه یک برنامه هفتگی بیشتر ندارد که چندان بهروز هم نیست.
جدای از این، بیشتر بخشهای نوشتههای دور و درازش در زمانه را قبلاً در دومدام منتشر ميکند. تازه انتشار مطالبش در زمانه هم چندان منظم نیست و البته با فاصله بسیاری از زمان پخش در رادیو (سه روز که هیچ، یک روز هم فاصله طولانی است)
ماهیت کارش در زمانه هم (به جز اخبار) اولاً رادیویی و در ثانی جدید (بهتر بگویم: ناآشنا) است. فقط هم همان بخش اخبار دگولسپرس را در دومدام منتشر نميکند که رسماً «سوخته» به حساب میآیند
چرا رسماً این قضیه را اعلام نمی کنند؟ چرا سال گذشته که از مدیر بی بی سی دعوت کرده بودند تا پاسخگوی سوالات کاربران بخش فارسی باشد با اینکه بیشترین سوالات در همین زمینه بود او به هر ترتیب از پاسخ صریح طفره رفت؟ از طرفی اگر واقعاً چنین باشد که شاعبه های فراوان دیگری مطرح خواهد شد که فکر می کنم اینجا جای بحث آنها نیست.
مساله فقط خبر نیست. واژه خبر را شاید خودم به اشتباه به کار برده ام اما مقصود کلیه مطالب است، اعم از اخبار، تحلیل ها، طنز و سایر مطالب. در مورد خبر روزنامه فولکس کرانت به مورد خوبی اشاره کرده و آن هم حذف صحبتهای احمدی نژاد در مورد همجنس گرایان است. آیا این سخنرانی که از 100 جا به طور مستقیم پخش می شد هم جای شاعبه دارد؟ پایخ مهدی جامی هم اگر شما را قانع کند مرا هم قانع خواهد کرد. در مورد سایر مطالب هم عرض کردم که وقتی فقط عده معدودی اجازه نشر مطلب در این رسانه را دارند این خود یعنی سانسور بقیه صداها و مطالب. مقصودم این نیست که همه انسانها در این رسانه قلم بزنند، اما می شود از همه جریانهایی که مقبولیت مردمی دارند نماینده ای را دعوت کرد.
اتهام زدن ساده است و اثباتش مشکل
این گونه مبهم حرف زدن، دردی را دوا نمیکند و از جنس همان قضاوتهایی است که (بلا نسبت بنده و شما) کیهان انجام میدهد.
فقط یک سؤال داشتم
آیا شما پرداختن به سانسور در موسیقی و ادبیات را (به اسم مجوز و مسائلی از این دست) «تلاش در جهت گسترش آزادی بیان» میدانید یا نه؟
آیا رسانه مطلوب شما، صبح تا شب باید بنشیند و «افشا» کند؟ جای ادبیات و فرهنگ در رسانه مورد نظرتان کجاست؟
دوست من
اگر انتقاد دارید، پیش از هر چیز باید به عضویت فلان همکار زمانه در بهمان گروه سیاسی اعتراض کنید.
هدف را قبلاً مشخص کرده و بعد بودجه را تخصیص داده اند. هدف ترویج دموکراسی در ایران است. حال باید گزارشی تهیه شود که امکان مقایسه این رسانه با رسانه ای مثل صدای آمریکا که هدفی مشابه را دنبال می کند فراهم شود. من برای نمایش آمار همین یک نظر سنجی را که البته تعداد زیادی شرکت کننده داشته را در اختیار داشتم و آن را ارائه کردم که نشان می دهد صدای آمریکا موفق شده در میان همه رسانه های داخلی و خارجی مورد اعتماد ترین مردم باشد. اینها هم بیایند و آمارهایشان را اعلام کنند. من با روش زمانه مشکل دارم. شما می گویید کارشان فرهنگ و هنر است، من می گویم بیایند توضیح دهند که هدف آنها چگونه به این روش محقق خواهد شد؟ تا به حال چه دستاوردهایی داشته اند؟ در مقایسه با دیگران چگونه عمل کرده اند؟ اصلاً مخاطبانشان چه کسانی هستند؟! و...فکر می کنم آمارها به نفع رادیو زمانه نخواهد بود.(اگر اینطور بود) سوال اینست که چرا روششان را عوض نمی کنند؟ همین آماری که از بازدید یک ماه ارائه کرده اند خود نشان از بسیاری ضعفها دارد. تازه آن آمار را روزنامه فولکس کرانت اغراق آمیز توصیف کرده است.
این سوال وکاملاً جدی است! شما خود به عنوان کسی که پایه گذار بالاترینی بوده اید که از دید خیلی ها بسیار موفق بوده...
اما در مورد محدودیتها هم بیایند و خیلی شفاف محدودیتهایشان را اعلام کنند. شفاف سازی خیلی از سوء تفاهم ها را برطرف خواهد کرد. اما به نظر شما این تیتر
نشانگر اینست که این مدیر قصد شفاف سازی دارد؟ با این ادبیات ایشان آیا واقعاً قصد دارد سوء تفاهم را برطرف کند؟
در ثانی، دستآورد صدای آمریکا و رادیو فردا چه بوده؟
شما به سؤال بنیادی من پاسخ ندادید: «آیا رسانه همان توپ و تانک یا قیام و انقلاب است که دستآورد داشته باشد!؟»
آیا این سایتهای اروتیک که بازدیدکنندگان وحشتناکی دارند، از بقیه سایتها و رسانهها پرطرفدارترند؟
اگر شما یک خبر را در بیبیسی یا زمانه بخوانید، راحتتر باور میکنید یا در صدای آمریکا و اسراییل؟ کیهان قابل اعتمادتر است یا مثلاً (مرحوم) شرق و هممیهن؟
اعتماد به رسانه با تعداد مخاطبانش رابطه مستقیم ندارد و به همین سادگی نمیشود پرسید. این چیزی است که باید سنجیده شود.
یعنی مثلاً بیبیسی بنویسد که مشکینی زنده است و صدای آمریکای محبوب شما، مرگ وی را اعلام کند. آن موقع یک نفر هر دو را بخواند (یا بشنود) و تصمیم بگیرد که به کدام یک میشود اعتماد کرد
ولی کلا با اینکه رسانههای مختلف به شفاف سازی بیشتر روی بیاورند موافقم. مثلا مخاطب بازتاب، بیبیسی باید بدانند که پول اینها از کجا میآید.
در مورد آمارهای اینترنتی هم الکسا تا حد خوبی نشاندهنده میزان بیننده است.
مگر فقط توپ و تانک دستاورد دارند؟ آیا شما فعالیت بی حاصل(منظورم زمانه نیست، پاسخ به شماست) را موفقیت می دانید؟!
طبق تنها آمار موجود موفق شده اند اعتماد بیش از 56% کسانی که در نظر سنجی شرکت کرده اند را جلب کنند که اختلاف زیادی هم با سایر رسانه ها دارد. به لحاظ عملی هم آماری ندارم که به شما ارائه کنم و فقط می توانم "حرف" بزنم(اعتقاد داشته باشم) معتقدم این رسانه(صدای آمریکا) موفق شده به شکل چشم گیری مفاهیمی چون حقوق بشر و دموکراسی را برای مخاطبانش معنا کند و اختلاف موجود میان تعریفی که حکومت از این مفاهیم کرده را با تعاریف بین المللی آشکار کنند. بسیار کسان را می شناسم که بعد از یک سال تماشای برنامه های صدای آمریکا شخصیت دیگری پیدا کرده اند. صدای آمریکا به خوبی درک کرده که مردم معنای مفاهیمی چون حقوق بشر و دموکراسی را نمی دانند و برنامه هایش را هدفمند برنامه ریزی می کند. عوامل موفقیت صدای آمریکا هم بسیارند.اما آنچه به بحث مربوط می شود استفاده از همه طرز فکرها بوده است. مثلاً شما دقت کنید که در زمینه حقوق بشر چقدر متخصص را به کار گرفته اند.
حالا سوال من از شما:
نقد زمانه چه ارتباطی به نقد صدای آمریکا دارد؟ اجازه دهید در فرصتی مشابه به نقد عملکرد آن رسانه هم بپردازیم که البته انتقاداتم نسبت به آنها هم کم نیستند
شما یک بعد قضیه را مطرح کردید که پاسخ من اینست که من هیچ اعتمادی به بی بی سی ندارم. اما وقتی حادثه مهمی در کشور اتفاق می افتد و صدای آمریکا اخبار آن را منتشر می کند و بی بی سی از این کار طفره می رود چه؟ می دانید چقدر از اخبار دانشجویی را سانسور کرده همین بی بی سی؟ از طرف دیگر من تا به حال خبری کذب و دروغ از صدای آمریکا نشنیده ام. (کاری به تحلیل هایشان ندارم، اخبار را می گویم)
من هم گفتم مقایسه کمی. یعنی مثلاً شما با وجود چنین بودجه ای پیش بینی می کردید موفق به جذب چه میزان کاربر در یک سال شوید، چقدر درآمد داشته باشید، چقدر به امکانات سایت اضافه کنید و ...در نهایت اگر این کمیت ها را با زمانه مقایسه کنیم آیا توانسته پیشبینی ها را محقق کند؟
اگر رادیو زمانه و زیگزاگ هم مثل رادیو فردا (و صدای آمریکا) و روزآنلاین بودند، مشکل حل میشد؟ این رادیوی جدید، قرار بود چه تفاوتی با قبلیها داشته باشد؟ تنها نامی جدید بر همان سبک؟ چه کالای جدیدی قرار بود در بازار رسانههای فارسی عرضه شود؟
به لحاظ کمی بله. یعنی موفق در جذب مخاطب و انتقال آنچه باید انتقال می داده اند. اما اگر منظورتان اینست که زمانه یک کپی از رادیو فردا شود خیر. یک رادیو فردا وجود دارد و کپی دیگری از آن به چه دردی خواهد خورد؟ اتفاقاً هر رسانه باید شاخصه هایی برای خود داشته باشد و با تکیه بر آنها خود را از سایرین جدا کند.
یک بار جواب دادم
اگر به سبک خودتان بخواهم نتیجهگیری کنم، باید بگویم «پس مشکل از رسانه نیست»
خب، ساخصه زمانه نسبت به رادیو فردا و روزآنلاین، یکی پرهیز از سیاستزدگی و توجه به فرهنگ و هنر است. دیگری نپرداختن به موسیقی به شیوه رادیو فردا که تنها هدفش جذب مخاطب است. سوم روي آوردن به مفاهیم جدید رسانهای از قبیل پادکست و شهروند-روزنامهنگار
البته اینها نظر من به عنوان مخاطب است و سخنگوی رادیو زمانه نیستم
بدون تعارف؛ روزآنلاین و رادیو فردا، رسانههای به سبک 10 سال پیش هستند؛ حتی اگر بر روی اینترنت منتشر شوند. (در مورد «صدای آمریکا» و سبک و فنآوری کارش، قضاوت با خود شما)
اگر یک رسانه قادر نیست قرارداد محکمی با کارکنانش ببندد، مشکل رسانه است. این یک مشکل کوچک هم نیست. البته این اتفاق در روز هم می افتد. مثلاً ستون طنز روز دست آقای نبوی است و ایشان گاهی هم که نیاز بدانند به جای طنز تحلیل سیاسی ارسال می کنند. البته ممکن است قرارداد ایشان متفاوت باشد و من هیچ اطلاعی از کم و کیف نحوه همکاری آقای نبوی با روز ندارم. اما به نظرم جدی گرفتن کار و قراردادها هم از پارامتر های مهم موفقیت یک رسانه است و مگر می شود که رسانه ای بابت طنزهای سوخته پول پرداخت کند و اگر می کند هم باز مشکل از رسانه است.
این عبارت:
را من بیان نکرده ام!
مطالب زیر ازسایت هادی خرسندی راجع به نوریزاده است
http://www.asgharagha.com/archives/001716.php
www.mano-paltalk.net/jeddi13/sar1910.htm